Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
با داغونترین اینترنت دنیا, سینما رو بدون محدودیت تماشا کن SandsMovie.Ir
مترجم: Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort
یکی هولش داده مگه نه؟
...میگن یکی هولش داده چون
چون خودش همینجوری نیفتاده
کامیلا، چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟ کی میتونه همچین کاری بکنه؟
سیلوینا، نگاش کن
هولش دادن
گوش کن، کشتنش. من مطمئنم
نمیتونیم از کشور خارج شیم چون میخوان فردا تک تک ازمون بازجویی کنن
یکی یکی ازمون سوال کنن
عزیزم، بعد همه این اتفاقا فکر میکنم بهترین کار اینه که
برگردیم کارتاخنا
خوبه؟
هوم؟
آره، بریم خونه
پروفایل جعلی
تماس ورودی جرمان
ببخشید
الو؟- جرمانم-
حالت چطوره؟
...خب
خیلی بد جرمان. همه این اتفاقا یه کابوس وحشتناک بوده
آره، میتونم درک کنم
اتفاق خیلی بدی افتاد
...حس میکنم تقصیر منه. این
ایده من بود که بیارمت اینجا درباره باشگاه حرف بزنیم
تو هیچ ربطی به این اتفاق نداری پس لطفا نگران نباش
ببین کامیلا من درست جلوی هتلتم
اگه حالت خوبه شاید بتونیم یکم حرف بزنیم
باعث افتخارمه
...میدونم الان وقت خوبی نیست، ولی
یه چیزی هست که میخوام درموردش صحبت کنم
چرا اینجاییم؟
مگه این آرزوت نبود؟
زندگی تو ریویرا اسمرالدا ازدواج با آدریان فرر
خب
فکر کنم یه بخش از این رویا متاسفانه هیچوقت به واقعیت نمیپیونده
ولی حداقل میتونی بقیشو داشته باشی
چرت و پرت نگو تینا چی میخوای؟
هوم
تنها چیزی که میخوام اینه که کمکت کنم
یه آینده درخشان برای خودت بسازی
زندان کارتاخنا
خوشت میاد؟
گزارش، کارآگاه
نتایج چیه؟
فرضیهای داری؟
همونجا غافلگیرش کرد
!نه، خواهش میکنم
سعی کرد از خودش دفاع کنه ولی یارو ازش قویتر بود
هوم
چند تا تار مو هست
پس میگی ممکنه نمونه دیانای داشته باشیم
آره، خیلی محتمله
به علاوه دیانای همه مهمونای قبلی هتل
گزارش سمشناسی این ماده رو شناسایی کرد؟
!کمکم کنید
فکر کردیم کوکائینه
ولی اسکوپولامین بود، درسته؟
آره
حدس میزنم سوالای زیادی داری
خیلی زیاد- خب، سعی میکنم توضیح بدم-
قربانی دوست مظنون اصلی ما بود
تو چهارتا قتل مرتبط که هفته پیش تو کارتاخنا اتفاق افتاد
این قتلها همه به هم مربوطن
چون قربانیها با اسکوپولامین کشته شدن
این خونه کیه؟
یه نفر که مشتاقه باهات کار کنه
صبح بخیر اینتی
خیلی دربارهت شنیدم
ولی راستشو بخوای یه جور دیگه تصورت میکردم
اسم من سانتیاگوئه، و به کمکت نیاز دارم
بیادب نباش مرد
نمیگم بدون شناخت بهم اعتماد کن، هوم؟
من مدیرعامل هلدینگ فرر باراگانم
و تنها چیزی که میخوام
اینه که آنجلا فرر از شرکت بره بیرون
و برای این کار تو دقیقا ابزار مناسبی هستی
گلوریا گفت دنبالم میگشتی
ببخشید، تو جلسه گیر کرده بودم ولی بگو، چی میخوای؟
که سرزنشت کنم
وانسا لیاقتش خیلی بیشتر از ایناست. خدای من
آنجلا، اگه بخاطر پایلاست دوباره میگم باشه؟
