All language subtitles for 44rt5y5

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و تنظیم : علیرضا توسل و تیما ت. telegram: timagroupfilm

150 تا، مثل همیشه

150 تا...

مرسی

پس سلطان فروشنده‌ها...

...خسته شده؟

اعلیحضرت منتظرن روزنامه‌هاشونو براشون بیارن

حق با توئه پسر

مَمَن با عشق برات کنار میذاره

لازم نیست نگران باشی روزنامه‌ها نامه‌های عاشقانه‌شن

ولی بقیه باید خودشون برن دنبالش

بقیه که بازوهای تو رو ندارن به چشم خانوما نمیان

تو زندگی یا باید دلبری کنی یا باید عرق بریزی

تو از اونایی هستی که عرق میریزن

من پیرم، زشتم... رو مخت میرم؟

نه، کلافم میکنی

تو حواست بهش باشه، داره حالمو بهم میزنه

اینم صدتای تو میتونی بگی مرسی

مرسی

میتونی بگی صبح بخیر

صبح بخیر، مرسی، خداحافظ

50 تا بده

- پاسکال! - چیه؟

- دیگه همو نمیبینیم - روزی دو بار میبینمت

منظورم اینجا نیست، کلاً میگم امشب میرنتون درست کردم

اگه دوست داری...

میرنتون؟ الان نمیتونم شکم دارم

من میتونم کمکت کنم لاغر شی

میدونی چیه؟ تو یه عوضی هستی

حالا نه در اون حد

بیا ممن

پس پنجاه تای من چی؟

اوگوست، چرخ دوچرخشو چک کن زنجیرش میپره

امروز نمیتونم فردا خوبه؟

- آره ولی روت حساب میکنم - باشه، فعلاً

فرانس سوار! آخرین چاپ!

فرانس سوار آخرین چاپ! بفرمایید آقا، مرسی

فرانس سوار آخرین چاپ!

خانوم...

فرانس سوار، آقا

فرانس سوار آخرین چاپ!

فرانس سوار!

فرانس سوار خانوم نکنه میخواین اینو خرد کنم؟

- پول خرد ندارم - پس هر کی مال خودش

شما پولتونو نگه دارید منم روزناممو

هی! فرانس سوار

بفرمایید، فرانس سوار

لوموند هم میخرید؟ اینجوری همه چیو میفهمید و میتونید انتخاب کنید

چرا که نه؟

- میرسونمت؟ - نه مرسی

- خداحافظ پاسکال - خداحافظ

بیا اینجا!

اینجا، اینجا!

بیا اینجا! بیا اینجا!

بیا، اونجا نمون

سردمه

اینجا باد میاد بیا تو آفتاب

بیا اینجا

الان بهتر شد، نه؟

هنوز سردمه

نباید میپریدی تو آب! چه باحال!

چی شد که این کارو کردی؟

اگه بگم باور نمیکنی

بیا!

بیا، برگردیم رو پل

انگار از پلیسا خوشت نمیاد چیکار کردی؟

بانک زدی یا چی؟ - اگه میدونستی نمیخندیدی

- چیو میدونستم؟ - چه بلایی سرم آوردن

کی؟

یه زن

- نگو که بخاطر یه زن پریدی؟ - آره

خب، به من چه اینو درآر

زود باش

برگرد

صبر کن

آها، حالا...

پیرهنتو بده اینو بپوش

مرسی

- سیگار میکشی؟ - نه مرسی

دیگه سردت نیست؟

نه، ولی گشنمه

رو داری‌ها. سردته میگی گشنته میگی

که بقیه حلش کنن

الان باید بهت غذا هم بدم؟

- دو روزه هیچی نخوردم - غر نزن...

...اینجوری دل درد نگرفتی

بی پولی؟

آره

هیشکیو تو پاریس نمیشناسم

- از دهاتمون اومدم - دهاتتون کجاست؟

پویزه، تو کروز

- اونجا چیکار میکردی؟ - کارگری؟

کارگری؟ من مالک بودم

چی؟ مالک؟

داری سر کارم میذاری؟

پول ندارم ولی ملک که دارم داداش

ملک...

به به، چه خبره من که از این چیزا سر در نمیارم

حالا یا برو خودتو بنداز تو آب یا زمیناتو بفروش

بیا، 500 فرانک

برو یه چیزی بخور دیگه نبینمت

پس چرا از آب درم آوردی!

بیا... بیا بریم

ریمون! ریمون!

بیا

- سلام، میتونی مارو برسونی؟ - حتماً

بیا، یارو کروزیه بشین عقب

برو کنار، جا باز کن درو وا کن

باز دوچرخت خراب شد؟

چیزی نیست، فقط زنجیرشه

خانوم

یه تره فرنگی کم دارم

ببخشید پولت

کله پاچتون آقا پاسکال با یه تره فرنگی

فلفلو بده

مرسی

منتظر چی هستی؟ مگه خیلی گشنت نبود؟

خب آره، ولی تره فرنگی که غذای درست حسابی نیست

با بقیش خوبه با چیزی که تو فکرمه

جدی؟ به چی فکر میکنی میشه بدونم؟

به اون

باز که شروع کردی!

تو شوخی میگیری ولی برای من خیلی جدیه

موقع غذا خوردن جدیه

گاهی زنا هم جدین، ولی نه در حد خودکشی

چه فرقی با بقیه داشت؟

زنمه

منظورت زن عقدیته؟ محضر رفتی؟

آره

ببخشید

نمیدونی چقدر عوضیه

- پولت! - بله؟

- شراب بیار - الان میارم

برات مهم نیست

راستش نه، اصلاً

عیب نداره، برات میگم حق داری بدونی

نوش جان، پاسکال

حالا که چاره‌ای نیست...

