Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
بازیگر بهم گفت: «چشمهای بیروحی داری»
اما اشتیاق به آزادی همچنان شعلهور بود
زندگی خیلی وسیعه. میتونی خودت رو توی هر نقطهای ازش گم کنی (سخنی از لویی فردینان سلین)
ترجمه از «امــیــررضــا» @ARZ_110_SUB
[ سال ۱۹۵۰ ]
از خود ورسای اومده!
هدیهی بینظیری نیست؟
وقتی توی این بخوابی، همزمان میتونی به مکانهای مختلفی بری
- هدیهی سخاوتمندانهایه، فرمانده - مزخرف نگو!
من پدرخوندهی «ریموندو» و دختری که توی راهه هستم یا نه؟
- هنوز نمیدونیم دختره یا پسر - دختره، مطمئن باشید
اینجور چیزها رو میفهمم
ببین چقدر خوشگله
- هوم - خوشگله
جیغ بزن! جیغ بزن و فشار بده
- آه! - یالا، فشار بده!
فشار بده!
فشار بده!
- آه - تموم شد!
دختره!
بهتون گفتم! اینجور چیزها رو میفهمم!
فردا توی خونهی من یه جشن بزرگ میگیریم
اسمشو چی بذاریم؟
اسمش رو چی بذاریم؟
پارتنوپه
اسمش رو بذاریم پارتنوپه!
« پـارتـنـوپـه »
[ سال ۱۹۶۸ ]
موافقی؟
خیلی خارقالعادهای
- جواب ندادی. موافقی یا نه؟ - معلومه که موافقم
سیگار کشیدن بعد از شنا توی دریا
خیلی بیشتر از سیگارِ بعد از شنا توی استخر حال میده
دلیلش رو میدونی، سندری؟
نه، تو میدونی؟
نه
برای درک کردن اینجور ظرافتها هنوز خیلی جوونم
و ریموندو؟
فصل بهار شروع شده
خب؟
رفتن ببینن شهر ناپولی چطور لباس زمستونی رو از تنش برمیداره
بریم؟
میتونم بیام داخل؟
نه
اما میتونی دور کالسکه بچرخی
نامزد من میشی؟
اونجا آینده رو میبینی، سندری؟
از من و تو بزرگتره
کِی وقت میکنی به اینجور چیزها فکر بکنی؟
وقتی میرم به سفر،
با کالسکهام
به چی فکر میکنی؟
به چی فکر میکنی؟
آشونه فرانکو
پروفسور، میشه یه لحظه برم دستشویی؟
قبل از اینکه بیایی دانشگاه باید میرفتی دستشویی. بیا بشین
میگن چون پسرش خیلی مریضه اینقدر با همه بداخلاقه
تو چه چیزی میدونی که من نمیدونم؟
هیچی
هیچی؟
پارتنوپه دی سانگرو
ببین چقدر خوشگله
- صبح بخیر - صبح بخیر
سه عامل بر اساس نظریۀ گولیان
یک، خود فَرد. دو، موقعیتی که فرد در اون قرار داره
سه، واکنشی که توی اون موقعیت فرد نشون میده
- و آلتوسر؟ - آلتوسر نمایندهی یه مکتب فکری دیگهست (فیلسوف مارکسیست ساختارگرا)
با جبرگرایان، ساختارگرایان و نظریهپردازان فرهنگی همسوئه،
اون جنبهی انسانشناختی رو ایدئولوژیک میبینه، اما برای من مهم نیست
- چی برات مهمه؟ - همون گولیان
فرهنگ مجموعهای از ارزشهای مادی و معنویه،
که به مجموعهای از مشکلات وجودی پاسخ میده
از تأمین غذا تا خلق هنری
نه تنها کاملاً با این موافقم، بلکه به نظرم خیلی هم تاثیرگذاره
نظرم اونقدر بیاهمیته که باعث خندهتون میشه؟
باشه، باشه، تو همهچیز رو میدونی
- ۳۰ - همهچیز رو نمیدونم،
اما همهچیز رو دوست دارم
چه چیزی رو نمیدونی؟
واقعاً هیچوقت نفهمیدم انسانشناسی چیه
پس همون ۳۰ کامل
پروفسور ماروتا، انسانشناسی چیه؟
شما جوونها دنبال جوابها میگردید، اما نمیدونید چطور باید سوال بپرسید
- جوابم راضیکننده نبود؟ - نه
فقط یه جواب هوشمندانه بود
انسانشناسی مطالعهی انواع انسانها و ویژگیهای اوناست،
از نظر ریختشناسی و روانشناختی
این جواب درست بود؟
نه، این فقط جوابیه که میتونیم بدیم
لوی استروس، نظریات ابتداییش (قومشناس و انسانشناس فرانسوی)
- ممنون - خداحافظ
اوه! فرمانده همیشه برنده میشه!
خب، تصمیمت رو گرفتی؟
متاسفانه باید ناامیدت کنم
اینکه بیام به دفترت و کار پدرم رو یاد بگیرم...
فکر نمیکنم من اونطور آدمی باشم
یه روزی، وقتی پدرت بازنشسته میشه،
میتونی شرکت کشتیرانی من رو مدیریت کنی
- من مثل پدرم نیستم - بالاخره باید یه کاری پیدا کنی
ریموندو، دیگه بزرگ شدی
بذار سوار یکی از کشتیهات بشم،
اونی که میره به سمت شمال، به بالتیک، به عنوان یه ملوان
الان توی زیباترین مکان دنیایی. چرا میخوای بری یه جای سرد؟
توی زیباترین مکان دنیا هم نمیتونی خوشحال باشی
- بینمک برای فرمانده - فرنی داریم! هورا!
اما واقعاً مگه سس راگو چه مشکلی داره؟
- یه سنته، مامان انگلیسی بود - اما خودت اهل میلانی
کتلت، ریزوتو با استخون گوساله...
