Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)
(قسمت 2)
کجا داری میری؟
اگه بگم
میخوام از این رد شم و از اینجا برم
حرفمو باور میکنی؟
چیکار داری میکنی؟
ژنرال بزرگ داره اون بیرون با شورشیا میجنگه
اونوقت داری نصفی شب قایمکی میری بیرون
این باعث میشه مردم فکر کنن
ژنرال بزرگ با دشمن دست به یکی کرده
و نقشه شورش کردن داره
اگه واقعا منو دوست نداری
بیا طلاق بگیریم
چرا برام پاپوش درست میکنی؟
طلاق؟
یعنی اینکه
مصالحت آمیز جدا شیم
چه فایدهای داره دو نفر همدیگه رو اینطوری شکنجه کنن؟
میتونم ولت کنم بری
ولی فعلا نه
سه روز دیگه
ضیافت خانودگی نیمه پاییز اینجا برگزار میشه
اعلیحضرت شرکت میکنن
به شرطی که اون شب تظاهر کنی زنمی
میذارمت بری
بیارم بیرون
چت شده؟
سنجاق سرم افتاد
(این چیه؟)
(به شاهدخت ژائو نینگ)
همونه؟
کار میکنه؟
گوش کن
این دارو رو دست کم نگیر
با یه قطره
...علیاحضرت
مطمئنی که شدنیه؟
یادت رفته چه اتفاقی روی برج بی شیائو افتاد؟
تا اینجا اومدیم بعد تازه داری جا میزنی؟
صبر کن
بهش فکر کن
توی ضیافت نیمه پاییز خیلیا شرکت میکنن
چیکار باید کنیم؟
برنامه ـشو ریختم
داخل فنجونش رو
از این دارو میریزیم
هیچکس نمیفهمه
کار ما بوده
(این عوضی قول داد)
(بعد از فردا شب بذاره برم)
(ولی قضیه اینه که اون یه بار تقریبا منو کشته)
علیاحضرت
این لیست خوراکی های ضیافته، لطفا بررسیش کنین
نوشیدنی بای بری؟
شیرین و آرامش بخشه
بانوها ممکنه زیاد ظرفیت شراب نداشته باشن
برای همین شراب برنج رو با این عوض کردیم
خیلی خب، بیاین اینطوری پیش بریم
(فهمیدم)
(وقتی ازمون خواستن توی ضیافت بنوشیم حتما حالت دفاعیش کمتر میشه )
(اگه پودر بیهوشی رو اون موقع توی نوشیدنیش بریزم)
(میتونم اون شب فرار کنم)
عالیجناب، چشممون رو روشن کردین
شما هم همینطور
اگه نمیخوای همکاری کنی پس ولش کن اینطور نیست که خواسته من باشه
عرض ادب اعلیحضرت
عرض ادب اعلیحضرت
زنده باد اعلیحضرت
میتونین بلند شین
مدتی گذشته
شیائوفنگ، خیلی خوش زبون شدی
شرمنده میکنین
اعلیحضرت
بشینین
شیائو فنگ
تو و روی سه ساله که
ازدواج کردین
ولی چرا خبری از شکمت نیست؟
(فامیلای شوهر حتی توی خانواده سلطنتی هم)
(روی مخن)
عمه ارشد
بچه دار شدن
فقط مسئولیت شیائو فنگ نیست
ما زنو شوهریم
اگه میخواین کسی رو سرزنش کنین
لطفا منو سرزنش کنین
کاستی امور خانوار
طبیعتا تقصیر زنهاست
وظیفه مرد اینه که برای کشور افتخارآفرینی کنه
روی برای نسل خودش خیلی موفق به حساب میاد
اون روزهاش رو به شعر خوندن و نوشتن میگذرونه
چقدر باوقار
برخلاف پسرعمه بی عرضه ـت
تنها چیزی که بلده امور سیاسیه
اون همیشه آماده ـست که خودش شورشیهای جنوب غربی رو سرکوب کنه
و بارهای شما رو کمتر کنه، اعلیحضرت
عمه دوم، اگه انقدر شور و اشتیاق دارن
چطوره که برای برادرم نامه بنویسم
و برای خط مقدم پیشنهادشون بدم؟
با اینکه خطرناکه
ولی رویای مردن توی میدون نبردش
برآورده میشه
میخوای به چی برسی؟
چطور جرات میکنی
جلوی بزرگترا اینطوری صحبت کنی؟
خواهر دوم
نیازی نیست با ارباب لینگ و همسرش بحث کنی
صیغه وان خیلی زود فوت شد
طبیعتا وقت نشده درست حسابی
تربیتشون کنه
خیلی خب بسه دیگه
کم پیش میاد خانواده ـمون دور هم جمع شن
بیاین دعوا نکنیم