من جدی میگم سانتیاگو
نمیتونی اینجوری زنتو تحقیر کنی
اون خیلی مهربون و خاصه
و بیشتر وقتا آشپزی فوقالعادهای داره، باشه؟
میدونم فکر میکنی دارم بزرگش میکنم
ولی یه روز عاشق یکی دیگه میشه
و وقتی این اتفاق بیفته، پشیمون میشی
پس برای این اومدی؟
جدی میگی؟
که منو بخاطر شوهر بودنم نقد کنی؟
نه، هرچند لایق این انتقادی
سانتیاگو، من واقعا نگرانم
چون فکر میکنم که
با همه این قتلها و این هرج و مرج اطرافمون
میترسم یه پروژه شخصی به خطر بیفته
پروژهای که میخوام تو جلسه بعدی هیئت مدیره ارائه کنم
...دارم درباره
ریویرا دیامانته حرف میزنم پروژه ناتموم پدرم
این چیزیه که سالهای آخر عمرشو صرفش کرد
یه پروژه با ۹۵۰ واحد
و یه باشگاه که خیلی فراتر از ...محدوده ریویرا اسمرال
ببخشید
نگاه کن
الو؟
زنگ زدم ببینم میتونی بیای کلاس یا نه
مطمئن نیستم، ولی سعی میکنم بیام
دلم برات تنگ شده آنجلا
...دیشب خیلی
اوف
بهتره روش اسم نذاریم- آره بهتره-
بعداً حرف میزنیم
باشه
آنجلا، نمیتونم از ذهنم بیرونت کنم
به زودی میبینمت
اگه یه رابطه با آتیش شروع بشه
هیچی نمیتونه جداتون کنه
ممنون که داستان آشناییت با سیلوینا رو تعریف کردی
شیرینه، ولی میدونی همه چیزایی که تو هتل داریم از سر میگذرونیم رو، نه؟
میدونم
...فقط میخواستم فرصتی داشته باشم
که سعی کنم متقاعدت کنم، میدونی کار درست رو انجام بدی
کار درست؟
دقیقاً
حالا دیگه به تو بستگی داره
خیله خب، ببین
اگه تا اینجا اومدم
چون واقعاً، واقعاً میخوام یه گلدن لیپس تو مکزیک باز کنم
هوم، منم علاقه دارم
با این حال، الان بهترین وقت برای صحبت درباره تجارت نیست
ولی بالاخره وقت مناسبشو پیدا میکنیم
و من مطمئنم میرسیم به
یه توافقی که به نفع هر دومون باشه
هوم؟- اوهوم-
ترجیح میدم روی چیزی تمرکز کنم که برام مهمتره
میگل- سلام، خوبی؟-
خوشحالم میبینمت- منم همینطور-
این چیه؟
برای همین اون داستانو گفتی و منو آوردی اینجا؟
عصبانی نشو
ببین، این بخاطر عشقه، واقعاً
ممنون- موفق باشی-
همینطور تو- تنهاتون میذارم-
اگه درست پیش رفت منو عروسی دعوت کن
حتماً
راحت باشین با اجازه
جرمانو سرزنش نکن کامیلا
این لطفی بود که به من بدهکار بود
اینجا چه غلطی میکنی؟ چی میخوای از جونم؟
میخوای دیوونم کنی؟ میخوای قاطی کنم یا چی؟
چیه؟- نمیخوام برگردی کلمبیا-
بیا با جت جرمان فرار کنیم
هر جا تو بخوای
فکر کردی نمیدونم نیت واقعیت چیه؟
هر کاری من با کامیلا دارم به خودم مربوطه
!پس راحتم بذار اریکا
!نه، ولت نمیکنم لعنتی
تو اریکا رو کشتی
تو اریکا رو کشتی
برای همین منو آوردی اینجا برای همین همه اینا رو برنامه ریزی کردی
...تو کشتیش، برای همین- فکر میکنی من اریکا رو کشتم؟-
داری چیکار میکنی؟
نمیشناسمت
از وقتی کارتاخنا فهمیدم بهم دروغ گفتی دیگه نمیشناسمت
!فقط راحتم بذار
آروم باش
تنها دلیلی که من یکی رو میکشم بخاطر توئه
بس کن
حق با توئه
نمیتونم در برابر بوسههات مقاومت کنم میگل