- پارته، داری چی میخونی؟ - جان چیور
الکلی، افسرده، نابغه
پارته، تو جوونی
چرا وقتت رو با مشکلات آمریکاییها هدر میدی؟
رفتی دانشگاه؟
انسانشناسی، نمره ۳۰ با افتخار، پروفسور ماروتا
- مرد فوقالعادهایه - وقتی جوونی همهچیز فوقالعادهست
- وقتی بزرگتر میشی، همهچیز محو میشه - چقدر خوشبینانه
بهخاطر قطعیت واقعیت محو میشیم، تونینو. فهمیدی؟
ساسا خیلی حساسه
اون کسی بود که ایدهی دادن یه کفش قبل از رایگیری
و یه کفش بعد از رایگیری رو مطرح کرد
حتی توی اون شرایط هم خیلی حساسه
سخنرانیهای زیادی برام نوشت
یه نابغه توی فنبیان و حسابداری
همیشه اون رو توی پول غرق کردم
اگه شهردار ناپولی بشم، به لطف اون بوده
- آه! - کجات رو سوزوندی؟
- اینجا - بیایید بریزیم سر فرنی
«بریزیم سر فرنی» خوب بود. خوردن فرنی مثل جنگه
چطوره؟
مزهی چوب ماهون میده
پارته...
اگه ۴۰ سال جوونتر بودم، باهام ازدواج میکردی؟
- سوال اشتباهی رو پرسیدی - سوال درست چیه؟
من اگه ۴۰ سال پیرتر بودم، باهام ازدواج میکردی؟
دختر باهوشی هستی
براردت ریموندو خیلی آسیبپذیره
مثل من
ریموندو همهچیز رو میبینه
ریموندو همهچیز رو میدونه
[ سال ۱۹۷۳ ]
بگو ببینم
- نتیجه چی شد؟ - افزایش ۱.۳ میلیاردی
ساسا، بیا اینجا، بیا
شنبه یه جشن بزرگ توی خونهی من میگیریم
- ساسا، اون کدوم خریه؟ - آرتورو
نه، اسمش جیانیه، یکی از دوستپسرهای پارتنوپهست
- خب، برنامهتون برای این تابستون چیه؟ - کاپری
- کاپری - یه زادهی اصیل ناپولی هیچوقت نمیره به کاپری
اگه بره یعنی یا خیلی فقیره یا خیلی تنبله
- تا وقتی نری سر کار بهت پولی نمیدم - خودم یه کاریش میکنم
میخوام با آلبا ناردلا قرار بذارم. و اون قراره بره به کاپری
- اون کیه؟ - «اون کیه؟!»
یه زن جذاب از پورتوفینو، یه الهه
- بریم ساحل؟ - باید تمرینم رو تموم کنم
[ شیوهی زندگی برخی افراد اثر جان چیور ]
بیا بریم به کاپری
من، تو، و سندرینو. با هم بریم به کاپری
هر تابستون این رو میگیم، ولی هیچوقت نرفتیم
- با کدوم پول؟ - با پولی که نداریم
- کجا بخوابیم؟ - هر جایی که ازش سر درآوردیم
چه فکر مسخرهای
پارته، خودت رو رها کن
بار همیشه بازه، خودمون جوونیم، فقط رها کن، باشه؟
خودت رو رها کن
♪ Harvester of Sorrow - Little Kruta ♪
خانم، چون مهمون ما نیستید،
وقتش رسیده که شما و برادرتون هتل رو ترک کنید
اگه اون بره، همهمون میریم
داشتم شوخی میکردم
چی شده، سندری؟
- امشب کجا میخوابیم؟ - کی میدونه؟
فعلاً یه مهمونی توی خونهی سیلوانا پیشیتلی هست
توجه کردید
که جوونها همیشه بدون هیچ شرمی به سمت ناامیدی میرن؟
خانم، ببخشید
ایشون...
ایشون دوست دارن شما رو به یه پیکنیک دعوت کنن
چه فکر مسخرهای
در جریان نیست که چیزی به اسم رستوران داریم؟
چی بهشون بگم؟
بگو میخوام با یه دوست آمریکایی برم رستوران
- من رو به ناهار دعوت میکنی؟ - با کمال خوشحالی
سکوت
میان افراد زیبا یه خصلت مرموزه
میان افراد زشت، یه شکست
من از اول زشت بودم، اما تو...
در جریانی
که زیبایی تو موجبِ چه حواسپرتیهایی میشه؟
کمکم دارم متوجه یه چیزهایی میشم
اگه میخوای مطمئن بشی، باید یه بازیگر بشی
من انسانشناسی خوندم
برای ستاره شدن یه گزینهی عالی هستی
من لیدیا روکا هستم، یه مدیر برنامه
فقط نمایندهی کسایی میشم که موفق شدن
اما تو به تمرین نیاز داری
بگیر، این شمارهی منه
و اینم از شمارهی بهترین مربی بازیگری ناپولی، فلورا مالوا
لطفاً بهش زنگ بزن
ممنون، بهش فکر میکنم
ایشون...
میخوان بدونن کِی وقت ملاقات دارید
میخوان شما رو ببرن هلیکوپتر سواری
باید منتظر بمونه
چه مدت؟
بخش سرگرمکنندهش همینه، مشخص نیست
به چی فکر میکنی؟
اون برنامههایی که شبها موقع مستی میریختیم چی شدن؟
همهی اون قولهای دوستی،
همهی اون اظهارات عشق جاودانه...
بعد از بیدار شدن...
محو شدن
ولی دوباره پیداشون میشه
مبهم
دور
غیرممکن
در وضوحی گنگ
از سردرد صبحگاهی،
حس میکنی زندگی...
واقعاً غیرقابل تحمل شده
میتونم توی خونهت دوش بگیرم؟
ها؟ اصلاً شنا کن!
«چند نفر اینجا خوابیدن؟»
عاشقان روی این تخت چه چیزهایی به هم گفتن؟
همیشه حرفهای تکراری میزنن
خوشبختانه،
نویسندههایی وجود دارن
که یکنواختی کلمات رو از بین میبرن
میتونم بوی همه کسایی
که تا حالا اینجا خوابیدن رو حس کنم
تو چی؟
تو چی؟
میتونی بوش رو حس کنی؟
- بوی چی رو؟ - بوی عشقهای مُرده
میتونم عاشقت بشم؟
منم میتونم عاشق تو بشم، میدونی
اگه بتونم به خودم ثابت کنم که از مردها خوشم نمیاد
میتونی همهچیز رو داشته باشی
بدون اینکه حتی درخواست کنی
همه برات خوشحال میشن
حرفم رو باور نمیکنی؟
فقط امتحانش کن
زیبایی مثل جنگه
هر دری رو باز میکنه
♪ Memoria - LaTorre ♪
♪ A Gira - Trio Ternura ♪
دیروز دور میدون، آلبا ناردلا بهم لبخند زد
پس مرد بزرگ بالاخره از هلیکوپترش پیاده شده
خب تو سوارش نشدی
به نظرت باید بیشتر منتظر بمونم؟
بذار با این آهنگ برقصم، بعدش میتونیم بریم
- آلبا ناردلا؟ - خودمم
- دنبالت میگشتم - خب؟ پیدام کردی؟
امیدوارم پیدات کرده باشم
اون خونهمه
هوم
یه بشقاب غذای دریایی؟
بهتره دریایی نباشه
میگن بهخاطر صدف سیاه، توی ناپولی وبا شیوع پیدا کرده
- اینا رو از نرماندی آوردن - اومم
این چیزیه که به تو گفتن. اینطوری سر پولدارها کلاه میذارن
- همیشه اینقدر سریع جواب میدی؟ - تلاشم رو میکنم
زیاد مطالعه میکنم
آفرین!