تو ده باهاش آشنا شدم، تو پویزه

با بقیه فرق داشت از شهر اومده بود، از اوبوسون

چه شهری هم هست

طرز لباس پوشیدنش، آرایشش تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

من زود چشمم گرفتش اونم همینطور

فقط چشمش زمینامو گرفته بود مزرعه‌هامو، گاوامو

30 هکتار چراگاه تعجب نکردی؟

نه

اون میدونست چقدر می‌ارزن

خوشگل بود

پس تورش کردی، آره؟

به این راحتیا نبود با اون هیچی راحت نیست

اول باید عقدش میکردم - نشون میده اصول داره

تو انگار زیاد اهل این حرفا نیستی، نه؟

خب، ادامه بده

پولت، یه تیکه کیک برام نگه دار

هشت روز خوش بودم تا اینکه باجناقم اومد

باجناق اون یه آشغال به تمام معنا

هر کاری کردن دیوونم کنن موفق هم شدن

جوش نزن بیا یکم بخور

- باور نمیکنی؟ - چرا بابا، بخور

اصرار داشتن همه چیو بفروشم

که بیایم پاریس

همه چیمو ازم میگرفتن میانداختنم تیمارستان

خیلی دیر فهمیدم

- پولت، زردآلو نداری؟ - نه تموم شد

عیب نداره، همین خوبه

هر وقت سرش داد میزدم باجناقه گزارش مینوشت

جلوی مردم کاری میکردن که قاطی کنم

جلوی محضردار، کشیش

همه جوری نگام میکردن انگار مریضم

یه روز دیگه شورشو درآوردن یه دکتر از پاریس آوردن

- چی داری میگی؟ - آره، روانپزشک

از درمان حرف میزد

باجناقه میگفت: "کاترین راحت میشه" اونم میگفت آره

مجبور شدم فرار کنم

وای خدا... واسه همین پریدی تو سن؟

حقم داشتم تو نمیفهمی

تو رو که نخواستن بندازن تو تیمارستان

هنوز نه. ولی اگه پیش تو بمونم میندازن

پاشو بریم

- پول نمیدی؟ - هفتگی حساب میکنم، نسیه دارم

اگه تو حساب کنی اون 500 تومنو پس میدم

فردا میخوای چیکار کنی؟

- خداحافظ پولت - شب بخیر

- خداحافظ موریس - فردا میبینمت پاسکال

من اینجا زندگی میکنم

خب پس بذار ژاکتتو پس بدم

جایی نداری بخوابی، نه؟

نه

بیا بریم

خیلی لطف میکنی داداش

به من نگو داداش خوشم نمیاد

هر جور راحتی اسمت پاسکاله؟

آره، ولی همه جوکای نظریه پاسکال رو از برم

من دیدیه باراشه هستم دیدیه، خوشت میاد؟

خوشم میاد؟ عاشقشم!

یعنی شیفتشم

بجنب، رسیدیم

اینجاست

- فقط یه تخت داری؟ - اینجا که مسافرخونه نیست

بیا، تو اینجا بخواب

جات بهتره تشک من داغونه

وسطش گود شده چون فنراش در رفته

تمام شب راحت میخوابی فردا حالت خوب میشه

هی! به چی فکر میکنی؟

باید میکشتمشون

همین الان این فکرو از سرت بیرون کن

تو نمیدونی چه بلایی سرم آوردن پاسکال!

آه، میکشمشون!

هر روز یه چیزی درمیاوردن که دیوونم کنن. دیگه نمیتونستم

همه چیمو ازم گرفتن هیچی ندارم

فقط پول نیست خودمم ازم گرفتن

عادتام، علایقم

مثلاً شکار

تو نمیدونی شکار چیه برای من زندگی بود

اونجا تو پویزه کلی کبک بود

صبح با سگم میرفتم بیرون

با تفنگم یه دولول کالیبر 20، محشر بود

ولی اون قایمش میکرد که وانمود کنه من عقلم پاره سنگ برمیداره

اون وقت من...

ببین، بهتر نیست بری بخوابی؟

بخوابم و دیگه بیدار نشم

یه لیوان پر بخور تا فردا صبح راحت باش

بگیر، مثل داروئه

بخورش!

- پاسکال؟ - چیه؟

اشتباه کردی منو از سن درآوردی

ای بابا! دیگه خستم کردی!

من اهل سامری مهربون بازی نیستم نه کم نه زیاد!

اگه میخوای تمومش کنی...

ببین چقدر راحته، راه بازه! معطل چی هستی؟

بپر! طبقه هفتمه!

نمیتونی خطا بری! د یالا، بپر!

به نفعت نیست، نه؟

به جای قایم کردن تفنگت باید باهاش میزدنت

اینجوری با تو آشنا نمیشدم

اگه زنت 8 روز تحملت کرده، قدیسه‌ست برای من 2 ساعت هم زیاده

کجا میری؟

جایی که تو نباشی. اگه فردا هنوز اینجا باشی با کله از 7 طبقه میندازمت پایین

بهش فکر کن، شب خوش

کیه؟

منم

یه لحظه

باز میکنی یا نه؟ اگه تنها نیستی بگو

چقدر احمقی!

برای همین اینقدر طول کشید؟

موهامو شستم

پس تازه این چیزا رو گذاشتی سرت

منتظرت نبودم ولی وقتی منتظرتم، نمیای

چی شده؟ یه جوری هستی

جدی؟ عجیبه

عصبانی به نظر میای مشکلی تو کار پیش اومده؟

نه، مربوط به کار نیست

یه نفرو از سن کشیدم بیرون - چی؟

آره. حالا نمیتونم از سرم بازش کنم خونمه، تو تختم

آه... برای همین اومدی؟

چون جایی نداری بخوابی فقط همینه

خواهش میکنم بدترش نکن

- شام خوردی؟ - آره

خب، بگو ببینم چی شده؟

بعداً برات تعریف میکنم

این صداها چیه؟

از خونه ماریلوئه طبقه دوم سمت راست

ملوانش با 3 روز مرخصی اومده

در واقع 5 روز و 3 شب - عالیه

آره. به قول ماریلو خیلی شیطونه

هوای دریاست نیرو میده

به اون دیوونه فکر میکنم ممکنه برای همیشه بمونه

میدونی باید چیکار کنیم؟ برای آگوست یه خونه اجاره کنیم

- کجا؟ - خب، لب دریا

لب دریا...

به خاطر تو میگم

- خیلی طول میکشه؟ - من دیگه عادت کردم

برای خواب خوبه

اگه خوابت میاد...

بهتره بریم بخوابیم

به اون دیوونه فکر میکنی؟

آره

نمیدونم واقعاً دیوونست یا نه

اگه دیوونه بود، میپرید پایین و من تو دردسر میافتادم

بپره؟ کجا؟

خب، از پنجره

حتماً خیلی خوش میگذره دوتایی با هم

مطمئنی دیوونگیش به تو سرایت نکرده؟

شاید، آره. اعصابمو خرد میکنه من آدمای عادی رو دوست دارم

حتی منو نبوسیدی

یه چیز مسلمه تو کاملاً عادی هستی

میخوام نفس بکشم، میشنوی؟!

- دیر وقته - برام مهم نیست دیر وقته!

عوضی!

باورم نمیشه از قصد اینکارو میکنن؟

این ملوانه قراره تمام شب ادامه بده؟

خدای من!

- چی شده؟ - صدای ضربه‌ها

چی؟ صدای ضربه‌ها؟

سلام لویی صبح بخیر

عجله داری؟

آره، عجله دارم چی شده؟

آه خب... خب...

سلام ممین

عصبانی هستی؟

امروز چقدر مهربون شدی

چرا به خاطر اون احمق اینجوری فرار کردی؟

آره، یادم اومد گاز رو باز گذاشتم

بعداً برات تعریف میکنم

باشه

بیا، 100 تات

نه، امروز دو برابر برمیدارم

میخوای پولدار شی؟

- دقیقاً - امشب میای شام؟

- اون یارو هنوز اونجاست؟ - آره

پس وقتی رفت برمیگردم

تلافی میکنم!

نوبت توئه

مرسی. پنجاه تا، ممین

اینجوری نگیرشون بذارشون رو یه دستت، اینجوری

و اون دست آزاد برای پول آره، همینه

همین؟

نه، اینجوری که هر کسی میتونه باید داد بزنی

ولی باید بلد باشی چجوری داد بزنی

داد میزنی: "فرانس-سوار، آخرین نسخه!"

