All language subtitles for The.Recruit.2022.S01E05.720p.NF.WEB-DL.x264.fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

: آنچه گذشت

داون گیلبان رو یادت‌ـه؟

.داون. متفاوت به نظر میرسی

بخش عملیات می‌خواد ملادزه رو به عنوان

یه جاسوس برگردونه بین اوباش روسیه در بلاروس

مطمئنی که باید کار رو اینطوری انجام بدیم؟

اگه اون درباره ما بهش گفته باشه - اونوقت بهش رسیدگی می‌کنیم -

مکس وقتی وارد شهر شد، یه .کسب و کار کوچیک درست کرد

اما با اون پول حد خودش رو رد کرد - کی باب نیست؟ -

اون یه اسطوره توی آژانس‌ـه، - من اسم باب‌نه رو تازه از طرف کسی که- نامه‌خاکستری رو فرستاد بود گرفتم

دروغ میگی - .نمیگم -

سلام بچه‌ها، ببین من واقعا می‌تونم از کمک‌ـتـون استفاده کنم - اُوِن نیاز داره که پرونده نامه‌خاکستری رو به فدرال منتقل کنه -

این فرصت ماست تا .کسی رو به اون نزدیک کنیم

من فقط نگرانم که سی‌آی‌اِی بدترین .غرایزت رو تشدید کنه

من 24 سالم‌ـه، از منم انتظار میره که اشتباه کنم یا کارای ریسکی انجام بدم

!برو

التماس‌ـت کردم که کاری نکن و تو یه قاتل رو استخدام کردی

.متاسفم که بهت اعتماد نکردم - .نه! ما کارمون با هم تموم‌ـه -

جاسوس امشب آزاد میشه

ما دو گزینه رو برنامه ریزی می‌کنیم

یا اون رو به کشورش برگردونیم، یا اون رو توی خاک بذاریم

A_R_Z_110 : ترجمه و تنظیم @ARZ_110_SUB

سوار شو

♪ Shining All Night by Alex Nova, Tom Griffiths, Adam Zapel & Dayeaux ♪

تصادف قبلی که در نزدیکی... میدان نمایشگاه اتفاق افتاد،

پلیس مجبور شد یه جرثقیل بیاره تا اون کامیون بزرگ رو جا‌به‌جا کنه

و الان ترافیک در همه جهات هدایت میشه

در جاده مک‌داول، خیابان گرند و خیابان نوزدهم

اگر به سمت میدان نمایشگاه یا یادبود کهنه سربازان می‌روید،

پیشنهاد می‌کنم خیابان پانزدهم به بلوار انکانتو رو امتحان کنید

یا بزرگراه ویکنبورگ رو ... - ممنون که رسوندینم -

.نه، ما هم باهات میاییم داخل

پلیس واقعاً صدمه‌ زیادی به خونت وارد کردن موقع تفتیش وسایلت

.باید بخوابم

چیه؟

سلام. کجا...؟

لعنتی

من کجام؟

.ایالت واشینگتن

هواپیما بعدش کجا میره؟ - .برمی‌گرده به فینیکس -

.اون اصلا بهتر نیست میشه بره جای دیگه، لطفا؟

آقا، باید از هواپیما پیاده بشی

.باشه

.سلام

.سلام

.انگار که توی دستگاه خشک کن لباس چرخیدی

.متشکرم

حالت خوبه؟ - اوهوم -

.آره، فقط خسته‌ام. یه پرواز شبانه داشتم

.من در مورد پروازت صحبت نمی کنم، اُوِن

واقعاً بعد از اون تماس تلفنی می‌خوایی وانمود کنی که همه چیز خوب‌ـه؟

.همه چیز خوب‌ـه

.اونا برای صفحه کامپیوترت هستن

ببین، من واقعا از اون صحبت‌های .دلسوزانه دیشب‌ـت قدردانی می‌کنم

اما حتی اگر بتونم بهت بگم چه خبره، بازم فایده‌ای .نداره چون بهم میگی که باید استعفا بدم

.نه، اون رو نمیگم

.اما باید استعفا بدی

.نمیدونم چرا خودم رو توی زحمت انداختم

چون آدم خوبی هستی. و علاقه خاصی برای کمک به آدم‌های گمشده داری

اما راستش دیشب یکی از لحظات بد زندگی من بود

و این رو می‌دونم چون چیزی .که باعث‌ـش شده بود، دیگه تموم شده

.هیچ‌وقت تموم نمیشه، اُوِن

.کارهایی مثل کار تو سخت‌تر میشن، نه آسون‌تر

درسته. اما این پرونده، موردی که باعث شد من احساس گمشدگی داشته باشم،

دیگه تموم شده

من قراره خیلی بیشتر خونه باشم .پس خیلی احساس گمشدگی نمی‌کنم

.اون می‌تونه خوب باشه

چی، من خیلی گم نمیشم یا خیلی بیشتر توی خونه باشم؟

.هر دو

".برای آمیلیا گل بفرست- " .آره درسته. اون رو فراموش کردم -

الان برای زنا گل می‌فرستی

نه، اولین بارم‌ـه. اما فهمیدم .که کار بزرگسالانه‌ایه

.من حتی نمی‌دونم از کجا گل بگیرم

یه گل فروشی

اوه، یکی رو میشناسی؟

میخوای کمکت کنم تا برای دوست دخترت گل بخری؟

.اون دوست دخترم نیست .بیخیال. خودم یه کاریش می‌کنم

اُوِن هندریکس؟ - اوه، آره، شما کی هستید؟ -

.سرویس مخفی باید باهامون بیایین

تموم شده، ها؟

.مطمئن‌‌ام که این ربطی به اون پرونده ندارد

...این مربوط به چه - .نمی‌تونم اون رو بهتون بگم آقا. حالا بیا بریم -

...باشه. اوه

.روز خوبی داشته باشی

.امروز بهترین روزه

آره. بعد از شما

لستر؟

.این پایین‌ـم

کمرم داره اذیتم میکنه

باید به خاطر تمام اون سال‌ها سوار ماشین‌های زنگ زده .و روی تشک‌های ارزان قیمت خوابیدن، باشه

