Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
محبوس عشق
قسمت 6
میخوای چیکار کنی؟
هنوز
فرصت دارم
وسوسه ات کنم؟
میخوام ببینم اونقدر قابلی یا نه
ژنرال چن
قلبت تند میزنه
بالارفتن تپش قلب کلی دلیل داره
نمیدونم کدومش برای خودش صدق میکنه؟
هیجانه؟
بی قراریه؟
یا شاید هم محبته؟
شیائو نینگ یون لیاقت نداری ببوسیم
چه برسه که برای کسب اعتمادم
از همچین حقه های حال بهم زنی استفاده کنی
افراد
عجب مرد سفت و نچسبی هستی
ژنرال وقتشه داروتون رو بخورین
مهم نیست چقدر بخورمش ذره ای بهتر نمیشم
پشت این
علاقه یهوییت چیه؟
اون موقع تو عمارت شیائو
شیرینی برگ بامبو
خیلی دوست داشتی
تو این عمارت پیدا نمیشه
به نظرم اومد حتما خیلی وقته نخوردی
برای همین به خودم اجازه دادم یکم برات درست کنم
واقعا جالبه
من و ژنرال چن حتما قسمت هم هستیم
غذای مورد علاقه اش از اتفاق چیزیه که تو درست کردنش استادم
(اون موقع هر روز فقط همین رو میخوردم)
(چون تنها چیزی بود که بلد بودی درستش کنی)
(حالا که بهش فکر میکنم مسخره است)
قسمت؟
اگه بخوایم از مصیبتای دنیا حرف بزنیم
خوب اره بدجورم بهم گره خوردیم
بانو شیائو
بگو ببینم اینبار میخوای چه بازی دربیاری؟
به خاطر انتقامت تن به حقارت میدی؟
شوخیت گرفته
یه حساب کتاب کلی کردم
تصمیم گرفتم پیشت بمونم
و یه سگ وفادار باشم
و دم تکون بدم و خوشحالت کنم
برام آشپزی کردی
چطور ازت تشکر کنم؟
بذارم شیائو زی جین رو ببینی؟
فقط یه بار این درخواستت رو برآورده میکنم
لازم نیست دیدنش فقط غمگینم میکنه
خوبه
خیلی خوبه
مزه اش
درست همونه که زیر دندونمه
اون موقع
هم عادت داشتی موهام رو همینطوری مرتب کنی
انتظار نداشتم
هنوز یادت باشه
چطور میشه فراموش کنم؟
از پیشکار خواستم لخردش
هدیه کوچیکی برای توئه
سنگ مرکب آبگینه سفید
صاف ترین مرکب برای نوشتنه
اون موقع که تو عمارت شیائو
محبوس بودم
مایحتاج روزانه ام رو نداشتم
حتی سنگ مرکبم
و شکسته بود و مرکب نداشت
یادته
اون موقع بهم چی گفتی؟
اره
گفتم
همچین دستخط قشنگی
حیفه که با سنگ مرکب شکسته نوشته بشه
برای همین یه جدیدش رو خریدم و نذاشتم ردش کنی
اون موقع
خیلی گستاخ بودم
اگه توهینی بهت کردم
امیدوارم بهم ببخشی
اگه اون موقع به خاطرت نبود
حتی نمیتونستم
بخونم و بنویسم
چقدر زمان زود میگذره
اومدی که کمکم کنی حموم کنم؟
چی شده؟
نمیدونی چطور به کسی تو حموم کردن کمک کنی؟
حتی بعد این همه سال
جای زخمات هنوزم هستن
یادته
کی این
جای زخما رو گذاشته؟
جرات ندارم فراموشش کنم
چقدر با ملاحظه ای که یادته
گذشته امون رو
خیلی روشن و واضح یادمه
اون موقع خیلی اشتباه کردم
اما حداقلش
هم رو از دست ندادیم
از رفتار این اواخرت راضیم
اینم پاداشته
نینگ یون
بیا اینجا
چیزی که بیشتر از همه
دوستش دارم موهاته
چن فنگ شو آدم ها مردن رو میپذیرن اما تحمل تحقیر ندارن
دستای کثیفت رو به خواهرم نزن
برادرت
نسبت بهت سوءتفاهم داره؟
یا خودم اینطور فکر میکنم؟
دفعه پیش شو یون زه دزدکی به عمارتم اومد
خواهرت خیلی ترسیده بود که برام سوءتفاهم بشه
و حتی یه خنجر رو تو سینه اش فرو کرد
...نینگ یون تو
شیائو زی جین
انقدر ساده نباش
مگه ایرادی داره برای اینکه زنده بمونم با شرایط کنار بیام؟
نینگ یون
غرور شکست ناپذیرت افتخار کل خاندان شیائوئه
نینگ یون بهم گفتی
قوی باشم
...که
خفه شو
هر چی قبلا گفتم
فراموش کن
ژنرال چن
دیگه نمیخوام چشمم به بزدلی شبیهش بیفته
از حالا به بعد
دیگه خواهرم نیستی
نگران نباش
شیائو زی جین رو آزاد میکنم
ژنرال چن
...تو
نینگ یون
اگه بخوام کنارم نگهت دارم
به زور متوسل نمیشم
قلبم رو وسط میذارم
ژنرال چن
یادته؟
دزد
همونجا وایسا
چن فنگ شو؟
...تو
بی دلیل متهم شدم باید از اینجا برم
خوب
برمیگردی؟
گیرم انداختی
هر بلایی دلت میخواد سرم بیار
گفتم که
دوستت دارم
از اینجا میبرمت
اگه بخوای
از دیوار بالا بری
گیر میفتی
و اونوقت حسابت رو میرسن
چن فنگ شو
گفتمت که
اگه بخوام کنارم نگهت دارم
به زور متوسل نمیشم
قلبم رو وسط میذارم
نینگ یون
هنوزم دوستم داری مگه نه؟
گذشته امون رو
خیلی واضح و روشن یادمه
هر حرفی گفتم حقیقت بود
اما حرفات
واقعا ارزش دارن؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.