Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
با داغونترین اینترنت دنیا, سینما رو بدون محدودیت تماشا کن SandsMovie.Ir
مترجم: Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort
!سرجیو
!تو رو خدا منو نکش
!بسه! تو رو خدا بس کن
!نمیتونم ببینم
!کامیلا
!تو رو خدا منو نکش- !کامیلا-
!میخوان منو بکشن
!نمیتونم ببینم
!ولم کن! نه- !آروم باش-
!تموم شد! تموم شد- !ولم کن-
نگران نباش- !میگوئل-
همینجام. تنهات نمیذارم
یکی اسلحه گرفت طرفم- نگران نباش-
!بدویید، زود باشید- !همه برید تو محوطه-
!بیایید! از این طرف
!اینجا! اینجا
!شلیک نکنید! من زنگ زدم
!منطقه رو قرق کنید
ایندیرا؟- آره، آره، آره-
!ایندیرا! ایندیرا، نمیتونم ببینم
!امدادگر! زود
!ما اینجاییم
اینجاییم. نگران نباش- سرجیو با من بود-
سرجیو داشت با من میومد بیرون
نمیتونم ببینم. هیچی نمیبینم
پروفایل جعلی
بابام آدم خوبی بود
بود
ولی این روزا خوب بودن کافی نیست
مامان، حالت خوبه؟
انگار باید دزدی کردنم بلد باشی
متاسفانه دون پدرو فرر هیچوقت یاد نگرفت
خوبی؟
میرم برات حوله بیارم
چرا اینقدر سخته قدردان کسایی باشیم
که زندگیشونو فدای ما کردن؟
میدونم که بابام یه قهرمانه
و نباید اونجوری میمرد
مطمئناً نه تو اون شرایط
هیچوقت
!بابا! بابا
!بابا
...و باور کنید، میدونم که
...میدونم که
یه بدهی هست که باید پرداخت بشه
صبح بخیر شانون
خب، ببینم
دیگه نمیتونم تحمل کنم. یه چیزی بگو
بیا دیگه، فقط بپرس
هر چی میخوای بپرس
حس میکنم آمادهم
مطمئنی آمادهای؟
واسه همین دعوتش کردم
خب نظرت چی بود؟
خب، به اندازه کافی خوب بود
...هوم
با فرهنگه و درباره سینما و ادبیات میدونه
خوشتیپم هست
میفهمم. اجازه نمیدم، ولی میفهمم
نمیدونم. عجله نکن. تازه باهاش آشنا شدی
میدونم
مدت زیادی نیست با همیم ولی ماتئو دنبال خوشگذرونی نیست
تو چی؟
تو دنبال خوشگذرونی نیستی؟
...آه، تبی، ولی
ولی چی؟ تو خیلی جوون مادر شدی
نمیدونم. طبیعیه که بخوای آزادیتو پس بگیری، خوش بگذرونی، نه؟
چی؟ برم بیرون و آزاد و رها با همه بخوابم؟
نه، مرسی. نه
خب، اگه واقعاً از ایتالیاییه خوشمون میاد
من پشتتم
حتی اگه دارم از حسودی میمیرم
این خوبه
میدونی، کاملاً حق با اونه
بعد اون طلاق جهنمی که گذروندم
باید برم بیرون و حسابی خوش بگذرونم
ببین، معلومه که خیلی از ماتئو خوشت میاد
...و میدونم نمیخوای ازدواج کنی، ولی
خانما، صبح بخیر- باید از لحظه استفاده کنی. صبح بخیر-
فقط لذت ببر. حقته
من اینجام. به زور البته- آنجلا، برات جا نگه داشتم-
اینجام
سلام همگی. صبح بخیر
صبح بخیر- صبح بخیر-
بیاید کلاس امروز رو شروع کنیم
میخوام روی پاشنههاتون بشینید
زانوهاتون رو به اندازه عرض تشک باز کنید
شونههاتون رو عقب ببرید
عضلات شکم رو سفت کنید
یه نفس عمیق بکشید
دستها به سمت آسمون
خوبه. حالا انگشتای پاتون رو تو زمین فرو کنید