خب، خودت رو جمع و جور کن، چون .ما یه بحران داریم که باید حل کنیم

.نایلند خوشحال‌ـه

واضح‌ـه که به خاطر ما نیست، .وگرنه چهرَت اینطور نمی‌بود

.نه، به‌خاطر اُوِن هندریکس جوان خوشحاله

موفق شد که اتهامات پرونده نامه‌خاکستری رو از دادگاه کنار بذاره

شایعات حاکی از اینه که اون یه حرکت هوشمندانه انجام داده

و الان نایلند فکر میکنه که اون یه کار غیر ممکن رو انجام داده

.اگه اینقدر اذیت نمی‌شدم، منم تحت تأثیر قرار می‌گرفتم

.ما باید تکنیک‌هامون رو تغییر بدیم - نه -

وایولت، در موردش فکر کن. اگه اون توجه نایلند رو جلب کرده

یعنی اون می‌تونه حال‌ـمون رو بگیره همونطور که ما حال اون رو می‌گرفتیم

.آٰره، اما همین الانشم حال من رو گرفته

اون قضیه هوش مصنوعی رو انداخت گردن من

و می‌دونی که کینه به دل گرفتم، باور کن، ممکن‌ـه این بچه الان یه ستاره‌دنباله‌دار باشه

اما قراره سقوط کنه و بسوزه. فقط باید به این قضیه یکم زمان بدیم

باشه. اما حالا که منتظریم، .طرف‌ـمون رو عوض میکنیم تا بریم سمت خوب‌ـش

آرنجت رو بزار اینجای شونم. بیا دیگه

.خیلی خب

"اوه، آره، این دسته گل مدل "بهار اینجاست

به علاوه هزینه‌های تحویل و .کارت نوشته شده

باشه، آره، ممنون دنیز، خیلی کمک کننده بودی

...گل برای .اون واقعا دوست دختر من نیست

.او بیش از یه همکاره

به نظر من کل عبارت "دوستی .با مزایای دوطرفه" یه جور زننده است

صبر کن. من رو به دیدن کی می‌برین؟

آقای هندریکس، من کوین میلز هستم، .رئیس دفتر رئیس جمهور

باب‌نه

.اینجا نه - درست‌ـه. یعنی "اینجا" که کاخ سفیده؟ -

.ما توی یه ساختمان اجرایی قدیمی هستیم

تو رو توی قرار اول به کاخ سفید نمیارم

مخصوصاً زمانی که نیاز به انکار داره

چرا منو اوردین اینجا، قربان؟ - من هنوز داخل سی‌آی‌اِی گوش دارم، -

و تو اسمی رو که همین الان گفتی اونجا همش به زبون میاری. چرا؟

چون کسی که به ما نامه‌خاکستری فرستاد .گفت که شما یکی از مسئول پرونده‌های اون بودین

کی؟ - .مکسین ملادزه -

.دروغ میگه

من در مورد اون شنیدم، اما یکی از جاسوس‌های من نبود

زمانی که اون به یه جاسوس تبدیل شد، .من توی یکی از بالاترین مقام‌های سی‌آی‌اِی بودم

اما حتی اگر من افسر پرونده اون بودم، او فقط اسم پوششی من رو می‌دونست

.چون من یه احمق نیستم

...اوه

پس شما میگید، قربان، که یه نفر داره وانمود می‌کنه که شماست

نه باب‌نه؟

.نمی‌دونم

اما یکی توی آژانس به اون .اسم مستعار داخلی من رو داده

و اگر اونا اون رو فاش کردن، مطمئناً .می‌تونن اسرار دیگه‌ای رو هم فاش کنن

.ازت می‌خوام که بفهمی چه کسی اسم من رو لو داده

.قربان، شما رئیس ایستگاه مسکو بودید

نمی‌تونید با کسایی که اون رو میشناسن تماس بگیرید و این کار رو با اونا انجام بدین؟

نه با یه جاسوس مخفی

و تنها مسئول پرونده‌ای که می‌دونستم .ریتا استیونز بود. و اون مرده

مکس اون رو...؟ - .نه. ریتا به شدت مشروبات الکی می‌نوشید -

سرطان کبد گرفت

حتی در بدترین حالت‌ـش هم، اون .هیچوقت چنین اشتباهی نمی‌کرده

...قربان، موضوع اینه که

خب، از دیشب، من در واقع .از پرونده مکس خارج شدم

.پسر، من محافظ رئیس جمهور هستم

من یه مدال خدمات اطلاعاتی ممتاز .توی کشوی دفتر سی‌آی‌اِی دارم

جنگجوهای دشمن توی قبرهای بی‌نشان دراز کشیدن

توی مکان‌های که حتی اسم‌ـشون رو نشنیدی، به‌خاطر من

واقعا فکر می‌کنی می‌تونی نه بگی؟

من تازه عضو دفتر مشاور کل شدم .و این پرونده واقعاً اذیت کننده بوده

بنابراین من از لحاظ احساسی یکم نگران درگیر شدن دوباره با خانم ملادزه هستم

.برام مهم نیست - .منصفانه است -

ببینم چی می‌تونم پیدا کنم. با این حال شما سرنخی چیزی برام ندارید که ازش استفاده کنم؟

