Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام: phoenixx331@
(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)
(قسمت 6)
دیگه هوا داره تاریک میشه
حتی یه مشتری هم نیومده
علیاجضرت
اتفاق وحشتناکی افتاده
آروم صحبت کنم
توی میخونه اونور خیابون یه جشنواره تبلیغاتی راه انداختن
نوشیدنیا نصف قیمتن
و سه تا از خوشگلترین پسرای پایتخت هم دعوت کردن
همه رفتن اونجا
(دستور کار)
(چجور داستانی)
(طرفدارهام رو برمیگردونه؟
(بانوهای قصر؟)
(داستان قصر یانشی؟)
کیه؟
علیاحضرت
ببخشید، یا گو
تازه کسیو ندیدی؟
نه؟
این دو روزه صداهای عجیبی میشنوم
انگاری اینجا دزد اومده
واقعا چیزی ندیدی؟
نه
اشکالی نداره
خب پس میسپارمش به تو
رفت
هیچ سوالی ازم نداری؟
اهمیتی نمیدم
بهتره که همینطور باشه
فقط یه چیزو باید برات روشن کنم
دستت به روان شیائو فنگ نخوره
زندگیش به متعلق به منه
اینو من نباید بگم؟
سه تا از خوشگلترین پسرای پایتخت
(نسیم های بهاری با یانگ چیونگ قابل مقایسه نیستن)
(تنها ستاره درخشان لیو یوئه)
ارباب جوان
ارباب جوان لیو یو با مهمان های مرد ملاقات نمیکنه
حتی اگه طلا و نقره هم بدی، فایدهای نداره
سوءتفاهم نشه
من فقط یه سوال دارم
میخوام ارباب جوان لیو یو نصیحتم کنه
اربابم هرکسی رو نمیبینه
لطفا برین
...این همون ستاره سرای چی شیا نیست؟ روان
چرا همه جا میخورم به تو؟
دنبالمی؟
دنبال تو؟
واسه چی؟
...تو
پس اینجا چیکار میکنی؟
اول خودت بگو
چرا اینجایی؟
البته که برای دیدن اجرا
چرا اینقدر مخفیانه و با لباس مبدل اومدی؟
نکنه سرای چی شیا کارشو به چندتا خوشگل پسر باخته؟
اومدی جاسوسیشون رو کنی؟
من طرفدار پروپاقرصشونم
توراخدا چرت نگو باشه؟
طرفدار پروپاقرص؟
باور نمیکنی؟
لیو یو رو ببین
قدش هشت فوته، شونههاش عریض و کمرش باریکه
عقل از سر هر دختری میپرونه
و سونگ که رو ببین
با هر لبخند و اخمش... از هوش میرم
کاش میتونستم همینجا باهاش ازدواج کنم
و یانگ چیونگ
صداش از بهشت اومده
مردم براش
بانو، بیا و ما رو بگیر
فرار نکن
بانو، اینجا - فرار نکن -
بذار بگیرمت - اینجا -
فرار نکن
بذار بهت دست بزنم - اینجا -
همینجا بانو -
بیا اینجا - کجا؟ -
کجا؟ تکون نخور
هیچکس تکون نخوره
بذارین خوب بگردم دنبالتون
اینجایین، اره؟
تکون نخورین
هیچکس تکون نخوره
گرفتمت
تکون نخور، بذار ببینم کی ای
...صحنه ای مثل اینو
هزاربار توی سرای یه یانگ دیدم
صحنه ای مثل این؟
چجور صحنه ای؟
...خب
شوهری که مچ زن خائنشو میگیره
حالت خوبه؟
وضعیتی مثل این
معمولا چند مرحله داره
اولش عصبانی میشه
به زن و مرد خیانتکار فحش میده
بعدش میزنن زیر گریه
و از سختیهاشون میگن
آخرش هم التماس میکنن
التماست میکنه که برگردی
هر چقدر که سر و کله بزنن
آخرش
نگهبان های میخونه ـمون میندازنشون بیرون
پس ارباب عزیز
پیشنهاد میکنم تا آبروتون نرفته
خودتون برین بیرون
وگرنه به خاطر بی ادبیمون
سرزنشمون نکنین
صبر کن
ما اصلا زن و شوهر نیستیم
عزیزم
باهام بیا خونه
لی روی، چی چرت میگی؟
آخه این پسر خوشگلا چی دارن؟
که به خاطرشون عشق ده سالمون رو زیر پا میذاری
عشق ده ساله؟
قربان لطفا
حواست به حرف زدنت باشه
کدوممون رو صدا کردی پسر خوشگل؟
عزیزم
من میبخشمت
باهام بیا خونه
چت شده؟ عقلتو از دست دادی؟
یه کم همکاری کن
چرا آخه؟
چون تو واقعا یه طرفدار پروپاقرص نیستی
از طرف سرای چی شیا اومدی جاسوسی
نخیرم
عه؟
پس بذار ببینیم حرف منو باور میکنن یا تو
باشه
میخوای چیکار کنم؟
یه لحظه این کارو کن