من فقط معتاد اینم که چجوری لمسم میکنی
و چه حسی بهم میدی
قسم میخورم دارم سعی میکنم فراموشت کنم واقعاً دارم سعی میکنم
میرم مشاوره، خیلی تلاش میکنم دور بمونم، ولی نمیشه
بیا از نو شروع کنیم
بیا با هم زندگی کنیم
وای خدای من
میتونیم انجامش بدیم
قول میدم دوباره عاشق هم میشیم
درست مثل بار اول
یه بار بهت گفتم کامیلا، و جدی بودم
میخوام باهات تشکیل خانواده بدم
و میدونم ممکنه و با هم خوشبخت میشیم
من فقط میدونم هیچ جوره نمیتونم با تو خوشبخت باشم
اینو بفهم
ولی چرا نه؟
هر وقت نزدیکتم همه قدرتم از بین میره
حتی اگه وقتی کنارمی بدنم تورو میخواد
ما هیچوقت با هم نمیمونیم
من باید با دیوید باشم
ولی چرا باید با دیوید باشی؟ دوستش نداری
تو چی میدونی میگل؟
من تازه بهترین دوستمو از دست دادم
تو با دروغ منو کشوندی اینجا
تو این بلبشو رو درست کردی
و حالا داری به من میگی عاشق کی هستم یا نیستم؟
چرا تمومش نمیکنی؟- چون حقیقت داره-
کامیلا، حقیقت داره
دوستت دارم
منم دوست دارم
هیچی نشد؟
نه، جواب نمیده
ولی گفت داره میاد یه کم نگرانم
چرا تا الان برنگشته؟
کی داره زنگ میزنه؟
الو؟
سلام دیوید دستیار جرمن هستم
آه بله، اولگا. چی شده؟
خب، حالا کمرمونو قوس میدیم
سلام
حالت چطوره؟- سلام-
خب، همگی گوش کنید
سلام
باید بهتون اطلاع بدم که کلاس ساعت ۸ شب
به دلایل امنیتی کنسل شده
چرا؟ الان چی شده مگه؟
تصمیم مدیریته
برای همه ساکنین و کارمندا منع رفت و آمد گذاشتن
آخه چه خبر شده؟
واقعاً کار به جایی رسیده
که باید خودمونو تو خونههامون حبس کنیم؟
افتضاحه پلیس هیچ کاری نمیکنه
کی میخوان قاتلو بگیرن؟
میخوان تا وقتی اون روانی رو نگرفتن ما رو تو خونههامون زندونی کنن
اصلاً خندهدار نیست- منم همینطور-
خب، بهتره آروم باشیم مطمئنم همه چی درست میشه
فعلاً میخوام مربی جدید شنا رو بهتون معرفی کنم
اینتی؟
اینتی، بیا
این اینتیه
قبلاً تو باشگاه با ما کار میکرد
شنا بلدین؟- کم و بیش-
شناور موندن چی؟- آره-
نفس کشیدن بلدین؟- آره-
عالیه. اگه بلد باشین نفس بکشین شنا هم بلدین
با حبس نفس آشنایی دارین؟- آره-
خوبه. پس با حبس نفس شروع میکنیم
سه بار برای ۱۵ ثانیه نفس میکشیم
واقعاً تبریک میگم
کار عالی بود
چرا اینجایی اینتی؟ هوم؟
اومدم کار کنم، آنجلا
دارم نون در میارم
چه خوب
واقعاً نمیتونستی یه کار دیگه پیدا کنی که انقدر نزدیک من نباشه؟
خب، بهترین باشگاه کارتاخناست چاره دیگهای نداشتم
هوم
خودتو مظلوم نشون نده از اون مرحله گذشتیم
آره
درکش برای آدمایی مثل تو باید سخت باشه
خودت خوب میدونی با اون هیکلت چیکار کردی
با اون دهن قشنگت چه دروغایی گفتی
کارامون عواقب داره، اینتی
پس گریه نکن چون پسرایی مثل تو گریه نمیکنن
صبر کن
من واقعاً به این کار نیاز دارم
آنجلا، هیچوقت دور و برت نمیام
بذار کارمو نگه دارم
همینجا میمونم. قول میدم
اینتی، کاری نکن پشیمون شم. هوم؟
صبر کن