نه
اول، بیا تابستون رو تماشا کنیم
به چی فکر میکنی؟
♪ My Way - Frank Sinatra ♪
نمیتونم فقط برای اینکه مودب باشم، باهات بخوابم
اون تنها دلیلیه که ممکنه بهخاطرش باهام بخوابی؟
مودب بودن؟
فکر نمیکنی میل یه رازه و سکس مراسم تدفینشه؟
نه، به نظرم اینطور نیست
به هر حال، ببین، درک میکنم، مشکلی نیست
- ناامیدت کردم - گفتم مشکلی نیست
بالاخره خیلی آدم خاصی هم نیستی
قبلتر، توی پیکنیک...
به هیچی فکر نمیکردی،
چون باهوش نیستی
پارته، خیلی خارقالعادهای
عصر بخیر
بابت صبح معذرت میخوام
اونقدر ناراحت بودم که خودم رو معرفی نکردم
درسته. اسم من پارتنوپهست
جان چیور هستم
همهی داستانهات رو خوندم
خب، زندگی پر از بدشانسیه
- چیکار میکنی؟ - مثل همیشه
با ناراحتی قدم میزنم
میشه منم همراهت بیام؟
- نه - چرا؟
چون نمیخوام حتی یه لحظه از جوونیت رو هدر بدم
نه، نه
کار اشتباهی انجام دادم؟
بیا یهکم حرف بزنیم
اون عاشقت نیست
اما من عاشق اونم، و تمام عمرم عاشقش بودم
اما چرا؟
چون همیشه فرار میکنه
به چی فکر میکنه؟
همیشه جواب درست رو پیدا میکنه
- دوست داری برقصیم؟ - آره
ببخشید
♪ Era già tutto previsto - Riccardo Cocciante ♪
بیایید از اینجا بزنیم بیرون
قضیه چیه؟
وبا
وبا به اینجا رسیده
چی میخوای؟
- میخوام پایاننامهام رو با شما انجام بدم - موضوعی مد نظرته؟
آره
میخوام...
چی میخوای؟
دلایل انسانشناختی خودکشی
چرا؟
چون...
چون برادرم...
به من نگاه کن
من هیچوقت قضاوتت نمیکنم
تو هم من رو قضاوت نمیکنی
دوست داری چنین عهدی ببندیم؟
- ایده این پایاننامه درمورد خودکشی قانعم نکرد - چرا؟
به دردمون نمیخوره
بهت توصیه میکنم یه موضوع دیگه انتخاب کنی
مرزهای فرهنگی معجزات
سعی کن پایاننامهای بنویسی که در نهایت مثل این نشه
من و پدرت اینجا ازدواج کردیم
شب ازدواجمون، ریموندو رو حامله شدم
تقصیر توئه
میدونم
تقصیر توئه
[ سال ۱۹۷۴ ]
من پارتنوپه هستم، با فلورا مالوا قرار دارم
اینجا منتظر بمونید، به زودی میاد
- ارنستو! - دارم میام
من عاشق ناپولی هستم
- منم همینطور - بیدار شو، کوچولو
«من عاشق ناپولی هستم»
من عاشق ناپولی هستم
طرز بیان و انرژی نداری. بشین
لیدیا راست میگفت، جذابی. من رو یاد خودم میندازی
میتونم همهچیز رو یادت بدم،
به جز تنها چیزی که هیچوقت فراموشش نمیکنیم
آههای عشق
- متوجه هستی چی میگم؟ - آره، آره
- این مفهوم برام دستیافتنیه - خوبه، گستاخی
یه بازیگر باید گستاخ باشه
به دوستم گرتا کول معرفیت میکنم. میشناسیش؟
البته، آوازهش به گوشم رسیده. کی اون رو نمیشناسه؟
میدونستی گرتا کول به رابطهی جنسی مقعدی علاقه داره؟
اما هیچ اشکالی نداره
گرتا کول باهوشترین فرد بین ماست. اونقدر باهوشه که مهربون شد
شوهرم، آرتورو جیانی، بزرگترین نمایشنامهنویس قرن بیستم،
اون رو میپرستید
شوهرم توی کار تئاتر بود
گرتا کول از تئاتر خوشش نمیاومد. خیلی براش سخت بود
پس من وارد شدم... فلورا مالوا
- چرا میخوای بازیگر بشی؟ - آم...
توی فیلمهای قدیمی، بازیگرها همیشه یه جواب هوشمندانه داشتن
درسته
زندگی باید اونطور باشه
در عوض، ما شبها بیداریم
و جوابهای دندونشکن به مردهایی که بهمون توهین کردن رو با خودمون تکرار میکنیم
همیشه به زنهای زیبا توهین میشه
برای شام میمونی؟ چندتا از دوستهای شوهر مرحومم قراره بیان
خیلیخب
- کسی رو نمیبینی - چرا؟
چون با کسایی برنامه ریخته که دیگه زنده نیستن
چرا صورتش رو پوشونده؟
یه جراح عوضی برزیلی صورتش رو خراب کرد
- منفعلی؟ - امیدوارم نباشم
پس هیچوقت عکسهات رو به نمایش نذار. حتی زیبایی رو... بهش تکیه نکن
ده دقیقهی اول مجذوبکنندهست، ولی طی ده سال بعد آزاردهنده
دیگه اشتها ندارم. لیاقت یه کنیاک رو داریم
توی سالن انتظار بمون. میخوام راحت باشم
خدایا!
