Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
=محبوس عشق=
قسمت 12
این نشان رو از شو یون زه گرفتیم
قاتلا برای شو یون زه کار میکردن
اونایی که به بانو شیائو حمله کردن
رو سای یوهان فرستاده بوده
فهمیدم
حسابی مراقب شو یون زه و شیائو زی جین باش
مگه نگفتین بخشیدینشون ژنرال؟
چرا یهو تغییر عقیده دادین؟
شی یینگ
اخیرا زیاد حرف میزنی
اون موقع که ساکت بودی رو بیشتر ترجیح میدم
مرخص میشم
بازش کنین
تنهامون بذارین
اطاعت ژنرال
گشنگی دادن به خودت درست نیست
میخوای چیکار کنی؟
با آزاد کردن زی جین و شو یون زه
تظاهر به بخشنده بودن و بزرگواری کردی
کارت فقط برای اینکه قربونیم کنی نبود؟
و حالا میخوای ازم
برای دستگیری دوباره اشون استفاده کنی
تا کل طایفه شیائو رو از بین ببری
اره
همینطوره
میخوام دنیا به چشم حقارت ببیندت
تا دیگه هیچوقت ولم نکنی
تا دیگه بهم خیانت نکنی
دیوونه
ای مجنون
اره
مجنونم
و به طایفه شیائو خیانت کردی
و به سمت مرگ فرستادیشون
یه مجنون و یه خائن
زوج بی نظیری میشیم
زودباش
برو تو
بیا داخل
بانو
همین الان یکی رو دیدم
سمت اتاقتون میدویید
خواهش میکنم
بذارین برای اطمینان از امنیتتون اتاقتون رو بگردم
اینجا هیچی غیرعادی نیست
مرخصین
...بانو نینگ یون
گمشو بیرون
خوب بیا بیرون
بانو
چرا کمکم کردین؟
چون دوستت دارم
امروز چرا
فرار میکردی؟
نمیدونم چطور براتون توضیح بدم
یه نامه از ایالت دشمن به دستم رسیده
اما برام پاپوش دوختن
لحظه ای که خوندنش رو تموم کردم
سربازا ریختن تو اتاقم
چاره ای جز
فرار نداشتم
اصلا همچین نامه ای ندیدم
باورت میکنم
...اما
به نظرت
کاری که کردم زیادی بی ملاحظه بود؟
بی ملاحظه؟
یه دیوونه به تمام معنایین
نمیترسین
واقعا خائن باشم؟
اگه تو خائنی
خوب منم یه دیوونه ام
دوتایی باهم
زوج بی نظیری میشیم
(احتمالا این دروغ)
(از همون شب شروع شد)
حالا یادت اومد؟
هیچی درمورد خودمون
رو فراموش نکردی
مگه نه؟
فراموش کردم
فراموش کردم
همه چیز رو فراموش کردم
یه لحظه اش هم یادم نمیاد
خوبه
خیلی خوبه
خوب بیا خاطرات جدید بسازیم
چیکار میکنی؟
چن فنگ شو
چیکار میکنی؟
ولم کن
ول کن
شیائو نینگ یون خوب گوش بده
فقط مال منی
خاطراتت فقط مال منن
میخواد عشق باشه یا نفرت
صورتت رو درست میکنم
بعدش باهام ازدواج میکنی
به محض اینکه برای زنده موندنت
خودت رو بفروشی و همسرم بشی
همه پیوندات با خاندان شیائو از هم گسسته میشه
به خواب ببینی
مرگ رو به ازدواج باهات ترجیح میدم
درس امروز رو به خاطرم میسپرم
از حالا به بعد
دیگه نمیذارم باهام بازی کنی
بهتره از ته دلت گفته باشی
...شیائو نینگ یون
میکشمت
اعلیحضرت تشریف فرما میشن
بهت گفتم شیائو نینگ یون نباید زنده بمونه
اونوقت جناب عالی هربار ازش طفره رفتی