چون همونطور که گفتید، .او یه جاسوسی مخفی‌ـه

پیدا کردن مدرک .خیلی دشوار بوده

به نظر میرسه که کار زیادی برای انجام دادن داری

وقتی چیزی پیدا کردی باهام تماس بگیر

و سریع پیدا کن

.من از کارهای بلاتکلیف خوشم نمیاد

.بله، قربان

.آمیلیا سالازار هستم

افسر وترز هستم از در جلویی ساختمون. یه محموله دارین

احضاریه؟ - گل -

اوه

.باشه. یه دقیقه دیگه میام پایین

داره میاد

چی آوردی؟ - .اوه، گل لاله -

یه انتخاب عاشقانه نسبتا خنثی هست، موافقی؟

.خب، گل رز که نفرستاده - !تفنگ -

چی؟

ما گزارشی از استفاده از یه شوکر توسط یکی از کارمندا داریم

اون چه حرکتی بود، رفیق؟

قانون فدرال داشتن سلاح گرم در این مرکز رو ممنوع کرده

مگه اینکه به طور خاص مجوز داشته باشی

حداقل نمی‌تونستی اول گل‌ها رو ایمن کنی؟

ببخشید، خانم سالازار

(از طرف اُوِن)

.اوه، ما یه مشکل داریم

بهتره زنگ بزنی

من زنگ نمیزنم

ما حداقل به دو تیم نیاز داریم تا مسیر رو .برای بازگشت ملادزه به بلاروس هموار کنیم

.ببینید کیا در دسترس هستن

چیه؟

نه، هیچ غلطی نکنین

.خودم اوضاع رو کنترل می‌کنم

مشکل پیش اومده؟ - .ملادزه از دست محلی‌ها فرار کرده -

.به احتمال زیاد یه بازی قدرتی‌ـه

.داره نشون میده که ما اون رو کنترل نمی‌کنیم - اگر بیشتر از اون باشه چی؟ -

.باشه

یه نفر خوشحال‌ـه

.من یه پرونده رو بستم .همه چیز داره بهتر میشه، یا داشت بهتر میشد

.مکس فرار کرده - وای. به نظر مشکل توئه -

آخرین چیزی که مکس بهت گفت چی بود؟ - ".خداحافظ"-

میدونی کجا رفته؟ - نه -

باید کم کم این موضوع رو جدی‌تر بگیری

.ملادزه مسئولیت توئه

.نه، مسيولیت توئه. من کارم رو انجام دادم .پس انداخت شکست‌هات رو به گردن من تموم کن

.نمی‌دونم اون کجاست. نمی‌خوام بدونم و برای اینکه واضح‌تر بگم،

.برام مهم نیست

پس روز خوبی داشته باشی

(فینیکس)

.خب، نظریه پرخاشگری شناختی

به طور خاص، اون رفتار پرخاشگرانه .بیشتر آموخته میشه تا به صورت ذاتی باشه

که متضاد رویکرد روان‌پویشی‌ـه، درست‌ـه؟

.جایی که خشونت ذاتاً بیولوژیکی‌ـه - .درست‌ـه -

.خب، برای امروز کافی‌ـه

.من هیچوقت تو رو به عنوان یه دانشجو نمی‌دیدم

به این دلیل‌ـه که تو تعصبات ضمنی زیادی داری

من دارم مدرک روانشناسی‌ـم رو می‌گیرم

تا بهم در مدیرت کردن الگوهای شخصیتی افراد متفاوت که باهاشون سروکار دارم کمک کنه

جامعه‌ستیزها، خودشیفته‌ها با اختلال شخصیت ضداجتماعی

نکته حرف‌ـم اینه که من با خیلی عوضی بی ثبات سر و کار دارم

اگر رئیست رو راضی کنی تا با شرایط من موافقت .کنه، می‌تونی با یه عوضی کمتر سر و کار داشته باشی

شرایط برای چی؟

.کسب و کار من

.ما همین‌الانم خونه‌های امن داریم

نه، شما انبارها، فاحشه‌خونه‌ها و خونه‌هایی برای تجارت دارین

.و اونا پلیس رو جذب می‌کنن

.سیستم من این خطر رو از بین میبره

آره، میدونم. تو سیستم خاصی داری، چیه؟

چطور این دارایی‌های غیرقابل ردیابی رو پیدا می‌کنی؟

.بهت میگم وقتی که 5 میلیون بهم بدی

.خیلی زیاده .ببین، تو فکر میکنی که تخم طلا میذاری

و در اصطلاح روان‌شناسی به اون .اثر دانینگ-کروگر میگن

نه، دانینگ-کروگر زمانی‌ـه که احمق‌ها .فکر می‌کنن که باهوش‌َـن. من باهوش‌ام

سوال اینه که، تو چطور؟

هر دو می‌دونیم که رئیس تو .چیزی رو که من دارم می‌خواد

.پس یه روز بهت فرصت میدم تا معامله رو انجام بدی

اوه

و بعدش میرم پیش یکی دیگه

تموم کردی؟

سریع برگرد اینجا، ملادزه اینجاست .و به سمت گاراژ غربی میره

اون می‌خواد برنامه خونه امن‌ـش رو بفروشه، .اما ما می‌تونیم با شکنجه برنامه رو ازش بگیریم

.و برای رئیس تبدیل به قهرمان میشیم - باشه -

اوه خدا - الان کی دانینگ-کروگر داره؟ -

.یه نابغه دیگه. زانو بزن

!حالا

تفنگ‌ـت رو بنداز

...پس

الان وضعیت اینطوره که

.شانس‌ـت رو امتحان کردی و نتیجه نداد الان قیمت به 6 میلیون افزایش یافت

شما از این به بعد با یه نماینده صحبت می‌کنین .چون که من به وضوح نمی‌تونم بهتون اعتماد کنم

داره چه غلطی می‌کنه؟

سلام؟ - .به رئیست بگو من به همون وکیل نیاز دارم -

کی بود؟

.سلام - ممنون بابت گل‌ها -

.اوه، کاری نکردم - .خیلی دوست داشتنی بود -

محض اطلاع‌ـت، من یه لیست از پیش بررسی شده از فروشنده‌ها رو برای دفعه بعد روی میزت گذاشتم

