Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
: مترجم « SubMatrix »
چطوره؟ - ولی درد داره -
خیلی خب، چند جلسه دیگه کار داریم. برای امروز تمومه
هی، سارج، کارش رو انجام بده
خب، نظرت چیه؟
خیلی خفن شده - خودت نظرم رو میدونی، رفیق -
همین توقع ازت میره - ای روانی، این چیه دیگه؟ -
بیخیال. هنوز آماده نیست
"به سلامتی خودم و لعنت به تو"؟
ای خدا، با این طرح میخوای چیکار کنی؟
یعنی چی میخوام چیکار کنم؟
هامتی از دستم عصبی میشه
خیلی خب، میخوای رو خودت پیادهش کنی؟
نه، راست کار خودته
اگه یه زمان خسته شدی، به من زنگ بزن
آره - بهت زنگ میزنم -
منم شمارهت رو دارم - سلامت برسی خونه -
باورم نمیشه، رفیق
کافیه. گوش بدین چی میگم. الان میریم بار "امرالد" و مشروب میخوریم
!ایول - و همگی با هم میریم. حله؟ -
پایهای؟ - آره، میام -
« در مـعـرض خـطـر »
اوف!
یالا برامون مشروب بریز
بریم که امشب رو بترکونیم
سکس یا مستی؟ - !گمشو کنار -
من که جفتش رو ترجیح میدم. اوه، سلام
ویسکی تخمی من کجاست؟
اوه، آروم باشین، خانوما
آره - به سلامتی، بچهها -
به سلامتی لختی بعد مستی
هی، بس کن
خیلی خب!
تو رول هستی، درسته؟
همون تاتو آرتیست که سر زبونهاست
من جوردن ام
جوردن؟
از آشناییت خوشبختم - منم همینطور -
رفیقات هم تاتو میزنن؟
آره، اون اسمش لالیپاپـه
اون تاتوهای سبک فوتورئالیسم و پرتره کار میکنه
اون نَشـه
هماتاقی منه و تاتوهایی به سبک اشکال هندسی کار میکنه
و اون بچه؟
اسمش جاسپره،
تاتوهای سبک سنتیِ "ژاپنی" کار میکنه
اون هم کوراست، تاتوهای سبک آبرنگی کار میکنه
میدونی، منم تو ذهنم بود تاتو بزنم
جدی؟
مثلاً یه پروانه یا یه طرح کوچیک و بامزه
مثلاً یه قلبی چیزی اینجام بزنم
یا یه نُت موسیقی، چون عاشق موسیقی ام
یعنی، میتونم بیام سالن شما و یکم وقت بگذرونم
یه نگاه به بروشورهای شما بندازم
ما تاتوهای آماده و از قبل طراحی شده کار نمیکنیم
تاتوی پوششی و تکراری هم کار نمیکنیم
"خیلی خب، "پیکاسو - بذار یه توصیهای بکنم -
برای تاتو زدن فقط و فقط 4 دلیل وجود داره
یک، برای اینکه یاد کسی یا چیزی رو زنده نگه داری
دو، چون جالب و خندهداره
سه، یه چیزی رو در موردت میگه که
به هیچ نحو دیگهای نمیتونستی بیانش کنی
و چهار، چون حسابی از طرحش خوشت میاد
فهمیدی؟
نه به این دلیل که بامزهست یا جذابه یا صرفاً یه پروانه میخوای
متوجهی؟ تاتو یه هنره. خیلی مهمه
کون لقت، خیلی عوضیای
میدونستی؟ - همه میگن -
به سلامتی!
هی، رول،
تو دوست دختر داری؟
صبح بخیر
دیشب عالی بودی
خیلی جذابی
اوف، این هنوز دور دستته
میدونی که یعنی چی
بیا ببینم، شیطون بلا
نه
آخ - آخ -
سلام!
پیداش کردم. وای، یا خدا!
ببخشید. وسط کار مزاحمتون شدم؟ - !ای خدا -
فکر کردم دوست دختر نداری، ای عوضی!
ندارم. اون فقط یه دوسته
چی میخوای، شاو؟ امروز یکشنبهست، یادته؟ -
تو ماشین قهوه دارم ولی حق با تو بود
اون خیلی عوضیه - من نمیام -
چرا، میای. رُم دیشب برگشت خونه
نه، نیومده. اگه میومد، بهم پیام میداد
خب، نمیدونم چی بهت بگم
جدی شما دو تا قراره همونجا وایسین و حرف بزنین
در حالی که اون کون لخته؟ - مشکل خاصی نیست -
اون با داداش دوقلوی من دوست بود
چیزی نیست که قبلاً ندیده باشی، مگه نه؟
نه دقیقاً ولی اون پیرسینگ خیلی بهش میاد
خیلی خب، میدونی چیه؟ برو بیرون، یالا
برو. من الان میام - بهت 5 دقیقه وقت میدم -
فقط 5 دقیقه. البته از آشناییت خوشحال شدم
منم همینطور. میبینمت - خونوادهت منتظره -
هی، من باید برم...
پس اگه میخوای شمارهت رو بذار...
ببخشید؟
الان جدی میگی؟
باید بری؟
آره - خیلی خب، باشه، نمیدونم -
یه تشکر یا تعریف خشک و خالی برای دیشب از دهنت در نمیاد؟
یا نهاری چیزی بگیریم، محبتت رو میرسونه
ببخشید، باشه؟ - یا مثلاً یه فنجون قهوه -
یکشنبهها واقعاً روز من نیست
اسمت چی بود؟
کیرمو بخور
هی، آشغال!
بهتره راه بیفتیم
برگرد اینجا ببینم، عوضی!
گور بابات، مرتیکه حرومزاده!
خلاصه من که الکی گفتم آبم اومد
عوضی!
چه جذاب - آره، اینم از یه مشتری راضی دیگه -
رفیق، خیلی سرده
بخاری نداری؟ - روشنه -
ولی انگار هیچ گرمایی نمیده - خب، روشنه -
اصلاً چرا این ارابه زیر پاته؟ - به تو چه؟ -
چون مامان لندن کلی پول داره
و هر چی بخوای برات میخره
آره، صد بار بهت گفتم
من به پولش نیازی ندارم و اتفاقاً از ماشینم خوشم میاد
خیلی خب، من یکم چرت بزنم
باشه؟ شب سختی داشتم
امروز هم روز طولانیای در پیش داریم
خیلی خب، بیدار شو، رومئو. وقتشه بریم
و یه لطفی کن و برای یه بارم که شده درست رفتار کن
مسیر خیلی طولانی بود
سلام، عزیزم - !کاسپر -
وای!
نگاش کن
چه خبر؟ قضیه چیه؟
کلاسهام فشردهست، الان دو جا کار میکنم
اگه سواری دادن به اون رو هم حساب کنی، میشه سه تا کار
میدونم. من میرم کمک کنم. باشه؟ - حله -
چه خبر، خوشگل پسر؟ - سلام، عزیز دل -
بیا ببینم - ...ولم کن -
بیخیال. دستم درد گرفت، رول - چی؟ -
دستم درد گرفت
کون لقت
چه ژاکت قشنگی
مرسی. یک لحظه
الان دارم 6 نفر رو میبینم. خدا بگم چیکارت کنه
فکر کردم مشروب رو گذاشتی کنار، پسر
چی شد؟ خیال میکردم با کریسی رفتی "کالیفرنیا"
آره، آره، ما...