انگار کل پاریس دارن سرش دعوا میکنن

چقدر میتونم دربیارم؟

خب...

برای شروع روزی 300 فرانک

تو چقدر درمیاری؟

حدود 1500. باید دوره‌های مهم رو هم حساب کنی

اسپوتنیک‌ها، تور دو فرانس جنگ‌ها: دو برابر درمیاری

عجب!

میبینی، همه چی درست میشه دیگه به شکار فکر نمیکنی؟

- نه - آه!

میذارمت پیش خودم تو آلما مطمئنم موفق میشی

- فکر میکنی؟ - وقتی من میگم

- فرانس-سوار؟ - نه، مرسی

فرانس-سوار؟

فرانس-سوار! آخرین اخبار! بفرمایید آقا

فرانس-سوار؟

فرانس-سوار بخرید! اخبار لحظه آخر! بفرمایید

فرانس-سوار بخرید!

فرانس-سوار بخرید...

یه فرانس-سوار بدید

یه فرانس-سوار بدید

- مرسی - خیلی ممنون

فرانس-سوار بخرید! آخرین اخبار!

آخرین اخبار! فرانس-سوار بخرید!

فرانس-سوار آخرین نسخه! همه اخبار!

فرانس-سوار بخرید! آخرین اخبار!

چی شده؟ همشو نفروختی که؟

همین الان رد شد! اون تو پژو خاکستری، خودش بود!

- ولی کی؟ - زنم!

"زنم"؟

ولی من فکر میکردم زنت تو روستاست!

اومده خونم زندگی کنه با برادرش!

- خونت؟ - آره!

مگه خونه داری؟

معلومه که دارم

اگه جا داشتی بخوابی پس دیشب چرا اون نمایش رو درآوردی؟

- که تنها نمونم - ولی نگفتی خونه داری!

معلومه که گفتم

نه، درباره زمینات گفتی ولی اینو نه

مطمئنم تو رستوران بهت گفتم

تو داشتی میخوردی و گوش نمیدادی

دیدیه، تو چشمام نگاه کن و جواب بده

خونه کجاست؟

تو پاسی

- تو پاسی - آره

ولی نمیخوام برم! میندازنم سنت-آن

باز داری چرت و پرت میگی!

ببین، این چرت و پرته؟

کلیدای منه، کلیدای خونم

باشه میریم خونت

زنتو میبینیم و برادرشو

حالا میخوام همه چیو ببینم

و اگه راست نباشه بد میبینی

ماشینه... خودشه! بهت گفتم

واقعاً مال توئه؟

آره، رفیق مال منه

پس، بریم تو نه

چه خطری داره؟

لباس مخصوص به هیچی دیگه فکر نمیکنن

پاسکال، صبر کن

خوب گوش کن، دیدیه خوب گوش کن

اگه بخوان اذیتت کنن حالیشون میکنم. حساب زنتو میرسم

- برادرش چی؟ - اونم حالیش میکنم، اگه راست باشه

اگه داری چرت میگی... بریم - نه

هر جور راحتی

کسی اینجا هست؟

کی اونجاست؟

خانم

شما کی هستید؟

شما خانم باراشه هستید؟

بله...

خانم کاترین باراشه؟

بله، ولی این توضیح نمیده شما اینجا چیکار میکنید

ببخشید، ولی شما همسر دیدیه هستید؟

اتفاقی براش افتاده؟ تصادف نکرده؟

نه، نگران نباشید خانم

ولی... ببینید، شوهرتون سعی کرد خودکشی کنه

پرید تو سن. فقط یه کم آب خورد

سریع نجاتش دادم

ممنون که نجاتش دادید

ولی نجات برای چقدر؟

این سومین باره که سعی میکنه خودکشی کنه

دیدیه...

دیدیه خیلی مریضه

شما متوجه نشدید؟

خب...

48 ساعته که ناپدید شده

کجاست؟ چرا باهاتون نیومد؟

نخواست بیاد

البته...

بفرمایید بشینید، لطفاً

باید اعتراف کنم که من درکش نمیکنم

نه حرفاشو نه کاراشو

همش برام داستان تعریف میکنه و داستان...

...درباره سگش، شکار تفنگش...

درباره سگش و شکار باهاتون حرف زده؟

- بله

و احتمالاً درباره زمیناش تو کروز

بهتره همه چیو بدونید

نه شکاری هست نه خونه‌ای تو کروز

هیچوقت نبوده

شوهر من دروغگوئه مثل یه بچه میمونه

یه بچه که گاهی وحشتناکه

یه روز کار کردنو ول کرد و یه گذشته به عنوان زمیندار برای خودش ساخت

باغو نگاه کنید

چیزی که "چراگاه" صداش میکنه

یه بار سعی کرد خفم کنه چون یه موش کور چمنو خراب کرده بود

حتماً بهتون گفته که من میخوام بستریش کنم

خب...

بله، گفت

تا اموالشو تصاحب کنم

یکی از وسواساشه اموالش

خب، من میرم بهش میگم که دیدمتون...

...که حرف زدیم... و صادقانه...

میتونید متقاعدش کنید که برگرده؟

نمیگم امشب، البته فردا

برای من بهترین کار همینه، ولی...

- ولی؟ - گاهی انگار میترسه

میترسه خدا میدونه از چی...

از شما نمیترسه، برادرتونه که انگار زیاد دوستش نداره

بهش بگید تنهام

و بگید که تفنگشو پیدا کردم

شاید تصمیم بگیره بیاد

بدون اینکه بخوام پیش‌بینی کنم چی میتونم براش بکنم...

...نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم که کمکش کردید

ارزششو نداره. ولی میخوام یه سوال ازتون بپرسم

این وسواس‌ها، درباره تفنگ چراگاه‌ها، خلاصه همه اینا...

فکر میکنید میتونه خوب بشه؟

و نمیترسید یه روز...

...شما رو جای یه کبک بگیره؟

دیدیه شوهر منه، آقا

ولی درسته، ممکنه بد تموم بشه

خب، من سعی خودمو میکنم

خداحافظ خانم

به امید دیدار، آقا

دوست ندارید؟ خوب نیست؟

چرا، ولی گرسنم نیست

پنیر میخواید؟ پنیر بز داریم

نه، مرسی

دسرمو میبرم تو تخت میخورم

حالتون خوب نیست؟ منم همینطور شاید از گرماست

حتماً همینه شب بخیر، پولت

- خب، فعلاً - خداحافظ

دیدیه!

دیدیه، منم، پاسکال!

دیدیه، صبر کن، خواهش میکنم!

دیدیه!

دیدیه!

وایسا، مرد حسابی!

نزدیک نیا... نزدیک نیا!

تو با اونا همدستی میفهمم

مزاحمتونم؟ فکر میکنید دیوونم

آخرش برنده میشید واقعاً دیوونم میکنید

چطور همچین فکری میکنی؟

آره، اینو میخوان تو هم همینو میخوای

از قیافت معلومه رفتی طرف اونا

متقاعدت کرده، اعتراف کن!

