Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام: phoenixx331@
=محبوس عشق=
=قسمت 22=
شو یون زه
کجا میبریم؟
چن فنگ شو کجاست؟
گفت باید مسئولیتش به عنوان یه ژنرال رو گردن بگیره
داره برمیگرده تا با برادرزاده اش اتمام حجت کنه
شرط میبندم
الان تو شهر دالیانگه
باید همینجا از هم خداحافظی کنیم
ژنرال
واقعا تنهایی به دیدن اعلیحضرت میرین؟
ولتون نمیکنه ها
اگه قضیه رو همین جا تموم نکنم
اعلیحضرت افرادش رو تا اون سر دنیا هم که شده دنبال من و نینگ یون میفرسته
این زندگی نیست که میخواد
اما ژنرال
اگه هلاک بشین
...من
اگه همچین اتفاقی بیفته
تقدیرم بوده
تاحالا شده کاری ازت بخوام؟
نگهش دار
هر روز یه کبوتر نامه بر برات میفرستم
اگه تا سه روز نامه ای به دستت نرسید
این کیسه زرفت رو باز کن و بیا نجاتم بده
چشم ژنرال
برین
به سلامت ژنرال
شو یون زه
چطور جرات کردی
دست و پام رو ببندی
بانو نینگ یون اونطوری نگاهم نکنین
بااین وضعیت
جایی ندارم فرار کنم
نمیخوای راستش رو بهم بگی؟
جناب شو
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم
درخواست همکاری بهت بدم
تو همچین شرایطی کدوم همکاری؟
مطمئنم
پای امنیت نینگ یون که وسط باشه
باهم همراهیم
امپراتور
داره تعقیبم میکنه
برای همین باید از امنیتش مطمئن بشم نمیخوام درگیر بشه
میخوای بانو نینگ یون رو نجات بدی؟
اره
ازت میخوام ببریش
و خودم هم میرم
با برادرزاده ام اتمام حجت کنم
قسم میخورم که راستش رو گفتم
یه چیزی بین خودش و برادرزاده اشه
بانو نینگ یون بهتره دخالت نکنین
درسته
همینطوره
به محض اینکه تصمیمش رو بگیره
کسی نمیتونه جلوش رو بگیره
فکر کردم یه موضوع جدیه
حالا که حرفامون رو زدیم
چرا هنوز بسته ام؟
زود بازم کن
مچ دستم بدجور درد گرفته
...اما چن فنگ شو گفته
طرف کی هستی؟
میخوای تاابد بسته نگهم داری؟
عجله کن
...بانو نینگ یون
امیدوارم با آرامبخش طبیب خوب بخوابی
چن فنگ شو
چن فنگ شو
چطور جرات کردی بذاریم و بری
تو
معذرت میخوام
بااینکه کل مهارت رزمیم رو از دست دادم
معنیش این نیست که کمکی ازم برنمیاد
اگه
آماده نبودم
...اونوقت
نینگ یون
من چن فنگ شو دیگه هیچوقت پست نمیزنم
خوبه که خوبی
خواجه لیو
عموم رو ببینم یا نه؟
(خواجه لیو ، سرخواجه) اعلیحضرت
خودتون میدونین چیکار کنین
باید ببینمش
اما میترسم چشمم به چشمش بیفته
دلم نرم بشه
ژنرال چن تقاضای ملاقات دارن
بیاد داخل
عرض ادب اعلیحضرت
کجاست؟
مرده یا زنده است؟
اعلیحضرت
ژنرال چن
فرار کرد
چی گفتی؟
گفتم
مرده یا زنده اش رو
برام بیار
اما تو ماموریتت شکست خوردی
گناهکارم
افرادمون رو دنبال
ژنرال چن و شیائو نینگ یون فرستادم
بذار دوباره بگم
زنده یا مرده اش رو
برام بیار
وگرنه
گردنت رو میزنم
اطاعت اعلیحضرت
بعد قراره کجا بریم؟
یه شهر کوچیک تو حومه هست
بااینکه
به بزرگی و شلوغی دالیانگ نیست اما جای ارومیه
همیشه برای بهبود همونجا میموندم
نمیترسی امپراتور
پیدات کنه؟
دقیقا همین رو میخوام
منظورت چیه؟
آدم میتونه تو یه شهر بزرگ هم تو انزوا زندگی کنه بسپرش به خودم
غافلگیرت میکنم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.