لگن رو به سمت آسمون بلند کنید و برید تو حالت سگ رو به پایین
و برمیگردیم به حالت پلانک
همینه
و حالا دست راست رو به سمت آسمون باز میکنیم
سی ثانیه تو پلانک جانبی میمونیم
کامیلا چطوره؟
بهم گفتن حالش ثابته ولی فعلاً همین رو میدونم
ولی نمیفهمم، اصلاً اونجا چیکار میکرد؟
نمیدونم- اصلاً معنی نمیده-
دیوید
چطوری؟
میدونستم تو یه ربطی به همه اینا داری، معلومه
در واقع میگوئل پیداش کرد ...و اگه بخاطر اون نبود، کامیلا
زنده زنده میسوخت
به هر حال، بهتره گورتو از اینجا گم کنی
...اگه بلایی سر کامیلا بیاد- اول اینکه من نمیرم-
جدی؟- دوم، صداتو بیار پایین-
آقایون! دارید چیکار میکنید؟ اینجا بیمارستانه، محض رضای خدا
اگه میخواید به دعوا ادامه بدید لطفاً برید بیرون، هان؟
کامیلا لیاقتش بیشتر از ایناست
دیوید، من خواکین دووال هستم روانپزشک همسرتون
هه
آسیب متوسطی به هر دو چشمتون وارد شده بخاطر دود زیاد
ولی تا چند روز دیگه بیناییتون برمیگرده
لازمه بستری بشم دکتر؟- نه-
میتونید برید خونه و عادی زندگی کنید ولی با احتیاطهای لازم
ممنون
سرجیو کجاست؟
تو راه بیمارستان مُرد
سرجیو؟- آره-
یه خبرهای خیلی خوب دارم که باید بهت بگم
گوش میدم
نه نه نه. باید حضوری باشه
و به اسپانیایی بگو آماده باشه، باشه؟
صبح بخیر
صبح بخیر
ببخشید، دنبال مربی شنا میگشتم
آها، خودمم
آه. اوه، تویی- آره-
آره، میخواستم چندتا جلسه بگیرم
امروز؟- آره، امروز-
آه، خب، الان دارم با خانمها کار میکنم. سطح یک
از پسش برمیای؟
...راستش نه. حس نمیکنم
امانوئل برونا- چطوری؟-
خیلی خوبه که تو کلاس داریمت
!میدونی، احتمالاً بهترین فوتبالیستی که تا حالا داشتیم
جدی؟ من از فوتبال متنفرم
خب، چه حیف
کی دوباره تو زمین میبینیمت؟- به زودی، به زودی. امیدوارم، آره-
میشه یه عکس بگیرم؟- آره، حتماً-
عالیه- آره، بریم-
!بیاید خانمها
!بیاید
!بیاید، بیاید، بیاید !کلاس شروع میشه! بیاید
یه ستون دود و شعله
صبح زود کلبه رو کاملاً در خودش فرو برد
علت این حادثه ...توسط پلیس در حال بررسیه
،بهت میگم این مکان نفرین شدهست
،ونسا، خنگ نباش محض رضای خدا
این تصادفی نیست همش به اون جنایتها مربوطه، سانتیاگو
!مطمئنم
سلام آنجلا- سلام-
درباره همسایه شنیدی؟
کدوم همسایه؟
کامیلا، از خونه یو
نزدیک بود زنده زنده بسوزه
صبر کن، چی گفتی؟- آره-
تنها چیزی که همه میدونن اینه که یه آتیشسوزی بوده
و تو شبکههای اجتماعی میگن ممکنه تا آخر عمر کور شده باشه
من که حسابی شوکه شدم !وای بچهها
...نمیدونم چی- ببخشید آنجلا-
ونسا، کارتمو بگیر
هر چقدر میخوای خرج کن، ولی آروم باش
و اگه ممکنه، مثل کارت خودت گمش نکن، باشه؟
...ونسا، این خبر خیلی شوکهم کرد چون
خب، پنهون نیست که ...این زن خیلی بهم آسیب زد، ولی
نه اونقدر که واقعاً براش آرزوی بد کنم
یعنی، تو بدترین لحظاتمم همچین آرزویی نمیکردم چه برسه به الان
،چون در نهایت تقصیر اون نیست