بیا داخل، کوچولو
فقط بخار به پوست داغونم آرامش میده
میدونستم نمیتونم جلوی خودت رو بگیری و میایی دنبالم
- نگران شدم - نه، کنجکاو بودی
یه بازیگر وظیفهی اخلاقی داره که کنجکاو باشه،
مثل هر زنی... در غیر این صورت، از بین میره
- الان بوسم میکنی؟ - چی؟
شنیدی چی گفتم
آخرین بار که کسی رو بوسیدم ۲۰ سال پیش بود، همون موقعی که بیوه شدم
ارنستو دندونهای بزرگی داره، سعی کردم، اما نتونستم
انگار داری یه دیوار سنگی رو میبوسی
- خب؟ - اول، دوست دارم صورتت رو ببینم
اونوقت دیگه دوست نداری ببوسیم
میتونی دهنم رو ببینی. همین کافی نیست؟
من...
نمیدونم
دیگه راه برگشتی وجود نداره، کوچولو
دیر یا زود، محکوم به این هستیم که خودمون رو رها کنیم
از اول لبهای زیبایی داشتم
آه...
چقدر عروسک داری!
مادر بودن همهجا دنبال من بوده
چرا باز با فرمانده کار نمیکنی؟
اونقدر پول دارم که میتونم تا آخر عمرم کار نکنم
- دیوونه شدی - آره، همهمون دیوونه شدیم
باید چیکار کنم که سر عقل بیایی؟
نوه میخوام
نوه داشتن بهم کمک میکنه
چه فکر مسخرهای
به ناپولی دوستداشتی خوش اومدید
یه زمانی دوستداشتنی بود
خانم کول، من آلچیدو ریپوساتو هستم، پسر صاحب کشتی
- پدرت چرا نیومده؟ - چون ۶ سال پیش مُرد
به هر حال میتونست بیاد. بالاخره من اومدم به اینجا!
یه سورپرایز عالی براتون داریم
برای اینکه من رو سورپرایز کنید، باید یه بمب اتم داشته باشید
حالا اینجا هستیم، در کنار بزرگترین و برجستهترین بازیگر
فقط بهخاطر شما...
گرتا کول!
و الان، غافلگیریای که بهتون قول داده بودیم
دراگو آتزوروِ مجسمهساز میخواست شما رو به این شکل به تصویر بکشه
لطفاً، دخترها
میبینید،
مشکل زشت بودن مجسمه نیست
مشکل شما اهالی ناپولی هستید
افسردهاید و حتی خودتون هم نمیدونید
با وحشت دستبهدست هم قدم برمیدارید و حتی متوجه هم نمیشید
شما بیدقت و سنتی هستید
همه پشت سر بهتون میخندن و متوجه نمیشید
به هوشمندی خودتون مینازید
اما واقعاً از این همه هوشمندی چه چیزی به دست آوردید؟
فقیر، ترسو، بهونهگیر و عقبموندهاید
دزدی و بد رفتاری میکنید
همیشه آمادهاید که تقصیرها رو بندازید گردن یکی دیگه
آخرین مهاجم، سیاستمدار فاسد، توسعهدهندهی بیرحم
اما خودتون فاجعهی اصلی هستید
یه مشت بیعرضهاید، و به این موضوع افتخار میکنید
هیچوقت موفق نمیشید
ای اهالی ناپولی عزیز و بیریخت، من برمیگردم به شمال،
جایی که سکوت حکمفرماست،
چون خیلی وقته که دیگه اهل ناپولی نیستم
من خودم رو نجات دادم، اما شما نه
شما از قبل مُردید
یه میلیون؟
روی ۳۰ میلیون توافق کردیم، احمق کوتوله
به شرطی بود که کارت رو درست انجام بدی
تو فقط ما رو مسخره و تحقیر کردی چون قدردان نیستی
اگه بهخاطر ناپولی نبود، توی پونتی روسی مشغول فحشا بودی
مادرت مشغول فحشا بود. و کی بهت اجازه داد بگی «تو»؟
۳۰ میلیونم رو بده، عوضی
گرتا کول، برو کیر بخور
ولم کن! ولم کن!
چی...
کیرم دهنت!
- کدوم خری هستی؟ - پارتنوپهام
- فلورا مالوا من رو فرستاد - چی میخوای؟
موهات رو آوردم
بیا داخل
پالتوت رو در بیار
بشین
میدونستی فلورا مالوا به رابطهی جنسی مقعدی علاقه داره؟
اما هیچ اشکالی نداره
چه شب مزخرفی
مردای مبتذل و زنایی پرسروصدا که فکر میکنن خیلی باکلاسن
این شهر هیچوقت باکلاس نمیشه
توی سخنرانیم زیادهروی کردم؟
چی بگم، از برگشتن به این فاضلاب متنفرم
فقط زمانی رو بهم یادآوری میکنه که لباس کهنه میپوشیدم
اینکه یه دهن زیبا رو ببوسی و با زبونت بفهمی هیچ دندونی توش نیست
عشقهای فقیرانه
این تنها خاطرهایه که از این شهر،
و از مادرم دارم، آماده بود که من رو بندازه جلوی گرگها... اما بیخیالش
حداقل هیچوقت به چیزی نیاز نداشتیم
حتی به دندون هم نیاز نداشتیم
عشقهای فقیرانه
خدا رو چه دیدی، شاید اونطور بهتر بوده
فلورا مالوا بهم گفت دوست داری بازیگر بشی
خوشگل و فراموشنشدنی هستی، اما چشمهای بیروحی داری
هیچ شادیای توی چشمهات نیست، عزیزم
و دوربین این رو قبول نمیکنه
این مزخرفات بازیگری رو فراموش کن، مناسب تو نیست
من رو میبینی؟
به نظرت خوشحالم؟
ولی مهمتر از همهام
دیگه برو گم شو
روبرتو گریشکوئولو
از سخنرانی گرتا کول لذت بردی؟
به نظرم...
خلاقانه بود
همهی حرفهاش درمورد این شهر حقیقت داشتن
ارائهای از وبسایت 30نما W w w. 30 n a m a. c o m
«حدس بزنید کی هستم»
«منتظرتم، روب»
روبرتو
- روبرتینو - «تو پادشاه ناپول هستی»
خوبه
بیایید اینجا
شب همگی بخیر. بیایید اینجا
بیایید اینجا ببینم. چند نفرید؟
- این برای تو - ممنون
- این برای تو - ممنون
ببینید چقدر خوشگله. سلام، کوچولو
- خیلی خوشگله! - شبیه مدوناست
- شبیه سوفیا لورنـه - خدایا، واقعاً همینطوره
ممنون
بنگ، بنگ!
