Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co
آلفا، آلفا، گاما، تتا
کل دنیا هم باهامون لج باشه برامون مهم نیست
این مهم ـه که ما تتا هستیم و تو هم اگه میتونی مثل ما باش
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!هی، بیا اینجا
!سلام - !سلام -
اسمت چیه؟ - ایمی -
ایمی، هنوز عضو انجمنی نشدی؟
...خب، به چندتا از خوابگاهها نگاه انداختم، ولی هنوز
ما امشب قراره مهمونی بگیریم تو هم حتماً باید بیای و بهمون سربزنی
حسابی خوش میگذره - باشه -
به نظر جالب میاد، مرسی - باید یکی از خواهران تتا بشی ها -
بعداً میبینمتون - خداحافظ -
سلام، کجا بودی تو؟ - رفته بودم یه دوری بزنم و پیادهروی کنم -
!باورم نمیشه ...جدی؟ برو بابا
!انجمن خواهری آخه؟ - چیه مگه؟ -
فکرمیکردم خفنتر از این حرفهایی
چه میدونم بابا
اصلاً حرفهایی که تو این دو سال اخیر بهت زدم رو گوش نکردی؟
واقعاً خیلی داغون و ضایع ست
فقط چون نمیخوام دو سال دیگه هم تو این خونۀ داغون بمونم
معنیش این نمیشه که منم داغون ضایع هستم - خیلیخب، تند نرو حالا -
فقط این رو بدون که هیچجوره راه نداره !من عضو انجمنهای خواهری بشم و بیام خوابگاه
پس احتمالاً رابطه و دوستیمون همینجا تموم میشه - !حرف الکی نزن -
ببین، گفتن امشب یه مهمونی میگیرن ها تو هم میتونی باهام بیای
!داغون و ضایع ست !خَزِ خز ـه
!فکرنکنم بیام، عزیزم
ببین، من خیلی دوست دارم که پیشم باشی و تنها نباشم !حالا شاید هم یهو دیدی اصلاً بهت خوش گذشت
خیلیخب، میام ولی فقط به یه شرط
بگو چه شرطی
هروقت من گفتم بریم، سریع بریم
قبوله - دست بده ببینم -
یعنی پسر هم تو مهمونیشون هست؟ - نمیدونم -
شاید باشه
اصلاً نمیفهمم چرا داریم پا میشیم میریم !همچین مهمونی لوسی
ایوا، قراره کلی خوش بگذره
...میرقصیم، دوستهای جدید پیدا میکنیم
شاید دخترهای خیلی خوبی باشن
!چهقدر هم که من مشتاقم باهاشون دوست بشم
فقط یه امشب رو عوضیبازی درنیار، خب؟
عوضیبازی درنمیارم - من برم حاضر بشم و لباس بپوشم -
مطمئن باش امشب بهمون خوش میگذره، باشه ایوا؟
!دخترها، دخترها گوش کنید
میخوام که امشب رفتارتون خیلی خوب باشه و قوانین رو رعایت کنید
!و هیچجا رو هم بهم نریزید
و با دخترهایی که تازه میان اینجا هم مهربون و خوشرفتار باشید جوری که حس کنن خونۀ خودشون ـه
!درضمن خانمها، اجازه ندارید 12 شب به بعد پسر هم بیارید اینجا لطفاً؟
ناراحت نشید، میدونید که منم دوست دارم !کلی بهتون خوش بگذره
تازه شاید اگه نوشیدنی خوبی داشته باشید !حتی خودم هم اومدم و باهاتون خوردم
حالا پاشید، حاضر شین دیگه
زود باشید دیگه پاشید حاضر شین
...از دست این دخترها
الو؟
الو؟
الو؟ شما؟
سیندی اولیشون ـه
بابی، تویی؟
بابی، نباید دیگه الکی به این شماره زنگ بزنی و مزاحم شی، میفهمی؟
سیندی اولیشون ـه
!بابی؟
!سیندی
بله؟
بابی باز مزاحم شدهبود !و زنگ زدهبود اذیت کنه
میشه بهش بگی دیگه زنگ نزنه؟
قبلاً بهش گفتم ولی بازم میگم
خوب بخوابی، سیندی
