All language subtitles for From.Black.2023.1080p.BluRay.x264.AAC5.1-YIFY.NightMovie

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسایت فیلم لاست تقدیم میکند .::Filmlost.in::.

اينستاگرام و کانال تلگرام فیلم لاست telegram.me/Filmlost instagram.com/Filmlost.in

‫مترجم:آیدا تهرانی.

تاریکی دست دلباز و همیشه پیروز می شود

‫911 بفرمایید ... ‫کار اورژانسیتون چیه؟

‫لطفا یه نفر رو بفرستید

‫بهم بگید چی شده

‫فقط یه نفر رو بفرستید

‫نیروی کمک توی راهه.. خانم آسیب دیدید؟

‫نمی دونم

‫باید از اینجا برم بیرون

‫خانم هنوز پشت خط هستید؟

‫نمی تونم بیام بیرون

تاریکی دست دلباز و همیشه پیروز می شود

‫اون رو وسط اتاق پیدا کردیم

‫کدوم اتاق؟

‫بدترین اتاق

‫بدترین اتاق؟

‫اون آسیب دیده؟

‫دکتر ها می گن بدنش خیلی کم آب شده ‫ولی به هرحال حالش خوبه

‫روی صورتش خون یه نفر دیگست

‫هنوزم نتونستیم شناساییش کنیم

‫لوئن

‫ببخشید؟

‫اسمش کورا لوئن هست

هی، کورا

‫چیزی نیاز نداری؟ ‫آبی چیزی مثلا

‫می تونی بهم بگی چه اتفاقی افتاده؟

‫می تونی بگی خون کی روی بدنته؟

‫من فقط می خواستم اون برگرده

‫اون بهم گفت که می تونیم برش گردونیم

کی بهت گفت؟

‫من واقعا فکر کردم می تونیم برش گردونیم

‫نه

کورا

‫17 سال گذشته

‫وایت

‫وایت! ‫وایت

سلام! بیدار شو

‫باید کمکم کنی این ‫ آشغالارو جمع کنم

لعنتی

‫شما مادر نوئا لئون هستید؟

‫چه خبر شده؟

‫می دونید پسرتون کجاست خانم لئون؟

‫آره معلومه که می دونم

‫اوکی حالا بگید چی شده؟

‫ما فقط داریم بررسی انجام می دیم خانم

‫می شه لطفا تایید کنید که اون اینجاست خانم؟

‫مرکز 15 لطفا دو نفر رو بفرستید

‫یه مورد مشکوک داریم

‫درد از دست دادن کسی که دوسش داریم ‫می تونه غیرقابل تحمل باشه

‫تنهایی، درماندگی

‫این که هیچ کی روی این سیاره درکت نکنه

‫و هر کسی که اینجاست تا ‫ حدودی این حس رو

‫توی درجه های مختلف

‫یا موارد مشابه تجربه کرده

‫و این شجاعت رو داشته که اینجا بشینه

‫برای این که دور هم جمع بشیم و

‫به هم تسلی بدیم

‫این اولین قدم برای کنترل گذشته است

‫لطفا این حس رو بهم منتقل کنید که

‫از این که بشنوید و تجربیاتتون ‫ رو به اشتراک بذارید