.به ساده‌سازی فرایند کمک می‌کنه - .اوه، پس دفعه بعد. عالی‌ـه -

.امشب حتی، اگه کاری نداری

.کاری ندارم

می‌دونی، من با کمک بزرگی که تو بهم .کردی، پرونده نامه‌خاکستری رو تموم‌ـش کردم

پس خودت آماده کن تا بعداً .پر شور ازت تشکر بکنم

اوه، ایول - اوهوم -

پس، محض اطلاع‌ـت، به نظر میرسه .که نایلند واقعا ازت راضی‌ـه

خودش گفت؟ - مم -

.شگفت‌انگیزه

می‌دونی، من به معنای .واقعی کلمه معجزه کردم

.اگر می‌تونم این رو بگم - .می‌تونی -

یکی که اعتماد به‌ نفس به دست میاره برای من خیلی جذاب‌ـه

.پس من تو رو خیلی جذاب می‌بینم .نمی‌تونم برای امشب صبر کنم

منم همینطور. برای ایفای نقش یه مصاحبه‌گر جنگنده که اون رو

توی پخش زنده احمق جلوه میدم آماده شو

.این همیشه من رو تحریک می‌کنه -

.هی، رفیق خودم -

.شنیدم دیروز یه برد خیلی بزرگ داشتی - .درست شنیدی -

تبریک میگم. پیروزی‌های خالص . در این مکان خیلی سخت‌ یه دست میان

.متشکرم

هی، یه چیزی رو بهت بگم

من و وایولت چند مورد از نامه‌های صندوق پست‌ـت رو برداشتیم

نمی‌خواستیم وقتی که برگشتی گرفتار اونا بشی

.من نمی‌تونم این کار رو انجام بدم

نمی‌تونه چیکار کنه؟ - هیچ‌چی. هی، فکر کن خونه خودت‌ـه -

من دوست دارم جزئیاتی در مورد اون .برد که باعث احضارم نشه، بشنوم

.قبول‌ـه - .خیلی خب -

.ممنون از اینکه هوامو داشتی - هی، مشکلی نیست -

.جدی میگم، مرسی

.خیلی خب

.باشه

اُوِن هندریکس هستم

.من بهت توی فنیکس نیاز دارم

.من کارم با تو تموم شده، مکس .دیگه بهم زنگ نزن

گفتم تنهام بذار

نمی‌تونم. من با یه موضوع به کمک نیاز دارم - .تو دیگه مسئولیت من نیستی -

کار من این بود که تو رو از زندان .بیرون بیارم. تو آزاد شدی. کار منم تموم‌ـه

تصمیم‌ـش با تو نیست. و الاناست که بهت یادآوری بشه این موضوع

درباره من‌ـه. پشت خط می‌مونم

سلام؟

مشاور کل می‌خواد توی دفترش باهات حرف بزنه

الان؟ - بله. همین الان -

.باشه

.توی فینیکس می‌بینمت، خوش‌تیپ

چیکار می‌کنی؟

نمی‌تونم به شیرین کننده‌های توی اتاق استراحت اعتماد کنم

تیم عملیات سرکش من دوباره دارن تلاش می‌کنن که من رو چیز خور کنن

.شاید بخوام امروز استعفا بدم چطور اون کار رو باید انجام بدم؟ یه نامه بنویسم یا...؟

.نمی‌تونی استعفا بدی .موتور هنوز پخش شده است کف گاراژ

اوه، چی؟ - .مقایسه است -

.پرونده‌های تو موتور ماشین هستن لحظه‌ای که شروع به کار روی یکی می‌کنی،

موتور رو از هم جدا می‌کنی و قطعات .رو کف گاراژ میذاری

تا وقتی که همه قطعات رو دوباره کنار هم نذاری، نمی‌تونی جایی بری

اگه بری به خاطر به‌ هم ریختگی که .به جا گذاشتی، سرزنش میشی

اما هر بار که فکر می‌کنی که کارت تموم‌ـه .قطعات جدیدی روی زمین پیدا میشه

قطعاتی که دیگه کنار بقیه قرار نمی‌گیرن، .قطعاتی که نمی‌دونی باهاشون چیکار کنی

.پس تو سعی می‌کنی اونا رو بچپونی توی جیبت .اما اونا مدام میان و میان

تا حالا دچار حمله عصبی شدی؟

.یکی رو به طور مداوم از سال 2019 دارم بهش عادت می‌کنی

.نه. نه، نمی‌خوام... نمی‌خوام که عادت کنم - .پس باید استعفا بدی. اما نمی‌تونی -

چون بعدش برای هر اتفاق بدی که افتاده از زمانی که پا توی این مکان گذاشتی،

تبدیل به یه قربانی میشی

صبر کن. اگه تو استعفا بدی، من .می‌تونم این کابوس عملیات ویژه رو گردن تو بندازم

حرفم رو پس می‌گیرم. همین الان باید استعفا بدی - .کمکی نمی‌کنی -

.قصد کمک کردن هم ندارم

اوه، هی، یه حقیقت جالب: آخرین مردی که به خاطر حمله عصبی استعفا داد، به خاطر ابوغریب سرزنش شد

