Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:𝚈𝚞𝚗𝙲𝚑𝚊𝚗𝚐
=اسیر عشق=
=قسمت هجدهم=
پدر و مادر نباید بیهوده بمیرن
...من
باهاش ازدواج میکنم
تا مدرکی برای بیگناهی خانوادمون گیر بیارم
چه مدرکی؟
بعداز نابودی خاندان شیائو
با استفاده از شیائو بائوبائو
از زبون شیائو لینگ فنگ حرف کشیدم
اون زمان
پدر در حضور اون
با ارباب شهر یه پیمانی امضا میکنه
اگه خاندان ما توی
بدست اوردن شواهد شورش یین چی کمک کنن
ارباب سابق اسممون رو پاک میکنه
اون پیمان
توی مقبره کتاب مقدس در برجه
اگه همسر ارباب بشم
میتونم از برج بالا برم
و مدرکو گیر بیارم
پس میخوای چکار کنی؟
توی روز مراسم یه جوری
وارد مقبره میشم
تا پیمان رو گیر بیارم
به همه مردم شهر بای یو ثابت میکنم
خاندان شیه بیگناهه
باشه
زیر برج منتظرت میمونم
مراقب باش
برادر تو هم مراقب باش
(عمارت چیان یوان)
حتما درد داشته
اره
سه ساله ارباب شهری
چند بار اینطور دردی تحمل کردی؟
خیلی
ولی این بار دردناکتر بود
اون زمان چرا اینجوری شدی؟
اون روز توی جنگل شکار میکردم
قاتلان بهم حمله کردن
اگه ژو جینگ به موقع نمیرسید
الان جلو روت نبودم
حتما اون موقعه خیلی گریه کردم
ببخشید
دیگه نمیدارم نگرانم بشی
روی حرفت وایسی ها
قسم میخورم
راستی چند روز دیگه
پدر و مادر و برادرم میان
چی شده؟
میخوام یه چیزی بهت بگم
برادرت بهم جواب داد
گفت توی جاده طوفان شده
ممکنه برای مراسم نرسن
دروغ که نمیگی نه؟
چرا یهو طوفان شد؟
چطور بهت دورغ بگم؟
باهات شوخی کردم
چرا گولم زدی؟
دیگه اینطوری نکن
باشه
(م: تبلیغ مزاحم)
وقت غذاست
وقت غذاست
ترسوندیم
شبیه روحی
همینه؟
مگه به سگ غذا میدی؟
درست میگی
فکر میکنی بانو هستی؟
غذا داشتی
نگی بهت نگفتم
اینو خودت ریختی
اگه از گرسنگی بمیری هیچکس دلسوزت نمیشه
عوضی
بهت میگم
موقتا اینجام
صبر کن برم بیرون
یه آشی برات میپزم، یه وجب روغن روش
کمک
شیائو بائوبائو میخواد بکشم
بسه
ولم کن
فکر و خیال نکن
میخوای بری بیرون؟
دارم میگم
ارباب شهر به شیه یون
عنوان همسر ارباب داده
وقت میکنه به تو فکر کنه؟
چی میگی؟
حرف مفت نزن
غیرممکنه
همش سرنوشته
قبلا مغرور بودی و بقیه اذیت میکردی
حالا داری تاوان میدی نه؟
تو
تا موهات سفید بشه همینجایی
میخوام جی گه گه ببینم
جی گه گه
شیه یون دروغگوئه
جی گه گه
خودتو بکشی ارباب نمیبینی
ارباب دستور داده
نمیخواد هیچ خبری از عمارت ژائو یانگ بشنوه
تازه
گفتی شیه یون دروغگوئه
یکم کنجکاو شدم
کمکت میکنم حرفتو برسونی
چرا بایپد باورت کنم؟
چون اون دشمن منم هست
نمیخواد باورم کنی
جز من
کی حاضره بهت کمک کنه؟
به جی گه گه بگو
شیه یون نامه های اتاق مخفی رو دیده
(ارباب شهر باهام خیلی خوبه) خیلی وقته همه چیزو میدونه
اون بدجنسه
برای من
و خاندان شیائو پاپوش دوخت
چرا اینو میگی؟
وقتی نامه هارو خوند
کامل از جی گه گه دست کشید
التماسم کرد که ببرمش بیرون
انقدر که ازم بدت میاد
چرا منو از عمارت بیرون نمیبری؟
میخوای آزادت کنم
ولی جی گه گه گفت مراقبت باشم
فکر میکنی احمقم؟
نمیدونم چقدر اون قویه؟
دیگه هیچی بین منو یین جی نیست
اگه آزادم کنی
دیگه هیچکی توی عمارت اذیتت نمیکنه
همش به نفع توئه
ولی نمیدونم چرا باز برگشت
قدم قدم برای خاندانم پاپوش دوخت
وانمود میکنه فراموشی داره
ولی با هدفی برگشته
چیز دیگه ای هست؟
و
وقتی عمارت ترک کرد
به عمارت شیه رفت
(عمارت شیه)
اینارو
به کی گفتی؟
با کلک فرستادمش توی اتاق مخفی
تا نامه هارو بخونه
چطوری راحت به بقیه بگم؟
باشه
فهمیدم
میخوای چکار کنی؟
نمیذارم