بعد وقتی که داشت یه نفس آبجو رو میرفت بالا !یه شیشه مشروب زدیم تو سرش و شکوندیمش، خیلی خندهدار شده بود
!نمیدونی چه حالی داد
راستی امشب ساعت چند میریم خوابگاه تتا؟
...دقیق نمیدونم ...سیندی بهم زنگ نزده، پسـ
چطوره خودمون بریم یه سری بزنیم؟ - خوبه -
کاش استیسی هم اونجا باشه - اینجوریا ست؟ -
تو کَفِشی؟
معلومه که تو کَفِشم، پسر
!مگه هفتۀ پیش با لباس شنا ندیدیش؟ !وای، لعنتی
ندیدم داداش، بدجور سرم گرم سیندی بود ...و مشغول بودیم
...باشه، باشه تو راست میگی - چیه؟ باور نمیکنی؟ -
...راست میگم، پسر کنار دریاچه باهم تنها بودیم
باشه تو راست میگی، داداش
ولی یه حسی بهم میگه که هنوز به جز لب گرفتن کاری باهاش نکردی
واقعاً همچین فکری میکنی؟ - آره -
...خب چطوره کهـ
امشب نشونت بدم قضیه چهجوریا ست
میدونم چی میشه دیگه، آخرش میای رو همین مبل میخوابی - نه، رو تختش و پیش اونم -
مگه وقتی که رو این مبل خوابیدی، خوابش رو ببینی
خودت میخوای با استیسی چکار کنی اصلاً؟
فقط بشین و تماشا کن - میدونی که از مت خوشش میاد -
گمشو بابا
فقط بشین با دخترها صحبت کن دیگه باور کن خوش میگذره
پنج دقیقه بیشتر نمیشینیم، بعد میریم - باشه -
سلام - سلام، اسمت ایمی بود، درسته؟ -
آره - بفرمایید تو -
دخترها، میخوام با ایمی آشناتون کنم
ایمی، اینا استیسی، جون، لورا و ربکا هستن چندتا دیگه از بچهها هم قراره بیان
شرمنده، ولی اسم شما رو نمیدونم؟ - !ایوا -
و ایشون هم ایوا ست - به تتا خوش اومدین -
اصلاً غریبی نکن و فکرکن خونۀ خودته - باشه، مرسی -
نوشیدنیها اونجا تو یخچال هستن میتونی بری آبجو یا هرچی که خواستی برداری
مرسی
یه لحظه ببخشید
بریم یه چیزی برداریم بخوریم
!بابی، اینجا چکار میکنی؟ - سلام، عشقم -
این چه طرز استقبال کردن از مهمون ـه دیگه؟ - قرار نبود پاشی بیای اینجا -
دیشب باهم حرف زدیم و خودت بهم گفتی بیام اینجا
!باید دیرتر میاومدی، بابی اگه خانم جوی ببینه اینجایی 12 شب بیرونت میکنه
ببین، میایم یهکم میشینیم و سلام علیکی میکنیم خودمون رو هم خوب نشون میدیم
بعد ساعت 12 دِرِک میره و من از پنجره میام تو اتاقت
خانم جوی هم فکر میکنه که دوتامون رفتیم
...نمیدونم
استیسی اینجا ست؟ - !آره -
!درک؟ - دمت گرم -
!سلام - سلام، چطوری؟ -
خوبم، مرسی که ما رو به مهمونیتون دعوت کردین
خوشحال شدیم که اومدی
خب، ایمی ترم چند هستی؟ - ترم چهار -
چه رشتهای؟ - روانشناسی -
چه جالب
!اوه، انگار چون بهت توجه نمیکنیم حسابی اعصابت خرد شده... چه بد
نه، مشکلی نیست خودم داشتم میرفتم یه نوشیدنی بخورم
خب... هفتۀ پیش موقع شنا کردن دیدمت
اوه، واقعاً؟ - آره، تو... خیلی خوب شنا میکنی -
مرسی، درک - خواهش -
پاشو بریم یه نوشیدنی بخوریم - خیلیخب -
لعنت، ترسوندیم - ببخشید -
داشتی چی رو نگاه میکردی؟
یه نفر... وایساده و به خوابگاه زل زده
!یعنی چی؟
احتمالاً یکی از دوستهای بابی بوده
...آخه امشب نباید پسری رو راه میدادیم تو
ممکنه یکیشون اومده باشه چشم چرونی کنه
راستی... میخوای عضو انجمن بشی؟ - ...نه، من فقط با دوست اومدم که -