می‌تونی بری داخل

گفتم الان میتونی بری داخل

.باشه

مشکلی وجود داره؟

.خیلی زیاد

.بیا تو

می‌خواستین منو ببینین، قربان؟

چرا جاسوس سابق ما درخواست می‌کنه که تو به فینیکس برگردی؟

.نمی‌دونم

.قربان کار من با پرونده اون دیروز تموم شد

.ظاهراً، هنوز تموم نشده

بین شما دوتا یه خبرایی هست؟

.قطعا نه

پس چرا اون تو رو می‌خواد؟- .نمی‌دونم -

شاید به این دلیل که به قولم وفا کردم و اون رو از زندان بیرون آوردم

در حالی که تمام کاری که بخش عملیات انجام داد رها کردن اون بود

بعد از اینکه اون جون خودش رو به خطر انداخت .تا برای آژانس اطلاعات جمع‌آوری کنه

من هیچ نقشی توی حذف ملادزه نداشتم

من اینجام تا اون رو دوباره .وارد زندگی قبلی‌ـش کنم

.آره، خب، اون می‌دونه که شما بهش نیاز دارین

پس داره ما رو آزمایش می‌کنه، .بفهمه که چقدر می‌تونه فشار بیاره

.قربان، مدیر روی خط یک منتظره

برو به فینیکس. اون رو برگردون. بدون هیچ جنجالی

.بله، قربان

از این لحظه به بعد، همه .چیز باید با توجه به قوانین انجام بشه

.البته

مکس داره بازی می‌کنه. این کاری‌ـه که همیشه انجام میده

موافقم. اما فعلا .باید باهاش کنار بیاییم

احتمال زیاد اون فرار کرده تا کارهای ناتموم رو حل و فصل کنه

قبل از این که فینیکس رو ترک کنه

خب، اون کارها صددرصد .جنایتکارانه هستن

.اجازه نده که گیر بیُفته

.جهنم و ضرر، اگر مجبور شدی، گردن بگیر همه‌چیز رو - گور باباش -

می‌دونی این چیه؟ .یه تپانچه لیبراتور(آزاد کننده) از جنگ جهانی دوم

متفقین تعداد خیلی زیادی از اینا رو پشت خطوط .محور برای رزمندگان مقاومت رها کردن

تک گلوله و برد هدف گیری خیلی کم

اما فقط باید اونقدری خوب می‌بود که اسلحه .بهتری رو از دست نازی‌ها گرفت

آره،اگه این یک سخنرانی دیگه در .مورد اهرم فشاره، درک می‌کنم

.تو این ماجرا مکس تفنگ بهتر رو داره

خود مکس تفنگ بهتره. اون کانال اتصال .ما به رئیس جدید اطلاعات روسیه است

تو همون تفنگ یه بار مصرفی که من .برای بدست آوردن اون ازش استفاده می‌کنم

پس برو بیارش

عجب راهی برای اینکه من احساس .کنم یه عضو ارزشمند توی تیم هستم

.وسایلت رو جمع کن

.تو هندریکس رو توی فینیکس تعقیب می‌کنی .یه چیزی بین اون دوتا هست

و ملادزه برای ما خیلی ارزشمنده که .بذاریم هندریکس گند بزنه به همه‌چی

♪ Legend by Carry the Throne ♪

.اینم خدمت شما

ممنون که اومدی، رفیق

.شوخی می‌کنی .نمی‌تونستم صبر کنم تا از دفتر بزنم بیرون

ساختمون دولتی بدترین مکان .برای دوران بعد از جدایی‌ـه

آره، هنوز هم شرایط سختی داری؟

همش به خطر تاد نیست

فقط در مورد شروع .دوباره پروسه کابوس‌وار قرار گذاشتن‌ـه

من فقط خیلی برای ازدواج .و داشتن چند تا بچه آماده‌ام

باید خوب باشه که بدونی دقیقا چی می‌خوایی

.نه وقتی که همه چیز خیلی دور به نظر میرسه

خب، اوضاع تو چطوره؟

راستش رو بخویی، من فقط نیاز به یه گفتگوی انگیزشی .داشتم. من واقعا نمی‌تونستم به هانا زنگ بزنم

چون به جاش نصیحت‌ـت می‌کرد ؟

آره

چون در اعماق وجودت می‌دونی که اون تو رو بهتر از خودت می‌شناسه

و ممکن‌ـه حق با اون باشه؟

.واقعاً گفتگوی انگیزشی‌ مزخرفی‌ـه - .شرمنده -

دوست داری چی بگم؟

.ممکن‌ـه بازم توی دردسر افتاده باشم. ممکن‌ـه

.تو همیشه توی دردسری - آره -

.کلا سبک کارت اینطوره - .آره،میدونم -

من دارم روی این پرونده‌ي واقعا سنگین کار می‌کنم

...و توی قلب این پرونده .یه شخصی هست که واقعا مایه دردسره

اما در عین حال، یه چیز .دلسوزانه در مورد اون دختره وجود داره

اون دختره؟ - آره -

.اونطور که فکر می‌کنی نیست

.نیست

...فقط میگم که .خوب‌ـه که به من زنگ زدی نه هانا

آره

من نمی‌دونم این چه پرونده‌ایه یا اینکه هر روز سر کار چکارا می‌کنی

اما تو رو می‌شناسم

و من هیچوقت کسی رو ندیدم که .انگیزه‌ی قوی‌تری نسبت به تو داشته باشه

.متشکرم

.من نگفتم برو کار مهمی انجام بده

به نظر میرسه مدام ثابت می‌کنی که مردم بهت نیاز دارن

باعث میشه کارایی انجام بدی .که بی‌پروا هستن و به نفع تو نیستن

پس اینم از صحبت‌های انگیزشی من

تو مهم هستی

.فقط یکم سرعت‌ـت رو کمتر کن

به خودت این اجازه رو .بده که ناجی نباشی

هوم؟

این به اندازه کافی برات انگیزشی بود؟

(فینیکس)

عجب، متفاوت به نظر میرسی

.مرسی. برو برامون یه سوئیت بگیر

نه، درست پایین جاده یه هتل "دِیز این" هست

.صبح پرواز داریم .و درجه یک هم از من نخواه

ما با هواپیمای باربری نیروی هوایی سفر می‌کنیم تا توی رادار نباشیم(توجه کسی رو جلب نکنیم)