مراسمو خراب کنی
(عمارت هان مو)
خبر بد
سای تیان شی بذار بیاد
بله
جلو ارباب این چه رفتاریه
بیا جلو بگو
ارباب
زن عمارت ژائو یانگ خودشو حلق آویز کرد
کی اتفاق افتاد؟
چون لان جسد رو موقع
تحویل شام پیدا کرد
چرا؟
این کارو نمیکنه
طبق گفته چون لان
وقتی براشون صبحونه برد
رفتاری بدی نشون دادن
چون لان عجله ای به بانو شیائو گفت
شما با بانو شیه یون ازدواج میکنین
شاید این بانو شیائو تحریک کرده
حلق آویز کرد؟
اون اینکارو نمیکنه
سای تیان شی
بله
اینو خوب بررسی کن
چشم
میتونی بری
چشم
شما هم برین- بله-
ارباب
تسلیت میگم
شیائو بائوبائو سرسخت بود
ولی بد نبود
با افتخار زندگی کرد
شاید دیدن من
بزرگترین بدبختی اش بود
براش مراسم خوبی بگیرین
بله
ارباب
بنظرم
مراسم نزدیکه
اگه ارباب شیائو بفهمه
دنبال دردسر میره
باید مسئله بانو شیائو مخفی کنیم؟
فهمیدم
حرفای شیائو بائوبائو درسته
شیه یون میدونست یین جی
سه سال با دست خط برادرش گولش زد
وقتی فرار کرد به عمارت شیه رفت
وقتی برگشت حافظه شو از دست داد
اگه بگم وانمود میکنه فراموش کرده
پس همه چیز درست میشه
از ناحیه شکم چاقو خورد
که باعث درگیری بین خاندان شیائو و یین جی شد
توی مراسم منتقل برای نابودی خاندان شیائو اومد
توی همه اینا یین جی
باید بهش اعتماد داشته باشه
توی سال پیش
همون رفتار یین جی
باهاشو دیدیم
اگه میخواست باز اعتماد یین جی بدست بیاره
تنها راهش فراموشی بود
وقتی خاندان شیائو کنار رفت
خطر کرد و برای دارو رفت
وقتی برگشت یین جی اصرار کرد باهاش ازدواج کنه
چرا عنوان همسر ارباب رو میخواد؟
یعنی فقط بخاطر پول و مقامه؟
خیلی شیه یون دست کم گرفتی
هدفش به عنوان همسر ارباب مربوطه
ولی لزوما پول و مقام نیست
چیزی که میخواد
حتما به خاندان شیه مربوطه
یه بار گفتین
سه سال پیش
ارباب شیه توی زندان دنبال عدالت بوده
نکنه به بی عدالتی ارباب شیه ربط داره؟
بی عدالتی به خاندان شیه؟
عنوان همسر ارباب
خدا هم طرف منه
بانوی من میشه توضیح بدین؟
میدونی که
مهترین بخش مراسم
توی برج برگزار میشه؟
توی برج یه مکان مخفی هست
که کسی جز ارباب اجاره وارد بهش نداره
اون مقبره کتاب مقدسه
(مقبره کتاب مقدس)
مقبره کتاب مقدس؟
در مقبره کتاب مقدس
دستک های زیادی از ارباب های سابق هست
مهمترین مکان شهر بای یو ئه
منظورت اینه
هدف شیه یون مقبره کتاب مقدسه
احتمال دیگه ای به ذهنم نمیرسه
بری بدست اوردن
عنوان همسر ارباب نقشه کشید
تا وارد مقبره کتاب مقدس بشه
حتما شواهدی هست که اون میخواد
اگه اینطوره
پس احتمال برنده شدنمون زیاد شد
اگه از شه یون خوب استفاده کنیم
سرنوشت یین جی توی دستامونه
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:𝚈𝚞𝚗𝙲𝚑𝚊𝚗𝚐
♪باد شمالی سالهاست سرده♪
♪سرنوشت فراتر از علیت درهم تنیده شده♪
♪به تماشای مه و ابرها نشستم♪
♪ماه آسمون روشن میمونه♪
♪در هر زندگی، عشق شکوفا میشه♪
♪حتی اگه زمان و مکان بهم بخورن و متوقف شن♪
♪هرگز تا آخر دنیا پشیمان نشو♪
♪دستشو بگیر و یادت بمونه♪
♪یا موفق میشین یا شکست میخورین♪
♪بذار عشق درست و غلط نابود کنه♪
♪عشقم فقط برای تو وجود داره♪
♪با تو دور دنیا رو میگردم♪
♪با قدرتم صلح برپا میکنم♪
♪یک آرزوی چندین ساله عشق مون هرگز محو نمیشه♪
♪یک نگاه سرنوشت رو تغییر داد♪
♪همه چیز برای عشق به دنیا اومده♪
♪نمیترسم که جمعیت رو برات بشکنم♪
♪قبل غروب ماه صبر کن تا گل ها شکوفا بشن♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:𝚈𝚞𝚗𝙲𝚑𝚊𝚗𝚐
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.