گوش کن، آروم باش چت شده؟

خوشبختانه تونستم فرار کنم خیلی ترسیدم

ترس نجاتم میده

اگه باورشون میکردم، تا حالا لباس مخصوص تنم کرده بودن

و چون ازشون میترسم، فرار میکنم

وقتی اون مار پنجره رو باز کرد فهمیدم میخواد گولت بزنه

هیچوقت بازش نمیکنه

همه جا رو تاریک نگه میداره، از قصد

باز کرد تا عادی به نظر برسه

اگه همه چی عادی بود پس من دیوونم

و تو رو متقاعد کرده، نه؟

منو تو تاریکی نگه میداره همیشه تو تاریکی

بیا. بخور...

دیدیه، با آرامش گوش کن

فکر نمیکنی داری خیالبافی میکنی که باید عاقل باشی؟

بالاخره یه روز باید برگردی خونه، نه؟

آره

میبینی؟

یکی میخوای؟

بگیر

به این چی میگی رفیق؟

ببخشید، یادم رفت دوست نداری اینجوری صدات کنم

عصبانی هستی؟

اذیتت میکنم، نه؟ ولی دوستت دارم

اگه اینقدر دوستم داری چرا همه چیو برام روشن نمیکنی؟

برام مهم نیست پولدار باشی یا فقیر پس این داستانا چیه درست کردی؟

زمینات تو کروز شکارات، همه اینا...

- بهت گفته که واقعی نیست؟ - مگه خرم

وقتی میگم گولت زده پس باورم نداری؟

مدرک میخوای؟

بیا، اینم مدرک

ببین! کارت شناساییمه! کارت شناسایی چیز مهمیه

خب، آدرسو بخون بخون دیگه!

"پویزه، کروز". جواز شکارم: "پویزه، کروز"

و این کیه؟ منو میشناسی؟

تفنگ، سگم... نگاه کن، اینو!

"اداره مالیات پویزه" بازرس برای کی نوشته؟

آقای باراشه چی میگی؟

من دارم دیوونه میشم!

اول، تو رو باور کردم

بعد، زنتو. حالا تو رو و هیچی نمیفهمم

میفهمی چون میخوام برم خونم. میخوام باورم کنی

ولی نمیمونم فقط میرم پولمو بردارم

- حالا پول داری؟ - آره، پول دارم

دیروز نه، چون برای پریدن تو آب به 400,000 فرانک نیاز نداشتم

ولی اون پول مال منه میفهمی؟

400,000 فرانک! حتی اگه بترکن پیداش نمیکنن

جالب اینه که هر روز از کنارش رد میشن

چی داری میگی؟

تو میز تحریر قایمش کردم

میز تحریر قدیمی تو اتاق ته راهرو

اونقدر احمقن که هیچوقت فکر نمیکنن بازش کنن

با این حال، کلید دور نیست میدونی کلید کجاست؟

کلیدت برام مهم نیست

بهت میگم به هر حال چون دوستمی، هان؟

آره!

تو گلدون چینی که کنارشه، سمت راست

آره، آره، آره، آره، آره...

باورم نداری؟

نه

اگه نشونت بدم، باورم میکنی؟

- با مدرک، آره - پس میرم بیارمشون

اگه اون دو تا اونجا باشن حالیشون میکنم

صبر کن، باهات میام

چرا؟

به اندازه کافی حماقت کردی

مواظب باش، ها

زیاده‌روی نکن

یه چیزه که کمکت کنم یه چیز دیگه که منو تو دردسر بندازی

مطمئنی اون پول مال توئه؟

بهت که گفتم

باشه، بریم و بعدش هر کی راه خودشو میره

تمومه!

چقدر خوبی تو

بگو احمق

فردا باید 7 بیدار شم و دارم شب‌زنده‌داری میکنم

برای چی؟ برای کی؟

چون بچه نیاز داره دستشو بگیرن موقع رد شدن

و من، مثل یه احمق شدم پرستار بچه

قسم میخورم، عجب دنیاییه

راه بیفت، نمیخوام بغلت کنم

لعنتی! این نیست

گیج شدی بالاخره باز میکنی؟

آره، البته به این راحتی نیست

بده به من، عصبیم میکنی!

- مطمئنی همینه؟ - آره

- بیا، برو تو - پاسکال...

میترسم، نمیتونم بیا بریم

پولو ول میکنم، ولی نمیخوام ببینمشون، مخصوصاً اونو. بریم

آره، و فردا نظرت عوض میشه

من میرم، اینو بده

فقط، هشدار دادم بهت

اگه باز مثل دیروز کارتو تکرار کنی و مجبور شم بیام دنبالت، میبینی

کلید بزرگه مال اتاقک کوچیکه

کلید میز تحریر تو گلدونه از در پشتی برو تو

عجله کن قسم میخورم منتظر میمونم. قول میدم

الو؟ سریع بیاید یه دزد اومده تو خونم

خیابون ماندل، 14 خانم باراشه

آره، آره، همینه خیابون ماندل، 14

لعنتی!

دیدیه!

دیدیه!

دیدیه!

باغو بگردید! شما با من بیاید!

ریمون!

دستا بالا!

الو، دومون؟ اینجا بروسار خیابون ماندل، 14

یه قتله سریع کمیسر رو بفرستید

به پزشک قانونی هم خبر بدید، زود

- فکر کنم اینجاست - احتمالاً

- شب بخیر، کمیسر - شب بخیر، دکتر

پزشک قانونی رو خبر کردم

کار خوبی کردید ممنونم

ببخشید، داشتم شام میخوردم خونه براساک‌ها

عضو آکادمی و همسرش خیلی کسل‌کننده بود

روشنفکرا با دهن پر حرف میزنن

درباره همه چی حرف زدن: معماری فرانسوی-رومی با لابستر...

...مونترلان با پنیر...

...و وقتی تلفن زنگ زد داشتیم به موتزارت گوش میدادیم...

...و سالاد میوه میخوردیم

آه، پس بگید دکتر

نظرتون چیه مشتریتون از چی مرده؟

مشتری من؟ زیادی میگید

چند زخم روی سر که با یه جسم سخت ایجاد شده

شکستگی جمجمه، خونریزی خارجی خفیف

مرگ باید حدود سه ربع ساعت پیش اتفاق افتاده باشه

هیچ نشونه ای از درگیری نیست

در کل، مرگ آرومی بوده

اتفاقی اسلحه قتل رو پیدا نکردین؟

آه ببخشید، این وظیفه منه

خب... ممنون دکتر. سلام منو به خانواده برسونید

چطور میتونن 8 ساعت در روز تحملش کنن؟

اینو خودش هم همیشه از من میپرسه

- جناب سرگرد - شب بخیر آقایون

این خانم کیه؟

بیوه

خانم، تسلیت میگم

من سرگرد دودلو هستم

نمیخوام تو این شرایط اذیتتون کنم

ممنون جناب سرگرد

متاسفانه وظیفه من و شما اینو ایجاب میکنه

هیچکدوم از ما نمیتونیم اجازه بدیم

که این جنایت نفرت انگیز بی مجازات بمونه

درباره این جنایت چی میتونید به من بگید؟

در هر صورت، چطور متوجهش شدید

من داشتم میرفتم بخوابم

اینجا بودم که صدایی از باغ شنیدم

انگار یکی داشت با در پشتی ور میرفت

چراغ رو خاموش کردم...