معلومه که نیست زن بیچاره، حقش نبود
...البته
فکر کنم بهتره صبر کنیم ببینیم پلیس چی میگه. موافق نیستی؟
هوم
حتماً
خب، میبینمت
جدا از علاقهمون به ورزش
من و تو اشتراکات بیشتری داریم
آنجلا فرر
آشناست؟
آره، درسته؟
!بچهها
کلاس چطور بود، امانوئل؟
عالی
اوم، فوقالعادهست واقعاً مربی خوبیه
تو همه چیز عالیه
مگه نرفته بودی؟
آره آنجلا، باید باهات حرف میزدم
خوب شد برگشتی چون منم میخواستم باهات حرف بزنم
بشین- درباره اتفاقی که افتاده-
چی میخوای بهم بگی؟
...که پشیمونی، یا
میخوای بگی که هیچوقت نباید اتفاق میافتاد
که دیگه هیچوقت تکرار نمیشه؟ هوم؟
...نه، این که
قشنگترین حسی بود که تو این چند سال داشتم
و نه فقط بخاطر اتفاقی که افتاد بلکه... بخاطر خودت
تو یه زن فوقالعادهای آنجلا
...حس میکنم هر
هر لحظه ای که باهات هستم، عقلمو از دست میدم
چیزی که منو میترسونه اینه که هر چی بیشتر میشناسمت، بیشتر سرم گیج میره
سرگیجه؟
...سرگیجه
ولی چرا؟
.ترس
میترسم این قضیه از کنترل خارج بشه
تو قبلاً ازدواج کردی، آنجلا
چقدر میتونم تو یه ازدواج ناراضی دووم بیارم؟
چند ماه؟ چند سال؟ چند دهه؟
شاید تا ابد؟
یه آدم چقدر میتونه بدون یه لمس، یه بغل زنده بمونه؟
متاسفم
بیا اینجا
لطفاً بشین
تو هم برای من یه دوست خیلی خاصی، میدونی؟
...در واقع، میشه گفت از وقتی برگشتم
تو بهترین اتفاق زندگیم بودی
منم همین حس رو دارم
ممنون که اینجایی
اوه، کامیلا، بیخیال
عمراً تنهات میذاشتیم
خونه خیلی قشنگیه
میخوای برم یه چیزی برات بیارم بخوری؟ هر چی؟
نه، فکر کنم خوبیم
ولی بازم میرم یه نگاهی به آشپزخونه میندازم باشه
ترجیح میدی... تنهات بذارم؟
نه
البته، لازم نیست خودتو مجبور کنی اینجا بمونی
آره، حتماً مجبورم کردن با کله بدوئم بیام اینجا
وقتی فهمیدم نزدیک بود تو آتیش کشته بشی
دیوید، ما نتونستیم درباره رابطمون حرف بزنیم
ولی واقعاً نمیخواستم اذیتت کنم
لطفاً منو ببخش. متاسفم
کامیلا، الان وقت حرف زدن درباره این چیزا نیست. نگران نباش
...واقعیت اینه که من و تو دیگه با هم نیستیم، ولی من
...میخوام بدونی که
واقعاً از همه اتفاقایی که افتاد پشیمونم
و باید بدونی که این کارو چون خودم میخوام میکنم
چون دلم میخواد
جدا از همه چیزایی که بینمون اتفاق افتاد
بدون که هنوزم نگرانتم
مخصوصاً با این قضیه قاتل که پیش اومده
مراقب خودت باش
لطفاً احتیاط کن
ممنون
مراقبش باش میرسونمت دم در
ممنون
سرخیو موقع انجام کاری که عاشقش بود مُرد
اگه نبرده بودمش اون جزیره الان زنده بود
نمیگم خودتو سرزنش نکن
چون تو یه حرفهای هستی و میدونی داری چیکار میکنی
آره، دارم قاتلمونو پیدا میکنم، اینه کاری که میکنم
قاتلو پیدا کنم ببینم کمک میکنه از شر این درد خلاص شم
کلبه چطور؟ چیزی توش پیدا کردین؟
آره
بیشتر از چیزی که انتظار داشتم
تقریباً همه چی تو آتیش سوخت
ولی تو اتاقی که سالم مونده بود، تیم آثار اسکوپولامین پیدا کرد
