Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
کانال تلگرام: phoenixx331@
=محبوس عشق=
=قسمت 18=
واقعا بهم
داروی تقویتی دادی
و هنوز منکر میشی که دلت پیشمه؟
فقط میخواستم
حد و حدودت
رو بشناسی
بیا ببینیم کی نمیتونه اون یکی رو ول کنه
این که
تو نمیتونی ولم کنی
یا برعکسه
اینکه یه شب رو باهام بگذرونی چیزی از ارزشات کم نمیکنه
بی طاقتی نکن ژنرال چن
از این حس
هرم و برودت لذت میبری؟
حتی از یه شب پر شور هم بهتره
یادته چطور مجبورم کردی
تو قفس زیر آفتاب تابستون
عذاب بکشم؟
درست عین بچگیات کینه به دل میگیری
و خودت هم هنوز عین همون موقعی
همیشه رقیب شکست خوردمی
حالا که اینطوره
چرا نمیذاری
همینجا یخ بزنم و بمیرم؟
حالا داری
همون رنجی که
قبلا بهم تحمیل کردی
رو میکشی
عجیبه
بانو شیائو
این همه شکنجه ات کرد
اونوقت جای بدتر شدن وضعت
جسمت واقعا بهبود پیدا کرده
شاید علامت آخر قبل از پا دراودنم باشه
نباید همچین حرفی بگی
نظر کرده ای
بعضی وقتا مصیبت تبدیل به اقبال میشه
اما
مگه بانو نینگ یون
طبابت میدونه؟
نه
خیلی زود باید برم
اسبم رو حاضر کن
نینگ یون اوضاع رو برات سخت نمیکنه
به محض اینکه رفتم
یه راه فرار پیدا کن
کجا به سلامتی ژنرال چن؟
بسه
بانو نینگ یون
زبون به دهان بگیر
مردک میخواست فرار کنه
اگه
آماده نبودن
بدون هیچ نشونی
غیبش میزد
برگ برنده امونه
حیفه که بکشیمش
یه ژنرال مرده
چه فایده ای برامون داره؟
ارشد
قرار بود تو چن جنوبی تو مقبره سلطنتی دفنش کنن
معلومه خیلی دمش رو تو بشقاب میذارن
نمیخواد با این حرفا گولم بزنی
مگه
خودت
بکشینش
وگرنه
خاندان شیائو خیانت کردی
خاندان شیائو
هیچوقت به
یه خائن وفادار نمیمونن
بسه
شورش میکنین؟
عقل از کله اتون پریده چطور به بانو نینگ یون بی احترامی میکنین؟
فقط به بانویی
که هنوز به اصول پایبنده وفادارم
مگه چیه؟
درسته
حالا که به خاندان خیانت کرده
خوب ماهم هیچ رحم و مروتی بهش نشون نمیدیم
دست هرکس بهش بخوره
باید به شمشیرم جوابگو باشه
یون زه
با دستای خودش
این حرفا رو روی شونه ام حک کرد
بعد اون همه تحقیری که بهم تحمیل کرده
مگه میشه بذارم به این راحتی بمیره؟
باید قبل اینکه بمیره ذره ذره رنجی که کشیدم رو بچشه
بانو نینگ یون
چرا مرددی؟
دنبال فرصت مناسب میگردم
میخوام رنجی بدتر از مرگ رو تجربه کنه
خیلی خوب
حالا که اینطوره
همین یه بار
بهت اعتماد میکنم
بریم
همش یه جراحت ساده است
نمیخواد نگرانم باشی
چطور همچین جای زخمی
روی ترقوه ات افتاده؟
(برده) همش به لطف خودت نیست؟
من؟
اون موقع
به اشتباه متهم به توطئه علیه حکومت شدم
به بهونه فرار گیرم انداختی
و به شدت مجازات شدم
و مجبورم کردی اعتراف کنم خائنم
تا رقیبت رو از میدون به در کنی
تظاهر نکن حافظه ات رو از دست دادی
هیچی از این چیزا
رو یادم نمیاد
به خاطر خاندانت همچین کاری کردی
سرزنشت نمیکنم
اما چرا با احساساتم بازی کردی؟
چرا از مثلا عشقت بهم برای
رسیدن به همچین هدف نفرت انگیزی استفاده کردی؟
همچین کاری نکردم اصلا چیزی یادم نمیاد