‫چون داشتن این گروه به ‫ از دست دادن برای من معنی داده

‫که هیچ وقت فکر نمی کردم

امکان پذیر باشه

‫و این رو مدیونش هستم

‫‫خیلی خب،قرار بعدیمون باشه واسه ‫سه شنبه هفته دیگه

‫چون بینگو اتاق رو رزرو کرده

‫خیلی خب مرسی که اومدید بچه ها

‫امروز تولدشه

‫یا

‫شایدم بود

‫تولدش بود

‫تا حالا راجع بهش بهتون نگفتم

‫چون فکر می کردم با اومدنم به اینجا

‫داشتم رو به جلو حرکت می کردم

‫یا مجبور به انجام کاری می شدم

‫تسلی یا هرچی نمی دونم

‫شایدم دنبال یه جواب ‫برای سوالم می گشتم

‫اینطوری فکر می کنم.‫شاید داشتم خودم رو گول می زدم

‫احتمالا هیچ جوابی واسش نیست

‫اما خیلی دنبالش گشتم

‫می دونی یه چیز کوچیکی که کمکم کنه

‫یه چیزی که کمک کنه و یادم بیاره

‫اما هیچی نبود

‫اما همش واسه اون لحظه ای بود که تو اوج بودم

‫و همه جا این حس رو داشتم

‫واسم مهم نبود بقیه باهام چی کار می کردن

‫یا چی ازم برمی داشتن وقتی توی اوج بودم

‫به خودم قول دادم که وقتی برگشت پیشم

‫ هوشیار باشم

‫و خیلی وقته که هوشیارم

منظورم اینه ‫الان دیگه حتی نمی دونم باید چطوری رفتار کنم.

‫می دونی چی می گم

یعنی من باید با این همه چیکار کنم؟

‫یا باید چه حسی داشته باشم؟

‫منظورم اینه باید با همه اینا چی کار کنم؟

‫باید هنوزم امیدوار باشم؟ ‫منظورم اینه یه مادر باید ‫ هنوزم امیدوار باشه درسته؟

‫اگه امیدم رو از دست بدم ‫چه مادری هستم من اخه؟

‫اما ‫اگه همه اینا مزخرف باشه چی؟

‫چند سالی هست ندیدمت

‫سلام کورا - آلیسون

‫داشتم این اطراف می چرخیدم آره_

‫من خوبم

‫می تونی دیگه عذاب وجدان نداشته باشی

‫یا هرچی که اسمشو میذاری

‫من همین اطرافم می دونی که،‫آره تو همین اطرافی

‫می خوای بریم یه نوشیدنی بخوریم؟

‫خوبی؟ چی کارا می کنی؟

‫می گذرونم

‫امروز...

‫آره می دونم امروز چه روزیه

‫می بینم مردم چطوری نگام می کنن

‫احتمالا نمی دونن باید چی بگن

آره

‫وقتی یه چیزی می گن

‫مکالمه رو ادامه می دم

‫منظورم اینه این کاریه که می کنم

‫و اونا مکالمه رو با یه سری ‫ مزخرفات تمومش می کنن

که حتی نمی دونن چیه

‫قسم می خورم

‫اگه یه بار دیگه این جمله رو ‫ "اینجا دور هم جمع شدیم"