آره، فکر کنم خاموشش کردم

بعد دیدم از زیر اون در نور میاد

اونموقع ترسیدم، به پلیس زنگ زدم

و بعد...

رفتم بالا که به شوهرم خبر بدم

ببخشید که میپرسم، شوهرتون خواب بودن؟

نه

شوهرم مریض بود، مشکل اعصاب داشت

گاهی کل شب رو بیرون میموند

بعضی وقتا هم چند روز تموم تو تخت میموند

من رفتم بالا، ولی شوهرم نه تو اتاق بود نه تو حموم

فکر کردم اونم حتما صدا رو شنیده و رفته پایین...

از پله های خدمتکاری که به آشپزخونه میره

حتما همینطوری رفته، وگرنه با هم روبرو میشدیم...

و نمیذاشتم بره پایین

وقتی فکر میکنم به خاطر همین بود

داشتم از اتاقش یا اتاق خودم میومدم بیرون، یادم نیست...

که صدای داد شوهرم رو شنیدم

نه، داد نبود، مثل یه ناله بود

بعد یه صدای کر کننده... دویدم پایین و...

بله، بقیه‌ش کاملا مشخصه چی شده

خیلی ممنون خانم. یه سوال دیگه...

وقتی شوهرتون رو پیدا کردید، فوت کرده بود؟

خب، آره. مطمئنم.

آره، مطمئنم، بله.

خانم، دیگه مزاحمتون نمیشم

اگه اجازه بدید یه نصیحتی بکنم: بهتره یکم استراحت کنید

نمیخوام شوهرم رو تنها بذارم

میدونم خیلی سخته...

ولی تو هر قتلی، کالبدشکافی اجتناب ناپذیره

بعد از تشریفات قانونی جنازه شوهرتون رو بهتون تحویل میدن

خواهش میکنم فردا تشریف بیارید دفترم...

تا اظهاراتتون رو تکرار و امضا کنید

سعی میکنم زیاد وقتتون رو نگیرم

خانم

سرکار

اسم این خانم چیه؟

خانم باراشه، کاترین باراشه

با نام خانوادگی ژولیوه. 28 ساله

و اون مرد؟

دیدیه باراشه. 49 ساله، مالک

مالک چی؟

ببخشید...

جناب سرگرد، اون شمعدون...

همیشه روی میز کناری بود

شما جاش رو عوض کردید؟

سریع ببرش آزمایشگاه

- با این کشتنش؟ - نگاه کن

مواظب اثر انگشت‌ها باش، که مثل همیشه پیداشون نمیکنیم

ناخواسته اسلحه قتل رو پیدا کردید

اوه، وحشتناکه

بهتره یکم بخوابید

یه آرامبخش بخورید، لازمتون میشه

فرضیه شمعدون درسته. میخواید یه نگاهی بندازید؟

زخم‌های سر، شکستگی جمجمه

مرگ آنی، دیگه چی باید بدونم؟

در ضمن، نه، تازه شام خوردم

ترجیح میدم زنده موقتی رو ببینم. فرستادینش ماشین؟

منتظر دستور شما بودم. اونجاست، تو اون اتاقک

خب حالا که اینجاست...

نه، از این طرف، جناب سرگرد

چه خبر شده؟

- چقدر؟ - 400 هزار فرانک، یه خرده پول

بیوه خوشگله، فکر کردم قتل عشقی باشه. حیف شد

دزدی معمولی که منجر به قتل شده - چی؟

من کسی رو نکشتم! اومدم پول رو برای دیدیه بردارم

مسئله اینه که دیدیه مرده

این دیگه خیلی جالبه!

همه اینجا دیوونه شدن!

دیدیه بیرون منتظرم بود! جرات نداشت بیاد تو

من باهاش اومدم که کار احمقانه‌ای نکنه

کاش رفته بودم خوابیده بودم!

چی میگه؟

این دیدیه نیست. من این مرد رو نمیشناسم

این دیدیه باراشته - بیست سال از اون بزرگتره

دیگه داری حوصلمو سر میبری

با 400 هزار فرانک گیرت میندازن، میگی برنداشتی

میگم ندزدیدم

- انکار میکنی که دیدیه باراشه رو کشتی - من هیچکس رو نکشتم!

وقتی جنازه رو نشونت میدن، میگی دیدیه باراشه نیست

حقیقته! من از آب نجاتش دادم!

میخواست خودشو بکشه به خاطر زنش و برادر زنش

بهم گفت پس‌انداز داره، جرات نمیکنه بیاد برش داره

کلیدها رو داد و بیرون در منتظر موند

حتی گفت کلید میز تحریر تو گلدونه

برای اینکه مو به مو انجامش بدم، باید بهم میگفت، از خودم درنیاوردم!

البته، مرده که نمیتونه مخالفت کنه

شما نمیفهمید؟

من دارم میگم این مرد دیدیه نیست

میشل، لطفا به خانم باراشه بگو بیاد پایین

با ملایمت، خواهش میکنم، ها؟

به جز این، شغلت چیه؟

فروشنده‌ام

روزنامه فروش

پاسکال کازالیس، متولد سیه‌نا، تابعیت فرانسوی از سال 38

آه، سیه‌نا... دو سال پیش تعطیلات فوق‌العاده‌ای اونجا داشتم

به من چه که شما کجا رفتید؟

آره، درست میگی

میتونستی ایتالیا بمونی، اونجا اعدام لغو شده

ولی اینجا... گیوتین هست

خانم، ببخشید، ولی این شخص ادعا میکنه...

چطور؟ همدیگه رو میشناسید؟

چند ساعت پیش با این مرد همینجا صحبت کردم

دلیلشو بگو. زود باش، بگو!

اومد بهم بگه که شوهرم رو از غرق شدن نجات داده

دیدیه افسردگی شدید داشت

دوره‌های افسردگی وحشتناکی رو گذرونده بود

ولی ساعت 8، وقتی دیدیه برگشت...

گفت این داستان درست نیست، هرچند به نظرش جالب اومد

حداقل نگفت خودشو انداخته بود تو آب؟

دروغگو

قسم میخورم داره دروغ میگه. دیدیه نمیتونست ساعت 8 برگشته باشه...

چون با من بود!

ببخشید، یه لحظه

وقتی این مرد اومد، شوهرتون همراهش نبود؟

نه، تنها اومده بود

اون بیرون منتظرم بود

بیرون؟ دیدیه همش دم در خونه‌تون منتظر شما بود

- چرا هیچوقت نمیومد تو؟ - میترسید

- از چی میترسید؟ - از اون و برادرش

جناب سرگرد...

آروم باشید، به گفته ایشون اون همون مرد نیست

طبق اظهارات...

- پاسکال کازالیس - پاسکال کازالیس

مقتول دیدیه باراشه نیست

چی؟

جرات میکنی انکار کنی؟

شما جنازه رو دیدید؟

مطمئنید شوهرتونه؟ واقعا میخواید بگید این دیدیه‌ست؟

خواهش میکنم، این وحشتناکه

وحشتناک؟ این بی‌شرمیه!