تنها نباشه و اینا... خیلی اصرار کرد آخه
حالا بد نیست که بهش فکر کنی، شاید خواستی عضو انجمن خواهریمون بشی ...خوشحال میشیم که یه دختر
خُل و چُل؟ - نه، یه دختر حسابی باجربزه هم تو جمعمون باشه -
باشه
!جدی میگم ها میتونم الان همهجای خوابگاه رو هم نشونت بدم
بریم، پشت سرت میام
واقعاً خوب میشه اگه بخوای عضو انجمنمون بشی
اینجا وضع غذا و تغذیهمون خیلی خوبه هرکی هم اتاق جدا داره
آره، واقعاً جای باحالی ـه
اونقدر بزرگه که بعضی اوقات متوجه نمیشیم کی خونه ست و کی نیست
!بابی - چیه؟ -
تند نرو - چرا؟ -
هنوز آمادگیش رو ندارم
پس اومدیم اینجا چکار کنیم؟
اخم نکن حالا
باشه مهم نیست
صبرکن، بابی
من که نگفتم کلاً نمیتونیم عشق و حال کنیم
بیا بریم
خب، بابی، یه لحظه صبرکن - چیه؟ چی شده؟ -
آماده ام - جدی میگی؟ -
شما دوتا کجا رفته بودین؟ - طبقۀ بالا -
...دم در اتاق سیندی جیغ و دادش رو گوش میکردیم - !وای، خدای من -
!دخترمون حسابی خانم شده دیگه
خب، همهجا رو بهش نشون دادی؟ - آره -
دارم سعی میکنم ایوا رو راضی کنم که عضو انجمن خواهری بشه
تو چی، ایمی؟ - بله -
از اینجا خوشت اومده و به نظرت میتونی اینجا زندگی کنی؟ - ...آره -
فکرکنم درخواست بدم و بیام اینجا - !چه خوب -
خوشحال میشیم خواهرهای جدید داشته باشیم چون سیندی رو که انگار دوستپسرش داره ازمون میدزده
...و تو - حالا ببینیم چی میشه -
!خب، یکی از دو نفر رو سریع راضی کردم !کارم رو خوب انجام دادم
لیوانهاتون رو بیارید بالا
میخوام به سلامتی عضو جدید انجمن و خواهرمون، ایمی، بنوشیم
!تتا
خیلی هم بهت بد نگذشت، مگه نه؟
آره - دیدی گفتم؟ -
خب، خب، باید اعتراف کنم لورا که خونه رو نشونم داد دختر خیلی باحالی بود
فکرمیکردم همهشون اُسکل و بدجنس و عوضی باشن
دیدی که بهت گفتم اینجوری نیست دخترهای خوب و مهربونی هستن
حالا یعنی تو هم عضو انجمن میشی؟ - اوه، هنوز مطمئن نیستم -
ولی همین که دوتایی میتونیم باز باهم باشیم... پس خیلی بد نمیگذره
!دقیقاً
هی، پسرۀ عاشقپیشه وقت رفتنه
...میدونم ولی آخه
!استیسی خیلی وقت پیش رفت خوابید
کلیدها دست بابی ـه
...چه بد !باید از روشون یکی هم واسه خودت میساختی
شب بخیر
خب، میشه لااقل بهش بگین که من هنوز اینجا منتظر نشستم؟
حالا شاید گفتم
بیرون دم در منتظر میمونم
استیسی با کسی خیلی بهتر از این میتونه دوست بشه - اوه، صد در صد -
در بزنیم؟
!اوه، بابیِ قشنگم
رفیقت بیرون دم در منتظرت ـه
!برید گم شید
شب بخیر
بابی
نباید اینجا بخوابی - بیخیال، سیندی -
نمیشه
اگه خانم جوی فردا صبح ببینه اینجایی صد در صد اخراجم میکنه
!باشه بابا
درضمن، اون یکی عشقت بیرون دم در منتظرت ـه
بابی؟ خیلی حال داد و فوقالعاده بود
!میدونم
فردا بهم زنگ میزنی؟ - آره، باشه -
...بابی
الو؟ - سلام، خانم جوی، سیندی هست؟ -
!باز تویی ...بابی، قبل از اینکه سیندی رو صدا کنم باید یه چیزی بهت بگم
...اون زنگهایی که میزنی و اذیت میکنی و مزاحم میشی !دیگه نباید اون کار رو بکنی