شب بخیر
آقایون، لطفاً یهکم راه رو باز کنید. ممنون
چطوری؟
حالتون چطوره؟
روبرتو. برگشتی؟ خیلی خوشتیپ شدی!
مادرت جندهست، جیجونه
چیرو گریشکوئولو و ویتوریا از کازامیچیولا،
آینده و امید ما هستن
وارثی که بهمون میدن نماد صلح ما خواهد بود
از دو خانوادهی بزرگ، گریشکوئولوها و کازامیچیولاها،
امروز قدرتمندترین خانواده در جنوب تشکیل میشه
ادغام بزرگ
حالا، لطفاً بشینید سر جاهاتون
- بریم جاهامون رو پیدا کنیم - قضیه چیه؟
- ادغام بزرگ - چی هست؟
پدر، بیایید شروع کنیم
به نام پدر، پسر، و روحالقدس
خدا بهتون برکت بده. مراقب خودتون باشید
چرا به من نگاه میکنی؟ به اون نگاه کن. ببوسش
همدیگه رو لمس کنید
اینطوری نمیتونم
- چطوره شماها برید؟ - اینبار باید تایید کنیم
ویتوریا، همون کاری که اون شب بهت یاد دادم رو انجام بده
ها؟
یالا
- پنج - چهار
سه، دو، یک
داری میلرزی
سردته؟
نه
فقط هیجانزدهام
اینجا به دنیا اومدم
[ سال ۱۹۷۵ ]
توی آب
به چی فکر میکنی؟
بعداً خودم میام سراغت
«با توجه به اتمام امتحانات
و ارزیابی پایاننامههای نهایی و دفاع
کمیته امتحانات مدرک شما رو با این نمرات تایید کرده:
جوزپه آرکو، ۹۶ از ۱۱۰. الیسا مارتی، ۹۸ از ۱۱۰
آرتورو براکو، ۸۶ از ۱۱۰. ماریا بونو، ۹۰ از ۱۱۰
پارتنوپه دی سانگرو، ۱۱۰ کامل از ۱۱۰،
با تمجید کمیته، شایستگی انتشار، و تمایز علمی
- آفرین! - ممنون
- یه بوس فارغالتحصیلی بهم نمیدی؟ - دیر فارغالتحصیل شدی
متقاعدم کردن که میتونم بازیگر بشم
اما در نهایت، با بالاترین نمره فارغالتحصیل شدم
- این پایاننامه رو هم پاره میکنی؟ - نه
- این خبر خوبیه؟ - آره
با یه ویرایش دقیق،
پایاننامهت میتونه ارزش منتشر شدن داشته باشه
چی؟
بخش کلی درمورد تأثیر فرهنگی معجزات در جوامع پیشرفته خیلی عالیه
خوشحالم که این رو میشنوم، چون یه چیزی رو فهمیدم
همهمون در نهایت یه چیزی رو میفهمیم
میخوام به دنبال یه حرفهی دانشگاهی باشم
- حس میکنم این مسیر زندگیمه - مطمئنی؟
میدونی که در نهایت مثل من میشی، درسته؟
عالی نمیشه؟
نه
پروفسور، هنوز بهم نگفتید انسانشناسی واقعاً چیه
ماه مه به دیدنم بیا
پروفسور
ممنون
[ با همبستگی پیروز میشویم ]
این یه مشکلیه که هر شخصی باید به تنهایی حلش کنه
هر انسان عاشقی دیر یا زود متوجهی این موضوع میشه
چطور؟
وقتی که میبوسی، از ته دل میبوسی
وقتی با آلفردو بودم، هیچی احساس نمیکردم
- مطمئنی؟ - آره
اما هنوزم...
بیا، عزیزم
نگران نباش، خیلی طول نمیکشه
لباسهات رو دربیار
- چرا داری میری؟ - بهخاطر افزایش حقوق
بالاخره من هنوزم پسر یه خدمتکارم
نه، این دلیل اصلی نیست
پارته
توی این شهر، من فقط حس گناه دارم
مرگ ریموندو تقصیر ما نیست
- چرا، هست - نه
تقصیر توئه
اون شب توی کاپری،
اگه حواسم رو با بوسهها و نوازشهات پرت نمیکردی،
ریموندو الان زنده میبود
باید بهخاطر حرفی که الان زدی خجالت بکشی
اسم من پارتنوپهست. هیچوقت خجالت نمیکشم
همیشه جملات دراماتیک میگی، نه؟
ترجیح میدی جملات کلیشهای رو بشنوی؟
نه، ترجیح میدم حقیقت رو بشنوم
حقیقت غیرقابل بیانه
ریموندو آسیبپذیر بود
ریموندو مسائل ناچیز رو با مسائل مهم اشتباه میگرفت
مثل همهی مردم این شهر
به جز من
توی این شهر مردم بهخاطر مسائل پیش پا افتاده زندگی میکنن و میمیرن
از این شهر متنفرم
بیرحم، مغرور، و سرد شدی
بزرگ و عاقل شدم
شاید در نهایت واقعاً هیچوقت نفهمیدی که چطور باید کسی رو دوست داشته باشی
تو
تو عشق اولم بودی
شاید یه روزی برگردم تا عشق آخرت باشم
نه، زندگی اینطور نیست
پس چطوره؟
- نمیدونم - توی میلان ازدواج میکنی
صاحب یکی دوتا بچه میشی
بعد از چند سال، با همسرت دچار مشکل میشی
بعدش زنگ میزنی به من
و وقتی بعد از اون همه سال صدای من رو میشنوی،
متوجه میشی که من دلیلش نیستم
مشکلت با همسرت حل میشه، و همهچیز به حالت عادی برمیگرده
میدونی چرا، سندری؟
نه
چون من فقط عشق دوران جوونی بودم
عشقهای جوونی بیمعنی بودن
فقط برای ایجاد توهم بیدغدغگی بودن
مگه من الان همین رو نگفتم؟
بیمعنی بودن
دیگه باید برم، پارته
چی شده، سندری؟
دیگه دوستم نداری؟
یه سقط غیرقانونی داشتم. برای همین دیر کردم
من رئیس دانشگاه رو کشتم. برای همین زود اومدم
هیچکدوممون مدرکی برای اثبات بیگناهی نداریم
من هیچوقت قضاوتت نمیکنم، تو هم من رو قضاوت نمیکنی
بریم؟
- کجا؟ - باید توی امتحانها کمکم کنی
- دستیارهام توی کنفرانسن - مطمئن نیستم تواناییش رو داشته باشم
به عنوان یه همکار پژوهشی، از نظر قانونی اجازه داری. و تدریس آسونه
«یه استاد فقط باید یه درس از دانشجویان جلوتر باشد»
- میدونی کی این حرف رو زده؟ - نه
بیلی وایدر. یه انسانشناس
چیزهای زیادی یادم نمونده، چندین سال پیش امتحان دادم
تو کتاب داری. اونا ندارن
فهرست مطالب رو مرور کن، سه سوال انتخاب کن و نمراتشون رو تعیین کن
ازش لذت میبری
بجنب، دیرمون شده
آره، نسبیگرایی
نسبیگرایی...