‫از یه ادم احمق دیگه بشنوم

‫دلم برای مامان تنگ شده

‫منم همین طور

‫اما اون خونه قشنگ بزرگ زیادی ساکته

‫خب یه جورایی من ازش خوشم می آد

‫فقط من و روحم

‫نوئا اون خونه رو دوست داشت

‫می دونی اون واسش ‫یه اتاق نگه داشته بود

‫اره می دونم ‫اره

‫بعضی اوقات اونجا می خوابم

‫ببخشید یادم رفته چطوری با مردم صحبت کنم

‫گوش کن

‫من نمی خوام تظاهر کنم

‫طوری که انگار هیچی نشده

‫اما می خوام بهت بگم

‫هیچ وقت یادم نمیره

‫حتی برای یه ثانیه

‫این خیلی شبیه جمله ‫" ما برای این اینجا جمع شدیم .." هست

‫هی

‫باید بری

‫چیزی شده؟

‫نه فقط باید بری

کورا،تا وقتی بهم نگی

‫ چی شده نمی تونم کمکت کنم

کورا ‫بذار کمکت کنم؟ ‫واقعا دلم می خواد کمکت کنم

‫یه مرد بود

‫چی

‫یه مرد بود

♪ چطور تونستی

♪ عاشق من باش، عشق

‫چی براتون بیارم؟

هی

‫هی چه خبر

‫من همین اطراف بودم گفتم ‫ بیام یه چیزی بخورم

‫کدوم غذای اینجا خوبه؟

‫خوب؟

‫همبرگر هاش سالمه

‫میت لوفش خیلی سالم نیست

‫بذار ناسالم زندگی کنیم

‫یه میت لوف

‫ممنون

‫می تونی اینجا بمونی؟

‫چی؟ ‫اها اره چند دقیقه استراحتم

اوه، خوب، من در چند مورد دیگر

‫به هرحال هیچ کسی هم اینجا نیست

‫شما کی هستی؟ پلیس گارسون ها؟

‫چیزی می خوایید کنار آبتون؟

‫نه

‫چیه

‫عجیب غریب نباش،خب ببین

‫اون دکمه روی لباستون

‫جمله فیلم مورد علاقه دخترمه

اوه

‫جمله مورد علاقه نوئا هم بود

‫می دونی هنوزم این تئوری وجود داره

‫کل داستان ها توی ذهن پدران بوده

‫دلقک ماهی نر تخم های خودشو می خوره

‫اون ها از لونه محافظت می کنن

‫مطمعن بشن همه حالشون خوبه

‫اونا می چرخن و شروع می کنن

‫داستان اینه که پدر همه بچه هاشو می خوره

‫پس هیچ وقت نمو وجود نداشته

‫پس فقط این ماجراجویی رو

‫ شروع می کنه که از عذاب وجدانش کم بشه

‫چه داستان غم انگیزی

هی ام ‫باید ازت تشکر کنم

‫از من تشکر کنی؟ ‫به خاطر وقتی که باهام گذروندی

‫این واقعا چیز کمی نیست و ‫به مردم کمک می کنه

‫هممون تنهاییم تا وقتی که ‫می فهمیم اینطوری نیست

‫خب وقت استراحتم بود

‫منظورم اینه خوشحال شدم اگه ‫واقعا تونستم به کسی کمک کنم

‫اما خب هدفم این نبوده

‫توی لاتین می شه هیچ کسی

‫پس اسم فیلم می شه ؟" پیدا کردن هیچ کی"

حالت خوبه؟

‫میت لوف

نه!

‫تو همه چی رو خراب کردی

‫لباساش بررسی شدن؟ ‫بله

‫خون روی لباسش چی؟

‫فردا صبح توی ازمایشگاه اماده می شه

‫911 چطور؟ کسی ‫تلفن مشابه این مدلی داشته؟

‫نه هیچی

‫خون کی روی لباست بود کورا؟

‫شاید خون حیوون بوده

‫چی؟ ‫- خودت که اون چیزارو دیدی

‫نمی دونم

شاید بزی چیزی بوده

‫کیت های ازمایشگاهی ‫ هموگلوبین خون انسان رو نشون دادن

‫چیزی مصرف نکرده بود سارج؟

‫اهان پس شاید چیزی مصرف کرده بوده

تو این روزا

خب نمیدونم

‫شاید

‫هی

‫هی

‫چرا دیگه نمی ای توی گروه؟

‫آره یه ذره سرم شلوغه

آیا می توانم برای یک دقیقه بیام داخل؟

‫می تونم یه دقیقه بیام داخل؟

‫فکر نکنم کار درستی باشه

‫‫یه دقیقه،همگی نگرانت بودیم

‫خوبم

‫چطوری کمکت کنیم؟ میگم بهت_

‫فکر نکنم دیگه بتونم بیام توی گروه

‫گروه اعصابم رو به هم میریزه

همه چیز کمی بیش از حد به من وارد می شود.

‫راه دیگه ای هست بتونم ‫ متقاعدت کنم برگردی؟

‫واقعا به خاطر کارهایی

که برام کردی ممنونم

‫واقعا ممنونم

‫منظورم اینه بیشتر از هر کسی ‫دیگه ای بهم لطف کردی

‫اما نمی تونم برگردم

‫هیچ کدوم

‫کورا چطوری می خوای خودت رو تسلی بدی؟

‫چی؟

‫این دیگه چه سوالیه؟

‫اگه بهت بگم..