- یکم آروم باشید - دوست دارم شما جای من باشید!

تازه میگه آروم باش! میخواید دیوونم کنید؟

من دیدیه رو میشناسم! من از آب نجاتش دادم!

کاش پام میشکست. دو روز پیشم بود!

بهش جا و غذا دادم!

به من میگید این دیدیه‌ست!

تو عمرم همچین چیزی ندیده بودم

حالا چی شده؟

این آقا سعی داشت بیاد تو خونه

سعی نمیکردم بیام تو، داشتم میومدم تو

کاترین... تازه فهمیدم

خیلی وحشتناکه، فیلیپ

ببخشید آقا

فضولی نباشه اگه بپرسم...؟ - فیلیپ باراشه، برادر زنش

آها، برادر زنه پیداش شد! این هم از خیالات من بود؟

برادر زن، دوست شما، عوضی! خود دیدیه بهم گفت

چطور جرات میکنی؟

همیشه اینقدر دیر برمیگردید؟

هر شب، من مدیر سیرک زو هستم

بعد از تموم شدن نمایش برمیگردم

وقتی اطراف اینجاییم، اینجا زندگی میکنم

با سیرک تور میرم

جناب سرگرد، اگه حضورم ضروری نیست...

میتونید برید

ببخشید که زودتر نگفتم

لطفا جنازه رو شناسایی کنید

- بله، خودشه - خودش کیه؟

بگو دیگه بگو که دیدیه‌ست

دیگه داره مسخره میشه

راهی نیست ساکتش کنیم؟

همین الان هم میتونید سرمو ببرید

اون یکی مودب بود، ولی این عجله داره

جناب سرگرد، این دیگه خیلی زیاده، من هیچی نمیفهمم

دیگه نمیتونم. منو ببرید بازداشتگاه، ولی دیگه در این مورد حرف نزنید

خستم، میخوام بخوابم

شب بخیر ببریدش

- میشل، مراقبش باش - حتما

خیلی ممنون میتونید برید

باشه

فعلا سیرک از این منطقه نمیره؟

نه، تا 18ام سن دنی هستیم

تا 48 ساعت دیگه احضار میشید

سرکار، کی اول از همه وارد اون اتاق شد؟

من، جناب سرگرد

از کدوم در؟ اون یکی یا این یکی؟

در راهرو

کلید روی در بود؟

بله

- و در قفل بود؟ - بله، دو دور

هیچ اشتباهی نیست

دزد پول رو از میز تحریر برداشت

از اتاق نشیمن خارج شد و اونجا غافلگیر شد

کاملا واضحه

سرکار، شما هم قد و قواره کازالیس هستید

سعی کنید از زیر اون در رد بشید

چرا باید کلیدها رو میدزدیدم وقتی دیدیه داشتشون

20 بار اینو گفتم

عصبی نشید

یکی از این کلیدها میتونه کلید معما باشه

من آمادم، میتونم لبخند بزنم

برگردیم به این یکی، از کجا اومده؟

تو یه گلدون چینی کنار میز تحریر بود

- از کجا میدونستید؟ - دیدیه بهم گفت!

بیشتر از 20 بار تکرار کردم!

فراموش کرده بودم، ببخشید

شاید هم بهم گفته باشید و من متوجه نشده باشم...

چطور از اتاق خارج شدید بعد از برداشتن پول؟

چطور خارج شدم؟ از همون راهی که اومدم

از دری که به باغ باز میشه

دویدم تا در کوچیک، ولی دیدیه دیگه نبود

- به نظرتون باورنکردنی نیست؟ - چرا

خداروشکر، بالاخره در یه چیزی توافق داریم

خلاصه، من مجبورم حرفتون رو باور کنم؟

قبول کنید که کمکی نمیکنید

بیاید، یکم همکاری کنید

بگید دیدیه شما کجاست، اگه واقعا وجود داره

مال من یه مرده درجه یکه

مرده‌ای که خانواده شناساییش کردن، غیرقابل انکار...

که فقط شما اصرار دارید انکارش کنید

به نفع کی؟ یه روح، یه شبح

یه دیدیه که هیچکس ندیده، به جز شما

صدها نفر دیدنش...

بردمش روزنامه بفروشه پل آلما

رهگذرها... به اینا میگید شاهد؟

مثلا، دوست دارم حرفای اون راننده کامیون رو بشنوم

ولی تعطیلاته

و شما نمیدونید کجاست، چه بدشانسی

در مورد پیشخدمت هم، یادشه شما رو با یه مرد دیده

نمیتونه بگه چه روزی، یا مرد رو توصیف کنه، یا بگه چی خورد

تره خورد

ببینید کازالیس، از روی دشمنی نیست

ولی استعداد عجیبی در عصبی کردن من دارید

بفرمایید

اظهارات خانم باراشه

خوبه. بگید بیاد امضاش کنه

من شجاعت این زن رو تحسین میکنم

وقارش رو. شما چطور؟

من صداقتش رو تحسین میکنم

- ممنون که اومدید - جناب سرگرد

میشه لطف کنید اظهاراتتون رو امضا کنید؟

آه، صبر کنید...

اینجا نوشته: "همسر دیدیه باراشه، مالک"

برای من کافیه، ولی قاضی ممکنه جزئیات دقیق بخواد...

و باید بهش بدیم

لطفا بشینید

گوش میکنم

شوهرم چند ملک و زمین به ارث برده بود

حدود 200 هکتار

- در پویزه، در کروز - در پویزه، در کروز

من فکر کردم پویزه وجود نداره

که نه املاکی هست، نه چراگاهی

که شوهرتون یه... نمیدونم...

یه آدمی که چیزا رو از خودش درمیاره - شاید یه دروغگوی بیمار

دقیقا، همین کلمه‌ای که اون به کار برد

جناب سرگرد

باید دخالت‌های این شخص رو تحمل کنم؟

نه

ممنونم

خیلی ناخوشاینده. من صادقم

- میبینید؟ صادقه - ساکت شو

چرا خانم باراشه باید به شما دروغ بگه؟

من هیچوقت نباید به شما جواب پس میدادم

نه به شما نه به بقیه که میتونستن ازتون بپرسن. خیلی احمق مثل من هستن

گفتید پویزه، در کروز؟

بله جناب سرگرد

ازتون میخوام اظهاراتتون رو امضا کنید

حروف اول اسمتون اینجا

و اینجا

و امضای کاملتون اینجا

ممنون، امیدوارم دیگه مزاحمتون نشم

در خدمتتون هستم

تا وقتی قاتل شوهرم محاکمه نشه...

