Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام: phoenixx331@
=محبوس عشق=
قسمت 9
بانو شیائو
از طرف ژنرال چنن
اینم گفتن که
براتون یه زیرانداز تخت نرم و یه لحاف پود طلایی بیاریم
مرخصین
اطاعت
چن فنگ شو
اگه همون اول که هم رو دیدیم
بهم این همه لطف میکردی
شاید باورم میشد تو دلت جایی دارم
اما حالا؟
عموجان
خوشحالم که خوب شدین
ممنون اعلیحضرت
خوب
ژنرال چن برای بدست آوردن دل اون خائن گناهکار
نه تنها کلی زیورآلات و اشیای قیمتی بهش پاداش دادن
از تصمیمشون برای طرد کردن
خاندان شیائو هم کوتاه اومدن
و حرفش
حسابی تو شهر پیچیده
و ابرو و حیثیت حکومتمون رو برده
خواهش میکنم بهش توجه کنین اعلیحضرت
عموجان
حقیقت داره؟
فقط لطف شیائو نینگ یون رو که
کاری کرد دوباره راه برم رو جبران کردم
میترسم
کلک زنانه اون هرزه باشه
خودم خوب میدونم دارم چیکار میکنم
به علاوه مهمون محترمیه که تو عمارتم اقامت داره
نه یه زنک هرزه
قبل توهین کردن بهش
حد و حدودت رو بشناس
اعلیحضرت
...خوب
ژنرال چن خیلی مغروره
به خاطر اون هرزه به همه توهین میکنه
بین اعضای خاندان شیائو
و مردم حسابی
شناخته شده است
هیچکس چیزی ازتون نمیدونه
راست میگین
جناب صدراعظم
دستور میدم
به فرزند پنجم خاندان شیائو
شیائو زی جین عنوان ارباب آن دینگ اعطا بشه
و بهش یه عمارت تو خیابون تیان یون میدم
به همه بگین
که شیائو زی جین هروقت بخواد میتونه نقل مکان کنه
چشم اعلیحضرت
حالا وقتشه
قدم بعدیم رو بردارم
همشون غذاهای معروف خاندان شیائوان
و این نوشیدنی
دمنوش گل داوودی منحصر به فرد خاندان شیائوئه
بچش ببین مثل قبلن یا نه
حتی اگه این غذاها
هم همونا باشن
گذشته ها گذشته
مگه نگفتی
حالت رو بهم میزنم؟
خوب بذار
گذشته تو گذشته بمونه
بیا به جلو
و آینده نگاه کنیم
و خاطرات
جدید بسازیم
آب رفته به جوی برنمیگرده
درست عین این نوشیدنی
مهم نیست چقدر قویه
اما به اندازه کافی ازش داریم
میشه مدام پیاله رو پر کنیم
امیدوارم
آینده فوق العاده ای باهات بسازم
گیجم میکنی ژنرال چن
میگی میخوای خوشبختم کنی
خیلی خوب
میخوام از اینجا برم
و کنار اعضای خاندانم باشم
میشه؟
فراموشش کن
با محبت کردن بهم
وادارم میکنی
پرنده تو قفست باشم
چیزی بیشتر از
یه قناری که سرگرمت میکنه نیستم
از همون اولش خبری از خیر و خوشی نیست
خیلی خوب
هرجور میلته
بذار روشنت کنم
خودم تنهایی میرم
نمیخواد دنبال سرم راه بیفتی
نمیشه
یکی باید امنیت و سلامتت رو تضمین کنه
جای بحث نداره
جناب
شنیدم
همشون
از طایفه شیائوئن
دیگه خاین و طردشده نیستن
واقعیت داره؟
اره
فکر میکردم
باربر میمیرم
مقامات
از ناکجاآباد شهروندیم رو برگردوندن
از حالا به بعد
زندگیمون بهتر میشه
(حالا همشون زندگی خوبی دارن)
(زی جین هم به جایی که باید برگشته)
(به هدفم رسیدم)
(کار بعدیم اینه که چن فنگ شو رو ترک کنم)
حالتون خوبه؟
...تو
یادم اومد
بانو نینگ یونی
اره
معلومه سرباز حقیری
شبیهم رو به جا نمیارین
عاقبت
بعد از مبارزه برای خاندان شیائو
علیل شدم
ولی پسرم
تو نبرد برای خاندان شیائو مرد
اونوقت تو چی؟
روحت رو در عوض
یه زندگی راحت و باشکوه فروختی
...نه
تو
بزرگترین خائن به خاندان شیائویی
گمشو
بلند شو دیگه
گورت رو گم کن
...نه
خائن
خائن
نیستم
خاندانم رو تو کشتی
نه
- همش تقصیر توئه - بزنینش
ای خائن
(درسته)
(همونطور که چن فنگ شو گفت)
(همشون فکر میکنن به خاندان شیائو خیانت کردم)
(گذاشت بیام بیرون)
(چون میدونست ابرو و حیثیت برام نمونده)
(اصلا نگران نبود که)
(کمکم کنن فرار کنم)
برین رد کارتون
(با خاندان شیائو بد کردی)
(کارما آخرش یقه ات رو میگیره خائن)
(به لطفت الان خاندانمون نابود شده)
بااینکه دوباره میتونین راه بربن
هنوزم سم تو جسمتون هست
اگه خیلی زود از بینش نبریم
میترسم زندگیتون به خطر بیفته
باید بفهمم
چطور از شر باقیمونده سموم خلاص بشیم
ممنون طبیب
خواهش میشه
انگار این چند روزه خیلی خوشحالین
ژنرال
شی یینگ لت و پار برگشته و میگه به بانو شیائو حمله شده
و بانو رو دزدیدن
ژنرال چن چه عاقله
این زنک رو تو خیابون تیان یون گرفتیم
حتی اگه از پا هم دربیاد
هیچ ربطی به ژنرالمون نداره
با مرگش دیگه کسی ژنرالمون رو
تهدید نمیکنه
ابرویی که براش نمونده
به نظرت شیائوها برای نجاتش میان؟
نه بابا
راستش براش جایزه گذاشتن
حالا که هنوز خوابه
بریم
یه لبی تر کنیم
خیلی خوب
(چن فنگ شو)
(پس همه این کارا کردی)
(فقط برای اینکه ازم انتقام بگیری)
(همه اون شیرینیایی که نشونم دادی)
(چیزی جز یه توهم نبودن)
کی هستی که جلوم رو گرفتی؟
شیائو نینگ یون کجاست؟
خودت رو به نادونی نزن
جوابم رو بده
یا همراهش میفرستمت اون دنیا
حومه شهر
تو اون معبد متروکه
چن فنگ شو
حالا که نمیفهمی چی برات خوبه
با اون زنک هرزه
باهم دیگه سقط میشین
چرا هنوز خوابه؟
ببین چه خوشگله
همونطور که از قشنگترین بانوی دنیا انتظار میره
میخوای چیکار کنی؟
حالا که ژنرال چن ازش سیر شده
چطوره یکم
باهاش
خوش بگذرونیم؟
دست و پاش بسته است
فکر نکنم فرار کنه
تازه اثر آرامبخش هنوز هست
بیا بازش کنیم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.