اصلا فکرش رو نمیکردم نخوای به اشتباهت اعتراف کنی
مسموم شدم
تنها علاجی که داشتم
قرص هزاران برف بود
برای همین ازت خواستمش
اما
خودت خوردیش
و مدعی شدی برای تقویت جسمت لازمش داشتی
چاره ای نداشتم
جز اینکه به استادم متکی باشم
سم کامل از جسمم پاک نشد و پاهام رو فلج کرد
به نظرم
خیلی وقته همه چیز فراموشت شده
چطور ممکنه؟
واقعا هیچی یادم نیست
حتی یادم نمیاد قرص هزاران برف رو ازم خواسته باشی
اصلا هیچی نمیدونم
دیگه هیچ کدومشون مهم نیستن
شیائو نینگ یون
تو و من دیگه هیچوقت گذرمون بهم نمیفته
میخواد با عشق باشه
یا با نفرت
از حالا به بعد
فقط باهم غریبه ایم
دیگه کاری بهم نداریم
بانو شیائو
میخواستین ببینینم؟
شو یون زه
یادته
کی بهت دستور داد
چن فنگ شو رو بگیری؟
ژنرال دستور داد
که باید چن فنگ شو رو که میخواست فرار کنه
دستگیر کنیم
گفت یه دستنوشته ازتون به دستش رسیده
غیرممکنه
تو هم باورت شد؟
اما اصلا
همچین دستوری ندادم
فقط
یه معاون ژنرال بودم
هیچی نمیدونستم
اما
به نظرم راست اومد
(عجیب نیست که چن فنگ شو)
(تا این حد ازم بیزاره)
(اما اون موقع هیچ کاری نکردم)
(حتما یکی این وسط موش دونده)
شو یون زه
چه بلایی
سر ملازم خاندان شیائو
چو شیو اومد؟
چو شیو بعد از سقوط خاندان شیائو
غیبش زد
میدونستم
ای خائن
حتی اگه در گذشته کمی هم سو تفاهم پیش اومده باشه
الان برای تغییر اوضاع خیلی دیرشده
الان دیگه امپراتور نان چن حمایت ژنرال رو از دست داده
الان بهترین وقته که وارد عمل بشیم و امپراتور رو مجبور به کناره گیری کنیم
نباید بذارین احساسات شخصی مانعتون بشه
خفه شو اعضای خاندان چشمشون رو روی وضعیت بستن
اما تو هم همین رو میگی؟
امپراتور نان چن حمایت مردم رو داره
با قدرت فعلیمون
هیچ اقبالی برای انتقام گرفتن نداریم
بانو شیائو
واقعا قبولش میکنین؟
باید همچین جنگ خونینی رو
فقط برای تسویه کردن کینه امون راه بندازیم؟
باید اعضای خاندانمون
رو فقط به خاطر انتقام
تو همچین رنج و عذابی بندازیم؟
کاراتون همین
چندتا وفاداری که برای خاندان شیائو مونده رو هم ناامید میکنه
برو پی کارت
بانو شیائو
الان تنها نگرانیم
پیدا کردن چو شیوئه
که همه این ماجراها رو شروع کرده
...ازتون میخوام تجدید نظر
بعدا درمورد انتقام حرف میزنیم
برو
(همشون به خاطر انتقام کور شدن)
(دیگه نباید بذارم چن فنگ شو اینجا بمونه)
(مهم نیست چی میشه)
(حتما میکشنش)
بابت اینکه کارام به خاطر ژنرال چن باعث توهین شده از همه عذرمیخوام
ازتون میخوام درکم کنین
در این قضیه
اعتمادمون بهتون رو از دست ندادیم
فقط میخوایم بدونیم
میخواین باهاش چیکار کنین؟
به محض اینکه همه چیز حل و فصل شد
با مثله شدن اعدامش میکنم
- عالیه - عالیه
بانو نینگ یون عاقله
- بانو نینگ یون عاقله - بیاین
- به سلامتی - به سلامتی
این نوشیدنی
...چقدر قویه
چن فنگ شو
گفتی
از حالا به بعد
فقط میخوای مثل غریبه ها باشیم
خواسته ات رو برآورده میکنم
ممنون
امیدوارم دیگه
هیچوقت هم رو نبینیم
(برو)
(و دیگه برنگرد)
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.