من مزاحم نشدم - !آها، راست میگی -
یه لحظه گوشی
!ربکا
میشه سیندی رو صدا کنی؟ بابی پشت خط ـه و کارش داره
چشم
سیندی
سیندی، بابی زنگ زده پشت خط ـه
سیندی؟
تو اتاقش نیست - !نیست؟ -
امروز صبح زود نرفته بیرون؟
من که از ساعت 6 بیدارم و ندیدم بره بیرون
چه میدونم
بابی؟ - بله؟ -
تو اتاقش نیست و کلاً امروز ندیدیمش
خیلیخب - یه وقت دیگه زنگ بزن، خب؟ -
باشه، ممنون
قضیه چیه؟
سیندی تو خوابگاه نیست
...توی پارک
...نه، نه، نه
سلام، لورا - چه خبر؟ در چه حالین؟ -
هیچی، درس میخونیم - بریم بیرون -
پاشید بریم - من که پایه ام -
سلام بچهها
بابی، به نظر ناراحت میای، چی شده؟
هیچی، مهم نیست
سیندی هنوز برنگشته خوابگاه؟
وقتی من اومدم بیرون که هنوز نیومده بود
!مسخره ست
چش شده؟
با دوستدخترش درگیره انگار
عادی ـه
خب... بریم نوشیدنی بگیریم
سلام - سلام -
مت هستم - ایمی -
خوشبختم
تازه عضو انجمن تتا شدم - جدی؟ -
سلام، بابی - چه خبرا؟ -
سلام، دخترا سیندی تو خوابگاه ـه؟
نه، امروز ندیدیمش
واقعاً؟ - شاید با یه نفر دیگه دوست شده و پیش اونه -
چرت و پرت نگو، جون
ما باید بریم، بابی
بعید میدونم دیگه بهت زنگ هم بزنه
...این چه وضعشه دیگه
الو؟
استیسی؟
بله؟
درک هستم - چی میخوای از جونم؟ -
!چه بدجنس
!شوخی میکنم بابا حالا چکار داری؟ چه خبر؟
هیچی... گفتم بپرسم ببینم تو هم میخوای بیای مشروب فروشیِ همین نزدیک؟ ...بابی و چندتا از خواهرهات اونجان
...نمیتونم بیام میخوام برم استخر یهکم شنا کنم و بعد بخوابم
خب... میتونی بعد از شنا بیای
باشه، حالا شاید اومدم
خداحافظ، درک - خوش میگذره ها -
خداحافظ - خداحافظ -
...درک، بهت که گفتمـ
!درک؟
شما؟
خوب بخوابی، ربکا
نظرت چیه؟ یک به یک بازی کنیم؟
چرا که نه
بازی هفتۀ بعدمون با تیم بولداگز سختترین بازی ـه
!جلو ما هیچی نیستن !خبر ندارن با چه تیم قدری در افتادن
من یه دوش میگیرم - برگشتی خوابگاه میبینمت -
باشه
جون؟
جون؟
ربکا
جون، تویی؟
!بابی !دست بردار
...ربکا
این اصلاً شوخی بامزهای نیست، بچهها تمومش کنید دیگه
!بابی
!درک !تمومش کنید، مسخرهبازی درنیارید
کی اونجا ست؟
گفتم کی اونجا ست؟
...ربکا
من جواب میدم
الو؟ - ...جون -
!الو؟
بعدی استیسی ـه
شما؟
مسخرهبازی درنیار پرسیدم کی هستی
...خوشکله
خوب بخوابی دخترۀ شیطونِ بیحیا
خوب بخوابی، استیسی
ادارۀ پلیس
میخواستم گزارش مفقود شدن یه نفر رو بدم
چه نسبتی باهاش دارین؟ و چند وقته که گمشده؟
دوستدخترم ـه یه روز ـه
آخرین بار کی دیدینش؟
آخرین بار دیشب توی اتاق خوابگاهش دیدمش
باهم خوابیدیم
خیلیخب
...گوش کن
اسمت چیه؟
اسمم بابی ـه
...بابی
اگه تا فردا پیداش نشد، باز باهام تماس بگیر
...بعضی وقتها بچهها چند روز خودشون رو گم و گور میکنن
یا وقتی واسه امتحانها درس میخونن تو کتابخونه اینا خوابشون میبره
ببین، خلاصه تا فردا صبرکن ببینیم چی میشه
باشه
امیدوارم پیداش بشه و نیازی نباشه باز باهم صحبت کنیم
مرسی
سلام، استیسی، چی شده تا این وقت شب بیداری؟