و همینطور بقایای منی
فکر میکردم غیرممکنه بشه تطبیقش داد، ولی اشتباه میکردم
مال میگل استوزه
سال ۲۰۲۳ به خاطر جعل هویت پرونده داشته
تونستیم تطبیقش بدیم
تِبی، چطوری؟
فقط مامانم اینجوری صدام میکنه. هیشکی دیگه نه
...همیشه با این اسم ازت حرف میزنه پس فکر کردی میتونی اینجوری صدام کنی
ولی تو این خونه اینجوری کار نمیکنه
باشه. خیله خب. ببخشید
چی میخواین ببینین؟ چی؟
مامانم گفت دارین میرین سینما. چی میخواین ببینین؟
میخوام ببرمش یه فیلم کلاسیک که پایین شهر داره پخش میشه، کازابلانکا
میخوای با ما بیای؟
همون که مایکل کورتیز ساخته دقیقاً
صبر کن ببینم، فکر کردی با بردن مامانم به یه فیلم کلاسیک
میتونی بکشونیش تو تخت، یا چی؟
هی، استبان، یکم باهام راه بیا داداش
قول میدم هیچ قصد بدی نسبت به مامانت ندارم
برعکس، خیلی براش احترام قائلم، باشه؟
و فقط میخوام خوشحالش کنم
نمیدونم موفق میشم یا نه، ولی باور کن اذیتش نمیکنم
امیدوارم همینطور باشه
چون میکشمت
ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید
دیر کردم؟ نه، مثل همیشه عالی هستی
مرسی
راستی، از استبان دعوت کردم باهامون بیاد
جدی؟ آره
چه فکر خوبی! بریم؟ باشه
!بزن بریم
دکتر گفت طبیعیه که هنوز تاری دید داشته باشم
ولی خب، خوب میشه ...خب
معلومه که طبیعیه
مطمئنم خیلی زود خوب میشی
...میگل، نمیدونم باید بگم یا نه، ولی
ممنون که نجاتم دادی
نیازی به تشکر نیست
جدی میگم
چیزی که نمیفهمم اینه که تو اون جزیره متروکه چیکار میکردی
اطلاعاتی که بهم دادی کاملاً واضح بود
بهتره امیدوار باشی اطلاعاتی که به پلیس میدم هم همینقدر واضح باشه
چون اونا الان دقیقاً به همون چیزی فکر میکنن که من فکر میکنم
بیخیال کامیلا
من رفتم اون جزیره چون با هم توافق کرده بودیم
که تو جزیره همدیگه رو ببینیم
این حقیقت نداره
چی داری میگی؟ من هیچوقت همچین حرفی نزدم
هیچوقت نگفتی؟ نه
باورت نمیشه
ولی تو عاشق این جای فوقالعادهای هستی که من الان توشم
نمیدونم چرا میگل، ولی یاد تو افتادم
اگه هنوز فکر میکنی چیزی که بینمونه میتونه دووم بیاره، بیا پیشم
بدون فشار، بدون بهونه
لوکیشنمو میفرستم برات
بیا یا نیا، نیازی به توضیح نیست
ولی اگه بیای، پشیمون نمیشی
فکر میکنی ممکنه جعلی باشه؟
وقتی شاهدا اصرار دارن به من دروغ بگن، کی میدونه چی واقعیه؟
نه، معلومه که بهت دروغ نمیگم ایندیرا
من نه این صدا رو ضبط کردم، نه فرستادمش
میدونم
کامیلا میگه ضبطش نکرده. نظر تو چیه؟
اگه میگه ضبط نکرده، پس نکرده کارآگاه
کجا میری؟ ببخشید
متاسفم، ولی باید با من بیای اداره
باید گوشیتو بدم آزمایشگاه بررسی کنن
در حالی که تو برام توضیح میدی چطور رفتی اونجا
و اون روز تو ماناکوآ چیکار میکردی
بریم
داری میگی پیام کامیلا رو
از یه شماره ناشناس گرفتی و تصمیم گرفتی بری دنبالش
تو جزیرهای که حتی رو نقشه هم پیدا نمیشه؟