قبلش خواستم بیام خونه و بعضی مسائل رو حل کنم
نمیشه یه بار بیای خونه و قیافهت شبیه تراکنش ناموفق نباشه؟
سلام، بابا - یکم احترام به خونواده جای دوری نمیره -
هی! اون سر و وضعش خوبه. بیخیال
آره، آره، وقت شامه
بچهها، وقت غذاست - میشه بس کنی؟ -
میشه تمومش کنی؟ - سلام -
همگی بشینین دور میز
غذا تقریباً آمادهست. یکم دیگه میاریم
خیلی خب، بیاین دعا کنیم
...پروردگار، ما - من میگم، عزیزم -
پروردگارا،
ما و این هدایایی را که از لطف و بخشش تو دریافت میکنیم،
متبرک کن
مسیح پروردگار ماست
مسیح
مسیح پروردگار ماست
آمین - آمین -
مرسی، مامان
نوش جان
رِمی خیلی دوست خوبی بود، مگه نه، شاو؟
بله، مامان جان
خیلی بامزه بود
کلی جوک تعریف میکرد
و هر جایی که بود، به همه احساس راحتی میداد
از اون حادثه چقدر میگذره؟
سه سال، اِم
سه سال
آره
اون شاگرد اول کلاسش بود، میدونین
ای خدا، مامان
چیزی نیست - ای خدا -
ببخشید
شرمنده ام
کی قراره این قضیه تموم شه؟
یعنی، یه خونواده تا کی باید عزادار باشه؟
بچهها، من معذرت میخوام - نه، نه -
مامان اینقدر نشئهست که از صندلیش افتاد
نمیخوایم در موردش صحبت کنیم؟
قراره تظاهر کنیم که اتفاقی نیفتاد؟
دست از سرش بردار - فقط برام سواله، بابا. باید چیکار کنیم؟ -
با این مسئله چیکار قراره کنیم؟
!رول، بس کن - نه، چیکار میخوایم بکنیم؟ اون کمک نیاز داره -
بذار تو حال خودش باشه - قراره هیچ اهمیتی ندیم؟ -
مامان، میخوای مشروب بخوری؟ باشه، پس، بیا بخوریم
بس کن، رول!
چه غلطی میکنی؟ - بیا بخوریم -
بشین سر جات - نه، من فقط سعی دارم -
یکم با مامان خودم شراب بخورم
هر دفعه همین داستانه!
برو بیرون!
!همهش با تو مشکل داریم - !هی، بسه -
کافیه - از خونه برو بیرون و دیگه برنگرد -
یالا، سوار شو. نیازی نیست حرف بزنیم
میخوای 150 کیلومتر تو برف رو تنهایی بری؟ شوخیت گرفته؟
نیازی نیست بهم بگی - نمیخواستم حرفی بزنم -
پدر و مادرم همیشه اون رو ترجیح دادن
اونا دوست دارن، فقط...
درد و غم بزرگی بهشون وارد شده
و باید قبول کنی که دوست داشتن تو یکم سخته
جدی؟ - آره، خب، از همه فراریای -
دلت نمیخواد کسی نزدیکت شه
جدی این برداشت رو ازم داری؟ - آره -
خب، هر دفعه کسی سعی میکنه نزدیکت شه، راه کج میکنی
مرسی - خواهش میکنم -
آره، مرسی از انتقادت. یادم میمونه
خوبه
وای پسر، باز خاطرات زنده شد
میخوای بزنم کنار؟
آره
هزاران بار تو این مسیر رانندگی کردم...
اون روز سیاه مست بودم و...
ازش خواستم بیاد دنبالم
اینقدر خودت رو سرزنش نکن
یه حادثه بود
هی، مرسی که من رو بردی و آوردی
خواهش میکنم
با کمال میل - نه، جدی گفتم -
مجبور نبودی و... مرسی که وسط راه سوارم کردی
ولی دیگه نیاز نیست بیای
واقعاً؟
نه، من دیگه بُریدم
دیگه از توانم خارجه
باشه
خب، تا بعد؟
اگه همین الان بهم یکم تیر ندی،
میزنم لت و پارت میکنم
سلام، چطور پیش رفت؟
مزخرف. خسته ام - اوه -
ای خدا، رسیدم اونجا و دیدم یه دختره لخت تو اتاق خوابشه
واقعاً؟ - بعد رفتیم خونه مامانش -
و اونجا هم قشقرق به پا کرد
رول؟ وای، خیلی ازش بعیده
رفیق، نمیدونم چرا تحملش میکنی
نکنه ازش خوشت میاد؟
این دیگه چه سوالیه، ایدن؟
وای خدا، وایسا ببینم. انگار خوشت میاد
نه، خوشم نمیاد - وای خدا، قیافهش رو نگاه -
معلومه ازش خوشت میاد - نه، اینطور نیست -
چرا، خوشت میاد. یا خدا، از کِی؟
فقط من این موضوع رو میدونم؟ گِیب هم خبر داره؟
کسی نمیدونه!
کسی نمیدونه، باشه؟
خب، من هنوز اولین روزی که دیدمش رو یادمه
تو خونه مامانش داشتم با رِمی از پلهها میرفتم بالا
یه لحظه دیدمش و شبیه اون عروسکهایی شدم که
یه دکمه رو فشار میدی و پاهاش باز میشه
رفیق، انگار بدجور تو کفشی
وای خدا، دختر کوچولو
پس گِیب چی میشه؟
فعلاً یه مدت از هم فاصله گرفتیم
واقعا؟ از کِی؟
نمیدونم. سه هفته یا یه ماهی شده
سه هفته؟
یا خدا، با این دوری کنار اومده؟
نه زیاد. میدونی، اون...
یعنی، خیلی پسر خوبیه و به همه جزئیات توجه میکنه ولی...
به من فشار میاره، میدونی؟ نتونستم تن به خواستهش بدم
نتونستم انجامش بدم - پس سکس نداشتین؟ -
خب، میدونی به نظرم باید چیکار کنی؟
به نظرم هر کاری خودت دلت میخواد انجام بده
به ساز مامانت یا آرچر یا گِیب نرقص
هر کاری خوشحالت میکنه انجام بده - این حرف رو تویی میزنی که -
تا حالا ندیدم بیشتر از 5 دقیقه با کسی باشی
آره، چون همینقدر طول میکشه تا از کسی متنفر بشم
ای خدا، من هیچکس خوشم نمیاد
ولی همینکه ببینم از یکی خوشم میاد،
بدون که سریع دست به کار میشم
میدونم
اوه، پس که اینطور...
چیه؟ - خیلی خب، بیا سبکسنگینش کنیم -
گِیب باهوش و پولداره
مامانت احتمالاً دوسش داره
اوه، عاشقشه، گفتن نداره - بفرما. عالی شد -
ولی رول...
رول چی؟ - ...رول -
اون تندخوـه
ولی به یه شکل جذاب، میگیری چی میگم؟
اون جذاب و دست نیافتنیه ولی به یه شکل خوب و خوشایند
پیرسینگ هم داره - پیرسینگ؟ -
هوم - کجاش؟ -
یا خدا، ای سلیطه
نمیخوام چیزی رو لو بدم ولی عجب!
خیلی خب
آره، درک میکنم. به نظرم تو میتونی تغییرش بدی
اون اصلاً از حس من خبر نداره
یعنی، محض رضای خدا، هنوز من رو "کاسپر" صدا میزنه!
"کاسپر"، همون روح مهربونی که هیچکس رو نمیترسونه
تازه، کلی دختر دور و برش داره
خراب خانوم، تو فوقالعادهای
سر به سرم میذاری، کاسپر؟
هی، بهتر از این نمیشه!
کاسپر، مطمئنم با لباس زیر خیلی جذاب میشی
میدونی، مثلاً یه حرکت سکسی بزنی و بگی: "هی، داری درست میبینی
الان دیگه دافی شدم برای خودم" میتونی تصور کنی؟
حق نداری چیزی بهش بگی
من هیچ حرفی نمیزنم
باشه؟ تو چشام نگام کن - مامان -
نگاه کن ببینم - میتونی بیای دنبالم؟ -
کاملاً جدی ام. یه کلمه هم حرف نمیزنی
چقدر تو مرموزی
چه خبر، دخترباز؟ - اوضاع رو به راهه؟ -
چه خبر، پسرک دخترکش؟
آره، ببین کی این حرف رو میزنه
دیگه بهترم برم خونه - خفه شو -
تو همه دخترها رو جذب میکنی - مشروب گرفتم -
اوه، جاسپر - جاسپر -
منم اومدم - آفرین، گل پسر -
درود به جاسپر - وایسا، وایسا -
هی، این یکی مهمون ما
اوه!