...خیلی
پررویی میشه اگه بخوام یکی از این روزا همدیگه رو ببینیم؟
بچهها، یه دور دیگه
دو دور دیگه، رفت و برگشت
♪ بهم بگو چیکار کنم ♪
♪ و من قرمز میبینم- ♪ ♪ قرمز میبینم- ♪
اگه کسی پرسید
من نه بهت زنگ زدم نه درو باز کردم
♪ میبینم ♪
♪ یه تبر تو سرت و تو میمیری ♪
♪ مثل یه حیوون خونریزی میکنی مثل یه حیوون خونریزی میکنی ♪
♪ تو چشمام نگاه کن ♪
♪ وقتی تحقیرم میکنی ♪
♪ تو چشمام نگاه کن ♪
♪ وقتی تحقیرم میکنی ♪
دیوید
!دیوید، نه. نه
صبر کن
دیوید، به حرفم گوش کن
خیلی سعی کردم
که جلوی خودمو بگیرم و تسلیم نشم
...به جون خودم قسم هیچی جواب نداد، ولی
ولی؟
ولی، نه
نتونستی جلوی وسوسه شدنتو بگیری
این چیزیه که همیشه تو وجودت خواهد بود
دیوید
منو ببخش
هیچ بهونهای ندارم
خواهش میکنم منو ببخش
ولم کن
همینو میخواستی؟
گفتی نباید ازدواج کنم
ولی من کردم
حالا منو نگاه کن
عزیزم
هی
قول میدم مراقبت باشم
از حالا تا ابد
بهت قول میدم
فقط یه دقیقه بهم وقت بده، لطفاً یه دقیقه
باشه
یه دقیقه
♪ فکرای مریض ذهنمو پر کرده ♪
♪ فکرای مریض ذهنمو پر کرده ♪
♪ فکرایی که نباید دوستشون داشته باشم ♪
♪ تا مغز استخونم نفوذ میکنه ♪
♪ تو استخونام ♪
♪ مردم فکر میکنن امیدمو از دست دادم ♪
♪ منم همینطور ♪
♪ چشمام به پشت سرم چرخیده ♪
♪ همه این چیزا رو میگیرم فقط که دوستامو ببینم ♪
♪ دوستام، دوستامو ببینم ♪
♪ وقتی منو زیر پوستت حس میکنی ♪
♪ میدونی خیلی دیره که برای گناهات توبه کنی ♪
♪ خیلی دیره که برای گناهات توبه کنی ♪
♪ برای گناهات توبه کنی ♪
قول میدم پشیمون نمیشی عزیزم
کجا داریم میریم؟
بیا
میبرمت جایی که همه چیز شروع شد
لاس وگاس
و بعدش، کارتاخنا جایی که هیچکس نمیتونه جدامون کنه
فقط بهم اعتماد کن
بیا
خوش اومدی
برای تو، عزیزم
...و حالا
بیا یه نوش کنیم
به سلامتی ما
...به آینده مشترکمون
و چون خیلی دوستت دارم
سلامتی
سلامتی
♪ مستقیم تو چشمام نگاه کن ♪
♪ بگو ما قرار بود بمیریم ♪
♪ سعی کن یه دروغ دیگه بگی ♪
♪ ...پس خواهم ♪
♪ من ♪
♪ چشمام به پشت سرم چرخیده ♪
♪ همه این چیزا رو میگیرم فقط که دوستامو ببینم ♪
♪ دوستامو ببینم ♪
♪ وقتی منو زیر پوستت حس میکنی ♪
♪ میدونی خیلی دیره که برای گناهات توبه کنی ♪
♪ فکر کردم باید بدونی ♪
♪ تو بودی که ول کردی رفتی ♪
تو همون تازه واردی؟
آره. حالت چطوره؟
خوبم، ممنون
درباره پیوستنت به ما برامون ایمیل فرستادن
خوشبختم. فلیسیانو
اینتی. ممنون- خواهش میکنم-
میبینم با رئیس بزرگ دوستی
اینو میگم چون دیدم داشتی باهاش حرف میزدی
آه، داشت درباره یه کلاس میپرسید
آخه هر کسی نمیتونه با اون خانم حرف بزنه
آره- اوهوم-
حالت خوبه؟
آره
از حال رفت- بریم-
اینتی؟- نه، نه، من خوبم. جدی. لازم نیست-
نفس بکش- آب میخوای؟ یه کم آب؟-
نه، اینجا به اندازه کافی آب داریم
لازم نیست. من خوبم
ببین، اینو نگه دار- اوهوم-
اگه حالش بد شد بهم زنگ بزن، باشه؟
