Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)
(قسمت 11)
همینه
بگو ببینم
کی پشتته؟
این برا چیته؟
از کجا مطمئنی که
این همون چیزیه که دنبالشم؟
من سه سال کنارش بودم
از همه رازهاش خبر دارم
درمورد سوالت
متاسفم که نمیتونم جواب بدم
همینجا بمون، میرم بیرونو چک کنم
دنبالشون نرو
مگه نگفتم بمون داخل؟
نگرانت شدم
حالت خوبه؟
فقط یه زخم کوچیکه
به نظر میاد همونیه که دنبالش بودیم
صیغه سلطنتی ووئه؟
هفدهمین سال سلطنت امپراتور جی هوان
روز ششم ماه سوم، روی برج بی شیائو
منظره قبل از سقوط مادرم رو کشیده
اون زن کیه کنارش؟
خدمتکار مادرمه
رن دونگ، از جیانگ نان
میگن که مادرم
زندگیش رو نجات داده
و از اون موقع خدمتکار مورد اعتماد مادرم شده
مهارت خاصی توی رقص شمشیر داشت
که مادرم برای بدست اوردن دوباره لطف امپراتور ازش استفاده کرد
توی ساخت عطر هم خیلی ماهره
عطر آرامش بخشی که لیو یو اون روز ازش حرف زد
ساخت اون بود
دا یوان اون کیسه عطر رو توی برج بی شیائو پیدا کرد
پس یعنی قبل از مرگ علیاحضرت
رن دونگ آخرین کسی بوده که کنارش بود
اگه بتونیم رن دونگ رو پیدا کنیم
همه چی روشن میشه
دنبالش گشتم
ولی هیچ اثری ازش نبود خبر نداریم زنده ـست یا مرده
جز این کار دیگه ای
نمیشه کرد؟
سرنخ های بیشتری نیاز داریم
اگه اعلیحضرت اجازه تحقیق میداد
...شاید
چیشد؟
...شاید - لی روی، چیشد؟ -
وا چت شده؟
بذار زخمت رو ببینم
روی تیر سم بوده
صبر کن، میرم طبیب بیارم
نرو
باشه، نمیرم
اگه بمیرم
قلبت میشکنه؟
من... نه
فقط نگرانم
توی همچین زمانی
فقط قبول کن دوستم داری
اعتراف میکنم
من دوست دارم
داستانت رو
♪ عشق مثل یه جریان بیپایان ادامه داره ♪
♪ من دورتر رو نگاه میکنم، به رودخونه ی خاطرات ♪
♪باد صورتت رو نوازش میکنه♪
♪ احساسات گذشته هنوز عمیقا توی قلبم هستن ♪
♪ اشکها حس عجیبی دارن و خنده ها توی فضا میپیچن ♪
♪توی آسمون پرستاره و درخشان♪
♪ظاهر زیبات زیر نور ماه♪
♪وقتی برمیگردم، این منظره رو هیچوقت فراموش نمیکنم♪
♪اگه عشق منو در بر بگیره♪
♪چطور میتونم مقاومت کنم؟♪
♪فقط آرزو دارم که تو خوب باشی♪
♪امیدوارم باد و بارون♪
♪هیچوقت ردات رو خیس نکنه♪
♪امیدوارم همیشه سرپا بمونی♪
♪توی پستی بلندیها♪
♪امیدوارم آروم بخوابی♪
♪بیخبر از طلوع آفتاب و بدون نگرانی♪
زخم عمیقیه
ولی خوشبختانه سم به موقع خارج شد
عالیجناب الان حالشون خوبه
ممنونم جناب
(من توی کوهستانم در حالی که تو توی دریاچه ای)
(ولی عشق بین ابرها پنهانه، شیائو فنگ)
شاهدخت ژائو نینگ
شهرهای عاشقانه ـت
واقعا غیرقابل تحملن
حالا که دیگه من، توام
میسوزونمشون
ببخشید
بعدا ازم تشکر میکنی
مادر
مادر
مادر
شیائو فنگ
شیائو فنگ
شیائو فنگ
♪ و میبره به حاشیهی رودخونه ♪
♪ گذشتهی پراکنده با هر قدم دورتر میشه ♪
♪ خیلی سطحی، خیلی کمرنگ ♪
♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪
♪ در هم تنیده، نمیخوان رها کنن ♪
♪ من این آزادی رو نمیخوام ♪
♪ تا وقتی که تو نری ♪
♪ مثل شنهایی که از دستم لیز میخورن ♪
♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر میریزن ♪
♪ بهار میره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض میشن ♪
♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪
♪ بذار توی خوابها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪
♪ هر کلمه توی قلبم حک شده ♪
♪ توی دنیای ساکت ♪
♪ فقط صدای یه قلب صادق شنیده میشه ♪
♪ بذار دیوونهوار عشق بورزم و بیدلیل نفرت داشته باشم ♪
♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن میکنم ♪
♪ و باهاش میجنگم ♪
♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪
(سرای چی شیا)
چطوره؟ کسی برگشته؟
تموم شد
کاملا محکوم به فناییم
دیگه فقط خودمون سه تاییم
امکان نداره برنده شیم
...شاید باید
این تنها راهه
درسته
چی دارین میگین؟
لی چی و شیائو یا گم شدن؟
اصلا واسه تمرین نیومدن
هر جایی که تونستیم رو گشتیم
سه تا تون
الان میایم
معطل نمیکنیم
چه خبره؟
علیاحضرت
سرای چی شیا قراره مسابقه نهایی رو ببازه
پس ما هم نمیتونیم
بشینیم ببینیم شغلمون رو از دست میدیم
درسته
آدما هرکاری برای پول میکنن
ما هم چاره ای نداریم
جز اینکه پناه ببریم به سرای یه یانگ
مگه حزب بادین؟
زود باشین، میخواین شغلتون رو از دست بدین
علیاحضرت، ایشالا که شانس باهاتون یار باشه - ما شغلمون رو میخوایم
علیاحضرت موفق باشین
خداحافظ علیاحضرت
♪ باد برگهای افتاده رو بلند میکنه و میبره به حاشیهی رودخونه ♪
♪ گذشتهی پراکنده با هر قدم دورتر میشه ♪
♪ خیلی سطحی، خیلی کمرنگ ♪
♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪
♪ در هم تنیده، نمیخوان رها کنن ♪
♪ من این آزادی رو نمیخوام ♪
♪ تا وقتی که تو نری ♪
♪ مثل شنهایی که از دستم لیز میخورن ♪
♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر میریزن ♪
♪ بهار میره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض میشن ♪
♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪ر
♪ بذار توی خوابها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪
♪ هر کلمه توی قلبم حک شده ♪
♪ توی دنیای ساکت ♪
♪ فقط صدای یه قلب صادق شنیده میشه ♪
♪ بذار دیوونهوار عشق بورزم و بیدلیل نفرت داشته باشم ♪
♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن میکنم ♪
♪ و باهاش میجنگم ♪
♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.