من اصلا به ببخششت نیاز ندارم
عزیزم
من چه کار اشتباهی کردم؟
تو متوجه احساسات زنها نیستی
من هرروز برات به خودم میرسم ولی تو قدر نمیدونی
حتی نمیتونی بگی فرق عطری که امروز زدم
با عطرم دیروزم چیه
چون واقعا متوجه تفاوتشون نمیشم
شرط میبندم که
این سه نفر هم متوجه نمیشن
پس تو از استعداد ارباب جوان لیو یو خبر نداری
فقط لازمه یه بار بو کنه
اون؟
غیرممکنه
باشه، هر دختری رو میخوای انتخاب کن
بذار ارباب لیو یو امتحان کنی
من من من
بذارین من بیام
عطر منو بو کن
نیازی نیست
عطرت از قبل
توی فضا پیچیده
این عطر با عطرهای چوبی و مشک پایهگذاری شده
که تو بازار به راحتی پیدا میشه
مخلوطی از بخور جیا جیان و مرهم خوشبو
ولی یه کم آلوی زمستونی هم داره
برای همین رایحه ـش
خیلی غلیظ و فریبنده ـست
بانوی بعدی لطفا
بانو همونطور که راه میری
عطرت با ردات توی هوا میپیچه
مثل نسیم بهاری
اگه اشتباه نکنم
حتما گلبرگ های زنبق رو
توی ردات دوختی
و هر روز عطرش رو تازه کرده
به همین خاطر اینقدر عطرش لطیف و دلنشینه
لطیف و ملایم
احسنت
با اینکه این دو بانو عطرهای خلاقانه ای استفاده کردن
بازم روش های معمولی ای بود
چیز خاصی نیست
"شکوفهها سرزنده، برگها لطیف"
"باران و آفتاب درهمآمیخته، عطر خوش مستکنندهای را در هوا میپراکند"
این رایحه گل رز از سرزمین های غربی اومده
این عطر نه تنها قیمتش بالاست
بلکه هر سال فقط چند بطری به عنوان هدیه به قصر میاد
استفاده از این عطر نشون میده فرد معمولی ای نیستین
ارباب جوان لیو یو
واقعا لیاقت اعتبارتون رو دارین
یه سوال دیگه ازتون دارم
خیلی خب
حالا که جرات دارین امتحانم کنیم
من، لیو لو، تا آخرش همراهی میکنم
خوبه
این عطر، رایحه سوی جینگه
دستورعمل انحصاری صیغه محبوب امپراتور قبلی، بانو وانه
رایحه ای عمیق و ماندگار
که به خاطر اثرات آرام بخش و خواب آورش مشهوره
تا جایی که میدونم
این عطر توسط یکی از خدمتگزارهای مخصوصشون ساخته شده
متاسفانه
خیلی وقته گم شده
دقیقا
این مورد مربوط به سه سال پیشه
نه
عطرش غلیظ و خوشبوئه
و اصلاح شده
این عطر تازه ساخته شده
اگه سه سال پیش بود
عطری مثل این هزار تیل می ارزید
ولی بانو وان باعث هرج و مرج توی دربار شد
و به خاطر به خاطر درگیری های سیاسی مرد
از اون موقع
دیگه کسی به این عطر توجه نمیکنه
چی گفتی؟
اون زمان بانو وان
نقشه کشید پسرش رو به تاج و تخت برسونه
علیه ولیعهد توطئه کرد
ولی نقشه هاش لو رفت
اون صیغه خائن
به این ترتیب مرد
♪ باد برگهای افتاده رو بلند میکنه و میبره به حاشیهی رودخونه ♪
♪ گذشتهی پراکنده با هر قدم دورتر میشه ♪
♪ خیلی سطحی، خیلی کمرنگ ♪
♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪
♪ در هم تنیده، نمیخوان رها کنن ♪
♪ من این آزادی رو نمیخوام ♪
♪ تا وقتی که تو نری ♪
♪ مثل شنهایی که از دستم لیز میخورن ♪
♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر میریزن ♪
♪ بهار میره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض میشن ♪
♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪
♪ بذار توی خوابها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪
♪ هر کلمهای توی قلبم حک شده ♪
♪ توی دنیای ساکت ♪
♪ فقط صدای یه قلب واقعی شنیده میشه ♪
♪ بذار دیوونهوار عشق بورزم و بیدلیل نفرت داشته باشم ♪
♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن میکنم ♪
♪ و باهاش میجنگم ♪
♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.