کاسپر؟ اینجا کار پیدا کردی؟
معمولاً یکشنبهها تعطیلم ولی الان برنامهم خالیه
شماها چیکار میکنین؟ دنبال دخترین؟
اسمت چیه؟ - بهت میگن -
جت، ایشون شاو هستن. شاو و رول با هم بزرگ شدن
به سلامتی جفتتون
برام مهم نیست بقیه چی دربارهت میگن، رفیق
تو آدم خوبی هستی - شاو، یه پیک با ما بزن -
یه پیک بردار، یالا!
کون لق رول!
مهم نیست، شاو، این مشروب به حساب منه
میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
با انعام جبرانش کنین، باشه؟ الان برمیگردم
چه مرگت شده، رفیق؟ - اون کاسپره؟ -
همونی که مدام غر میزنی باهاش میری دور دور؟
داداش، اگه من هر آخر هفته با اون تو یه ماشین بودم...
میخواین یه تصویر از چیزی که تو ذهنمه بکشم؟ - ...تو جاده فرعی -
اونوقت چیکار میکردی؟ - با راننده عشق و حال میکردم -
میشه بس کنین؟
از طرف همهمون سوال میکنم
چرا اصلاً بهش میگی "کاسپر"؟
نمیدونم، یه بار رِمی اون رو آورد خونهمون. داشتن با هم درس میخوندن
اولین باری که دیدمش، داشت از پلهها میومد پایین - من راست کردم -
اون موقع یه دختر لاغر مردنی بود
و من برگشتم گفتم: "داداش، یه چیزی بده بخوره،
این دختره رنگش پریده مثل روحه"
کاسپر، روح مهربون - چقدر قشنگ -
اگه دوسش داری، من پیش قدم میشم - درت رو بذار -
هی، هی، کاسپر، وایسا
اینجا جای خوبی برات نیست - جدی؟ -
آره - از کجا میدونی چطور جایی برام خوبه؟ -
چون تو بچهی خوبی هستی. باید تو مدرسه باشی - بچه؟ -
باید درس بخونی. این عوضیها از سر و کولت بالا میرن
مگه چی میشه؟ چه اهمیتی برات داره؟
شما پولدارین، نیازی به این کارها نداری
خب، مامانم پولداره. من ازشون انعام میگیرم
میشه دست از سرم برداری؟
ببین، اگه نمیخوای یه نگهبان گولاخ
با تیپا از اینجا پرتت کنه بیرون، برو کنار
تو عصبانیت جذابتر میشه، پسر
الانه که تگری بزنم
سلام!
سلام، برات یه اطلاعاتی دارم
خیلی خبر خوبیه - خب، چی شده؟ -
خب، درباره اون دوست مشترکمونه. جذاب نیست؟
ببخشید، رول،
من رو به این دوست زیبات معرفی نمیکنی؟
ایدن، ایشون دوست آشغالمه
دوست آشغالم، ایشون ایدنـه
سلام، ایدن، من جت هستم - سلام -
از آشناییت خوشبختم
تو یه
چه دختر جالبی - !صبر کن -
!کاسپر - دهنت رو ببند -
کاسپر - وقت آهنگه -
ببینم چیکار میکنی، جت - دیگه رفت پشت میکروفون -
بترکون، رفیق
نگاش کن - گِیب، چی میخوای؟ -
مامانت گفت اینجا میتونم پیدات کنم
میدونم
دلم برات تنگ شده بود خوشحال شدم دیدمت
ببین، من سر کارم. الان وقت این کارها رو ندارم
گفتی یکم بهم زمان میدی
خیلی خب، درک میکنم
فقط اومدم یه سر بزنم و ببینم الان زمان خوبی هست حرف بزنیم یا نه
فعلاً نه
ببین، من نمیدونم چه اشتباهی کردم
و همین موضوع داره دیوونهم میکنه، خب؟
آره - من خانومهای سن بالا دوست دارم، بچهها -
ببین، الان مغزم نمیکشه. کلی درگیری دارم
خیلی خب، باشه
هی، شاو
به من اشاره کردی؟ - نه -
دیدم دست تکون دادی - جدی؟ -
ایشون، "جرج کلونی" مناطق محروم، کی باشن؟
آره، الان یکم مشغولیم، رفیق
نظرت چیه بری رد کارت؟ - مشغول به نظر نمیای -
برو بشین. یالا - هنوز اینجایی؟ -
آره، مشکل همینه، پسر، من همیشه اینجام
هر جا برم، برمیگردم همینجا
دوباره بهت نمیگم، رفیق - رفیق؟ -
آره - لعنتی، این کار درستی نیست -
ببین، اگه مدام از یه کلمه استفاده کنی...
خب؟ - احمق به نظر میای -
بیخیال - تو که نمیخوای احمق به نظر بیای، مگه نه؟ -
یه بار از کلمه "دوست" استفاده کن - تو دوست من نیستی -
مثلاً "داداش" چطوره؟ - نه، کون لقت، داداش -
آره، خوشت اومد؟ "حرومزاده عوضی" چطوره؟
تو دیگه کدوم خری هستی؟ - آره، خوشم اومد -
گیِب، ایشون رولـه، رول، ایشون هم گِیب دَوِنپورت
تو رولـی؟
میدونستم ازت خوشم نمیاد
شاو، مگه نگفتی با این کسخل بهم زدی؟
شاو، تو بهش گفتی ما بهم زدیم؟ - آره، گفت -
همه میدونن، پسر جون - همه؟ -
اون نمیخواد با تو باشه - جدی؟ -
ولی خبر خوب اینه که میتونی بری بیرون بار خودت رو خالی کنی
جدی؟ - خیلی خب، همگی آروم باشین -
بذار یه نوشیدنی برات بگیرم، میدونی؟
بزنش کف و خون بالا بیاره!
ولم کن!
خوشت اومد؟
به من دست نزن - لعنت بهت، داداش -
!عوضیها - !دیگه به من دست نزن -
آره، گمشین - بیخایهها -
وای خدا، چقدر اون جذابه
شما دو تا باهم تو رابطهاین؟
نه - با هم لاس میزنین؟ -
نه - خب، میشه شمارهش رو داشته باشم؟ -
دلم میخواد با من کارهای بد بد بکنه
یه لحظه بهم وقت میدی؟ دارم پولها رو جمع میکنم
ببخشید. فقط نمیخوام پسر به این جذابی دست آدم اشتباهی بیفته
با شناختی که ازش دارم، خوب کسایی گیرش میان
مطمئنم شاو به رول میگه
دفعه بعد که دیدیش میخوای بهش بدی
ولی از همه مهمتر،
هفته بعد برای تولدت قراره چیکار کنیم؟
یه بچه پولدار پرمدعای دیگه که سر یه دختر از کوره در رفت
آره، اولین بار که نیست
یالا، بچهها!
بیاین بریم تو کارش
ای لعنت!
هی، جاسپر!
جاسپر!