‫اگه بهت بگم یه راهی هست ‫که از همه اینا نجات پیدا می کنی چی؟

‫ممنون

‫اما من می تونم به خودم کمک کنم

‫نه نه منظورم واقعیه

‫نجات پیدا کنی

‫همه چی رو درست کنی

‫اگه بتونی دوباره ببینیش چی؟

‫به نظرت خنده داره؟

‫منظورت از این حرفا چیه؟

‫دقیقا همین چیزی که گفتم

مم

‫مثل مزخرفات متافیزیکی آره؟

‫مثل همون جلسه های مزخرفت آره؟

‫یه چیز تو مایه های اون

‫خیلی خب

‫خیلی ممنون از نگرانیت

‫اما یه سری کار دارم که انجام بدم

‫کار داری؟

‫چی کار داری که انجام بدی اخه؟

‫نمی دونم باید به کارام برسم

‫کارای واقعی که بتونم با دستام حسشون کنم

‫و بتونم با چشام ببینمشون

‫کورا دارم بهت یه شانسی می دم که انجامش بدی

‫کورا تو می دونی چه ‫اتفاقی برام افتاده درسته؟

‫می دونی من دختر کوچولوم ‫ رو گم کردم

..............

‫من اون رو برش گردوندم

‫چی

‫اون زندست

لطفا برو

‫اون زندست

من برش گردوندم

‫دارم بهت می گم اون ‫ زندست و حالش خوبه

‫اون زندست

هی باز کن

کورا؟

‫منظورش چی بود که دخترشو برگردونده؟

‫لعنتی کورا باید کمکم کنی ‫ تا بفهمم چی شده

‫چرا همچین حرفی زد

‫چون حقیقت داشت

‫چی حقیقت داشت؟ ‫ این که دخترشو یه جا پیدا کرده؟

‫نه نه اون برش گردونده بود

‫برش گردونده بود؟ از کجا؟

‫لعنت بهت نمی دونم... کجا می ری وقتی می میری

‫خدای من

‫من که بهت گفتم تو هیچی نمی دونی

‫بذار بهت بگم چی می دونم

‫می دونم دختر کوچولوش مرده

‫چون خودم جسدشو کنار آب دیدم

‫میل کانتی اون یارو رو پیدا کرد کورا

‫اطراف جنگل های سیوکس بود

‫منظورم اینه اون اعتراف کرد ‫شواهد فیزیکی داریم

از لحاظ بدنی

‫اون زندست

‫اونا فامیلیشو به فامیلی زن سابقش تغییر دادن

‫و به یه منطقه پولدار توی بوستون رفتن

‫دارم بهت می گم اون زندست و حالش خوبه

‫بکی یا بورلی یا هر کوفت دیگ ای

‫برو توی کامپیوترت چک کن

یا عیسی

‫بهم بگو

‫راحت ترم اگه بریم ..

‫نه همینجا

‫وقتی که اونا ...

‫وقتی پیداش کردن و از آب اوردنش بیرون

اون

‫خب میدونی

...

‫ماهی ها اونو خورده بودن ‫چون برای مدتی زیادی زیر اب بود

‫اون هنوزم زیبا بود

‫خیلی زیبا

‫خیلی طول نکشید که بعد ‫اون اتفاق

یه خانومی اومد سراغم

‫اون شروع کرد و

‫این چیزارو برام تعریف کرد

‫چیزایی رو بهم گفت که دارم بهت می گم

‫یه راهیی برای برگردوندنشون هست

‫از کجا برشون گردونی؟

‫هرجا که رفتن

‫می خوام بیام داخل ماشینت

‫ولی فقط به خاطر این که سردمه

‫اما اگه حرفای عجیب بزنی

‫فقط لطفا عجیب غریب نباش

‫یه جور مراسم آیینی

‫مثل جلسه هامون؟

‫نه مثل یه مراسم ایینی

‫خیلی قدیمیه مثل تموم داستان های قدیمی

‫قسم می خورم که انجامش دادم

‫انجامش دادم و جواب داد

‫ببین تو می دونی چه بلایی سرش اومد

‫همه می دونن چه بلایی سرش اومد

‫اونا فقط چیزی رو می دونن ‫ که ما براشون تعریف کردیم

‫اما تو که نمی دونی اون زندست می دونی؟

‫تو نباید اینجا باشی

هی؟

آره من واقعا متاسفم بخاطر اون اتفاق.