داشتم یهکم درس میخوندم چند هفته دیگه یه امتحان خیلی سخت دارم
واقعاً؟ - ...چرا -
چرا داری در رو قفل میکنی؟ - امشب یهکم زود تعطیل کردیم -
یعنی چی؟ فکرکردم اینجا همیشه تا دیروقت باز ـه
نه، راستش امشب استثنائاً زود تعطیل میکنیم
هی، ببین میشه بذارم بری تو و بعد در رو قفل کنم فقط وقتی که میری یادت نره چراغ اینا رو خاموش کنی
واقعاً میشه؟ اگه این کار رو کنی که عالیه - خوبه؟ -
آره - حله پس، خوش بگذره -
ممنون
سلام، لورا، میخوای باهم برقصیم؟
...بستگی داره
حواستون رو جمع کنید، گوشهاتون رو خوب باز کنید و بدن و پاهاتون رو تکون بدین
برید وسط بچهها، امشب دیجی منم و میخوام حسابی همهتون رو برقصونم
عاشق این آهنگ هستم بیا بریم
پاشو ما هم بریم
!یا خدا، درک چکار میکنی؟ !میخوای از ترس سکته کنم؟
نه، ببخشید
کاش قیافۀ خودت رو میدیدی
!خدایا
اصلاً چهجوری اومدی تو لعنتی؟
در باز بود
میتونم جبران کنم - چطوری؟ -
روشهای خاص خودم رو دارم
کمکم کن بیام بیرون
!عوضی - خودتی! تلافی کردم -
میدونستم میخوای این کار رو کنی
صبرکن، حالا یه درس حسابی بهت میدم
حالا یه بار دیگه
!حالا مساوی شدیم
!قشنگ زدی کفشهام رو خراب کردی
!خواهرم واسه دویدن و ورزش این کفشهای من رو میپوشه
سلام، کمکی ازم برمیاد؟
من چند ساعت پیش با کارآگاه دریک صحبت کردم
دریک منم
بهتون زنگ زدهبودم قضیۀ گمشدن دوستدخترم رو گفتم
یه لحظه میتونم وقتتون رو بگیرم؟
البته، بیا بریم تو دفتر من
خوشبختم
دنبالم بیا
...خب
بگو ببینم چی باعث شد پاشی بیای اینجا؟
دوستدخترم، سیندی، که بهتون گفتم گم شده هنوز هم تماسی نگرفته
و نه من نه بقیِه دخترها از دیشب
دیگه ندیدیمش
الان تقریباً داره میشه 24 ساعت
میتونیم روال اداریش رو طی کنیم و با پرکردن فرم گزارش مفقود شدن کار رو شروع کنیم
ولی اول باید با خوابگاهش تماس بگیریم ببینیم اونا تأیید میکنن و ازش خبری ندارن
چون روزهای نزدیک به امتحانات ترم ـه
شاید جایی ـه و واسه امتحانها درس میخونه
من خوب میشناسمش اگه اینجوری بود حتماً بهم اطلاع میداد
خیلیخب
خب، بگو ببینم اسم خوابگاهش چی بود؟
خوابگاه تتا
چکار میکنی؟
!میخواستم این رو دربیارم
اینجا حوصلهسربر شد دیگه
...باید بریم اون مشروبفروشی دیگهـ
دخترها، فکرکنم واسه امشب دیگه کافی باشه و بهتره بریم خونه
همهمون به زودی امتحان داریم و باید درس بخونیم
!ایمی، بیخیال، دانشگاه اونقدرها هم مهم نیست !آدم فقط یه بار زندگی میکنه
اینطور که پیدا ست شما حالا حالاها میخواید عشق و حال کنید پس من خودم میرم خونه دیگه
!دقیقاً - پس دخترها... مراقب خودتون باشید، خب؟ -
منم میخوام برم دیگه، همراه تو میام
باشه، مرسی
آره... تو برو اون رو برسون
ما هم بعد از اینجا میریم یه مشروبفروشی دیگه و حسابی خوش میگذرونیم
باشه
ایوا، اگه چیزی لازم داشتی و کار یا مشکلی پیش اومد بهم زنگ بزن
!خیلیخب
...اون پسرۀ عتیقه همون برا خودشـ
پس هنور هیچ خبری از سیندی نشده و حالا ربکا هم غیبش زده
!ربکا هم گمشده؟
...خودم شخصاً میام به خوابگاه