چه غلطی میکنی؟
خوشت اومد؟
آره، اون کار دو نفره
باشه؟ تو سالن تجهیزات ایمنی دارم
دفعه بعد برو اون بالا
باشه ولی میخوام تمومش کنم - باشه، بعداً تمومش میکنیم -
هی، داداش،
رول، رفتی تو فکر، حالت خوبه؟
آره - بیا از اینجا بزنیم به چاک، رفیق -
دیر وقته، داداش. ترکوندیم ولی باید بریم
سلام، عزیزم. گِیب به من زنگ زد
بهتره رابطهتون رو درست کنی، میدونی؟
قرار نیست باز جوون بشی
اون عاشقته، دختر گلم
واقعاً دوست داره و پسر خوبیه
و بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟
اگه مشکلی هم پیش بیاد، تا آخر عمرت تأمینی
اونش برام مهم نیست
خب، باید مهم باشه. عقلت رو به کار بگیر، عزیزم
من هم فقیر بودم و هم ثروتمند
آره، میدونم. زندگی پولداری بهتره
درسته. میدونم نمیخوای شبیه من باشی
ازم متنفری که از این راه به پول رسیدم ولی باید یه چیزی رو بهت بگم
فقط میخوام بگم زندگیت رو به بازی نگیر
یه فرد پولدار پیدا کن
وقتی هم پیدا کردی، مثل درخت کریسمس سر و تهش کن
و اینقدر تکونش بده تا لختش کنی
راستی، با بابای زن بازت صحبت کردی؟
الان نمیتونم حرف بزنم. بعداً بهت زنگ میزنم
به گِیب زنگ بزن
وای، تولدت مبارک!
ایول!
تولدم که فرداست
به تخمم
آره! وای خدا!
ما قراره بریم کلاب "لو دو"، عزیزم - منظورت از "ما" کیه؟ -
خودمون دخترونه. خیلی خوش میگذره
جدی میگم، سرویس مشروب، نور و دیجی رزرو کردم
زیاد مطمئن نیستم - یعنی چی؟ -
من زیاد اهل بار نیستم
تازه، امتحانهای میان ترمم شروع شده - میان ترم؟ -
باید برای میان ترم درس بخونم
شوخیت گرفته؟
شاو لندن، الانه که بگیرم کتکت بزنم
میدونی برای این برنامه چند شیفت کار کردم؟
رفیق، یه طور رفتار میکنی انگار داره 50 سالت میشه
حتی مامان 50 ساله من
خفنتر از تو جشن میگیره و شادی میکنه
بهتره بری آماده شی
نمیدونم، جدی میگم...
نه، از این حرفها نداریم
آره!
پُر کن، پُر کن - آره، بریز -
میدونی چیه؟ یه حسی بهم میگه امشب شب خودته
از کجا میدونی؟
ببین چقدر جیگر شدی. امشب دیگه سکس میکنی
نمیدونم
هی! یکی برام شامپاین بیاره، یالا!
فکر کنم تولد یه دختریه!
تولد منه!
صبر کن. یکی داره بهم زنگ میزنه. فکر کنم با تو کار دارن
الو؟
سواریت رسیده؟ ای بابا!
برو جلو! یالا!
الان برمیگردم
یالا
خوبی؟
یا خدا
کاسپر، سلام، چه خبره؟ - سلام -
خوشحال شدم دیدمت. اینجا چیکار میکنی؟ از این جور جاها که بدت میومد
تولدمه
ای داد، نگاش کن
تولدت مبارک، کاسپر - مرسی -
ببین، ببخشید که تو "امرالد" اون رفتار ازم سر زد
من حق ندارم رابطهت رو خراب کنم
نمیتونم تشخیص بدم الان جدیای یا نه ولی اگه هستی، مرسی
نه، جدی ام. اون پسر خوبیه. ازش خوشم اومد
یعنی، حس خوبی از گِیب گرفتم
خیلی چرت و پرت میگی - خیلی خب -
ببین، من... من دیگه باید برم
میخوای تا خونه همراهت بیام؟
نه، من باید بمونم. ایدن و بقیه بچهها اینجان
خیلی خب، خوشحال شدم دیدمت. تولدت مبارک
ببخشید. حواسم نبود
صبر کن! باشه میام
یه لحظه بمون وسایلم رو بردارم، باشه؟
حله
اوه
من فقط...
یادته یکم پیش چه حسی داشتی؟ - چی؟ -
همون حس که امشب قراره برم خونه
خب، باید بگم اون الان میخواد من رو ببره خونه
کی؟ - کی؟ -
رول؟ یا خدا!
میدونم ولی غیر مستقیم گفت، درسته؟
جدی؟ - آره، آره -
نمیخواد فقط من رو برسونه خونه، مگه نه؟ - نه، نه، نه -
اون میخواد ببرتت خونه و کاری باهات بکنه که زبونم از گفتنش قاصره
ولی آمادهای؟
آره، فکر کنم
برام دعا کن. دوست دارم
دعاهای قشنگی برات میکنم. درست تصمیم بگیر
دوست دارم
میدونی، انگار امشب فقط من شانس نیاوردم
گمشو
میدونی، دونههای برف 6 تا وجه درن
واقعاً؟ - "به هر کدوم میگن "بازو -
عجیبه
آره
مولکولهای آب "وی" شکل هستن
برای همین وقتی یخ میزنن، به شش ضلعی تبدیل میشن
وای، تو خیلی باهوشی
چیکار میکنی؟
چرا اینطوری میخندی؟
من که کاری نمیکنم
خب، هر کاری که داری میکنی رو
تمومش کن چون خیلی عجیبه
خوش میگذره؟
خیلی حال میده، امتحان کن
نه، نه، - چرا، امتحان کن -
امتحان کن، امتحان کن - نه، نمیخوام، شاو -
بس کن. امشب چت شده؟
ای خدا - خودت میفهمی -
چیه؟ به چی زل زدی؟
من و رِمی وقتی بچه بودیم این کار رو میکردیم
چه کار؟
خیلی حال داد - مرسی -
چیکار میکنی؟ نکن، دخترهی لوس
نه - باید برم -
...بچه جون - نگام کن -
آمادهای؟ - نه، بس کن -
خیلی خفن انجامش میدم
کاسپر! نکن، نکن!
کاسپر، وای خدا!
حالت خوبه؟
من خوبم، تو خوبی؟
آره، ای بیعقل
یالا، بیا بریم، دخترهی لوس
خیلی خب، باید کلیدم رو پیدا کنم، بعدش میبرمت خونه
میدونی، تا حالا اینجا نیومدم
جدی؟
همیشه از در پشتی میام
خوبه
پس، اینجا معجزه میشه، آره؟
آره
اینا چین؟
تاتو - تاتو؟ -
مال خودته؟
اوهوم
شاید بهتره منم یه تاتو بزنم
تو فکرم بود یکی... اینجا بزنم
یا مثلاً این قسمت، میدونی؟
باید خوب فکر کنی - چقدر ضد حالی -
شاو
چیکار میکنی؟
خودت چیکار میکنی؟
جدی، چیکار داری میکنی؟ - خودت چیکار میکنی؟ -
بس کن - چی رو؟ -
خیلی خب، بس کن! کافیه!
مهمونی تمومه، باشه؟ مهمونی تموم شد
من میبرمت خونه
میو
میخوای گربه بشم؟
میتونم گربه بشم
شاو
برای تولد هم که بهم کادو ندادی
برات یه کادو میگیرم
هیس
گوش بده به حرفم، رول
از وقتی که دیدمت، عاشقت شدم
و تا الان عشقت از دلم نیفتاده. دیگه وانمود نمیکنم
شاو، این کار اشتباهه - تو و من -
میخوام اولین سکسم رو با تو تجربه کنم
ولی گوش بده چی میگم
اگه بگی چیزی بینمون نیست،
اگه بگی حس من رو نداری...