این دختر توئه

نه

مم

آره آره باشه. خیلی خب.

لعنتی داری چیکار میکنی

♪ کجا، آه، کجا می تواند پسر کوچک باشد؟ ♪

♪ مامان هیولا برای زندگی کردن نیاز به قربانی دارد ♪

- بو! - اوه!

‫پیدات کردم آقای موگو

‫بذار قلقلکش بدم

‫آره اون من رو ترک کرد

‫می دونم

‫آره خیلی وقتی پیش

‫دقیقا از وقتی نولان گم شد

‫نوئا نه نولان

‫آره درسته نوئا

‫خدمت شما

‫چی؟

‫از خونش دور بمون

‫هرجا که دلم بخواد می رم

‫آره ولی اون کاغذ چیز دیگه ای می گه

‫100 یارد روز خوبی داشته باشی

‫هی؟

‫هی، چه احساسی داری ‫وقتی می فهمی آدم بی ارزشی توی کارت هستی؟

‫منظورم اینه

‫تو کفش اون رو پیدا کردی درسته؟

‫پس باید تا الان به یه ‫ نتیجه ای می رسیدی

‫تو خیلی هم دست خالی به خونه نرفتی

‫ولی بعدش تسلیم شدی

‫منظورم اینه کی همچین کاری می کنه؟

‫کی سر قضیه گم شدن ‫ یه بچه تسلیم می شه؟

‫و شایدم

‫خیلی مورد سخت و پیچیده ای بوده

‫مورد خیلی پیچیده ای بوده واسه یه پلیس خانوم

‫من یه فمینییستم ، من طرف توام

‫می خوام که تشویقت کنم

دوباره بری دنبالش

‫چیه خانوم پلیس؟ چیزی رو فراموش کردی؟

‫خب مثل این که یه سرنگ داری

‫ که از جیبت بیرون زده آقای وایت

‫گندش بزنن

‫اسلحه هم داری؟

‫اسلحه ای داری که بخوایی

‫نگرانش باشی؟

‫حتی فکرشم نکن

‫هی هی

‫از کورا دوری کن ‫می فهمی چی می گم؟

‫اگه به هردلیلی اومد سراغم چی؟

‫فقط به من خبر بده

‫آره فهمیدم قضیه خواهر بزرگتری و این حرفاست

‫تکرار کن

‫آره فهمیدم باید ازش دور باشم

‫حالا اگه می خوای می تونی برش داری

‫بهت اجازشو می دم

‫اون کاغذ می گه باید 100 یارد ازش دور باشی

‫ولی تو بخونش 100 مایل فهمیدی؟

‫می تونی تکرار کنی؟

‫100 مایل

‫آفرین پسر خوب

‫اسمش نوئا خدای من

‫هیچ وسایل الکتریکی توی خونه هست؟

‫اوه نه

‫نه اگه منظورت اینترنت و اینجور چیزاست

‫فقط یه چیزی طبقه بالا هست

‫که می تونی ازش استفاده کنی

‫خوبه

‫نه، ما هیچ ... هیچ دخالتی، ‫ هیچ حواس پرتی نمی خواهیم.