- ممنون، خداحافظ - خداحافظ
اسپازیتو لوشیا
- صبح بخیر - صبح بخیر
مفهوم ساختار لوی استروس
بله. آه...
آه...
فکر کنم باید برم ترم بعد بیام
دفتر نمراتت رو بده
- ۳۰ کامل. میتونی بری - ممنون
هر بار که ما...
قصد داری وقتی استاد تماموقت شدی
از این روش نمرهدهی نسبتاً منحصر به فردت استفاده کنی؟
نه
چرا اون دختر رو قبول کردی
بهجای اینکه مجبورش کنی ترم بعدی برگرده؟
ترم بعدی که شروع بشه، یه بچهی کوچیک داره
دیگه برنمیگشت
من هم برنمیگشتم، اگه بهخاطر شما نبود
بیا امیدوار باشیم پشیمون نشم
من رو بکنید یکی از ۱۵۰ دستیارهاتون، و قول میدم پشیمون نمیشید
- سلام، ماروتا - سلام، سارتر
به نظرم روشنفکرها با ژاکت یقه اسکی سیاه باید تیرباران بشن
باید مراقب اظهارات صریحی مثل این باشیم،
چون دیر یا زود، ممکنه یکی همینها رو به خودمون بگه
خیلیخب، پس فقط بگیم رستلی متکبره و خودنمایی میکنه
متکبره؟ قطعاً
وقتی طلاق گرفت، بهم گفت یه فاجعهی عظیم رخ داده
و همسر شما چطور، پروفسور؟ هیچکس اطلاع نداره
چندین سال پیش من رو ترک کرد و با یه سردفتر شاد ازدواج کرد
که یه تناقضه. البته سریع پشیمون شد
- برگشتید پیش هم؟ - نه
در اون بین، من متوجه شدم
که در واقع از گذروندن تمام وقتم با پسرم لذت میبرم
- پسرتون... شنیدم که... - برادرت چطور مُرد؟
- خودش رو رها کرد - و تو چی؟ خودت رو رها کردی؟
آخرین باری که پدرت بغلت کرده کِی بوده؟
دیگه یادم نمیاد
وقت برادرت مُرد
- میخوای من رو بغل کنی؟ - آره
♪ E si' arrivata pure tu - Valerio Piccolo ♪
ببخشید
[ سال ۱۹۸۲ ]
- باید باهات حرف بزنم - منم باید یه چیزی رو بهت بگم
یه موضوع خصوصیه. ترجیح میدم توی خونهم بهت بگمش
- خیلیخب - با پسرم زندگی میکنم
اشکالی نداره
- سوالی نپرس - خیلیخب
اول تو بگو میخواستی چی بهم بگی
مجلهی مطالعات انسانشناسی
ازم خواست مقالهای درمورد معجزهی سن جنارو منتشر کنم
قبول کردم. به نظر میاد خیلی جالبه
- قرار ملاقاتی با تسورونه گذاشتم - خوب میشناسمش
مراقب باش. آدم رذلیه
- منظورت چیه؟ - از هر نظری که بگی
تو میخواستی چی بهم بگی؟
من به زودی بازنشسته میشم
- برای من خبر خوبی نیست - چرا، هست
به زودی یه جایگاه هیئتعلمی توی ترنتو خالی میشه
دوست دارم براش درخواست بدی. میتونی اون رو به دست بیاری
یکی دو سال اونجا میمونی، بعدش به ناپولی برمیگردی و جای من رو میگیری
نظرت چیه؟
من عاشق ناپولیام
- و دستیارهات چی میشن؟ - اونا تبدیل به پروفسور تماموقت نمیشن
اونا دستیارهای تو میشن، اگه بخوایشون
- منم فقط یه دستیارم - نه، تو فرق داری
من رو یاد خودم میندازی
چرا این کارها رو برام میکنی؟
چون میتونی یه انسانشناس عالی بشی
حتی اگه هنوزم ندونی انسانشناسی چیه
حالا،
دلیل اصلی دعوت کردنت به اینجا...
این بود که میخواستم تو رو معرفی کنم به...
مراقب تسورونه باش. اون مرد یه شیطانه
از اجرای معجزه خسته شدم
هر سال، تمام این مسئولیتها میافتن گردن من
همیشه یه داستان همیشگیه
اگه خون به حالت مایع درنیاد، تقصیر کیه؟ (خون سن جنارو به نمایش گذاشته میشه و کشیشها دعا میخونن که برای خوشیمنی به حالت مایع دربیاد)
قاعدتاً میگن تقصیر منه
- نمیدونی چقدر استرسزاست - نه، دارم میبینم
استرس و رنگکردن مو چه ربطی به هم دارن؟
این یه سرگرمیه. تو سرگرمی نداری؟
نه
حتی سرگرمی نداشتن هم خودش یه سرگرمیه
همکار ماروتا هستی؟
حالش چطوره؟
گفتنش سخته
ماروتا اونقدر که دوست داره در نظر مردم مرموز باشه، مرموز نیست
فقط یه پسر مشکلدار داره
- و تو خیلی مرموزی، ها؟ - البته! این دیگه چه سوالیه؟
من یه کشیشم
من برات یه مکان عالی برای دیدن معجزه پیدا کردم،
پس همهی نمایش رو میبینی
چی؟ به این زودی داری میری؟ نمیخوای گنج سن جنارو رو نشونم بدی؟
الان وقت ندارم. باید وضعیت شیشه رو بررسی کنم
سن جنارو، برای من دعا کن. سن جنارو، برای من دعا کن
سن جنارو، برای من دعا کن
درود بر تو ای مریم، پر از نعمت، خدا با توست.