تمومش میکنم
کاسپر؟
نَش
بین تمام کسایی که حدس میزدم
از اون اتاق بیاد بیرون،
تو بین 100 تای اول هم نبودی
ولی خیلی خوشگل شدی - مرسی -
سلام، کاسپر
سلام
گشنته؟
وای خدا، نه، خیلی خمارم
دلم میخواد زمین دهن باز کنه برم توش
مرسی
ببینین، میدونم این وضع عجیبه
نه، نه، نه، عجیب پنکیک و سوشیه
این عالیه، حرف نداره
میدونم
من که انتظارش رو داشتم
کاملاً با عقلم جور درمیاد
چی شد؟ - میگی چی شد؟ -
به نظرت چی شد؟ خب، اون شورت و سوتین تنشه، رفیق
نمیدونم ولی من باید برم تا کس دیگهای منو ندیده
مخصوصاً اون
حالت خوبه؟ - فراتر از خوبه -
دیشب کلاً زیر کیر بود
خفه شو، نش
موقع رفتن لباست رو فراموش نکنی
خیلی خنده دار بود
عجب
دیشب چطور بود؟ - نمیخوام در موردش حرف بزنم -
دیدیم کاسپر رفت
چطور بود؟ - گفتم نمیخوام دربارهش حرف بزنم -
حالت چطوره؟
مزخرف - عالیه -
یکم از این بخور. ردیفت میکنه
اوهوم
خب؟
اتفاق افتاد
ایول، عالیه!
چطور بود؟
عجیب بود
تا محل کارش قدم زدیم
سکس کردیم
فقط همین رو بهم میگی؟ دو جمله؟
بهتره از اول شروع کنی و
کل ماجرا رو با جزئیات برام آروم تعریف کنی
چیزی رو از هم قلم ننداز
خب...
اول به نظر میرسید نمیخواد کاری کنه
یعنی چی نمیخواست کاری کنه؟
نمیدونم. من که بدجور داشتم آمار میدادم
اساساً نشستم رو پاش و مجبورش کردم
مجبورش که نکردم ولی میدونی...
ها؟ - ...و من -
مثل یه گربه میو میو کردم
مثل گربه میو میو کردی؟ - آره -
یعنی چی میو میو کردی؟ - ...یعنی عملاً -
یه جورایی از این صداها درآوردم
عجب، باشه - آره -
قوی بود
ولی بعد اون شُل کرد
و همه چی عالی بود
پس، سکس خوب بود؟ - آره -
خیلی خب، عالیه. تو هم...
آره، فکر کنم - فکر کنی؟ -
خیلی خب، پس اگه اینطور میگی یعنی نشدی
خیالت راحت کم کم بهتر میشه
اون چطور؟ خوب بود؟
فوقالعاده بود
خیلی قشنگ و آروم کارش رو کرد
اون بینقص بود
تمام چیزی بود که میخواستم
وایسا ببینم، یعنی موهات رو نکشید یا
رو کونت نزد یا گلوت رو فشار نداد؟
نه - یعنی فقط آروم و رمانتیک پیش رفت؟ -
عالیه، خوبه
آره، میتونی به اون کارها هم بکشونی
عشق بازی هم کردین؟
شاید - حالا شد یه حرفی -
نه، واقعاً...
عالی بود ولی بعدش...
رو تختش از خواب بیدار شدم
و واقعیت خورد تو صورتم
وقتش بود که برم
ساعت 12 بود و همه چی تموم شده بود
و متوجه شدم منم فقط یکی دیگه از کسایی بودم که باهاش سکس کرده
نمیدونم
شاید فقط استرس دارم - نه، نه، نه -
چیزی نیست، به من اعتماد کن
یعنی، اون سلیقه منه
همیشه بوده، دقیقاً فقط همون رو میخوام
واقعاً فکر میکنی که اون از من خوشش میاد و من عشقش میشم؟
ما فقط با هم خوابیدیم و تموم شد و رفت
قرار نیست رابطهای بینمون باشه، این رو خوب میدونم
دوستیمون حالت عجیب و معذبی پیدا میکنه
و دوباره مثل قبل "کاسپر" میشم،
یکی دیگه از دخترهایی که کرده
خیلی خب
شخصاً،
من فکر میکنم اون ازت خوشش میاد
باشه؟ ولی همونطور که گفتی، شما فقط با هم خوابیدین
اینطور نیست که قول و قراری گذاشته باشین
میدونم ولی مشکل همینه
اون با هزاران تا دختر خوابیده حالا چرا باید برگرده پیش من؟
نه، نه، نباید این طوری فکر کنی
تو که بهش نگفتی دوست دارم و از این حرفها
چیه؟
وای خدا
وای خدا، نگو که گفتی - لعنت به من -
یه همچین حرفی از دهنم پرید
از دهنت پرید؟ پیشش چه زری زدی؟
یه چیزی تو این مایهها که: "من دوست دارم و
و همیشه دوست داشتم و همیشه دوست خواهم داشت"
بس کن، نمیخواد ادامه بدی
خیلی خب، این چه غلطی بود کردی؟ چی پیش خودت خیال میکردی؟
میدونم. اشتباه کردم. افتضاحه، مگه نه؟
همینکه کوچیکترین ابراز احساسی به پسرها بکنی،
ازت فراری میشن
میدونم - باید کاری کنی که دنبالت بدو ان -
اوهوم - خیلی خب، ببین -
حداقلش اینه که با پسری که دوست داشتی خوابیدی
عالیه
و تو هم حرف نداری
بینظیری و موهات هم خیلی قشنگه
این آب کیره؟
فکر نکنم دلت بخواد بهت بگم
میتونم به تو هم بدم
چی چی رو بدی؟
نه، نه، وای خدا، برو اونور - موهای تو هم بچسبه -
برو دوش بگیر، یالا!
سرم گیج میره - برو فقط -
داداشم اگه میدید، خیلی خوشش میومد
مرسی که انجامش دادی
باعث افتخاره
میدونی که برایان رو میشناختم، آره؟
چند سال ازم بزرگتر بود
جفتمون تو "پیرس" درس خوندیم
وای، آره، فراموش کرده بودم
پسر خوبی بود و دیوونهی ورزش
میگن مینی که روش پا گذاشت،
قدرت نابود کردن یه بلوک از شهر رو داشت
یا خدا
دیوونهواره
کسی که کل زندگیت کنارت بود،
یهو از پیشت میره
تحملش آسونتر میشه؟
نه
وقتی رِمی مُرد، نیمی از منم باهاش مُرد
و میدونستم دیگه هیچوقت دلم شاد نمیشه
هی
حالت چطوره، رول؟ عجیب به نظر میای
آره، این دختره از ذهنم نمیره بیرون
همون دختره تو بار "امرالد"؟
آره ولی نمیتونم سمتش برم
ولی نمیتونی از ذهنت بیرونش کنی؟
نه
باید بری سراغش
باید هر کاری که خوشحالت میکنه انجام بدی
ببین کی اومده - اون اینجاست؟ -
آره، بیا داخل
تو خونه برای خودت راحت باش. من الان میرم صداش میکنم
بله؟
مهمون داری
کی؟ - !یعنی چی کی؟ رول اومده -
!جنده خانوم، رول اومده - یا خدا، چی بهش گفتی؟ -
ای خدا، من هیچی بهش نگفتم
باید یه چیزی بهش بگی - خب، همین الان اونجا وایساده -
یعنی چی اونجا وایساده؟ - تو خونه منتظرته -
میخوای چی بهش بگم؟
هر چیزی که به ذهنت میاد
یه جمله کوفتی بهم بگو - ...بگو که من -
من نمیخوام تو رابطه شما دخالت کنم
تو بهترین دوست منی و من خیلی دوست دارم
و الان خودت میری برام حلش میکنی چون من دوست دارم
یه لحظه وقت میخواد
لعنتی!
سلام - سلام -
من میرم یه جا برای خودم کتاب بخونم
ایده خوبیه
بشین
فقط میخواستم برای اون شب معذرت خواهی کنم
اشتباه بود - خیلی خب -
باید زنگ میزدم ولی نزدم
اشکال نداره، درک میکنم
ما که هیچ قول و قراری نذاشتیم
آره، ببین، من فقط نمیخوام از دستم عصبانی باشی
و نمیخوام سر یه چیز مسخره از دستت بدم
فقط میخوام با هم خوب باشیم
و تو برام مهمی
جدی؟ - آره -
اخیراً خیلی بهت فکر میکردم
خب، میخوای چیکار کنی؟
نمیدونم
میخوای باز با من بخوابی؟
نه، نه، منظورم اینه که...