آروم نمیگیرم

خداحافظ

خداحافظ

نگهبان

- از کجا باید برم؟ - از این طرف خانم

طبق گفته اهالی محل، آدم درستکار و آرومیه

همکاراش هم همینو میگن

وقتی رفتیم، کارکنان روزنامه تمایلی به همکاری نداشتن

ولی این منو رسوند به یه خانمی به نام ژرمن مونتیلیه، معروف به مامین

کارمند پیام‌رسانی

به من اطمینان داد که کازالیس یه مرد رو از رود سن نجات داده

حدود... 2 روز پیش

و تو خونش بهش جا داده بود

همچنین بهم گفت که اسم اون شخص دیدیه بود

بله، مشکل اینه که باید با هم بخوابن

سعی کنید بفهمید

لازم نیست، اون پنهانش نمیکنه

خب، پس هیچی

و درباره شمعدون چی؟

هیچی

مرده، چیز دیگه‌ای گفته

کالبدشکافی تأیید کرده برداشت‌های اولیه رو

قربانی قدش 1.65 متر بوده و 53 کیلو وزن داشته

و این با شمعدون همخونی نداره

نداره؟

نه

باراشه جثه ضعیفی داشت

اون یکی رو دیدی، پسره رو؟

با یه سیلی میتونست بندازتش زمین

این شمعدون خیلی مزاحمه

اضافیه

ولی ازش استفاده شده

بله، و باید لحاظش کنیم

ولی من دوست دارم قاتل‌ها با سلاح جرم همخونی داشته باشن

حالا که شمعدون رو داریم...

یکی رو پیدا کنیم که باهاش جور دربیاد

بریم ازش بازجویی کنیم

تا دو ساعت دیگه باید تحویل قاضی بدمش

خانم مونتیلیه رو میشناسید؟

کی، مامین رو؟

آره و نه، همینجوری میشناسمش

معشوقه‌تونه؟

مامین ربطی به این قضیه نداره

داریم الکی بحث میکنیم، یه برگه بدید امضا کنم

هر چی میخواید بنویسید. تمومش کنیم

لازم نیست نور بندازید تو چشمام

میگم آماده‌ام امضا کنم

به بازجویی ادامه بدید

از اول شروع کنیم

کی کلیدها رو بهتون داده بود؟

لعنتی

فکر خوبی کردید، نور بندازید تو چشماش

کی کلیدها رو بهتون داده بود؟

آزادش کنید؟ شوخی نکنید

باید یه دلیل براش پیدا کنیم

تئوری شمعدونتون رو دوست دارم. صادقانه میگم

ممنون

ولی دوست دارم یه چیزی کاملش کنه

آه، فهمیدم

پاسکال کازالیس از در کوچیک باغ وارد شد

باید بازش میکرد

چطور توضیح میدید که نتونست برای خروج بازش کنه؟

کازالیس خیلی باهوش نیست، ولی اونقدر احمق هم نیست...

که خودشو با یه جنازه حبس کنه

ولی اگه یکی در رو براش باز کرده باشه...

همون شخص میتونسته قفلش کنه

این یعنی یه نفر سوم وجود داره که میذاریم اسمش X باشه

چرا؟ مثلا بهش بگید دیدیه

همون دیدیه‌ای که کازالیس مدام ازش حرف میزنه...

و من کم کم دارم باورش میکنم

- میخواید منم باورش کنم؟ - بله

و زنه چی؟

من میله‌ها رو نساییدم

دو ساعت پیش آزادم کردن

یکراست اومدی اینجا؟

آره، ولی تنها نیستم، دو تا پلیس دنبالم میکنن

- دیروز اومدن سراغم - آره، میدونم

- مامین؟ - بله؟

بابت همه اینا متأسفم...

اگه بدونی چقدر برام مهم نیست

تو آزادی

حتما گرسنته، گوشت گوساله سرد داریم

یه مدته مثل قبل غذا نمیخورم

میتونی یه فنجون قهوه بهم بدی؟

کتکت زدن؟

نه

این تعجبم کرد

خوش شانس بودم، سرگرد آدم خوبیه

حس میکنم همه چیز رو فهمیده

- چی رو فهمیده؟ - اینکه چطور گولم زدن

منم کم کم دارم میفهمم

فکر نکردی که من... - نه بابا، چه حرفیه

- میدونی دوچرخم آماده شده؟ - نه

- میرم ببینم - امشب میخوای رکاب بزنی؟

آره

حتی میخوام بوکس هم بزنم. باید آماده باشم

الان رفتن احمقانه‌ست و یه نامه از پویزه رسیده

حساب‌ها تا باز شدن وصیت‌نامه مسدود شدن

آره، پیش‌بینی شده بود، برادر زنم بهم گفته بود

آره، در میزنن، میرم ببینم

نه، امشب نه. فردا بهم زنگ بزن

بله، خودمم

برو بیرون! همین الان برو بیرون!

زحمت نکشید به پلیس زنگ بزنید، اینجان

میخواید ببینید؟

آزادم کردن، باورتون میشه

امکان نداره

چرا

برای چی اومدی؟ چطور جرأت کردی برگردی اینجا؟

نیومدم بحث کنم، یا آسیبی بهتون بزنم

فقط میخوام بدونم دیدیه من کجاست

نمیخوام لوش بدم، میخوام باهاش حرف بزنم

من روش توضیح دادنتون رو میشناسم!

و منظورتون از "دیدیه من" چیه؟

من فقط یه دیدیه میشناسم: شوهرم

ولی دارید دروغ میگید، همش دروغ میگید

بیشتر از حرف زدنتون دروغ میگید

باغ، اولین باری که اومدم

بهم گفتید اینا چراگاه‌های شماست

جلوی سرگرد گفتید تو پویزه 200 هکتار زمین دارید، نه؟

آره، دروغ گفتم

آه، چه خوب

برای متهم کردن شما دروغ گفتم

اگه میتونستم، بیشتر دروغ میگفتم

هر چیزی رو اختراع میکردم

نمیخوام قاتل شوهرم با 10 سال زندان قسر در بره

باید روی اسم قاتل توافق کنیم

پیچیده نیست...

دیشب سه نفر تو خونه بودیم

مرده، شما و من

سرگرد یه چیزی رو نمیدونه که من مطمئنم

اینکه من نکشتمش

پس یا شما بودید

یا اون خوک، دیوونه‌ای که میترسید بیاد تو

خب، فرض کنیم

چی؟

فرض کنیم وجود داشت، چی میتونست بیشتر از من بهتون بگه؟

چی اینقدر براتون مهمه که بدونید؟

این دیگه خوبه... که چی میخوام بدونم؟

نزدیک بود سرمو ببرن و نمیتونم هیچی بپرسم؟

من دنبال کسی نرفتم، من فروشنده بودم

اون خوک دیگه خودشو به غرق شدن زده و حالا من متهمم

من چه ربطی به شما دو تا دارم، هان؟

با هم هماهنگ کرده بودید این کارو بکنید

شما شمعدون رو داشتید و اون یکی، شمع رو

لنگه همید، یه مشت آشغال

واقعاً؟ پس جلوی دادگاه تکرارش کنید

منظورم دادگاه شماست

یادتون نره تو دادگاه لباس عزا میپوشم

نزدیک نیا وگرنه جیغ میزنم!

به لطف شما فرشته‌های نگهبان دارم

آروم باشید

زن‌ها با من شانس دارن، نمیزنمشون

ولی یکی هست که همچین شانسی نداره، برادر شوهر

از آدم‌های گنده مثل اون خوشم میاد

اون بهم میگه دیدیه کجاست!