‫این یه

صابون کاج واقعیه؟

مم

‫درست میگم؟ آره_

‫و اینم کوشر همون طور که خودت گفتی

‫خوبه ... نمک خوراکی حاوی ید هست

‫باید حتما کوشر یا نمک دریا باشه

‫این یه مورد خیلی خاصه

‫چاشنی های زندگی پس از مرگ سخته

‫می دونم ممکنه خیلی ‫با این چیزا کنار نیومده باشی

‫اما باید بدونم که تا چه قدر متعهد ‫ هستی به قولت؟

‫این خیلی واقعیه

‫و هرگونه انحرافی.. ‫- من منظور بدی نداشتم

‫واقعا منظوری نداشتم معذرت می خوام ‫- می فهمم

‫می دونی خیلی برام عجیبه همین

- من واقعا متاسفم. این شبیه

‫منظورم اینه خب ببین

یه ‫زنجیر به زمین بسته شده

به خاطر خدا تموش کن -

‫باید این بحث رو تمومش کنیم

‫چی؟

‫این کار اینطوری پیش نمی ره

‫معذرت می خوام

‫ببخشید

‫بازم ببخشید

‫بازم ببخشید

‫گوش کن باهات موافقم تو درست می گی

‫هر کاری که لازم باشه انجام می دم

‫و ببخشید

‫واقعا می گم ببخشید

‫این کار خیلی دردناکه

‫نمی تونم بگم چه قدر

‫چیزیه که تا حالا تو عمرت ندیدی

باشه

‫اول باید تمیزت کنیم

‫حمام نمک_ ‫آره

هی، کورا

آره؟

من وارد نمی شوم. آیا شما... در حمام هستید؟

من هستم.

یادم رفت در مورد نمک بگم

بنابراین نمک یک لایه محافظ ایجاد می کنه.

اما همچنین... انرژی منفی رو جذب می کنه.

عالی ممنون

خوب، پس وقتی که خیس شدی،

همانطور که به گفتم

باید حسابی تمیز بشه

تمام اون ناخالصی ها از زهکشی خارج می شن.

عالی

باشه. فهمیدی؟

فهمیدم. ممنون

من طبقه پایین میمونم.

خودتو به خونه برسون

‫می تونم ازت یه سوال بپرسم؟

‫حتما

‫چرا این قدر غم توی چشاته؟

‫واقعا هست؟ ‫- آره

‫آره هست و من می تونم ببینمش

‫ولی نمی فهممش

‫منظورم اینه تو اون رو برش گردوندی درسته؟

‫فکر کردی گمش کردی ‫ولی برش گردوندی

‫همین طوره؟

‫می دونی که من ندیدمش آره؟

‫چی؟

جدی میگی؟

‫داری جدی می گی؟

‫من فقط یه چیز دارم که باید قبل از ‫ رفتن از آن مراقبت کنم.

‫پیش مادرش جاش امنه

‫به محض اینکه همه چیز رو حل کنم،

‫می رم و بهش سر می زنم.

اوه اوه اوه چی؟

‫این برای محافظت از خودته

‫حفاظت از من ؟ ‫منظورت چیه؟

‫هی تو بهم نگفتی این زنجیرا واسه منه

‫فقط امروز بهش نیاز داری

‫بعد امروز بهش نیاز نداری قول می دم

‫باید همه چیزهایی رو که ‫ می گذرانی به خاطر بسپاری،

‫منم انجام دادم

‫این ...

‫فقط اینطوری کار می کنه

‫بهم اعتماد داری یا نه؟

‫خیلی محکمه؟

‫نمی دونم

‫نه خوبه

‫ببین این بخش از نظر فیزیکی ‫ خیلی به خودت بستگی داره

‫به خصوص که انگار سوتغذیه داری

‫و احتمالاً می دونی...

‫اما خیلی مهم و ضروری بود که

‫ تمام آن ناخالصی ها رو از بدنت خارج کنی.

‫که تو انجامش دادی اوکی؟

‫خیلی خب

می شه لطفا بگی باید چی کار کنم؟

‫هیچی هیچ کاری نکن.

‫همینجا وایسا

‫چیزایی که می گم

رو تکرار کن

‫و اصلا نشین

‫باید وایسی ‫این خیلی مهمه

‫فهمیدم فهمیدم ‫بیا انجامش بدیم

‫خیلی مهمه

‫- فهمیدم بابا

‫ما به میل خودمان می آییم.

‫ما به میل خودمان می آییم.