روی
میدونم که استعدادهات برای خدمت به کشور زیادن
اگه دوست داری بهم کمک کنی
ماموریت های مهمی بهت میسپارم
اعلیحضرت
میدونین که
این چیزی نیست که من
دنبالشم
...من - درباره اون -
بیا دوباره حرفشو نزنیم
عه راستی، من نوشیدنی جدید درست کردم
لطفا بفرمایین
عالیجناب
امتحانش کنین عالیجناب
زود باشین
این نوشیدنی
خیلی سنگینه
(ثروت فراوان)
(برج بی شیائو)
تو
ای بیشرم
چته؟
تو... تو لباس منو درآوردی
علیاحضرت
کار عالیجناب نبود
من دیدم خیس عرق شدین
برای همین لباس روییتون رو درآوردم
بازم اون بی شرمه
بهم زل زده بود
حالت بهتره؟
یه پودر بیهوشی معمولی بود
مثل اینکه حالت خوبه
چیز خورم کردی؟
اگه میخواستم بهت آسیبی بزنم
بدون اینکه حرکتی کنم
توی ضیافت امشب
مرده بودی
منظورت چیه؟
یکی لیوانت رو
با یه سم کشنده آلوده کرده بود
اگه مینوشیدی
...ممکن بود
پس چرا فقط بیهوش شدم؟
لیوانهامون رو عوض کردم
تظاهر کردم که دارم
مشروب سمی رو میخورم
ولی ریختمش توی آستینم
یکی میخواد بکشتت
اول تو برج بی شیائو
و حالا توی ضیافت نیمهپاییز
(پس در نهایت پودر بیهوشی که آماده کرده بودم رو خوردم)
چرا اینطوری نگاه میکنی؟
منو نجات دادی؟
شک دارم که اینقدر مهربون باشی
تو نقشه قتلم رو تو برج بی شیائو کشیدی
داری چه میگی؟ - من همهچیز رو شنیدم -
تو و دا یوان درباره اینکه چرا بعد از سقوط نمردم صحبت میکردین
درسته که درباره اون حادثه صحبت میکردیم
عالیجناب
اگه من از اینجا هلش بدم
علیاحضرت درست اینجا میفته
از این ارتفاع افتاده
و حتی خراشی برنداشته
عالیجناب
بهتر نیست
با علیاحضرت صحبت کنیم؟
فعلا نه
با توجه به حالش، به نظر میرسه که همهچی رو فراموش کرده
پس این یه سوءتفاهم بود
یا گو چی؟
دیدم که دا یوان
اونو به تالار کناری برد
دستت دور گردنش بود
اون شب، ازش درباره حادثه توی برج بی شیائو پرسیدم
جواب بده
چرا اون شب
باهاش نبودی؟
مواظب باش
عالیجناب
اون لاله نمیتونه صحبت کنه
ولی نیازی نیست که بترسونیدش
اون آدم صادقیه
حقیقت رو بهتون میگه
بنویس
ولی گلوش آسیب دیده
و خیلی ترسیده
گفت که علیاحضرت دستور داده باهاش نره
برای همین زود رفت بخوابه
اگه تو نیستی
دیگه کی میخواد منو بکشه
و به یا گو آسیب زده؟
♪ باد برگهای افتاده رو بلند میکنه و میبره به حاشیهی رودخونه ♪
♪ گذشتهی پراکنده با هر قدم دورتر میشه ♪
♪ خیلی سطحی، خیلی کمرنگ ♪
♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪
♪ در هم تنیده، نمیخوان رها کنن ♪
♪ من این آزادی رو نمیخوام ♪
♪ تا وقتی که تو نری ♪
♪ مثل شنهایی که از دستم لیز میخورن ♪
♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر مریزن ♪
♪ بهار میره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض میشن ♪
♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪
♪ بذار توی خوابها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪
♪ هر کلمهای توی قلبم حک شده ♪
♪ توی دنیای ساکت ♪
♪ فقط صدای یه قلب واقعی شنیده میشه ♪
♪ بذار دیوونهوار عشق بورزم و بیدلیل نفرت داشته باشم ♪
♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن میکنم ♪
♪ و باهاش میجنگم ♪
♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.