Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام: phoenixx331@
(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)
(قسمت 10)
اگه حرف شاهدخت لو یانگ
درباره اون سالها درست باشه
پس چرا یکی باید تلاش کنه
تحقیقاتمون رو مختل کنه؟
مدرک حتما باید با من باشه
ولی شاهدخت ژائو نینگ واقعی دیگه اینجا نیست
منظورم اینه که
حافظه ـم رو از دست دادم
پس یعنی
اگه بتونی حافظه ـت رو برگردونی
...اونوقت ما - این کار -
احتمالا غیرممکنه
چرا؟
توضیح دادنش سخته
به جای اینکه منتظر برگشتن حافظه من باشیم
بهتره بگردیم ببینیم
چه مدرکی باقی گذاشتم
مدرک؟
مطمئنم یه چیزی دارم
اگه توی سرای چی شیا نیست
حتما
توی عمارت توئه
بیا بریم
پات چی؟
دیگه خوب شد
به نظرت مدرک
چه شکلیه؟
میتونه یه نامه یا اعتراف نامه باشه
یا هرچیزی که بتونه هویت کسی که پشت پرده ـست رو ثابت کنه
با این حساب
هر چیزی میتونه مدرک باشه
ببین
کلی آویز یشمی اینجا هست چطوری میتونیم چیزی پیدا کنیم؟
فکر کنم باید برای مسابقه نهایی آماده شی
...اگه ببازیم
نگران اون نباش
خیلی درباره اون داستان جارو سواری احمقانه ـت اعتماد به نفس داره
یه قول جسورانه دادم
پس به هیچ وجه نمیبازم
این کار رو به لین چی و شیا یائو سپردم
الان حتما دارن تمرین میکنن
وایسا ببینم
چی گفتی؟
چی گفتم؟
داستان جارو سواری احمقانه؟
معلومه که داستان رو میشناسی
مثل اینکه
مرتب به سرای چی شیا سر میزنی
دا یوان برام تعریفش کرد
من نمیخواستم گوش بدم، ولی خیلی اصرار کرد
نوبت توئه
یالا
بیاین دیگه بازی نکنیم
چی شد؟
چی شده؟
دوتاشون اینجا نیستن
وای راستی
قرار نبود امروز تمرین کنیم؟
درسته
ما سه تا بدون اونا چجوری تمرین کنیم؟
درسته
کجا رفتن؟
از کجا بدونم؟
نتونستم پیداشون کنم
ارباب
دیر کردی
توی راه یه مشکلی پیش اومد
کسی تعقیبت میکرد؟
حلش کردم
نگران نباشین ارباب
گیرش آوردی؟
نه هنوز
پیش شاهدخت نیست
باید عجله کنی
ارباب لینگ خیلی وقته داره تحقیق میکنه
اگه شاهدخت چیزی یادش بیاد
کارمون سخت میشه
میتونی بری
بله ارباب
اینجا جای تو نیست
قبلا کمکم کردی
الان حسابمون صافه
تازه تو بودی
اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردم علاقه ای نداری
نظرم عوض شد
زیاد دونستن به نفعت نیست
اگه دوباره اتفاق بیفته
نمیتونم نجاتت بدم
زود برو
صبر کن
اگه چیزی که دنبالشی رو داشته باشم چی؟
از کی تا حالا؟
چی از کی تا حالا؟
از کی خوشت اومد؟
چجوری فهمیدی؟
ضایعـست
خب
از وقتی که از خونه رفتی
انقدر زود؟
یعنی دفعه اول
که روی صحنه اجرا کردم بودی؟
اگه اینطوره
تو طرفدار پروپاقرصمی، نه؟
درباره این حرف میزنی؟
پس فکر کردی درباره چی حرف میزنم؟
آره درسته
فکر کردی درباره اینکه
کی از خودم خوشت اومد حرف میزنم؟
دوست داشتن یعنی دوست داشتن دیگه
چرا نمیخوای قبول کنی؟
(شیائو فنگ)
این چیه؟
(امیدوارم تیرم مستقیم به سمت قلبت پروار کنه، شیائو فنگ)
بذار ببینم
ارباب لینگ عزیز
احساسات عمیقم، مثل تیرهای یه کمان شدن
حاضرم تیر عشق رو رها کنم
صبر کن، این یه نامه عاشقانه ـست
امیدوارم تیرم مستقیم
به سمت قلبت پروار کنه
چرا منو نگاه میکنی؟
من اینو ننوشتم
تو ننوشتی؟
اینجا نوشته شیائو فنگ
قبل از اینکه حافظه ـم رو از دست بدم نوشته شده
همه یه گذشته شرم آور داشتن
چقدر نامه هست
بس کن دیگه نخونشون
بس کن
پسشون بده
کی بود میگفت که
دوست داشتن یعنی دوست داشتن دیگه
چرا قبول نمیکنی؟
یه اتاق مخفی؟
مدرک باید اینجا باشه
شمع ها روشنن
یکی اینجا بوده
مثل اینکه نقاشی ان
بلد نیستی شعر عاشقانه بگی ولی نقاشیت خوبه
صبر کن
اینا شبیه برج بی شیائوان
نقاش چیزی رو توی برج بی شیائو دیده؟
اگه طرحش هست، باید نقاشی کاملش هم باشه
میرم اونجا رو ببینم
(نامه جدایی)
چیزی پیدا کردی؟
(نامه جدایی) نه
ببین، اینجا ردهای تابلو هست
یکی نقاشی کامل رو برده
♪ باد برگهای افتاده رو بلند میکنه و میبره به حاشیهی رودخونه ♪
♪ گذشتهی پراکنده با هر قدم دورتر میشه ♪
♪ خیلی سطحی، خیلی کمرنگ ♪
♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪
♪ در هم تنیده، نمیخوان رها کنن ♪
♪ من این آزادی رو نمیخوام ♪
♪ تا وقتی که تو نری ♪
♪ تا وقتی که تو نری ♪
♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر میریزن ♪
♪ بهار میره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض میشن ♪
♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪
♪ بذار توی خوابها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪
♪ هر کلمهای توی قلبم حک شده ♪
♪ توی دنیای ساکت ♪
♪ فقط صدای یه قلب واقعی شنیده میشه ♪
♪ بذار دیوونهوار عشق بورزم و بیدلیل نفرت داشته باشم ♪
♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن میکنم ♪
♪ و باهاش میجنگم ♪
♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.