All language subtitles for سریال چینی تلاش روان شیائوفنگ برای عشق سلطنتی قسمت 7 (2025 Ruan Xiaofeng’s Royal Love Quest)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کانال تلگرام: phoenixx331@

(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)

(قسمت 7)

اون زمان، بانو ون

توطئه کرد تا پسرش رو به تخت سلطنت بنشونه

علیه ولیعهد دسیسه چید

ولی در نهایت نقشه ـش لو رفت

اون صیغه خیانتکار

اینطوری مرد

چطور جرات میکنی

درباره خانواده سلطنتی نشر اکاذیب کنی؟

اینجا توی سرای یه یانگ

...حتی یه صیغه ناچیز مثل بانو وان

نه، حتی خود امپراتور هم

یه لقمه حاضر و آماده واسه دست انداختنه

آزادانه صحبت کردن کافیه

میخوای چیکار کنی؟

نگهبانها

اینجا خطرناکه، تو برو

خودت چی؟

چندتا نوکر و پادو نمیتونن حریفم شن

برو

بگیرشون

جلو نیا

اگه دستت بهم بخوره

به شاهدخت لویانگ توهین کردی

هر کسی که به مادرم تهمت بزنه

نمیتونه از مرگش فرار کنه

حالا هرکی میخواد ازش حمایت کنه

تو ارباب لینگی

(سرای یه یانگ)

بیا بالا

هنوز حالت بده؟

چشم راستم هنوز یه کم میسوزه

چشم راستت؟

تکون نخور

♪ توی یادداشت های روزهای گذشته ♪

♪ عشق مثل یه جریان بی‌پایان ادامه داره ♪

♪ من دورتر رو نگاه میکنم، به رودخونه ی خاطرات ♪

♪باد صورتت رو نوازش می‌کنه♪

♪ احساسات گذشته هنوز عمیقا توی قلبم هستن ♪

♪ اشکها حس عجیبی دارن و خنده ها توی فضا میپیچن ♪

داره دیر میشه

بیا برگردیم

بیا بریم

وایسا

چطور جرات کردی وارد یه منطقه نظامی بشی؟

مگه شاهزاده نیستی؟

چرا تهش افتادی دست نیروهای خودت؟

من درحال بازدید با لباس لباس مبدلم

بعلاوه، خودمو معرفی کردم

اونا حرفمو باور نکردم

حالا متوجه شدم

هر وقت تو رو میبینم، بدبختی سرم نازل میشه

من باید اینو بگم

اگه من سوار اسب نمیشدم که نجاتت بدم

اون وحشیا گیرت انداخته بودن

اگه به خاطر امنیت تو نبود

زودتر از اینا واسه شادی روح مادرم

زبون اون طاووسا رو میبردیم

بس کن دیگه

اگه نجاتت نمیدادم که الان به خاک سیاه نشسته بودی

چرا انقدر بی ادب شدی؟

تا یکی باهات مخالفت میکنه سریع میخوای کتک کاری کنی

بی ادب؟

به من میگی بی ادب؟

اگه من نبودم

زودتر از اینا دستگیر شده بودی

تکون نخور

خودت تکون نخور

...تو

دستهامو باز کن

وایسا

زود باش دست هامو باز کن

حالا بهم نیاز داری نه؟

نمیخوام

چند دقیقه پیش چی گفتی؟

بی ادب؟

حالا میخوام بهت نشون بدم

بی‌ادبی واقعی چیه

...تو

تکون نخور

روان شیائو فنگ، بس کن - دوباره بگو -

بگو - روان شیائو فنگ -

یه بار دیگه بگو - روان شیائو فنگ -

کافیه

دوباره بگو - بازم کن -

نمیکنم

روان شیائو فنگ

خیلی بی ادبی

دوباره بگو - کی اینجا الم شنگه راه انداخته؟ -

روی؟

شیائو فنگ؟

(وای نه)

(این برادر چقدر ترسناکه)