اونجوری نگام نکن
همین اتفاق افتاد
ما آثار دی ان ای تو رو تو جزیره پیدا کردیم
خب، همونطور که گفتم کارآگاه، بهتون گفتم که اونجا بودم
نجاتش دادم آره، نجاتش دادی
هوم
پس چرا آثار... منی تو رو پیدا کردیم؟
منی من؟ منی تو
این جزو برنامه نجات بود، یا تو راه به ذهنت رسید؟
این غیرممکنه
من نه تو جزیره با کامیلا رابطه داشتم، نه هیچ جای دیگه
این عین حقیقته
از اول برام تعریف کن چی شد، هیچی رو جا ننداز
حتی یه درصد هم احتمال نداره که خودت اون پیامو فرستاده باشی؟
من نبودم خواکین
یادت میاد قبلش اون شب چیکار کردی؟
دقیقاً همون کاری که کل شب میکردم
تنهایی منتظر بودم
تازه، گوشیم اصلاً آنتن نداشت
پس امکان نداشت اون پیامو فرستاده باشم
هوم
...فکر کنم یه چیزایی یادمه، ولی همش خیلی تاره و
نه نه، زیاده روی نکن
بذار خاطرات خودشون بیان، باشه؟
چطور رسیدی به جزیره؟ یه قایق کوچیک داریم که کسی ازش استفاده نمیکنه
درست قبل از رسیدن به جزیره، شعلههایی دیدم
نمیدونستم از کجا میان
واسه همین قایقو ول کردم و دویدم سمت ساحل
ببین کارآگاه
اگه میخوای قاتلو پیدا کنی، وقتتو با من هدر نده
چون من عاشق اون زنم
من عاشق کامیلام، وقتشه اینو بفهمی
سلام سلام
من همسایه روبروییم
امیدوارم مزاحم نشده باشم، ولی میخواستم حال کامیلا رو بپرسم
خداروشکر خیلی بهتره عالیه، خیلی عالیه
فقط سریع اومدم اینو بدم بهش، اشکالی نداره؟
نه، من میتونم بگیرم؟
حتماً
ممنون !کامیلا
متاسفانه الان خوابه
نمیتونه مهمون ببینه
آره، میتونم تصور کنم
واقعاً متاسفم این اتفاق براش افتاد
بله
من خواکینم، روانپزشکش
آنجلا فرر
خیلی خوش شانسه، نه؟ که یه روانپزشک تو خونه داره
نه، من فقط اینجام که تو این شرایط کمکش کنم
کامیلا
آنجلا، چطوری؟ وای
مطمئناً بهتر از تو
نتونستم جلوی خودمو بگیرم که نیام ببینم حالت چطوره
نه، نه
ببخشید نمیتونم، کبودیها
البته، عذرخواهی میکنم
...ولی چطور میتونم نگران نباشم؟ ما همه
ما یه جامعهایم
انجمن قدرتمند خودمون، درسته؟
اتفاقی که برات افتاد وحشتناکه، نمیتونم تصور کنم چه حسی داری
خب، مهم اینه که الان حالش خوبه. همه چی تموم شده
دقیقاً، دقیقاً
یادت باشه، خونه من اون طرف خیابونه
هر چیزی نیاز داشتی، تعارف نکن بگو، باشه؟
کامیلا
میدونم به نظر نمیاد، ولی ما میخوایم به یه هدف برسیم
من که تا وقتی آروم نمیگیرم
تا وقتی پیدا نکنم کی مسئول مرگ داداشمه
و شاید همون کسی که مسئول همه این جنایتهاست
مراقب خودت باش
ببخشید
حالش خوبه؟
همیشه همینجوریه همش عصبانیه
آره واقعا
سلام عزیزم
سلام
مامان، هنوز دارن تحقیق میکنن که چه بلایی سر عمو اومده؟
معلومه که دارن عزیزم
مطمئن باش پلیس کارشو درست انجام میده
درست انجامش میدن و قاتل رو میگیرن
آره، میشه بری طبقه بالا منتظر باشی؟
باشه- الان میام پیشت-
میخوام یه چیزی نشونت بدم
باشه حتما. دوستت دارم- اوهوم-
چه جالب که اومدی سر بزنی