بی‌فایده‌ست. پیداش نمیکنید

چرا، تو سیرک

هی! من میرم سیرک، شما هم میاید، نه؟

به رئیس خبر بدیم

آره، درست میگی

شب بخیر خانم‌ها!

شب بخیر دوشیزه‌ها، شب بخیر آقایون

- اسکوبیدو، بیدو... - آها!

شب بخیر، چه خوشحالم میبینمت

- چطوری؟ - خوب! خوب!

گوش کن!

مارسل، اونقدر از دیدنت خوشحالم که میخوام یه راز بهت بگم

رازی که باهاش میتونی 10000 فرانک برنده شی

- علاقه داری؟ - البته

10000 فرانک داری؟

- اونجا وایسا. زانو بزن - اونجا وایمیستم. زانو میزنم

این قیف رو بگیر، بذار رو صورتت و از سوراخش نگاه کن

بلیط شما آقا

اینجا ممنوعه. اومدم آقای باراشه رو ببینم

تو جایگاهه. تا تنفس صبر کنید

...داخل قیف، 10000 فرانک میبری. موافقی؟

آماده‌ای مارسل؟

آماده‌ام

ببین، خیلی بلندی برای پرتاب توپ‌ها

- میام پایین - یکم پایین‌تر

- اوه! - یکم دیگه

- اینجوری خوبه - دیگه نمیتونم

- آماده‌ای مارسل؟ - پرتاب کن

- یک، دو... - یک، دو...

سه!

آقا رو کنار پیست راهنمایی کنید

نمیتونید اینجا بمونید آقا. ممنوعه

- شوخی بود - آه، واقعاً؟

ببین، برای تلافی، یکی احمق‌تر از خودت پیدا کن

و همین کارو باهاش بکن

- فکر میکنی پیدا میکنم؟ - اگه خوب بگردی، آره

اولین نفری که رد شه، از دستم در نمیره

- شب بخیر آقای لوریو - آره، اولین نفری که رد شه...

صبر کن، تکون نخور

لوریو، بیا اینجا!

10000 فرانک میبری!

قیف رو بگیر

با قیف 3 تا توپ جمع کن و 10000 فرانک ببر

- برگرد اینجا - چیه؟

یه فکری دارم

چطوره قیف رو بذاریم تو شلوارش، اینجوری؟

حق با شماست!

اینجوری بهتر میشه

فکر خوبیه - فکر خوبیه

- خب، آماده‌ای؟ - آماده‌ام

توجه... آماده‌اید آقای لوریو؟

آماده‌ام یک!

آره! دو!

نگاه کنید!

این یکی خیس نشد

من به احمقی تو نیستم!

ترفند رو بهش گفتی

هیچی بهش نگفتم

خرابکاری کردی

تلافی میکنم

این همیشه به درخواست تماشاچی‌ها انجام میشه

قانونی نداره، باید با سالن بازی کرد

برای پایان، ژولین دور پیست میچرخه

بگیرش، مرد خوب!

به این چی میگی، مرد خوب؟

به این چی میگی، مرد خوب؟

بگیرش، مرد خوب! به این چی میگی، مرد خوب؟

به این چی میگی، مرد خوب؟ دوستت دارم، مرد خوب!

مرد خوب!

موزیک، موزیک!

از سیرک رد شید

میشل، با من بیا

چی شده؟

منم میخوام بدونم!

چه جور نگهداری از بازداشتی‌هاست. کازالی دنبال ژولین، دلقک منه

کار اون بود! کار اون بود!

میخواست همه پول اون یکی رو برای خودش برداره!

نه! نه!

کار اون بود! پول اون یکی رو میخواست!

نه! نه!

ژولین! ژولین!

منم دنبالش میگردم

از کی ژولین-دیدیه معشوقه شماست؟

سه ساله

امیدوار بودم زودتر بفهمید

مثل انگیزه قتل

من فقط شاهد و قربانی این درام بودم

باورم میکنید؟

بریم!

خانم رو ببرید و ازش بازجویی کنید

- بین خودمون، من احمقم؟ - نه، رئیس

بهش بگید، وقت صرفه‌جویی میکنیم

پاسکال، گوش کن!

وقتی کلیدها رو نزدیک در انداختم

علامت مورد توافق بود

کار اون بود پاسکال! من نمیخواستم!

باید موقعی که پول رو برمیداشتی کشته باشدش

نزدیک نیا پاسکال

هیچی برای خوردن نداشتی، کثافت!

آشغال! میترسیدی تنها باشی، آره؟

من دوستت بودم، آره؟ خوک!

پاسکال!

پاسکال!

پاسکال!

پاسکال!

پاسکال!

میله رو بده به من. بگیر

بگیریدش. بریم

یه تست دیگه میخوای؟

- کره بزنم برات؟ - آره، لطفاً

- شکر کافی داره؟ - خوبه

- بگیر - ممنون

در نهایت، اشتهات رو از دست ندادی

منم که خون خودمو کثیف کردم

دو شب نخوابیدم، به این موضوع فکر میکردم

نزدیک بود، خودمم بیوه میشدم

چطور، تو هم؟

ببین، ممین...

یه چیزی اومد تو ذهنم، نمیدونم چرا...

ولی چطور تونستی از یه دیدیه حرف بزنی؟

من هیچوقت اسمشو بهت نگفتم

نمیدونم، باید تو روزنامه خونده باشم

اینو ازت نپرسیدم

تو به پلیس گفتی من اسمشو بهت گفتم

و میخوام بدونم چرا

فکر میکردم با اون زنه رابطه داری

حس میکنم داریم درباره دو نفر مختلف حرف میزنیم

بد توضیح دادم

- به نظرت یکم احمقانه نیست؟ - چطور؟

فقط درباره دیدیه باراشه حرف نمیزدن بلکه درباره خانم باراشه هم بود

"یه بیوه زیبای 30 ساله"

من بین خطوط خوندم، یه جرم مشهود دیگه دیدم

یه شوهر که معشوقه زنشو میگیره میتونه یه بیوه زیبا درست کنه

برای همین به پلیس دروغ گفتم

باورت شده بود؟

آره، نمیخواستم از دستت بدم

چقدر اون زن منو عذاب داد

ممین بیچاره، چقدر احمقی

احمق به تمام معنا!

باز شروع کردن

تمام روز همینطوری میشه. بهشون بگو ساکت شن

من نه. میتونن وسایل پرت کنن...

...یا از پنجره بپرن، مشکل خودشونه

الان دیگه مشکلات بقیه، میفهمی که

ساعت 9:30! باید بریم

مثل همیشه. بریم

کاترین باراشه اعتراف کرد! فرانس-سوار بخرید!

لوموند بخرید!

فرانس-سوار منتشر شد! با اعتراف خانم باراشه!

فرانس-سوار بخرید! کاترین باراشه اعتراف کرد!

فرانس-سوار بخونید! کاترین باراشه اعتراف کرد!

فرانس-سوار بخونید! کاترین باراشه اعتراف کرد!

ممنون. فرانس-سوار بخونید!

کاترین باراشه مجرم شناخته شد!

ترجمه و تنظیم : علیرضا توسل و تیما ت. telegram: timagroupfilm

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.