به صورت استعاری میگم - .اشتباه میگی -

ما امشب اینجا می‌مونیم. صبح .توی یه کاری بهم کمک می‌کنی

.و می‌تونیم بعد از اون پرواز کنیم

نه - نه؟ -

نه. من دیگه تسلیم بازی قدرت تو نمیشم

.دیگه خبری از اونکارا نیست - .باشه -

!مکس. صبر کن.مکس، مکس. وایسا

رئیس‌ـت تو رو سوار هواپیما کرد و فرستادت اینجا

تا مطمئن بشه که از من مراقبت میکنی. میخوای بدونی چرا؟

"اگه بگی "اهرم فشار .خودمو میندازم جلوی یه ماشین

.اهرم فشار

بیخیال، اینجوری رفتار نکن. اگه آروم باشی می‌تونیم خوش‌بگذرونیم

من نیومدم اینجا که آروم باشم، .یا تفریح ​​کنم، یا توی بازی‌های تو شرکت کنم

من از پس مخارج این هتل بر نمیام، ."پس میریم به "دِیز این

توی روزنامه امروز مقاله‌ای وجود داشت در مورد جلسه مخفیانه

.ژنرال کوزنتسوف با چینی‌ها

سی‌آی‌اِی عاجزانه میخواد که بدونه در .مورد چه چیزی صحبت شده

.و من تنها کسی هستم که می‌تونه بفهمه

پس دست از تظاهر کردن به اینکه حق انتخاب داری بردار. برو برامون یه سوئیت بگیر

.سلام - .به فینیکس ارورا خوش اومدید -

اتاق می‌خوایین؟ - .آره -

.دارم میبینم‌ـشون. حق با توئه .قطعا یه چیزی بین‌ـشون هست

چه خبره الان؟

میشه ارزون‌ترین سوئیت شما رو برای یک شب رزرو کنیم؟

.قطعا

.ما یه سوئیت به قیمت 1700 در دسترس داریم

دلار؟

.آره

.باشه

داره یه سوئیت گرون قیمت می‌گیره

ببخشید، آقا، کارت دیگه‌ای دارین؟

یا نمی‌گیره. کارت‌ـش مشکل داره

.پس قطعا پیش هم می‌خوابن

فقط مطمئن شو که عکس بگیری

.یه ثانیه

سلام، چه خبر؟ - .سلام -

.اوم، من به یه لطف نیاز دارم

البته که نیاز داری. چی می‌خوایی؟

می‌تونم یه اتاق هتل رو روی کارت اعتباری تو بگیرم؟

.مسئله کاری‌ـه. قسم می‌خورم

اوم، من فقط توی شرایط سختی هستم و کارت‌ـم در حال حاضر پر شده

آژانس هنوز در حال تنظیم سپرده مستقیم‌ـه

کجایی؟

نمی‌تونم بهت بگم

.اسم هتل رو توی صورت حسابم می‌تونم ببینم

.فینیکس

روی یه پرونده کار می‌کنم

همون پرونده‌ای که گفتی تموم شده؟ - .شاید -

قسم خوردیی که تموم مشکلات کاری رو پشت سر گذاشتی

دقیق قبل از اینکه دو نفر اومدن به آپارتمان‌ـمون و تو رو از سریع از اونجا بردن،

و حالا به پول نیاز داری؟

میدونم خوب به نظر نمی‌رسه، باشه؟

.اما اگه توی شرایط سختی نمی‌بودم، ازت نمی‌پرسیدم

چقدره؟

.فقط یه چند صدتا اما 100 درصد پول رو به بهت پس میدم

.حتما. باشه. حالا هرچی

تو بهم بدهکاری

.عالی‌ـه. ممنون

باشه. خب، خوبه. می‌خوایی اطلاعات‌ـت رو به این خانم بدی

.بهش نگو چقدر میشه من بهت انعام اضافی میدم

.و ارسال شد

♪“Show Em’ What You Got” by Thea Stone & The Town Hall ♪

.این ممکن‌ـه واقعا ارزش پولی که دادیم رو داشته باشه

.من میرم یه دوش بگیرم - .خیلی خب -

...ام - می‌خوایی باهام بیایی؟ -

.فکر نمی‌کنم اون ایده خوبی باشه

چرا که نه؟

می‌دونی چرا

هی، من چند مرطوب کننده .بدن شیک دارم

می‌تونی اونا رو برام بیاری؟ - .خیر -

پس حدس می‌زنم که خودم .باید بیام و اونا رو ببرم

باشه. نه، من میارم‌ـشون

کدوم کیسه؟

.فیروزه‌ای

فکر می‌کنی به من ملحق نشدن باعث میشه آدم خوبی بشی؟

تو تیپ موردعلاقه من نیستی

باشه. این بزرگترین دروغی‌ـه که .از زمانی که باهات آشنا شدم، گفتی

چرا باید اینقدر در این مورد آمریکایی باشی؟ همیشه .در مورد رابطه جنسی اینقدر سختگیر باشی

.زندگی کوتاه‌ـه

ما هر دو بزرگسال‌ـیم. لازم .نیست نگران سوء استفاده کردن از من باشی

.فقط می‌تونیم خوش بگذرونیم

چرا من اینجام؟

چون نمی‌تونم دست خالی .توی بلاروس حاضر بشم

من به پول نقد نیاز دارم تا هزینه .بازگشت امن خودم رو به مافیا پرداخت کنم

.من 5 میلیون نیاز دارم، شاید هم دو برابر اون

آژانس نمی‌تونه اون رو بهت بده از اونجایی که تو یه جاسوس مهمی هستی

به‌خاطر ارتباط‌ـت با اون ژنرال کوزی‌هر کوفتی که هست؟

.اونقدرها هم ساده نیست

چرا که نه؟ سی‌آی‌اِی به معنای واقعی کلمه چمدون‌هایی پر از پول نقد رو توی افغانستان و عراق تحویل میده