فکر میکردم الان باید، نمیدونم، مثلا تو جلسه روانشناسی باشی
یه کار اضطراری داشتم
حتما مربوط به کاره، نه؟
آخه خیلی به شرکت جدیدت متعهدی
چرا نمیتونی راستشو بگی؟
بگو ببینم
اومدی چون فهمیدی کامیلا رومان برگشته مجتمع
همینو بگو. به همین راحتی
من به خاطر بچههام اومدم
میدونستی پلیس اومده بود خونهم سراغ تو رو میگرفت؟
جدی؟
آره، میخواستن بفهمن
اون موقع شب تو یه جزیره متروکه چیکار میکردی
راستش منم همینو میخوام بدونم
چطور شد که اونجا بودی تا کامیلا رو نجات بدی؟
من با پلیس حرف زدم، همه چی روشنه
پس خیالت راحت باشه. نگران نباش
و حتما هرچی بهشون گفتی باور کردن
آخه کی میتونه همچین مدرک محکمی رو زیر سوال ببره؟
مخصوصا از طرف تو
مردی که قیافه ابرقهرمانیش غیرقابل انکاره
برای اطلاعت
کامیلا از جزیره یه پیام صوتی برام فرستاد
اون پیام الان دست پلیسه
و تو هم دویدی رفتی نجاتش بدی همیشه آماده، مثل پیشاهنگا
نزدیک بود بمیره. فکرشو بکن
اولین باری نیست که نزدیکه بمیره
چرا انقدر سنگدلی آنجلا؟
کدوم قسمت این ماجرا باید خیلی دردناک باشه میگل؟
میدونی چیه؟
بیخیال
اصلا کامیلا نبود که پیام رو فرستاد
نه؟
نه، یه صدای جعلی بود
هوش مصنوعی. فکرشو بکن
وای خدای من. تکنولوژی چقدر پیشرفت کرده
دقیقا
راستی، دیروز اون موقع کجا بودی؟
آره، همون موقع
خوب شد پرسیدی
چون من همیشه راستشو میگم- البته-
راستش با یکی آشنا شدم
...در واقع
خیلی دیرم شده...
قرار خوبی داشته باشی
...علاوه بر فیلمباز بودن، جذاب و ورزشکار بودن
ایتالیاییه یه آشپز حرفهایه، نه؟...
شنیدم استبان
و نه، من فقط یه علاقهمندم
باشه بذار براتون بکشم- ممنون-
ولی جدی، چطوری اینا رو انقدر سریع درست کردی؟
پاستاست دیگه
دفعه بعد یه چیز پیچیدهتر درست میکنم، باشه؟
پس این رگ و ریشه ایتالیایی واقعیه
فکر میکردم نقشهته واسه مخ زدن دخترا
تبی- چیه؟-
عزیزم چرا همچین حرفی میزنی؟
نه نه نه. راست میگه
یعنی راسته که بخشی از خانوادهم ایتالیایین
...خب
اوم
کدوم قسمت ایتالیا اهل اونجایی؟
ماما میا، استبان
نمیدونستم ایتالیایی بلدی حرف بزنی
پدربزرگ پدریم اهل ویگازیو بود، نزدیک ورونا
از زادگاه رومئو و ژولیت؟
دقیقا
سلامتی
به سلامتی
سلامتی استبان- سلامتی-
بابت پاستا و فیلم ممنون
هر وقت خواستی بیا اینجا استبان
خداحافظ عزیزم- میمونی امشب؟-
نه بعدا میبینمت خونه
باشه. مراقب خودت باش
تو هم همینطور
شب بخیر
اوه، ببخشید
واسه همه چیزایی که گفت
نگران نباش. نه، منظورش خوب بود
نمیدونم. خب، یکم حسوده
و گاهی درباره بعضی موضوعات زیادی جدی میشه
انتظار دیگهای داشتی؟
تنها بچهته
حق داره منو زیر سوال ببره و نگران تو باشه
نگرانش نباش
خب، خوشحالم که درک میکنی
ممنون
سیلوینا، خوبی؟
میگذرونیم
کامیلا بالاست؟
آره، ولی خوابه
و اگه اشکالی نداره، ترجیح میدم بیدارش نکنم
میخواستم خداحافظی کنم پیش بچههام بودم
فردا بهش میگیم نگران نباش