باشه. ممنون- بعداً میبینمت-
اینو بو کن- بذارش کنار-
کبودیها چیه؟
دعوا کردی؟- تو دکتری؟-
با کی دعوا کردی؟- هیچکس، هیچکس-
خب، اگه نمیخوای بگی اشکال نداره. مشکلی نیست
باشه، میتونی راز نگه داری؟
من بهترینم تو راز نگه داشتن
تو زندان بودم تازه آزاد شدم، واسه همین صورتم اینجوریه
نگران نباش
برام مهم نیست
خب، دیگه بسه سکوت
همیشه انقدر ساکتی یا خیلی گشنته که نمیتونی حرف بزنی؟
هوم؟
من بیگناه بودم
حالا خوشحال شدی؟
واسه این نپرسیدم ولی میتونی بگی
باشه
...به قتل متهمم کردن، ولی
من هیچ دخالتی توش نداشتم
...و، خب، زیاد تو زندان نموندم، ولی
خب، الان آزادی و سالمی
و تو بهترین اسپای کارتاخنا کار میکنی
شماره ناشناس
الو؟
سلام. خوش میگذره؟
سلام مامان. خوبی؟
من مامانت نیستم، رئیستم فکر میکنی واسه چی بهت پول میدیم؟
چی شده؟
خب، در حالی که تو داری وقتتو تلف میکنی آنجلا با همسایش قرار گذاشته
اوم، من باید برم- چی؟-
...آره، مامانم... اوم
ولی صبر کن، حال مامانت خوبه؟- آره-
میخوای باهات بیام؟
نه نه نه، همه چی اوکیه نگران نباش، جدی میگم
آها، خب پس - پس برو به مامانت برس
من حلش میکنم
آها، باشه
دفعه بعد من حساب میکنم
...ممنون که
...کل روز باهام بودی. تو
قابلی نداره. هر وقت بخوای
خداحافظ- بعداً میبینمت-
چیه؟- بسه دیگه-
حولهها کجان؟
و اون اتاق مخفی معروف
حولهها پایین تو اتاق بازین
تعجب کردی؟
با شیباری آشنایی داری؟
یه تکنیک معنویه
یه هنر رزمی
دوست داری امتحانش کنی؟
شیباری میتونه یه تجربه منحصر به فرد باشه
که محدودیتهای حسهای بدنت رو به چالش میکشه
هوم؟
فراتر از لذت
و حتی درد
مهمترین قانونش رضایته
شروع کنیم؟
♪ با شیاطینمون میرقصیم ♪
♪ با شیاطینمون میرقصیم ♪
♪ با شیاطینمون میرقصیم ♪
♪ با شیاطینمون میرقصیم ♪
جواب داد
برای اولین بار از وقتی آنجلا از زندان اومد بیرون
...جوری نگام کرد انگار من
معشوقشم
هوم. خیلی خوبه
به نقش قربانی بازی کردن ادامه بده ثابت شده که جواب میده
هوم، نیازی نیست نقش قربانی رو بازی کنم
چون تجربهم تو زندان کاملاً واقعی بود
و به همین خاطره که قدردان شروع خوبت هستیم
نقطه ضعفشو میدونم
احساس گناهه
آنجلا همون حسی رو داره که همه پولدارا دارن
عذاب وجدان به خاطر اینکه با قاشق نقره به دنیا اومدن
عالیه
ولی برای بیرون کردن آنجلا از شرکت به یه چیز خاصتر نیاز دارم
هوم
ببین، از نظر قانونی فقط دو تا راه هست
درخواست حکم موقت که تقریباً غیرممکنه
و راه دوم
متهم کردنش به یه جرم دیگه که دوباره به اعتبار شرکت آسیب بزنه، هوم؟
اینجاست که تو وارد میشی
به کمکت نیاز داریم تا اطلاعاتی پیدا کنیم که نشون بده
قبل از اینکه ۱۸ سالت بشه
آنجلا از خدماتت استفاده کرده
راستش این امکان نداره چون من ۱۹ سالم بود
ولی لازم نیست کسی بدونه. میفهمی؟
ببین، هیچکس نمیخواد محکوم یا متهم بشه
...ما فقط میخوایم از شهادت تو به عنوان
قربانی سوء استفادهش