چرا، حتماً...
ببین، تو دختر فوقالعادهای هستی
و من از صمیم قلبم بهت اهمیت میدم
ولی نمیتونم
خودم رو درگیر رابطه عاطفی کنم
حال و اوضاع من داغونه
ببین...
ببین، رابطه بین ما هیچوقت جواب نمیده
میشه یه چیزی ازت بپرسم
اگه من رو با یه پسر دیگه ببینی، باهاش کنار میای؟
نه
خودت چی؟ خودت دلت میخواد با بقیه دخترها باشی؟
نه
ولی میخوای من پیشت باشم؟ - آره -
پس، میخوای ما با هم باشیم ولی نمیخوای اسم رابطه رو روش نذاری
ببین، من فقط نمیدونم چی میخوام، خب؟
لامصب، میشه ما...
پیش بریم ببینیم چی میشه و اسمی روش نذاریم
و ببینیم به درد هم میخوریم یا نه؟
حتماً
خبر خوب اینه که...
نیازی نیست که کاری که دلمون نمیخواد رو انجام بدیم
نیازی نیست قول و قراری بذاریم
میتونیم فقط...
ببینیم چی پیش میاد
من چیزی ازت نمیخوام
فقط میخوام با تو باشم
منم همینطور
عجب
باورم نمیشه این حرف رو زدم
یه چیزی یادم افتاد. میخوای موهام رو بکشی؟
آر... چی؟
آخ!
رول؟
بله؟
یه سوال ازت دارم
جان؟
چه حسی داری که دوست پسرمی؟
خفه شو
خیلی احمقی
چیه؟ از این کلمه خوشت نمیاد؟ - نه، فقط اینکه تو احمقی -
لطفاً منو قلقلک نده
شاو، شاو، بس کن
نه، میدونم - ولم کن -
باشه
من گشنمه
صبحونه نخوردم و دارم از گشنگی میمیرم
نمیخوای بخوری؟
چرا
رول: دیشب خیلی خوش گذشت. چیکار میکنی؟ شاو: دارم درس میخونم. بعدش باید برم "امرالد" سر کار
رول: نمیخوای یه خستگی در کنی؟
هیچ دردی حس نکردی؟ جدی میگی؟
رفیق، خوشگلترین دختری که تو عمرت دیدی،
الان تو سالن منتظرته
سیرا اومده؟ - سیرا؟ -
آره، داشتم رو یه طرحی براش کار میکردم
دلت برام تنگ شده بود؟ - آره -
سلام
میدونی، شایعه شده که
رو تخت خیلی کارت خوبه
چطور من نمیدونستم؟
نمیدونم
خب، تو فکرم بود
کار رو با این تیکه از شونه شروع کنیم
رول، بذار واضح بگم تا سوء تفاهمی نباشه
من تاتو برام مهم نیست
میخوام همین الان من رو ببری طبقه بالا
و هر کاری میخوای باهام بکنی
وای خدا - اگه بخوای، میتونی پنجرهها رو هم ببندی -
یا باز بذارشون، برای من مهم نیست
نظرت چیه؟
بمونه برای یه وقت دیگه
ای خدا! یه وقت دیگه؟
میشه 2 دقیقه باهات حرف بزنم؟
بیا ببینم - خیلی شرمنده، یک لحظه اجازه هست؟ -
یه لحظه باید با رفیقمون حرف بزنیم
من جات بودم ترتیبش رو میدادم، با اینکه گی نیستم
رفیق، به خدا قسم اگه نری تو کارش،
دیگه دوستی ما بهم میخوره - خیلی خب -
گوش کن، یا تو الان میری میکنیش یا من. من که خلاصه میکنمش
رفیق، اون اینقر جذابه که حاضرم بذارم اون کون من بذاره
ها؟ - چی شد؟ -
آخرین فرصتته، لاشی خان
خب...
همون باشه برای یه دفعه دیگه
خب، این "پیت موندریان"ـه
و هر سال دقیقاً یه درخت رو میکشید
هر بار به سبکهای مختلف نقاشی میکرد و...
خیلی واقعگرایانهست
چقدر واقعگرایانه؟
از 1 تا 10 چند میدی؟
مثلاً 35
جدی؟ - اینو نگاه کن -
کارهاش رفته رفته پیچیدهتر شد و...
واقعیتِ آثارش مدام...
انتزاعیتر شد
تا اینکه کارش کاملاً به سمت هنر ساختارشکنانه حرکت کرد
اینا رو از کجا یاد گرفتی؟
اون هنرمند موردعلاقهی رِمی بود
بگذریم...
چیکار میکنی شاو؟ - چیه؟ برات سنگینم؟
اونقدر قوی نیستی؟
هوم
شاو، شاو
هوم
ببخشید
سلام، عزیزم
جشن کریسمسمون تو روز شنبه رو فراموش نکنی
قراره کلی شیطنت تو مستی رخ بده
باشه - باشه؟ -
معمولاً 15 دقیقه وقتم رو میگیره و یه رشوه هم باید بدم
تا چیزی رو قبول کنی. الان چه خبره؟
الان وسط یه کاریم - به گمونم -
حواست باشه که مراسم رسمیه، یه لباس خوب بپوش
ما بدبخت بیچاره نیستیم، میدونی - خیلی خب -
یه صداهایی میشنوم. با یه پسر رو تختی؟ گِیبـه؟
نه، بعداً بهت زنگ میزنم. خدافظ
چی کار داشت؟
یه جشن کریسمس مسخرهست که هر سال میگیره
تو هم باید بیای، باید همراه من باشی
نه، نمیتونم - لطفاً -
نه، جاسپر داره یه دیوار رو رنگ میزنه و بهش قول دادم که کمک میکنم
میشه خواهش کنم بیای؟
نه، به جاسپر قول دادم
برات جبران میکنم
باورم نمیشه
البته، باید با پرواز شخصی بری اونجا
یکم زیاده رویه، نظر تو چیه؟
ببخشید. عزیزم!
برای امشب لیست مهمان دقیقی داشتیم، یادته؟
و مطمئنم ایشون تو لیست نبود
اون دوست پسر منه
دوست پسر؟ وای، خب، پسر جذابیه
وای خدا
تو دقیقاً شبیه داداشتی
انگار دارم روح میبینم
دوقلوهای همسان بودیم - حالا منطقی شد -
اتفاقی که افتاد خیلی غمانگیز بود
اوه، خوشت اومد؟
اون از آثار "شیله"ست؟
اوهوم، درسته
وای خدا، خیلی قشنگه
تا حالا از نزدیک ندیده بودم
جویی، عزیزم
لطفاً با یه نوشیدنی از آقای آرچر پذیرایی میکنی؟
من باید با شاو حرف بزنم - حتماً -
جویی هستم - چطوری، جویی؟ -
چی تو فکرت میگذره؟ گِیب اینجاست
خب، ببخشید، بهم که نگفته بودی
خب، میدونم گفتی نمیای ولی خودم دست به کار شدم و
اون سفر به "جزایر تورکس و کایکوس" رو رزرو کردم، گِیب و خونوادهش هم با ما میان
و وقتی رسیدیم اونجا، گِیب میخواد ازت خواستگاری کنه
مامان - تو هم باید قبول کنی -
نه، نمیکنم. دفعه بعد که
خواستی منو شوهر بدی،
بهتره اول از خودم بپرسی
گوش بده چی میگم، دختر خانوم
باور کن، درک میکنم که
بعضی اوقات یه دختر به خوش گذرونی با آدمای سطح پایین نیاز داره
ولی اشتباه نکن، این سفر زندگیت رو عوض میکنه
دَوِنپورتها ثروتمندترین خونواده تو این ایالت هستن
گِیب قراره یه روزی نیم میلیارد دلار به ارث ببره
و باور کن، تو خواب هم نمیشه به این پول رسید
پس خیلی خوب بهش فکر کن
یک سال اخیر از جون مایه گذاشتم تا این اتفاق بیفته
بیا واقعبین باشیم، عزیزم،
تو اونقدر هم خاص نیستی که مدام انتخابهای اشتباه بکنی
کارهایی که میکنی رو نمیشه باور کرد، میدونستی؟
سعی میکنم یادم بمونه - ببخشید -
شاو
با اون بدبخت تو رابطهای و بهم نگفتی؟
جلوی 100 نفر باید بفهمم؟
ببین...