آره. خب، اون ماموریت‌ها .توسط بالاترین مقام‌ها مجاز شدن

اما من اصلا وجود خارجی ندارم، یادت‌ـه؟

ببین، باور کن، من بیش از یک دهه .است که این بازی رو با آژانس انجام میدم

مهم نیست جایزه .اطلاعات چقدر بزرگ باشه

ماموریت اصلی اونا .محافظت از آژانس‌ـه

اونا نمی‌خوان جنایاتی رو .که ما با هم انجام دادیم، افشا کنن

خب، پس باید وانمود کنیم که ...تو یه استخدامی جدید هستی، که

.اجازه دادن به اهدای اون پول نقد رو پیچیده می‌کنه

.دقیقا

پس باید قبل از اینکه بریم کسب و کارم رو .بفروشم. هزینه بازگشت به خونه رو خودم پرداخت کنم

کسب و کار خونه امن رو میگی؟ - .آره -

...قراره اون رو به کی

بفروشی؟

دوست داری بیای من رو خشک کنی؟

نه

.خب، باشه

.پس این بازجویی تموم‌ـه .من گرسنمه

.ما سرویس اتاق رو سفارش نمی‌دیم

.من از قبل سفارش دادم

.می‌تونی اعتراف کنی. داره خوش‌میگذره

.اینطوری نیست که اصلا خوش‌نگذره

کسب و کارت رو به کی می‌فروشی؟

.اوه، همش کار، کار، کار نمیشه امشب فقط لذت ببریم؟

همدیگه رو بهتر بشناسیم؟ بیشتر در مورد خودت برام بگو

چرا؟ تا بتونی بعداً ازش علیه خودم استفاده کنی؟ نه، ممنون

این یه حرکت دو طرفست. اگه به سوالای .من جواب بدی منم سوالای تو رو جواب میدم

.باشه. قبوله. بیا یه بازی انجام بدیم

آره؟ - آره -

.یه حقیقت در مقابل یه حقیقت

به یاد بیار که قبلا چی گفتی. گفتی من هم‌اندازه تو .دروغگوی خوبی هستم، پس اگه دروغ بگی میفهمم

کی اول شروع کنه؟ - .من -

کسب و کارت رو به کی می‌فروشی؟

به رئیس تالکو، ساندُوُل لونا، رئیس کارتل اکینو

جدی میگی؟

.آره. نوبت من‌ـه

چرا وکیل شدی؟

اصلا بهت نمیاد وکیل بودن

.من قانون رو جذاب می‌بینم

بهتره این موضوع رو جدی .بگیری، وگرنه من بازی نمی‌کنم

...باشه. من

...وکیل شدم چون

به مامانم قول دادم که راه پدرم رو دنبال نکنم

تا سر از گورستان ملی آرلینگتون در نیارم

توی اون قول یه راه‌گریز پیدا کردی، ها؟

آره، کار کردن توی سی‌آی‌اِی اصلا امن نبوده

اوهوم

چطور به یه جاسوس توی آژانس تبدیل شدی؟

یه افسر پرونده با اطلاعاتی که می‌تونست بهم آسیب برسونه اومد سراغم

باب‌نه؟

نه، افسر اول

یه آدم مست

یه زن

.آره

.نصفی از مسئول پرونده‌های من مست بودن

سازگاری با زندگی در مینسک .برای غربی‌ها خیلی سخت‌ـه

ولی تو خودت رو خوب نگه‌میداری

اوهوم

گفتی که چندین مسئول پرونده داشتی

اما فقط به اسم باب‌نه اشاره کردی

چه چیزی اون رو اینقدر خاص می‌کنه؟ - .او باب‌نه هست -

اون کسی بود که بهت اعتماد کرد تا شبکه جاسوس‌هات رو به صورت غیر رسمی اداره کنی؟

.نه، نوبت من‌ـه

تا حالا عاشق شدی؟

آره، اون رو بهت نمیگم

.یعنی عاشق شدی - نه -

آره، همون دختره توی شبکه‌های اجتماعی - نه -

از دانشکده حقوق. هم‌اتاقیت - .شاید -

خودت تا حالا عاشق کسی شدی؟ - .آره -

کی؟

.دخترم

نمی‌دونستم که تو یه مامان هستی

.بودم

...اوم

...خیلی متاسفم. من، اوه

چی اتفاقی براش افتاد؟

.آه، چیزی که همیشه در نهایت اتفاق میُفته

مصیبت

پس، فردا، بهم توی .مذاکره برای فروش کمک می‌کنی

و بعد می‌تونیم پرواز کنیم، .و من می‌تونم برم به خونه

آره

چرا منو اوردی اینجا؟

.واقعیت رو بگو

چون تو تنها کسی هستی که تا به .حال تونستم روش حساب باز کنم

.من دارم میرم به تختخواب

می‌خوایی بیایی؟

نه

.باشه

.شب بخیر - .شب بخیر -

♪ “Hopeful” by Curtis Harding ♪

جف برات گل خریده؟

.اُوِن خریده

من الان برات گل می‌فرستم و هیچ" ".کس بیشتر از تو لیاقت اینا رو نداره

چرا؟

.یه لطفی در حقش کردم

(پرداخت‌های جدیدی به کارت اعتباری شما اضافه شده)