خیلیخب
مشکلی نیست
قضیه چیه؟ چی شده؟
الان با سرپرست خوابگاه دخترها صحبت کردم
گفت اخیراً یه شخص ناشناسی با شمارۀ خوابگاه تماس میگرفته
و حرفهای زشتی میزده و دخترها رو تهدید میکرده
الان چه کاری از دستم برمیاد
هیچ کاری، بابی
الان خودم میرم اونجا و پیشنهادم اینه که بری خونه و یهکم بخوابی
به محض این که خبر خاصی شد باهات تماس میگیرم و در جریان میذارمت
باشه؟ - باشه -
کجا میری؟
لباس بپوشم
پس من چی؟
من که هیچ لباسی همراهم نیست
بیرون هوا خیلی سرد ـه
!تحمل کن
!عالی شد
...درک
بگیر بخواب
درک؟
داری چکار میکنی؟
درک، بس کن، جدی میگم اصلاً بامزه نیست
جدی میگم، تمومش کن
درک، داری من رو میترسونی ها
!داری چکار میکنی؟ خواهش میکنم، بس کن
بازم ممنون که همراهم اومدی - این چه حرفی ـه بابا -
خیلی بدم میاد وقتی لورا مست میکنه
آره، ایوا هم اعصابخردکن میشه
راستی بابی چی شد؟ کجا رفت؟
خیلی نگران سیندی ـه
مگه هنوز برنگشته خوابگاه؟
ظاهراً که نه چون بابی رفت ادارۀ پلیس گزارش گمشدنش رو بده
یعنی قضیه در این حد جدی ـه؟
!نمیدونم
بله؟ - سلام، کارآگاه دریک هستم -
...تلفنی با یه خانمی صحبت کردم، به اسمـ - خانم جوی، بله، بفرمایید، بیایید تو -
شما خانم جوی هستی؟
شبتون بخیر
خوشبختم کارآگاه دریک هستم
...خب
باید ازتون یه سری سؤال در مورد
دخترهایی که گم شدن بپرسم
البته، بفرمایید بشینید
خب... الان کس دیگهای هم اینجا هست؟
در حال حاضر نه بقیه دخترها بیرون هستن
...که اینطور
ببخشید، شما اسمتون رو نگفتین
جون - جون؟ -
از آشناییت خوشبختم، جون
میتونی بهم بگی آخرین بار کی سیندی رو دیدی؟
خب... دیشب
به مناسبت عضویت دخترهای جدید توی انجمن یه دورهمی گرفته بودیم
سیندی هم با بابی رفت بالا توی اتاق
دوستپسرش رو میگم
و بعد از اون دیگه هیچکس ندیدش
پس یعنی آخرین بار با بابی دیده شده؟
بله - که اینطور -
شما هم دیشب موقع مهمونی اینجا بودین؟
نه، من فقط هفتهای دوبار شب رو اینجا میمونم
درسته
در مورد اون تماسها بیشتر برام توضیح بدین
من و همۀ دخترها طی چند روز اخیر تماسهایی رو جواب دادیم... که توی همۀ این تماسها
...یه فرد مزاحم پشت تلفن پچ پچ میکرد
چند وقت یه بار همچین تماسی گرفته میشد؟
و دقیقاً اون پچ پچها چی بود و چی میگفت؟
...حدوداً هر چند ساعت یه بار زنگ میزد
...اولش فکر کردم کار یکی از پسرها ست
ولی کمکم اون مزاحم اسم دخترها رو میگفت
میگفت نفر بعد نوبت فلانی ـه
یا یه چیزی تو همین مایهها
!دوباره اینی که گفتین رو تکرار کنید
توی اون پچپچها میگه که وقت خواب یه نفر ـه
و اسم هر دختری رو که آورده و گفته باید بخوابه
دیگه از بعد تماس گمشده و ندیدیمش
برو تلفن رو بردار، جون
باشه
الو؟
!جون! جون
!تویی ببین، زود برگرد خوابگاه
یعنی چی؟ تو بیا بیرون پیش ما
نمیتونم بیام ببین، سیندی هنوز پیدا نشده و تازه ربکا هم گمشده
چی؟
برگرد خوابگاه، لورا - صدات رو نمیشنوم -
کی بود؟
یکی دیگه از دخترهای خوابگاه به اسم لورا
...لورا، گفتمـ - جون -
...جون
جون؟