میفهمی با کی حرف میزنی؟
قبلا به زیبایی و
قدرت پدرت متکی بودی
اما حالا هیچی جز یه مهره سوخته بدردنخور نیستی
اعلیحضرت
چن فنگ شو دشمن مشترکمونه
به خاطر شیوه حکمرانیم رنجیده خاطر شدی
اما چه فرقی باهاش داری؟
قبلا
دختر نجیب صدراعظم بودی
اما حالا
فقط یه هرزه بدبخت بی ریختی
بسه دیگه نگو
مگه صدراعظم نمیخواست باهام ازدواج کنی؟
خوب قبولش میکنم
میتونم صورتت رو هم درمان کنم
بااین حال
شرطی دارم
نمیشه که
مرهم شفابخش زخم اعلیحضرت
تحفه از ایالات خارجیه
در حالت عادی جای زخم سه روزه بهبود پیدا میکنه
بانو شیائو مدت زیادی ازش استفاده کردن
خوب چرا اثر نکرده؟
نمیخواد تظاهر کنی خیلی نگرانمی
عمدا
دارو رو نمیزنی
میترسی تا خوب بشی درجا باهات ازدواج کنم؟
سای یوهان گفت
دقیقا همون مرهمه
صورتش خیلی وقت پیش خوب شده
اما مال تو اصلا تغییر نکرده
منکرش نشو
اره
عمدا نزدمش
ترجیح میدم خوب نشم
تا باهات ازدواج کنم
دست خودت که نیست
مهم نیست صورتت چطوری باشه
در هر حال زنم میشی
خیلی خوب
اگه میخوای باهام ازدواج کنی
غیرممکن نیست
باید برادرم و شو یون زه هم
تو مراسم باشن
قبوله
هرکاری بگی میکنم
چن فنگ شو
بهتره از ازدواج باهام
پشیمون نشی
چرا پشیمون بشم؟
(واقعا فکر کردی سم )
(تو وجودت درمان شده و رفته؟)
(حالا که پادزهرم رو از دست دادی)
(به خاطر اتفاقی که بعداً پیش میاد سرزنشم نکن)
بانو شیائو داره با ژنرال وصلت میکنه
خیلی زود همسر ژنرالمون میشه
بانو شیائو ازم خواست بیارمش
نوشیدنی جشن
برای جفتتونه
نه
نینگ یون هیچوقت باهاش ازدواج نمیکنه
شخصیتش رو که میشناسی
اگه انتخابش نبود
ترجیح میداد جونش رو بگیره
هیچکس نمیتونست مجبورش کنه
واقعا خودش
این نوشیدنی رو برامون فرستاده؟
جناب شو اون روز هم دیدین
فقط به خاطر نجات ژنرال
به همتون خیانت کرد
حالا براتون هدیه ازدواج فرستاده
خیلی عادیه
یه کلمه از حرفات رو
باور نمیکنم
جناب شو
وقتی دیدم
برای زنده موندن به خودش هم خیانت کرده
نخواستم باورش کنم
اما حالا که نقشه امون رو نابود کرده
و کل افراد خاندان شیائو رو به کشتن داده
چطور بازم بهش اعتماد میکنی؟
خوب
میخورمش
بهش بگو
از امروز به بعد
دیگه ربطی بهم نداریم
لباس عروسیت
بی نهایت قشنگه
اما احتمالا نمیدونی
که رنگ قرمزش
از خون برادرت بوده
منظورت چیه؟
چن فنگ شو برای اثبات وفاداریش به اعلیحضرت
و تضمین این وصلت
شخصا برادرت شیائو زی جین رو کشته
غیرممکنه
اگه باورت نمیشه
خوب صبر کن و ببین
اگه امروز تو مجلس عروسیت حاضر بشه
میفهمی حرفم درسته یا نه
مبارکه
خوشبخت بشین
حالتون چطوره؟
بد نیستم
به رسم ادبه
خجالتم دادین
بگو ببینم
برادرم کجاست؟
کشتیش اره؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.