در میان همهی زنان تو مبارک هستی، و عیسی میوهی درون تو مبارک است
ای مریم مقدس، مادر خدا، برای ما گنهکاران دعا کن
ای خدا، به ما رحم کن
سن جنارو، برای من دعا کن
سن جنارو، برای من دعا کن
سن جنارو، برای من دعا کن
درود بر تو ای مریم، پر از نعمت، خدا با توست.
در میان همهی زنان تو مبارک هستی، و عیسی میوهی درون تو مبارک است
ای مریم مقدس، مادر خدا...
- چی شده؟ - خونه
- فشار نده! - کمکش کنید
سن جنارو!
معجزه رو انجام دادی، سن جنارو!
ممنون، قدیس من، تو من رو انتخاب کردی!
اون زن هذیانگو رو از اینجا ببرید بیرون، همینالان!
بیرون! برو بیرون!
- قدیس من! - بیرون
همهجور فیلمی بازی میکنن
حالا نوبت رسیده به یه دورهی قاعدگی ساختگی
هر کاری میکنن تا توجه رو از من بدزدن
- از سن جنارو - نه، از من
خسته، تحلیل رفته، و کاملاً فرسوده شدم
جور رفتار میکنی انگار تو باید معجزه رو انجام میدادی
- کی میگه اینطور نبوده؟ - آه
متاسفم که خون تبدیل به مایع نشد
اه... سال بعد تبدیل میشه
دوست داری اطراف کلیسا قدم بزنیم؟
مسیح بیش از حد عشق میورزه، و این عشق اون رو تحت فشار قرار میده
عشق اینطوره، غیرقابل کنترله،
برای همین از عیسی تا ترانهسراها،
همه سعی میکنن بهمون بگن که چطور باید با عشق کنار بیاییم
خیلی زیاد عشق میورزی یا خیلی کم؟
این تفاوت اصلیه
همهی درها الکیان
نمیتونم نفس بکشم
بهخاطر کاتولیک بودنه
- آزادی از درها رد نمیشه - هوم...
- پس از کجا رد میشه؟ - نمیشه
گنج سن جنارو رو نشونم میدی؟
الان نه
دارم میرم به یه مهمونی. میخوای باهام بیایی؟
همهی اون وقتهایی که میخواستی گریه کنی اما جلوی خودت رو گرفتی...
اینجا، فقط اینجا توی کلیسا،
این آزادی رو داری که خودت رو رها کنی
چرا باید گریه کنم؟
چون مادر بودن همهجا دنبالت بوده، و تو هم از دستش فرار میکردی
- از این خونه خوشت میاد؟ - این خونه رو به خوبی میشناسم
حضرت عالی، خیلی متاسفم که نمیتونیم معجزه رو جشن بگیریم
- چه اتفاقی افتاد؟ - هیچی. هیچ اتفاقی نیُفتاد
یه جلبتوجه کننده، یه آدم پرسروصدا، یه نمایش اجرا کرد
سن جنارو حواسش پرت شد و کاری نکرد
این اتفاق افتاد
اگه ممکنه، یه نوشیدنی قوی برام بیار
مامان!
مامان!
مامان!
مامان!
مامان!
مامان!
سالها پیش، شب سال نو...
تو رو دیدم
توی آب عشقبازی میکردی
- نه، من نبودم - چرا، خودت بودی
پارتنوپه
- حضرت عالی، به چی فکر میکنید؟ - به مادرم
اون همهچیز رو میدونست
وقتی همهچیز رو میدونی، تنها و سریع میمیری
با چیزهای غیرقابل بیان آشنا میشی
یه سرگیجهست
خدا محدوده. ما رو موقع کودکی به اندازهی کافی سرگرم نکرد
خدا فقط زمانی واقعاً تلاش کرد که دوران کودکی شادی آفرید،
زمانی که همهچیز جالب و پاک بود
بعدش حواسش پرت شد، دیگه دنیا رو کنترل نکرد،
و دنیایی که به عنوان یه کودک میشناختیم،
ناگهانی و بدون هشدار...
محو شد
دنیاها...
دنیاها خسته میشن
دیگه کافیه، دخترا
نوشیدنی میخوام. خستهام. آه!
پارتنوپه!