کی هستی تو؟
من کارآگاه دریک هستم - ...نه -
الو؟
خب، بازم ممنون
خواهش میکنم
میدونی... هوا خیلی سرد ـه
آره، مشکلی نیست خونهم زیاد دور نیست
مرسی خلاصه
شب خوش - شب بخیر -
...الو، الو، الو !جواب بده لعنتی
...ساکت شو، تلفن رو برنمیداره ...خب، گوش کن، یه چیزی بگم
ببین، دلمون فوری برات تنگ شد ...ولی فکرنکنم به این زودی بتونم بیام
ما هنوز تو مشروبفروشی هستیم
فردا میبینمت، خب؟
...جواب نداد، پیغام گذاشتم
...خوشکله
...ایمی
این چه کوفتیه دیگه؟
خوب بخوابی
الو؟
ایمی؟ - بله؟ -
خدا رو شکر که بالاخره جواب دادی
گوش کن، من کارآگاه دریک هستم
الان تو خوابگاه تتا هستم از دخترها کس دیگهای هم همراهت ـه؟
نه، چطور؟
چندتا از دخترها گمشدن
چیزی از این جریان میدونی؟
نه، خبر ندارم
...خب
تو چند روز اخیر یه سری تماس مشکوک با خوابگاه گرفته شده یکی پشت خط پچپچ میکنه
!الان دقیقاً یه همچین تماسی با من گرفته شد
فکرکنم بهتره تو هم الان بیای خوابگاه پیش ما
نمیخوام بترسونمت ولی ممکنه جونت در خطر باشه
بیا اینجا لطفاً وسایلت رو جمع کن و زود خودت رو برسون اینجا
یه سری از همکارهای من توی محوطۀ دانشکده مراقب اوضاع هستن
باشه... میام اونجا
!وای، خدای من - ...به نظرت بهتر نیست که -
تاکسیای چیزی بگیریم و پیاده نریم؟ - نه -
من دوبار در هفته خودم تنها این مسیر رو میام
مطمئنم که نزدیکیم و داریم مسیر رو درست میریم خوابگاه یهکم بالاتر از همینجا ست
باشه پس حالا که اینقدر مطمئنی مسیر رو نشون بده و من دنبالت میام
...این چه وضعشه دیگه - !شرمنده -
این نور چیه دیگه؟ - !چی؟ -
مت، تویی؟
فکر کردی خیلی بامزهای جدی میگم، تمومش کن
مت؟ تویی؟ !اصلاً کارت جالب نیست ها
!بسه دیگه شوخی ندارم باهات، پسر
...فقط تمومش کن دیگهـ - !شوخی بامزهای نیست -
مت؟ - بس کن! کارت جالب نیست -
!لطفاً تمومش کن - ...فقط بس کنـ -
یه ردیاب روی تلفن نصب کردیم
پس هر تماسی با اینجا گرفته بشه
دیگه میتونیم موقعیتش رو پیدا کنیم
و اگه بفهمیم که تماسها از کجا گرفته میشن
ممکنه بتونیم دخترهای گمشده رو هم پیدا کنیم
چیزی نیست، نگران نباش
چطوره بری بالا تو اتاقت و یهکم استراحت کنی؟
ما اینجا حواسمون به همهچی هست قول میدم
با ایمی هم تماس گرفتم تو راه ـه و داره میاد اینجا
به محض اینکه برسه اینجا میفرستمش بالا پیش شما
مرسی، ممنونم کارآگاه - خواهش میکنم -
شب خوبی داشته باشین، خانم جوی
خیلیخب، تقریباً اینجا دیگه همهچی آماده ست
پس اگه دوباره زنگ بزنه فوراً میتونیم بفهمیم کجا ست
این وقت شب بیرون تنهایی چکار میکنی؟
شما کی هستی؟
تو ایمی هستی؟ - آره -
من افسر جانسون هستم
دریک من رو فرستاده تا تو دانشکده گشت بزنم
ازم خواسته که ببرمت به خوابگاه
...خیلیخب
باش پس، بریم
الو؟
الو؟
کی هستی؟
الو؟
!سلام
شما؟
این بازیها رو تمومش کنید
من همۀ دخترهام رو میخوام دونه به دونه
چی میخوای؟
زمان در اختیار من ـه و همهچی تحت کنترلم ـه
...نه، نه، نه
ببین، نمیدونم کی هستی و چرا داری این کار رو میکنی
