All language subtitles for سریال چینی تلاش روان شیائوفنگ برای عشق سلطنتی قسمت 4 (2025 Ruan Xiaofeng’s Royal Love Quest)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کانال تلگرام: phoenixx331@

(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)

(قسمت 4)

ببخشید، یه بانوی جوان رو ندیدین که این قدی باشه؟

پیداش کردی؟ - نه هنوز -

ببخشید

ببخشید یه دختر جوان

این قدی رو ندیدین؟

یه همچین هیکلی داشت

♪ توی یادداشت های روزهای گذشته ♪

♪ عشق مثل یه جریان بی‌پایان ادامه داره ♪

♪ من دورتر رو نگاه میکنم، به رودخونه ی خاطرات ♪

این چیه عالیجناب؟

از این پرتره برای پیدا کردنش استفاده کنین

♪ احساسات گذشته هنوز عمیقا توی قلبم هستن ♪

یه پسر کوچولویی بود که روی پیشونیش یه جای زخم صاعقه مانند داشت

اسمش هری بود

وقتی که با شدت نگاه میکنه

پسرعموش ناگهان میفته تو قفس

شیشه بینشون

یکدفعه ناپدید میشه

داخل قفس یه مار افعی حدود هشت چی لونگه

ویــــــژ، از قفس میپره بیرون

و روی زمین فرود میاد

بعد، سرش رو میچرخونه و درست به هری نگاه میکنه

زبون درازش رو درمیاره

و صحبت میکنه

احسنت

هری شروع میکنه به شمردن

وقتی نیمه شب برسه

روز تولد دوازده‌سالگیش هست

همین که به یک میرسه

یکی در میزنه

کی میتونه باشه؟

راستی - کیه؟ -

کیه - کی میتونه باشه؟ -

باقیشو بذاریم برای جلسه بعد

آفرین جناب چنگ

من وقت نکردم بهتون توضیح بدم

من چنگ شیائو لان نیستم

اون استعفا داد

و مدیرش هم فرار کرد

میدونم

...بانو، شما

میدونین؟

اسمم روان شیائو فنگه

یه خدمتکار رو تا اینجا دنبال کردم

همه میدونن نجات دادن یه نمایش مثل نجات پیدا کردن از آتیشه

هر چی که باشه

واقعا از کمکتون ممنونم

بانو روان

نه بابا کاری نکردم

یه چیزی هست که میخوام ازتون بپرسم

اسم داستان چیه؟

هری پاتر

سه گانه هاگوارتز

وای نه

یتیم کوچولو و سنگ جادو

به نظر جالب میاد

عالیه

اگه توی سرای چی شیا بمونین

و داستان سنگ جادویی رو ادامه بدین

سخاوتمندانه جبران میکنم

یا گو

این یعنی چی؟

بریم دنبالش

خیلی خب، بیاین بریم - زود -

...این

...اوه

♪ باد برگ‌های افتاده رو بلند می‌کنه ♪

♪و می‌بره به حاشیه‌ی رودخونه♪

♪ گذشته‌ی پراکنده با هر قدم دورتر می‌شه ♪

♪ خیلی سطحی، خیلی کم‌رنگ ♪

♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪

♪ در هم تنیده، نمی‌خوان رها کنن ♪

♪ من این آزادی رو نمی‌خوام ♪

♪ تا وقتی که تو نری ♪

(چرا یهو یاد اون افتادم؟)

(دیگه هیچ رابطه ای با اون ندارم)