استفاده کنیم تا قانونی بندازیمش بیرون
برای همیشه
این چیه؟
اگه اومد، لطفاً اینو بهش بده
مسدود کردن تماسها
مسدود کردن مخاطب
دوریس، چمدونهای اون زنه رو بیار
هورتنسیا- کاری که کردی غیرقابل بخششه-
باید برم وسایلمو بردارم
برام مهم نیست به چی نیاز داری
هورتنسیا، لطفاً اینجوری باهام حرف نزن
نتونستی جلوی وسوسهتو بگیری
چون از اول دروغگو بودی و همهمونو احمق فرض کردی
همیشه همینجوری فکر میکردی؟
از اول یا فقط الان؟- هی، گوش کن-
خواهش میکنم، باید وسایلمو بردارم- نه-
تو هتل من جایی برای فاحشهها نیست
دست از سر دیوید من بردار !و دیگه هیچوقت سراغش نیا
تماس ورودی شماره ناشناس
الو؟- منو بلاک کردی؟ جدی؟-
راستش الان اصلاً نمیخوام حرف بزنم
میفهمم که همه چی باید خیلی سخت باشه. درک میکنم
هر چقدر زمان میخوای بگیر من همینجا هستم
من نمیام
منتظرم نمون، میگل- ...نه، ولی، کامیلا، صبر کن-
اون روز، من با زیباترین زن دنیا آشنا شدم
اون زن تویی عزیزم
کامیلا، میتونیم حرف بزنیم؟ درباره پرونده یه پیشنهادی دارم
!بچهها، بیاین سر میز
اینم سالادی که تو آشپزخونه جا گذاشتم
بهش دست نزدن
!بیاین اینجا
هر روز همینه
!بچهها
خدایا
به اقتدارت به عنوان مادر احترام نمیذارن
واسه همینه که اینجوری رفتار میکنن
اگه الان اینجورین
فکر میکنی تو ۱۵ یا ۲۰ سالگی چجوری میشن؟
سانتیاگو، من هیچ کاری نکردم
آره، دقیقاً. تو هیچوقت کاری نمیکنی
این اواخر عوض شدی
وقتی ازدواج کردیم انرژی بیشتری داشتی، سرزندهتر بودی
و حالا همش تو باشگاهی
کل روز خستهای
حتی زحمت درست غذا پختن هم نمیدی
خب، اگه دوست نداری برو رستوران
چرا باید پولمو تو رستوران خرج کنم؟
هوم؟
پس اینجا چیکار میکنی؟
ونسا، بیا اینجا
!ونسا، همین الان برگرد
ونسا، چی شده؟
دیگه نمیتونم ادامه بدم
ولی چرا؟
عزیزم
ممنون، بهترم
چی شده؟
تو زندگی زناشوییت مشکل داری، درسته؟
...تو یه بحرانیم، و
بعضی وقتا، خیلی سخت میشه
ولی فکر کنم یه جایی درستش میکنیم، میدونی؟
من واقعاً دیگه نمیتونم. ما خوب نیستیم
کامیون اسبابکشی؟
کی داره میاد اینجا؟
کی میدونه؟
همسایه! چطوری؟
الان داری شوخی میکنی دیگه؟
این واقعاً باورنکردنیه
ولی کاملاً مشخصه
که داری حسابی از تک تک سنتهای پول بابام لذت میبری
کاملاً حق با توئه- هوم-
اینجا چیکار میکنی؟
یعنی چی؟ دارم میام خونه بغلی
جدی میگی؟- جدی میگم-
دیوونه شدی؟
اومدم اینجا که قاتل کوفتی دوستمو پیدا کنم
حتی اگه همه عصبانی بشن
میشه اون تیکه رو بذاری ته انباری لطفاً؟
بعدش برمیگردیم دنبال جعبههای کوچیکتر
ممنون
ایندیرا
سلام
ممنون که قبول کردی ببینیم- هوم-
دقیقاً نمیدونم اینجا چیکار میکنم
ما قاتل رو پیدا میکنیم
و از این به بعد، هر کسی که تو ریویرا اسمرالدا زندگی میکنه
یه مظنونه
با ما همراه باشین Telegram @sands_movie
مترجم: Hemioort چنل تلگرامی: Subtitle_Hemioort
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.