فقط بهمون بگو که دخترها کجا هستن
جاش رو پیدا کردیم
ایشون رو دیدم که تو محوطۀ دانشکده میچرخید
ایمی؟ - بله -
سلام - سلام، من کارآگاه دریک هستم -
سلام - هی، بیا تو -
مرسی، جان
ایشون کارآگاه جیمز، همکارم هستن
سلام - سلام، چطوری؟ -
خانم جوی اتاقت رو برات حاضر کرده
چطوره که بری بالا تو اتاقت استراحت کنی
یعنی بهم نمیگین اینجا چه خبره؟
میخوایم امشب رو همینجا بمونی
متأسفم، ولی الان وقتش نیست بیشتر از این چیزی رو برات توضیح بدم
باشه، ممنون - خواهش -
خب، چی شد؟ - جیکوب هال -
یه انبار زیرزمینیِ قدیمی ـه
بهتره کسی همراهت باشه
نه، تو باید اینجا بمونی و مراقب دخترها باشی
!جان
فهمیدیم تماسها از چه آدرسی گرفته میشن
جیمز توی خوابگاه ـه تو هم همینجا بمون و حسابی حواست رو جمع کن و مراقب اوضاع باش
چشم قربان
!لعنت که چهقدر هوا سرد ـه
اینم از این، راحت باش مثل خونۀ خودت ـه
ممنون
ولی هنوز درست حسابی نمیدونم که چرا اینجام
کارآگاه دریک فکرمیکنه که ممکنه دخترهای دیگه بدجوری تو دردسر افتاده باشن
و میخواد اینجا پیش هم باشیم و جامون امن باشه
برا خودت دراز بکش و راحت بخواب
جون تو اتاق کناری ـه و منم انتهای همین راهرو هستم
هرچیزی لازم داشتی بهم بگو، خب؟
باشه، خیلی ممنونم
شب بخیر - شب خوش -
آهای؟
سیندی؟
خانم جوی؟
!ایمی
جون؟
آهای؟
کارآگاه دریک؟
خانم جوی؟
...وقت خوابت ـه
!ایمی
!ایمی
ایمی، در رو باز کن
!وای، خدایا
همهچی درست میشه
دریک، اون کجا رفت؟
!کی؟
یعنی ندیدیش؟
همینجا بود نزدیک بود من رو گیر بندازه و بکشه
باید فوراً از اینجا بریم، زودباش بیا
...گوش کن ببین چی میگم
تمام تلفنهای این محل قطع شدن
باید بری و خودت رو به نزدیکترین تلفن عمومی برسونی
!نمیتوتم
چرا، میتونی
زودباش برو
یادت باشه، به اولین تلفن عمومی که رسیدی با پاسگاه تماس بگیر و بگو نیروی کمکی بفرستن
خوب بخوابی
ایوا؟
ایوا؟
...خواهش میکنم
...لطفاً
خواهش میکنم
...لطفاً این کار رو نکن
...لطفاً
...خواهش میکنم نکن
آروم باش، آروم زخمت ممکنه باز بشه
من کجام؟ من کجام؟
...توی بیمارستانی چیزیت نیست، نگران نباش
گرفتنش؟
کی رو گرفتن؟
همون قاتلی که دنبالم بود و میخواست من رو بکشه
آره، مثل اینکه... بعد از اینکه از اون ساختمون اومدی بیرون اون رو هم گرفتن
کی هست؟
هویتش هنوز مشخص نیست
درضمن افسری که مراقبت بود رو هم آوردن اینجا
دریک؟ - آره، زخمی بود، پایین تو بخش آی.سی.یو ـه
یهکم که حالت بهتر شد، میبرمت پیشش ببینیش، خب؟
باشه
دکتر فریتز به بخش اورژانس
خب، من فعلاً باید برم
ولی اگه کاری داشتی یا چیزی لازم داشتی به پرستارها بگو، خب؟
البته یه ذره ممکنه طول بکشه تا بهت سربزنن چون تو شیفت شب تعداد کارکنان کمتر ـه
باشه
این رو جدی بهت بگم حتماً باید یهکم استراحت کنی
وضعیت وحشتناکی رو پشت سر گذاشتی که حتی تصورش هم سخته
آهای؟
آهای؟
الو؟
...ایمی
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
تخصصی ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.