من نمیدونستم
ببخشید
وای
انگار داره بهت خوش میگذره. آمادهای بریم؟
آره، آره
وای خدا، مامان، ساعت رو نگاه کن
مهمونی بینظیری گرفتی ولی ما باید بریم
سال بعد میبینمت
بیا بریم
از آدمای مسن خوشم میاد
مشخصه
مواد مخدر، الکل - آره، انگار خیلی بهت خوش گذشت -
سکس با هر کس که پیش بیاد
سلام - رول، کجایی، پسر؟ -
چی شده؟ - جاسپر از بلندی افتاد -
اون از ساختمون لعنتی افتاد پایین
باید همین الان بیای بیمارستان - الان راه میفتم -
تو راهم، دارم میام
رفیق، چی شده؟
یا خدا
باهام حرف بزن. چی شده؟
چیه؟
جاسپر افتاد
الان تو بیمارستانه. نمیدونم چرا نرفتم پیشش
یعنی چی افتاد؟
یه لحظه حرف نزن - آروم باش -
خوب میشه، باشه؟
میشه خفه شی؟
من امشب باید میرفتم پیشش. اون به من نیاز داشت
میدونم. درک میکنم - بهش قول دادم که میرم -
به جاش، قولم رو شکوندم
تا برم این مهمونی مزخرف ادایی که از اول هم دلم نمیخواست برم
منظورت چیه؟ میخوای بگی تقصیر منه؟
حتی دوست پسر سابقت تو اون مهمونی تخمی بود
من نمیدونستم اون هم میاد - کیر تو این زندگی -
انگار دلت پُر بود
آره و من دیگه این وضعیت مزخرف رو نمیخوام
چی رو نمیخوای؟ - تمام این ماجراها -
میدونم گفتی قول و قراری نباشه ولی منظورت این نبود، مگه نه؟
چی میگی؟ - شاو، تو زندگیت هیچ تغییری نکرده -
ولی من از همه چیم گذشتم - مثلاً از چی گذشتی؟ -
اینکه با هر دختری آشنا میشی نمیکنیش؟
اون موضوع رو پیش میکشی؟ اصلاً ولش کن - آخی، طفلی -
فقط اینکه من تو این رابطه خوشحال نیستم - تو خوشحال نیستی؟ -
من خوشحال نیستم
اینم از این
شاید بهتره یه مدت از هم فاصله بگیریم
من اصلاً خوشحال نیستم
نه، من میخوام پیاده شم. بزن بغل
الان تو بزرگراهیم - بزن بغل -
بس کن - نه، من میخوام برم -
شاو، بس کن!
سلام، کاسپر
ببین، از حرفهام منظوری نداشتم
اتفاقی که برای جاسپر افتاد منو بهم ریخت
و...
و خاطرات از دست دادن رِمی برام زنده شد
ببین، من الان آدم مناسبی برای هیچکس نیستم
بهتره تنها باشم
متأسفم
سلام، منم دوباره
یه مدت زمان برد ولی بالاخره به نتیجه رسیدم
تو باید تو زندگیت خوشحال باشی
و اگه بدون من خوشحالی، من چیز دیگهای نمیخوام
چیکار میکنی؟
من گند زدم. همه چی داشتم و به باد دادم
آره، دقیقاً
چیه؟ - یه نفر اومده به دیدنت -
ساعت 2 صبحه - آره، میدونم، عوضی -
باشه؟ بهش گفتم سرت شلوغه
ولی قبول نمیکنه
دختره؟
آره
خب، سلام
شنیدم با دوست دخترت بهم زدی
آره، درسته
نگران نباش
مامان یه کار میکنه همه چی رو فراموش کنی
الان تو وضعیت درستی...
نمیدونم، کِی هست، چهارشنبه؟
سهشنبه
ولی اول باید انتقام بگیریم!
فاصله میخواست، نصیبش شد
وایسا ببینم، الان از نظر جفتتون تو رابطه فاصله گرفتین
یا یک طرفهست؟
جفتمون
جدی؟ اینطور که به نظر نمیاد
یعنی چی؟
اون کلاه رول نیست؟
اون نمیتونه صبور باشه؟ ما میتونیم!
ببینین چقدر میتونیم از این معامله درآمدزایی داشته باشیم
بله؟
شاو لندن اومده شما رو ببینه
بگم سرتون شلوغه؟
مشکلی نیست، ورونیکا، میتونی بفرستیش بالا
بچهها، یه لحظه به من وقت میدین؟
سلام
چه کمکی ازم برمیاد، شاو؟
میخواستم بابت جشن کریسمس عذرخواهی کنم
میدونم بهت صدمه زدم
نمیدونم چی به سرم زد...
میخواستم ببینم میشه از نو شروعش کنیم؟
چی رو شروع کنیم؟
رابطهمون رو
میتونیم با هم بریم همون سفری که مامانم حرفش رو میزد
اون یارو چی میشه؟
خیلی خب
خوشحال شدم دیدمت
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
عجب، پس واقعاً خودتی
آره، خودمم
آره، آره، حالت چطوره؟ مدرسه چطور پیش میره؟
چی میخوای؟ - چی؟ -
یعنی تو دلت برام تنگ نشده، کاس؟
جفتمون خوب میدونیم تو این مدت رابطه داشتی
ما قرار بود یه مدت فاصله بگیریم و تو همه چی رو خراب کردی
ولی قول و قراری نداشتیم، مگه نه؟
نه؟ منم الان با گِیب هستم، همین و بس
آره، خیلی سریع هم رابطه رو پیش بردین - آره، به گمونم همینطوره -
دیگه با لقب صدام نکن، کاسپر دیگه نداریم
اون مُرده، الان فقط میتونی بگی شاو
حال مامانت الان خیلی بهتره
برو داخل. منتظرته
چی شد؟
چی شده؟
جاسپر زندگیای سرشار از شادی، عشق،
مهربانی و دلسوزی داشت
اون برای خانواده و دوستانش بارقهای از امید و نور بود
هی، من از دستشویی شما استفاده میکنم، باشه؟
بفرما
سلام، رول هستم. اگه نوبت میخواین،
با سالن تماس بگیرین، در غیر این صورت درتون رو بذارین
سلام، منم...
نمیدونم چرا یهو همه چی بهم ریخت ولی...
دلم برات تنگ شده
فقط خواستم بهت بگم که...
اگه یه زمان چیزی خواستی،
یا همصحبتی چیزی خواستی، من هستم
هر زمان و هر جایی که بخوای، من هستم
فقط کافیه بهم بگی، باشه؟
عزیزم، حالت خوبه؟
آره
اون داخل چیکار میکنی؟
هیچی، هیچی، الان میام بیرون
چیکار میکنی؟
هیچی
فکر کنم من باید برم
منظورت چیه؟ فکر کردم شب رو میمونی
میخواستم بمونم ولی...
بعد از قضیه رول دل و دماغی نمونده برام
رول؟ - نه، منظورم جاسپر بود -
نه ولی گفتی رول - شروع نکن -
منظورم اون نبود. الان یکم گیجم
فکر نکنم گیج باشی
فکر کنم هنوز عاشق اون احمقی
فکر کنم کل این مدت منو بازی دادی
درست نیست - میخوای بری؟ باشه -
یالا، بیا بریم. خودم میرسونمت - !گِیب -
کیفت رو بردار. شما دو تا لیاقت همو دارین
الان جدیای؟
ای لعنت
شاو! هی!
