All language subtitles for سریال چینی تلاش روان شیائوفنگ برای عشق سلطنتی قسمت 2 (2025 Ruan Xiaofeng’s Royal Love Quest)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)

(قسمت 2)

کجا داری میری؟

اگه بگم

میخوام از این رد شم و از اینجا برم

حرفمو باور میکنی؟

چیکار داری میکنی؟

ژنرال بزرگ داره اون بیرون با شورشیا میجنگه

اونوقت داری نصفی شب قایمکی میری بیرون

این باعث میشه مردم فکر کنن

ژنرال بزرگ با دشمن دست به یکی کرده

و نقشه شورش کردن داره

اگه واقعا منو دوست نداری

بیا طلاق بگیریم

چرا برام پاپوش درست میکنی؟

طلاق؟

یعنی اینکه

مصالحت آمیز جدا شیم

چه فایده‏ای داره دو نفر همدیگه رو اینطوری شکنجه کنن؟

میتونم ولت کنم بری

ولی فعلا نه

سه روز دیگه

ضیافت خانودگی نیمه پاییز اینجا برگزار میشه

اعلیحضرت شرکت میکنن

به شرطی که اون شب تظاهر کنی زنمی

میذارمت بری

بیارم بیرون

چت شده؟

سنجاق سرم افتاد

(این چیه؟)

(به شاهدخت ژائو نینگ)

همونه؟

کار میکنه؟

گوش کن

این دارو رو دست کم نگیر

با یه قطره

...علیاحضرت

مطمئنی که شدنیه؟

یادت رفته چه اتفاقی روی برج بی شیائو افتاد؟

تا اینجا اومدیم بعد تازه داری جا میزنی؟

صبر کن

بهش فکر کن

توی ضیافت نیمه پاییز خیلیا شرکت میکنن

چیکار باید کنیم؟

برنامه ـشو ریختم

داخل فنجونش رو

از این دارو میریزیم

هیچکس نمیفهمه

کار ما بوده

(این عوضی قول داد)

(بعد از فردا شب بذاره برم)

(ولی قضیه اینه که اون یه بار تقریبا منو کشته)

علیاحضرت

این لیست خوراکی های ضیافته، لطفا بررسیش کنین

نوشیدنی بای بری؟

شیرین و آرامش بخشه

بانوها ممکنه زیاد ظرفیت شراب نداشته باشن

برای همین شراب برنج رو با این عوض کردیم

خیلی خب، بیاین اینطوری پیش بریم

(فهمیدم)

(وقتی ازمون خواستن توی ضیافت بنوشیم حتما حالت دفاعیش کمتر میشه )

(اگه پودر بیهوشی رو اون موقع توی نوشیدنیش بریزم)

(میتونم اون شب فرار کنم)

عالیجناب، چشممون رو روشن کردین

شما هم همینطور

اگه نمیخوای همکاری کنی پس ولش کن اینطور نیست که خواسته من باشه

عرض ادب اعلیحضرت

عرض ادب اعلیحضرت

زنده باد اعلیحضرت

میتونین بلند شین

مدتی گذشته

شیائوفنگ، خیلی خوش زبون شدی

شرمنده میکنین

اعلیحضرت

بشینین

شیائو فنگ

تو و روی سه ساله که

ازدواج کردین

ولی چرا خبری از شکمت نیست؟

(فامیلای شوهر حتی توی خانواده سلطنتی هم)

(روی مخن)