گفتی چندصدتا نه سه هزارتا

و فکر نکن که فرستادن گل برای من همه چیز رو بهتر می‌کنه

تنها دلیلی که پلیس الان در اتاقت رو نمی‌کوبه این‌ـه که من

واقعاً نمی‌دونم که مشغول .یه کار مخفی هستی یا نه

چه نوع گلی؟

اُوِن کجاست؟ - داره دوش می‌گیره -

صدات شبیه اون نیست

مثل کی؟

.بیخیال

چه خبره؟

تو هانا هستی؟

اون دختر پولدار توی اینستاگرام اُوِن؟

دیشب به من گفت تو .بودی که رابطه رو تموم کردی

.نه، این‌کار رو نکرده

خودش بهم گفت

به اُوِن بگو که برای شیش .ماه آینده کارآموز بدون حقوق من‌ـه

لباس‌های من رو جایی ندیدی؟

آره، پرتِ‌ـشون کردم

چی؟ چرا؟

من رفتم خرید و برات لباسای جدیدی خریدم

که برای کاری که قراره انجام بدیم مناسب‌ترن

چی...؟

اوه، با کی داشتی حرف میزدی؟

هانا

چی؟ بهش چی گفتی؟

.نتونستم یک کلمه هم حرف بزنم .اون خیلی عصبانی بود

مطمئنی که می‌خواهی اون کار رو انجام بدی؟

اوه

.باید بلاک‌ـش کنی - .کارت رو؟ انجامش دادم -

.همشون رو

...آره، اما - اما... اما چی؟ -

.بیخیال

نمی‌تونم اجازه بدم مثل .همیشه حواس‌ـم رو پرت کنه

باید تمرکز کنم

این درخواست تامین دلیل قرار .نیست خودش رو بنویسه

.خب، احسنت - می‌تونم یکی دیگه داشته باشم؟-

به خاطر اینکه ناراحتی داری پر خوری می‌کنی؟ - نه -

.ممنون

جنبه‌ی دیگه‌ای از زندگیم مونده که بخوایی داغونش کنی؟

اوه، بچه نباش. برای امروز .باید بتونی تمرکز کنی

.این می‌تونه خطرناک باشه

.این رو زیر ژاکت‌ـت بپوش

.نه، نمی‌خوام - .باشه -

به هر حال، اونا معمولاً سرت رو هدف میگیرن

.شوخی می‌کنم - .خدایا -

.هیچ خشونتی نباید وجود داشته باشه

اون‌چیزی رو که می‌فروشم اونقدری .می‌خوان که همه‌چیز رو خراب نکنن

سریع بگو ، توی تلویزیون یکی از اون مردا باب‌‌نه هست. کدوم یکیه؟

چی؟ این یه شوخی‌ـه؟

هیچ کدوم رو نمی‌شناسی، می‌شناسی؟

این یعنی تو هیچوقت باب‌نه رو ملاقات .نکردی. یعنی اون یکی از مس‍ئول پرونده‌هات نبوده

اون اسم مستعار رو از کجا شنیدی؟

باشه. اما یه حقیقت در مقابل یه حقیقت؟

حرفشم نزن. مسحق این جوابم

.زاندر گوی اون اسم رو بهم گفت

چرا؟

مست بود. داشت درمورد قهرمان‌ـش صحبت می‌کرد

توی آژانسی که رازداری پادشاه‌ـه و همه باب‌نه رو میشناسن

.می‌خواست که مثل اون مرد باشه

.اما مثل اون نیست

بیا. داره دیرمون میشه

دو تا گرگ. اما سه تا گرگ؟ نه

لستر کیچنز

شنیدم رفتی برای دشمن .کار کنی ولی باور نکردم

آره، خب، حدس می‌زنم یه .شغل می‌خواستم که آینده داشته باشه

.به علاوه، می‌تونم توی تخت خودم بخوابم

وایولت ابنر رو به خاطر داری؟

اون یه وکیل نظامی توی دلارام بود وقتی که ما اونجا بودیم

.درسته

تو هم الان با دفتر مشاور کلی هستی

آره، حدود یه سال‌ـه

.منم با لستر اومدم اینجا خب، تو اینجا چیکار میکنی؟

.روی ورود مجدد یه جاسوس کار می‌کنم .کمی پیچیده است

پرونده نامه‌خاکستری هندریکس‌ـه؟ - آره، چی می‌تونی در مورد هندریکس بهم بگی؟ -

نه

می‌دونی، اون نقش یه احمق رو بازی .می‌کنه، اما همش نقش بازی کردن‌ـه

.این بچه عامل هرج و مرج‌ـه، نه یه وکیل

و اگه من جای تو بودم، .نمی‌ذاشتم که نزدیک عملیات‌ـم بشه

.بهم دست نزن - نه -

بس کن. چیکار می‌کنی؟ - .باید یه ردیاب روی گوشی‌ـت بذارم -

چرا باید من رو ردیابی کنی؟ - .چون تو تنهایی وارد میشی-

یادم رفت اون رو بهت بگم؟

.اوه... آره

تالکو دیروز سعی کرد من رو بکشه، برای منبعم

کسی که توی بانک کار می‌کنه و خونه‌های توقیف شده رو به من گزارش میده

.تا مجبور نباشه که پول بده - .و به همین دلیل‌ـه که به من نیاز داشتی -

.اما این بازی‌ها رو با تو انجام نمیده

چون من توی حالت آماده باشم

و حاضرم تا اون منبع رو بکشم اگه بهت خیانت کردن

که این کار رو نمی‌کنن، چون در .نهایت هیچ‌چیزی گیرشون نمیاد

نه - .اُوِن -

.نه، تو منبع رو نمی‌کشی

قبول کن وگرنه من میرم

قبوله. من او را نمی‌کشم،

اما تو به اونا میگی که می‌کشم و اونا .حرفت رو باور می‌کنن

.اسمش زوری ونچ‌ـه، توی بانک سان سیتی کار می‌کنه

دو بلوک به سمت شمال، سه .بلوک به سمت غرب میری

.تالکو اونجاست. اون تو رو سوار می‌کنه و معامله رو انجام میدین

.لطفا

.این تنها راهی‌ـه که می‌تونم برم به خونه

دشمنِ دشمنِ من

آره

ببین، من فقط به عنوان یک نماینده برای مذاکره

در مورد شرایط فروش .کسب و کار مکس اینجام

.خوش به حالت. بشن .یه مسیری رو باید بریم

چی، نمی‌تونیم همینجا مذاکره کنیم؟

با من معامله نمیکنی. تو .با رئیس معامله می‌کنی

A_R_Z_110 : ترجمه و تنظیم @ARZ_110_SUB

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.