ببخشید

♪ بهار می‌ره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض می‌شن ♪

♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪

دیگه جای پول

افتادی دنبال کتاب؟

خوشت میاد از همین لحظه اول

اذیتم کنی؟

باهام برگرد

نمیخوام

چرا؟

من لجباز و بدجنسم

کلی کار بد کردم

توی اون عمارت جایی واسه من نیست

اون حرفا رو شنیدی؟

چه گوشای درازی داره

دقیقا چی میخوای؟

باهام برگرد

گذشته رو فراموش میکنیم

بذار ببینم

کی ازم میخواد برگردم؟

ارباب لینگ

یا لی روی؟

منظورت چیه؟

خیلی خوب میدونم چرا منو نجات دادی

چون برادرم داره توی خط مقدم میجنگه

من واسه خانواده سلطنتی

یه مهره شطرنجم تا قدرت اون رو کنترل کنن

پدرت ترتیب این ازدواج رو داد

تا نتونی منو به عنوان زنت رد کنی

برات فقط یه ابزارم تا جلوی خانواده سلطنتی

ادای شوهر خوب و دوست داشتنی رو دربیاری

همش همین نیست

نجاتت دادم چون تو هم مثل مادرم

از روی برج بی شیائو افتادی

خیلی مشکوکه

باید ته توش رو دربیارم

پس باید درک کنی که این بیرون

جات تنهایی امن نیست

قاتل ممکنه دوباره بیفته دنبالت

انگاری الان برات یه استفاده دیگه هم دارم

نگران امنیت من نباش

تو یه بانو نجیب زاده ای

نباید با مردم عادی درگیر بشی

واقعا گول اون پسر خوشگله ی سرای چی شیا رو خوردی؟

خب که چی که بانوی نجیب زاده ـم؟

که چی که اون از مردم عادیه؟

حداقل جناب لین متوجه استعدادم شد

و بهم یه صحنه نمایش برای اجرا داد

خیلی بهتر از پفیوز حق به جانبی مثل توئه

چی؟ پفیوز؟

شیائو فنگ

♪ توی یادداشت های روزهای گذشته ♪

♪ عشق مثل یه جریان بی‌پایان ادامه داره ♪

♪ من دورتر رو نگاه میکنم، به رودخونه ی خاطرات ♪

♪باد صورتت رو نوازش می‌کنه♪

♪ احساسات گذشته هنوز عمیقا توی قلبم هستن ♪

♪ اشکها حس عجیبی دارن و خنده ها توی فضا میپیچن ♪

ممنونم قربان - ممنونم -

ممنونم قربان

اگه بازم به بازیگر نیاز داشتیم

لطفا خبرمون کنین

یادتون باشه خبرمون کنین

تازه دم شده، بیاین ببینین

عالیه

حناب لین

سرای چی شیا کی میتونه فعالیتش رو شروع کنه؟

همه خدمتکارها چون مجبور بودن

به اون ستاره بزرگ خدمت کنن رفتن

حالا

فقط ما دوتاییم

چجوری میخوایم ادامه بدیم؟

باید زودتر بهم میگفتی

میتونیم یه آگهی استخدام بنویسیم

و بچسبونیمش دم در

مردم میان برای کار درخواست میدن

چه فکر خوبی

بفرما - به چه موقعیتی نیاز داریم؟ -

بیا یه سرآشپز کباب استخدام کنیم

باشه

و یه استاد چای

بیا اینو اضاف کنیم

هر کی که استعدادشو داشته باشه

بدون توجه به گذشته ـش پذیرفته میشه

چطوره؟

خوبه

مگه نه؟

بنویسش

(آگهی استخدام)

(سرای چی شیا)

اینجا چیکار میکنین؟

میدونم بارها بهتون آسیب زدم

ولی دیگه از عمارت رفتم

چرا هنوز کینه رو نگه داشتین و دنبالم میاین؟

میخواین چیکار کنین؟

استخدام؟

هر سه نفرتون

واسه درخواست کار اومدین؟

دستتون درد نکنه

بی هیچ فکری، به اربابتون

پشت کردین

اینجا جایی نیست که هر کسی بتونه بیاد

شما دوتا اومدین اینجا دردسر درست کنین؟

درسته

اومدیم واسه کار درخواست بدیم

♪ باد برگ‌های افتاده رو بلند می‌کنه و می‌بره به حاشیه‌ی رودخونه ♪

♪ گذشته‌ی پراکنده با هر قدم دورتر می‌شه ♪

♪ خیلی سطحی، خیلی کم‌رنگ ♪

♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪

♪ در هم تنیده، نمی‌خوان رها کنن ♪

♪ من این آزادی رو نمی‌خوام ♪

♪ تا وقتی که تو نری ♪

♪ مثل شن‌هایی که از دستم لیز می‌خورن ♪

♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر میریزن ♪

♪ بهار می‌ره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض می‌شن ♪

♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪

♪ بذار توی خواب‌ها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪

♪ هر کلمه‌ای توی قلبم حک شده ♪

♪ توی دنیای ساکت ♪

♪ فقط صدای یه قلب واقعی شنیده می‌شه ♪

♪ بذار دیوونه‌وار عشق بورزم و بی‌دلیل نفرت داشته باشم ♪

♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن می‌کنم ♪

♪ و باهاش می‌جنگم ♪

♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.