شنیدم وقتی من درگیر جنگ بودم

باز توی عمارت ارباب لینگ دردسر درست کردی

اخیرا مشکلات زیادی پیش اومده

نمیدونم کدوم یکی رو میگین

اینکه از روی برج پریدی

وای خدای من

میدونی وقتی برادرت شنید چقدر وحشت کرد؟

...تو

حالت خوبه؟

به خودت آسیب زدی؟

نه

فقط اینکه، هیچی از قبلشو یادم نمیاد

آسیب ندیدم، حالم خوبه

سرت ضربه خورده؟

وحشتناکه

نه بابا

سرم چیزیش نیست، مغزم سر جاشه

فقط حافظه ـم رو از دست دادم

گذشته رو یادم رفته

یادم نمیاد

خاک عالم، فراموشی گرفتی؟

آره، فراموشی

بردارت رو که هنوز یادته، نه؟

شما رو هم یادم نمیاد

خواهر کوچولو

...حتی اگه تو منو یادت نیست

من تا آخر عمرم فراموشت نمیکنم

...ولی

شما دوتا تازه داشتین دعوا میکردین

من اول عذرخواهی میکنم

نباید از زور استفاده میکردم

منظورم این نبود

پس چی؟

تهش کی برنده شد؟

معلومه که من

وای خدای من

منو ببین، داداشت یه آدم وحشی بی فکره

یه برادر خشن و یه خواهر حتی خشن‏تر خوبه

تو تازه آسیب دیدی

بدنت هنوز ضعیفه

بیا داخل

بیا بریم

شنیدم تازگیا زیاد میری بازار شرقی

چیزی از اعلیحضرت مخفی نمیمونه

نه تنها میدونم که میری اونجا

حتی میدونم که چرا میری

به خاطر یه نفره، مگه نه؟

منظورتون چیه؟

بحث اون که میشه

فقط ازش شاکیم

اگه اهمیتی برات نداره چرا انقدر شاکی ای؟

قبلا بحثش که میشد

انقدر صحبت نمیکردی

که یعنی الان توی ذهنت جا خوش کرده

متوجه نیستین اعلیحضرت

قبلا هم خیلی آزاردهنده بود

ولی از وقتی افتاده

بدتر شده

هرروز اذیتم میکنه

گزارش

اعلیحضرت، شاهدخت لویانگ تقاضای دیدار دارن

عمه

عرض ادب اعلیحضرت

نیازی به این کارها نیست عمه جان بفرمایین بشینین

لازم نیست

من بی اطلاع اومدم

فقط میخوام از اعلیحضرت درخواست عدالت کنم

بفرمایین عمه

امپراتور فقید کشور رو با احترام اداره میکردن

احترام به بزرگترها رو ترویج میدادن

به عنوان خانواده سلطنتی ما هم باید الگو بگیریم

و برای بقیه هم الگو باشیم

من شاید ارزش کمی داشته باشم

اما باز هم

بزرگتر شمام

البته

من همیشه به تعالیم اجداد احترام گذاشتم

چطور می‌توانم به عمه بی‌احترامی کنم؟

اما الان بعضی از جوانها نمیفهمن که باید احترام بذارن

جرات دارن توی قلمروی من بی پروایانه رفتار کنن

و مرتکب اعمال خشونت آمیز شن

اعلیحضرت

ازتون میخوام منصفانه قضاوت کنین

عدالت رو برام اجرام کنین

روی

موضوع چیه؟

اعلیحضرت

حقیقت داره که من امروز توی سرای یه یانگ

با چندتا نوازنده دعوا کردم

چندتا چیز میز رو خراب کردم

ولی

خبر نداشتم سرای یه یانگ متعلق به عمه ـست

اشتباه از من بود

از عمه معذرت میخوام

به عنوان یه شاهزاده از نسل سلطنتی

ارباب لینگ توی مکان های عمومی آشوب به پا میکنه

و به مردم آسیب زده

چطور ممکنه با عذرخواهی حل شه؟

پس از نظر شما

چیکار باید کرد؟

امپراتور فقید و بانو وان زود فوت شدن

اعلیحضرت به عنوان برادر بزرگتر

شما خیلی مهربون و دلسوز بودین

این باعث شده که ارباب لینگ انقدر بی‌ادب و سرکش باشن

اگه امروز بخشیده شن

در آینده حتما کارهایی میکنن که

آبروی خانواده سلطنتی رو میبره

به نظر من

باید بفرستینش به هی شوی تا به مقبره های سلطنتی خدمت کنه

هر روز بخور بسوزونه، دعا کنه و به تعالیم اجدادی گوش بده

خلق و خوش رو آرومتر میکنه

اتفاق امروز یه درگیری کوچیک بود

به خاطر همچین چیزی تبعیدش میکنین به هی شوی؟

زیاده روی نیست؟

عمه، به خاطر کینه شخصی نیست؟

برام سوال بود که جرات کرده انقدر بی ادبانه حرف بزنه

شاهدخت ژائو نینگ اخیرا توی بازار شرقی

منظره تماشایی ساخته

شاید باید تو هم همراهش فرستاده شی

تا باهم به اشتباهاتتون فکر کنین

من توی مبخونه داستان میگم

پول خودمو درمیارم و برای خودم خرجش میکنم به کدوم اشتباهم فکر کنم؟

بانوی نجیب زاده ای که

خودشو در معرض دید عموم میذاره و روی صحنه براشون اجرا میکنه

بی حیا و وقیحه

عه؟ پس اینکه من چهره ـمو نشون میدم وقیحانه ـست

...ولی نوازنده و اجرا کننده های مرد عمه

اون چی به حساب میاد؟

گستــاخ

♪ باد برگ‌های افتاده رو بلند می‌کنه و می‌بره به حاشیه‌ی رودخونه ♪

♪ گذشته‌ی پراکنده با هر قدم دورتر می‌شه ♪

♪ خیلی سطحی، خیلی کم‌رنگ ♪

♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪

♪ در هم تنیده، نمی‌خوان رها کنن ♪

♪ من این آزادی رو نمی‌خوام ♪

♪ تا وقتی که تو نری ♪

♪ مثل شن‌هایی که از دستم لیز می‌خورن ♪

♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر مریزن ♪

♪ بهار می‌ره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض می‌شن ♪

♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪

♪ بذار توی خواب‌ها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪

♪ هر کلمه‌ای توی قلبم حک شده ♪

♪ توی دنیای ساکت ♪

♪ فقط صدای یه قلب واقعی شنیده می‌شه ♪

♪ بذار دیوونه‌وار عشق بورزم و بی‌دلیل نفرت داشته باشم ♪

♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن می‌کنم ♪

♪ و باهاش می‌جنگم ♪

♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.