‫ما فقط به دنبال چیزی هستیم ‫ که در دسترس ما قرار می گیرد.

‫ما فقط به دنبال چیزی هستیم ‫که در دسترس ما قرار می گیرد.

‫ما نظم طبیعی را رد می کنیم و

‫خود را از پوشش معنوی دور می کنیم...

باهم بگیم

ما نظم طبیعی را رد می کنیم و خود را

از پوشش معنوی زندگی دور می کنیم.

‫می شه تمومش کنیم؟

‫من می خوام که تمومش کنیم

‫ابل می خوام که تمومش کنیم

‫آب می خوام

‫هی

‫زود باش عوضی ‫همش مزخرفه

‫هیچ اتفاقی نیافتاده

‫ابل همین الان می خوام ‫ که این زنجیر رو از پام در بیارم

خدا لعنتت کنه ‫دارم جدی می گم!

‫می خوام درش بیارم ‫این دیگه چه کوفتیه

به خدا قسم، ابل ، اگر نخوای داری چه غلطی میکنی

‫خودشه

اوه! اوه!

‫اوه خدای من

‫حالت خوبه؟ ‫- خدای من

‫آره خودشه آره ‫-این چی بود؟

‫-این چی بود؟

‫من روی هوا معلق بودم

‫اوه خدای من. نه نه نه نه نه.

‫نه نه من حسش کردم

‫انگار یه انرژی درون سینم بود

‫خدای من این واقعیه

‫قراره دوباره بچم رو بغل کنم

دعوت نامه

‫ما به دنبال بازگرداندن مردگان ‫به دنیای زنده ها هستیم.

‫ما به دنبال بازگرداندن مردگان ‫به دنیای زنده ها هستیم.

‫اون به خاطر تو اومده؟

‫ما بهش گفتیم بیاد

‫چیزی نیست من پیشتم جات امنه

‫نه من در امان نیستم ‫-چرا هستی

‫ما در امان نیستیم ‫- خیلی خب به من نگاه کن

- باشه، به من نگاه کن. - امن نیست، امن نیست.

‫عزیزم فقط به من نگاه کن ما میریم . اشکالی ندارد.

‫یهو همه چی خاموش شد

‫انگار یکی برق رو خاموش کرده باشه

‫خیلی خب ‫- نه نه

‫خیلی خب ‫- نه نه

‫باید برگردیم عقب

باید برگردیم.

‫انگار ما دعوت شده بودیم

‫دستور وجود داره و ‫ ما باید به دستور عمل کنیم.

‫اما..

اما چی؟

‫نه گمشو از اینجا بیرون

‫واقعا این اولین چیزیه که می خوای بهم بگی؟

‫هی وایت هنوزم دستور منع وجود داره

‫و می دونم که هرسالم تمدید می شه

‫- خدای من کورا بی خیال

‫جوابم هنوز همونه ‫هیچی برای تو ندارم

‫نه پول دارم نه هیچی ‫ پس لطفا گورتو از خونه من گم کن

‫تو حتی نمی دونی واسه چی اینجام

‫خیلی خب می دونی چیه ‫می خوام زنگ بزنم پلیس

‫لعنتی هردومون می دونیم تلفنت ‫اینجا کار نمی کنه

‫خدای من کورا

‫من فکر می کردم این یارو همونه که ‫ دخترشو از دست داده

به گوشوارهام دست زد

‫اما انگار باباته

‫ابل همه چی مرتبه ‫ خودم درستش می کنم

‫اوه راستی بابات خودشو کشت

‫هی رفیق

‫من می شناسمت؟

‫نه رفیق فکر نکنم

‫اوه چرا می شناسمت

‫صورتت روی تلوزیون دیدم

‫نمی دونم چند وقت پیش بود ‫-آره

‫آره لعنتی

‫سلبریتی محلی آن دختر ‫ را از تنگه بیرون می کشد.

‫هی خفه شو ‫ تو نمی تونی اینجا باشی

‫من هرجا که دلم بخواد ‫می تونم باشم خانوم کوچولو

‫تو ازش خواستگاری کردی ابل؟

‫آره ابل؟

‫اوکی اون ازت خواست که بری پس..