عمه ارشد

بچه دار شدن

فقط مسئولیت شیائو فنگ نیست

ما زنو شوهریم

اگه میخواین کسی رو سرزنش کنین

لطفا منو سرزنش کنین

کاستی امور خانوار

طبیعتا تقصیر زنهاست

وظیفه مرد اینه که برای کشور افتخارآفرینی کنه

روی برای نسل خودش خیلی موفق به حساب میاد

اون روزهاش رو به شعر خوندن و نوشتن میگذرونه

چقدر باوقار

برخلاف پسرعمه بی عرضه ـت

تنها چیزی که بلده امور سیاسیه

اون همیشه آماده ـست که خودش شورشیهای جنوب غربی رو سرکوب کنه

و بارهای شما رو کمتر کنه، اعلیحضرت

عمه دوم، اگه انقدر شور و اشتیاق دارن

چطوره که برای برادرم نامه بنویسم

و برای خط مقدم پیشنهادشون بدم؟

با اینکه خطرناکه

ولی رویای مردن توی میدون نبردش

برآورده میشه

میخوای به چی برسی؟

چطور جرات می‌کنی

جلوی بزرگترا اینطوری صحبت کنی؟

خواهر دوم

نیازی نیست با ارباب لینگ و همسرش بحث کنی

صیغه وان خیلی زود فوت شد

طبیعتا وقت نشده درست حسابی

تربیتشون کنه

خیلی خب بسه دیگه

کم پیش میاد خانواده ـمون دور هم جمع شن

بیاین دعوا نکنیم

روی

میدونم که استعدادهات برای خدمت به کشور زیادن

اگه دوست داری بهم کمک کنی

ماموریت های مهمی بهت میسپارم

اعلیحضرت

میدونین که

این چیزی نیست که من

دنبالشم

...من - درباره اون -

بیا دوباره حرفشو نزنیم

عه راستی، من نوشیدنی جدید درست کردم

لطفا بفرمایین

عالیجناب

امتحانش کنین عالیجناب

زود باشین

این نوشیدنی

خیلی سنگینه

(ثروت فراوان)

(برج بی شیائو)

تو

ای بی‌شرم

چته؟

تو... تو لباس منو درآوردی

علیاحضرت

کار عالیجناب نبود

من دیدم خیس عرق شدین

برای همین لباس روییتون رو درآوردم

بازم اون بی شرمه

بهم زل زده بود

حالت بهتره؟

یه پودر بیهوشی معمولی بود

مثل اینکه حالت خوبه

چیز خورم کردی؟

اگه میخواستم بهت آسیبی بزنم

بدون اینکه حرکتی کنم

توی ضیافت امشب

مرده بودی

منظورت چیه؟

یکی لیوانت رو

با یه سم کشنده آلوده کرده بود

اگه مینوشیدی

...ممکن بود

پس چرا فقط بیهوش شدم؟

لیوانهامون رو عوض کردم

تظاهر کردم که دارم

مشروب سمی رو میخورم

ولی ریختمش توی آستینم

یکی میخواد بکشتت

اول تو برج بی ‌شیائو

و حالا توی ضیافت نیمه‌پاییز

(پس در نهایت پودر بیهوشی که آماده کرده بودم رو خوردم)

چرا اینطوری نگاه میکنی؟

منو نجات دادی؟

شک دارم که اینقدر مهربون باشی

تو نقشه قتلم رو تو برج بی شیائو کشیدی

داری چه میگی؟ - من همه‌چیز رو شنیدم -

تو و دا یوان درباره اینکه چرا بعد از سقوط نمردم صحبت میکردین

درسته که درباره اون حادثه صحبت میکردیم

عالیجناب

اگه من از اینجا هلش بدم

علیاحضرت درست اینجا میفته

از این ارتفاع افتاده

و حتی خراشی برنداشته

عالیجناب

بهتر نیست

با علیاحضرت صحبت کنیم؟

فعلا نه

با توجه به حالش، به نظر میرسه که همه‌چی رو فراموش کرده

پس این یه سوءتفاهم بود

یا گو چی؟

دیدم که دا یوان

اونو به تالار کناری برد

دستت دور گردنش بود

اون شب، ازش درباره حادثه توی برج بی شیائو پرسیدم

جواب بده

چرا اون شب

باهاش نبودی؟

مواظب باش

عالیجناب

اون لاله نمیتونه صحبت کنه

ولی نیازی نیست که بترسونیدش

اون آدم صادقیه

حقیقت رو بهتون میگه

بنویس

ولی گلوش آسیب دیده

و خیلی ترسیده

گفت که علیاحضرت دستور داده باهاش نره

برای همین زود رفت بخوابه

اگه تو نیستی

دیگه کی میخواد منو بکشه

و به یا گو آسیب زده؟

♪ باد برگ‌های افتاده رو بلند می‌کنه و می‌بره به حاشیه‌ی رودخونه ♪

♪ گذشته‌ی پراکنده با هر قدم دورتر می‌شه ♪

♪ خیلی سطحی، خیلی کم‌رنگ ♪

♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪

♪ در هم تنیده، نمی‌خوان رها کنن ♪

♪ من این آزادی رو نمی‌خوام ♪

♪ تا وقتی که تو نری ♪

♪ مثل شن‌هایی که از دستم لیز می‌خورن ♪

♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر مریزن ♪

♪ بهار می‌ره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض می‌شن ♪

♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪

♪ بذار توی خواب‌ها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪

♪ هر کلمه‌ای توی قلبم حک شده ♪

♪ توی دنیای ساکت ♪

♪ فقط صدای یه قلب واقعی شنیده می‌شه ♪

♪ بذار دیوونه‌وار عشق بورزم و بی‌دلیل نفرت داشته باشم ♪

♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن می‌کنم ♪

♪ و باهاش می‌جنگم ♪

♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.