ولی حالا که اینجایی
خیلی لطف میکنی اگه چند روز تنهاش بذاری
فکر کنم همه موافقیم که کامیلا خیلی به هم میریزه
وقتی تو رو میبینه
ممنون از تشخیصتون، دکتر
ولی میتونی بری دیگه
شاید بری کتاب بخونی، یکم استراحت کنی
تو اینجا زندگی نمیکنی، میگل
و تو هم فقط روانپزشکشی، هوم؟
هنوز اینجا چه غلطی میکنی؟
این بین من و کامیلاست
آه، چه عالی
پس میتونی باهاش حرف بزنی
ولی تو جلسه بعدیتون. امروز نه
بابت همه چی ممنون. مراقبش باش- حتما-
فکر میکردم مدیرای رده بالا زود میخوابن
هوم
میدونی، ما مدیرای رده بالا هم گاهی نیاز داریم تنشهامونو خالی کنیم
هر از گاهی
نظری داری؟
در واقع بیشتر از یکی
اشکالی داره؟
آنجلا
فکر میکنی تا کجا میتونی پیش بری؟
من؟
فقط میخوام دوباره منو ببندی
عاشق این کارم
...شمارهای که گرفتید در دسترس نیست. لطفا پیغام بذارید
سلام آنجلا، اونجایی؟
شب بخیر، خوابی؟
دیگه نمیتونم تحمل کنم میشه بیام پیشت؟
ونسا، خوابی؟
میرم یه دویی بزنم
اوهوم
خب، علاوه بر اون صد هزار تایی که قولشو دادی
این خونه قشنگ و دنج رو هم میخوام
چون به زندگی اینجا عادت کردم و دلم خیلی میگیره
اگه مجبور شم برگردم تو اون قایق بخوابم، کمرم داغون شه
از تعلیق خوشم نمیاد
من مثل سگم، سانتیاگو
یه لقمه غذا بهم بدی، یه جا واسه خواب
تا پای جون وفادارم
جدی تینا؟
باشه، خونه مال تو- !ایول، بزن بریم-
ولی بگو چی میدونی وقت ندارم
آمادهای؟
امانوئل برونا
آنجلا
با همن
آه، با زنت هم میخوابه
پشیمونی؟
نه، ولی قشنگترین حسی بود که تو این چند سال داشتم
نه فقط به خاطر اتفاقی که افتاد... به خاطر تو
چیزی نمونده بود قاتل رو پیدا کنم
...پس اگه نزدیک بود پیداش کنی
چرا هنوز فکر میکنی کار منه؟
باشه کامیلا
میفهمم که گذروندن این شرایط برات سخت بوده
و میدونم اگه میخوام دوباره بهم اعتماد کنی، باید کمک کنم
آره؟ چجوری؟
با پیدا کردن مقصر
ببین
تنها کسی که به ذهنم میرسه
که بتونه همچین کاری بکنه، آنجلاست
...آره، ولی من
نمیدونم آنجلا میتونه با هوش مصنوعی صدای تو رو درست کنه
باید یکی باشه که سرش تو تکنولوژی باشه
حداقل اونقدری که بتونه صداتو کپی کنه و اون فایل صوتی رو بسازه
وای میگل، خواهش میکنم
آنجلا اونقدر پول داره که یکی رو استخدام کنه اینکارو براش بکنه
شاید حق با تو باشه
دیر وقته. باید برم فردا دربارهش حرف میزنیم
باشه
سعی کن استراحت کنی، خب؟
شب بخیر
...میدونی، ولی
بعضی وسوسهها رو نمیشه مقاومت کرد
در این صورت
مقاومت نکن
میگل، من نزدیک بود بمیرم
زندگیم تو هرج و مرجه
ببین، نمیدونم اون پیام از کجا اومد
یا داری بهم دروغ میگی یا نه
چیزی که میدونم اینه که
هنوز زندهم
و اینکه عاشق این حسهاییام که وقتی پیشمی دارم
و نمیتونم نادیدهشون بگیرم، پس بیا دیگه باهاشون نجنگیم
با ما همراه باشین Telegram @sands_movie
مترجم:Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.