فرمانده، من رو میشناسی؟
غیرممکنه تو رو فراموش کرد
اون موقعی که میخواستی با من ازدواج کنی رو یادته؟
اگه دوست داری، هنوزم وقت هست
فرمانده، خیلی سریع پیش میری
اول، یه دورهی طولانی آشنایی میخوام
یه دورهی طولانی آشنایی؟ وای، خدا
تو باهوشی
خیلی باهوشی
- تو زن نادری هستی - چرا؟
چون از زیباییت سوءاستفاده نمیکنی
- اشتباه میکنی، فرمانده - نه، نه
والدینت چطورن؟
وقتی برادرت مُرد، اونا هم از درون مُردن
و من خودم رو گم کردم
با همه خداحافظی کردم
حالا، هر وقت آماده بودی، میتونم گنج سن جنارو رو نشونت بدم
گنج بزرگ سن جنارو
در نهایت، تنها چیزی که از زندگی باقی میمونه، طنزه
♪ Malambo No. 1 - Yma Sumac ♪
چه فکر مسخرهای! شبیه یه عتیقه شدم
شبیه یه قدیس شدی
چه قسمتی از بند یه زن رو دوست داری؟
پشتش رو. بقیهی چیزها فقط برای شهوترانیه
باید خودت رو در اختیار من بذاری، پارتنوپه
واقعاً؟ بذار دلیلش رو هم بشنویم
چون بدن من برای رد شدن خلق شده
اما رد کردن من قابل پیشبینیه
و تو... تو میدونی چطور یه زن غیرقابل پیشبینی باشی
من در واقع کاملاً قابل پیشبینیام
همیشه یه جواب دندونشکن داری
خب،
فقط باید به یادآوری تو و رویاپردازی در موردت بسنده کنم
اگه بخوام خودم رو در اختیارت بذارم، برای غافلگیر کردنت اون کار رو نمیکنم
چون ازت خوشم میاد اون کار رو میکنم
و چه ویژگیای از من رو دوست داری؟
جسارتت رو
من بهش میگم هنر اغواگری
- میخوای بدونی به چی فکر میکنم؟ - نه
چون خودم میدونم
و دارم به چی فکر میکنم؟
به همهی مسائل دیگه
تو مثل معجزه سن جنارویی
یه رازی
یا یه کلاهبردارم
حالا بیا عشقبازی کنیم
نباید عجله کنی
آدم باید به آرومی به خدا نزدیک بشه
به زودی مجمع انتخاب پاپ شروع میشه
اونقدر به خدا نزدیک میشم که دیگه نمیتونم ببینمت
حیفه
خب، چیکار میتونم بکنم؟
هدفم رسیدن به مقام پاپه
«همهی مسائل دیگه» که بهشون فکر میکردم چی بودن؟
گذر زمان همراه با درد
یا شاید هم نه
یا شاید هم نه
اوضاع با تسورونه چطور پیش رفت؟
درست میگفتی. اون مرد خود شیطانه
فقط یه اغواگره
به هر حال، گفتم بیایی تا بهت خبر بدم که وقتش رسیده
دارم بازنشسته میشم
مطمئنم دانشگاه یه جشن خداحافظی بزرگ برات برگزار میکنه
هیچوقت از جشن خوشم نیومده
به ترنتو فکر کردی؟
نمیتونم استاد انسانشناسی بشم،
اگه دقیقاً ندونم انسانشناسی چیه
انسانشناسی مشاهده کردنه
فقط همین؟
اینقدر سادهست؟
پس احساس میکنم که تمام عمرم داشتم اون کار رو انجام میدادم
مشاهده کردن خیلی دشواره،
چون آخرین چیزیه که یاد میگیریم
مشاهده کردن رو کِی یاد میگیریم؟
وقتی همهی چیزهای دیگه آرومآروم محو میشن
«همهی چیزهای دیگه» چیان؟
عشق، جوونی،
میل، احساس، لذت
و احتمال دور از ذهنِ برای بار آخر خندیدن
به زمین خوردن یه اقای محترم وسط شهر
- حالا، همراهم بیا - به کجا؟
به مشاهده کردن
همهمون زیر یه آسمون زندگی میکنیم، و همهمون مرتکب اشتباه میشیم
خب، دو هفته پیش،
اگه هر کدوم از این متخصصان جامعهشناسی،
انسانشناسی جنایی، مطالعات اتحادیه، مزخرفشناسی...
مداخله میکردن...
بابا، گفت «مزخرفشناسی»
آره، استفانو، گفت «مزخرفشناسی»
چشمشون رو روی مجرمان سابقی که...
- سلام - سلام
- از آب و نمک ساخته شده - مثل دریا
- زیباست - آره، زیباست
خداحافظ، پارتنوپه
- خداحافظ - خداحافظ
هیچوقت امتحانم با شما رو فراموش نمیکنم
وقتی اجازه گرفتم که برم دستشویی، شما گفتید:
«قبل از اینکه بیایی دانشگاه باید میرفتی دستشویی»
هوم!
این دوستپسرتون بوده؟
چند وقت دیگه؟
دو روز دیگه موعد زایمانمه
اسم بچه رو چی میذاری؟
اگه دختر باشه، دوست دارم اسم شما رو روش بذارم
پارتنوپه
نه
پروفسور، هیچکس از زندگی شخصی شما چیزی نمیدونه
- چیز زیادی وجود نداره - ولی بازم دوست داریم بدونیم
میتونیم چندتا سوال شخصی ازتون بپرسیم؟
آره، البته
میتونستید چند سال توی ترنتو بمونید،
بعدش برگردید و توی ناپولی تدریس کنید
اما در عوض،
به مدت ۴۰ سال اینجا موندید» «تا زمانی که بازنشسته شدید
چرا؟
همونطور که میبینید، عاشق گوشت خشکشده شدم
و ازدواج چی؟
ببخشید
سرم گرم چیزهای دیگه شد
یا شاید هیچوقت نفهمیدم چطور باید از خودم سوالات درستی بپرسم، و...
و حالا میخواید چیکار کنید؟
و حالا... و حالا...
[ سال ۲۰۲۳ ]
آفرین!
پارته!
به چی فکر میکنی؟
♪ Era già tutto previsto - Riccardo Cocciante ♪
به چی فکر میکنی؟
توی فکر یه تابستون عالی گم شده بودیم،
زیبا و ناراضی بودیم
شاید جوونی فوقالعاده بود
خیلی طول نکشید
غمگین و سبکسر، مصمم و بیتفاوت بودم،
مثل ناپولی،
جایی که ممکنه هر اتفاقی بیُفته
زنده و تنها بودم
به چی فکر میکردم؟
عشق، به عنوان راهی برای زنده موندن...
عشق، به عنوان راهی برای زنده موندن،
با شکست مواجه شد
یا شاید هم نه
« پـارتـنـوپـه »
« برای لوکـا »
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یه روزی، بیهوا عاشقت شدم ♪
♪ قلبم تند تند میزد، ♪
♪ دلیلش رو ازم نپرس ♪
♪ زمان گذشت، ♪
♪ اما من هنوز اینجام ♪
♪ و امروز، مثل گذشتهها، ♪
♪ از این شهر دفاع میکنم ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یه روزی، بیهوا عاشقت شدم ♪
[ ناپولی ]
♪ قلبم تند تند میزد، ♪
♪ دلیلش رو ازم نپرس ♪
♪ زمان گذشت، ♪
♪ اما من هنوز اینجام ♪
♪ و امروز، مثل گذشتهها، ♪
♪ از این شهر دفاع میکنم ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یالا، یالا، یالا ♪
♪ یه روزی، بیهوا عاشقت شدم ♪
♪ قلبم تند تند میزد، ♪
♪ دلیلش رو ازم نپرس ♪
♪ زمان گذشت، ♪
♪ اما من هنوز اینجام ♪
♪ و امروز، مثل گذشتهها، ♪
♪ از این شهر دفاع میکنم ♪
ترجمه از «امــیــررضــا» ARZ_110_SUB@
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید officialcinama@
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
به هر حال، خدا دریا رو دوست نداره
یادتون باشه، خدا دریا رو دوست نداره
خداحافظ
♪ Che Cosa c'è - Gino Paoli ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.