هی، واقعاً تصمیمت اینه؟
توی آپارتمان منی و درباره پسرهای دیگه حرف میزنی
بس کن - من اشتباه کردم، عزیزم. باشه؟ ببخشید -
میخوای یه چیزی رو بدونی؟ دلم میسوزه برات
تو جذاب و باهوش و کلی ویژگی مثبت داری
تقریباً میشه گفت پسر خوبی هستی ولی بیا روراست باشیم،
ما برای هم ساخته نشدیم
دیگه وانمود نمیکنم - جالبه -
خب، شاو، یه بار دیگه بهت میگم، سوار ماشین شو
خودت ضرر میکنی، شاو، نه من!
ولی این دفعه تمومه! دیگه حق نداری برگردی!
رابطه ما تمومه!
شاو: سلام، منم. نمیدونم چرا یهو همه چی بهم ریخت ولی دلم برات تنگ شده. هر زمان چیزی خواستی، من هستم. باشه؟
تو باید بری
اون مادر جنده رو میکشم!
منم اگه بودم، خجالتزده میشدم
آره، یه لحظه گوشی دستت
داداش، چه مرگته؟ مطمئنی میخوای با من در بیفتی، رفیق؟
دارم بهت هشدار میدم، این کار درستی نیست
بیخیال شو. گمشو از اینجا بیرون. تو یه آدم بیاهمیتی
من با اون جنده دیگه تموم کردم
چی شد؟
رفتم یکی رو بزنم آش و لاش کنم ولی اوضاع باب میل پیش نرفت
آره، شنیدم - مرسی که اومدی دنبالم، پسر -
تو خیلی کسخلی، رفیق
نمیتونی به زور وارد دفتر کسی بشی
چون حسادت میکنی که با دوست دخترت
با خودت چه فکری میکردی؟
اون روش دست بلند کرد، پسر
چی چی؟ - اون رو کاسپر دست بلند کرد -
گِیب دَوِنپورت؟
بله؟
تو دیگه کدوم خری هستی؟
یه آدم بیاهمیت دیگه
خب؟
میدونی، نباید رو دختر دست بلند کنی، گِیب
بدترش سر خودت میاد
در نهایت باید برای کارهات تاوان پس بدی
اوه، حالا فهمیدم
تو داداش رول آرچرـی
همون سربازه، آره، تعریفت رو شنیدم
خب، بذار حدس بزنم، باید به تو تاوان پس بدم؟
درسته؟
درسته
خیلی خب
حالا باید ترتیب کل خونوادهشون رو بدم؟
خیلی خب
بیا ببینم، سرباز
بلند شو
این برای کاسپر بود
اه!
اینم برای رول بود
خیلی خب، باشه
اینم برای خودمه
دور و بر کاسپر نبینمت
سلام، عزیزم. میدونم دیر کردم
خانوما، بفرمایین - مارتینی گری گوس با عصاره لیمو -
زبتون پُر شده با بلوچیز و حسابی هم خورده باشه و کنار بشقاب هم یخ بذارین،
محض احتیاط اگه خراب کردین و به اندازه کافی سرد سر میز نیاوردین
خیلی خب و شما؟
هیچی، من یه ساعت دیگه باید برم سر کار
عالیه. میاریم خدمتتون
با تو حال نمیده - همه همین رو میگن -
خب، حالت چطوره؟
دخترم منو دعوت کرده به نوشیدنی
به چه دلیل این افتخار نصیبم شده؟
راستی، در مورد گِیب شنیدم، عجب روانیایه!
حالا نمیگم کلاً به عنوان شوهر قیدش رو بزنی
نه اینکه کارش رو تأیید کنم ولی واقعیت اینه که مردها این جورین
وظیفه ماست که درستشون کنیم
...بابات، برای مثال - مامان، من میدونم به بابا خیانت کردی -
میدونم خیانت از طرف تو بوده و نه برعکس
خب، اون خیلی آشغال بود
اصلاً به من توجه نمیکرد
مهم نیست تقصیر کیه
رابطه شما...
درست پیش نرفت
ببین، برام مهم نیست تو زندگیت چی کار میکنی
من دوست دارم
ولی این سبک زندگی با من سازگار نیست. توهین نمیکنم
فقط اینکه من سعی دارم بفهمم زندگی خودم رو چطور پیش ببرم، میدونی؟
به نظرم رابطهمون باید مثل دو تا آدم بالغ باشه
بتونیم تمام حرفهامون رو به هم بگیم و حرف و حدیثی هم پیش نیاد
خوبه. منم همین رو میخوام
بهت گفتم با یکی آشنا شدم؟
جدی؟ - طرف دکتره -
البته که فقط باهاش رابطه دارم
چیز جدیای نیست، فقط سکس میکنیم
ولی بذار اینو بگم، اون متخصص جوانسازی واژنه
عجب
نه اینکه تو نیاز داشته باشی ولی با یه عمل ساده
میتونه تا هر سایزی تنگت کنه
مامان - چیه؟ -
ما دخترها باید مراقب خودمون باشیم
خب، اوضاع با کاسپر چطور پیش میره؟
من گند زدم، داداش
آره
دوسش داری؟
مسخرهست، رفیق
خب، همینه که هست
اگه دوسش داری، پس یه حرکتی بزن
بهش نشون بده
هوم
هی، شاو، ببین
میدونم باعث شدم به خیلی چیزها شک کنی
ولی اگه دنبال یه نشونهای که از حسم باخبر شی، کافیه بالا رو نگاه کنی
نقاشی رو دیوار آخه؟ جدی؟
به گمونم الان باید حرف بزنیم
مامانم رو دیدم
درمانش تموم شده
حالش واقعاً خوبه
عالیه. جدی میگم
شما همو نیاز دارین
آره، آره
ببین، من...
فقط خواستم عذر خواهی کنم
من آماده نبودم
و همه چی رو خراب کردم
و میدونستم که فاصله...
به این معنا نیست که هر کار دلم میخواد بکنم
و میدونم تو هیچوقت چنین کاری با من نمیکنی
ولی من خلاصه انجامش دادم
از احساسات میترسیدم، میدونی؟
از تعهد میترسیدم
اینکه از کل زندگیم بگذرم
و راستش رو بخوای، این موضوع من رو خیلی میترسونه
ولی من باید تغییر کنم. این رو خوب میدونم
گوش کن، من بلد نیستم احساساتم رو بیان کنم
و نمیتونم با هر چیزی که از نظر احساسی سخت باشه، رو به رو شم
هر وقت پیش بیاد، ازش فرار میکنم
ولی الان آماده ام
نه اینکه امتحان کنم
آمادهام که خودم رو وقف رابطهمون کنم
الان جدی میخوام باهات یه قول و قرارهایی بذارم
و نمیخوام رابطهمون مثل دفعه قبل باشه. من فقط تو رو میخوام
ببین، من میلیونر نیستم
و چیز زیادی ندارم بهت بدم
ولی میخوام قلبم رو بهت بدم
میدونم چیز زیادی نیست ولی فقط همین رو دارم که تقدیمت کنم
و مال خودته
و به خدا قسم اگه بخوای پسش بدی،
قبولش نمیکنم
تموم شد؟
آره، تموم شد
توجه کنید، عزیزان!
بیاین بترکونیم!
"یک سال بعد"
همه این وسایل رو ببریم طبقه بالا؟
آره، همه چی رو
حله
پس دیگه رسمی شد، آره؟
خداحافظ زندگی مجردی
آره - آره -
ناراحت شدم که ایدن دیگه هماتاقی نداره
نگران نباش. یه هماتاقی جدید پیدا کرده
کی؟ - من -
سینما، دانلود فیلم با لینک مستقیم www.30nama.com
: مترجم « SubMatrix »
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.