‫‫نه اوکیه واقعا می گم اون هیچی نیست

‫واقعا می گم اون هیچی نیست ‫اون یه احمقه

‫دیگ به دیگ می گه روت سیاه کورا

‫دیگ به دیگ می گه روت سیاه

‫دوست جدیدت ...

‫دوست جدیدت تو رو می شناسه؟

‫که چه کارایی باهام کردی؟

‫هی هی رفیق ‫- هی

هی رفیق!

‫چیه؟

‫می خوای با اون چی کار کنی؟

‫می خوام کله پوکتو بترکونم

‫هی نه نه لعنت بهت

‫دارم می رم

‫شما دوتا بهم می ایید

‫جفتتون والدین بی مسئولیتی هستید

‫گمشو ‫- دارم می رم

‫رفیق

‫شما دوتا می تونید همدیگر رو دلداری بدید

‫و بگید وای ما چه قدر پدر و مادر بدی بودیم

‫نه عزیزم تو پدر خوبی بودی..

‫اما این خوب بودن کافی نبود

‫خب من بچم رو گم کردم

‫بچم افتاده بود توی یه سوراخ

‫چطوره قراره با این بدبختی کنار بیایید؟

‫من بچم رو از دست دادم

‫این خیلی بده

عوضی بدرد نخور

‫واقعا متاسفم ابل

‫تقصیر تو نبود

‫لطف داری ولی...

‫اما بقیه نباید جور زندگی لجن ‫ من رو بکشن

‫مطمنی امروز می خوای انجامش بدی؟

چی؟

‫وایت به همه چی زندگی من گند زد

‫و نمی تونه این فرصت رو ازم بگیره

‫نمی تونم با کلماتی که ‫ قراره برات توضیح بدم کنار بیام

‫که چه قدر امروز روز سختی خواهد بود

‫ما از پسش بر می اییم

‫ما به میل خودمان می آییم، ‫و ما آنچه را که می خواهیم انجام می دهیم،

‫ نه انچه به ما گفته شده

‫ما به میل خودمان می آییم، ‫و ما آنچه را که می خواهیم انجام می دهیم،

‫ نه انچه به ما گفته شده

امروز...

‫امروز ما طلب اندوه می کنیم

‫امروز ما طلب اندوه می کنیم

‫بالاترین میزان اندوه

‫بالاترین میزان اندوه

‫این چیزیه که می خواهیم دریافت کنیم

‫این چیزیه که می خواهیم دریافت کنیم

هیس!

‫قوانین رو یادت نره بچه جون

‫بذار این آخرین

خاطرات از اون باشه

‫من چیزی مصرف نکرده بودم

‫من اونجا رو دیدم خودم اونجا بودم

خیلی خب

‫گوش کن من واقعا دارم ‫سعی می کنم بشینم اینجا و حرفاتو بشنوم

‫اما با این چیزایی که داری می گی واقعا سخته

که ما با شما پشت سر گذاشتیم...

‫چی؟ ‫هی چی گفتی؟

‫این انتخاب تو بود کورا

‫انتخاب احمقانه خودت بود

‫تو از همه چی فرار کردی، خودت می دونی

‫هر چیزی هم که نمی تونی ازش خراب کنی ‫گند می زنی توش

‫هرچی دم دستت رسید مصرف کردی درسته؟

‫می دونی من هیچ وقت نفهمیدم

‫ داری چه بلایی سر خودت می آری باشه_

‫آره ‫- ببخشید که نتونستم اون جوری که

‫تو می خواستی باشم

به نوای کودک طلایی که تو خلق کردی.

‫اوه لعنتی ‫- هیچ وقت

‫ازم می خوای چی بگم؟

‫و ازم می خوای چند بار بهت بگم؟

‫چرا بهم خبر ندادی؟

‫اوه پس داری می گی دیونه شده بودم

‫یا می خوای بگی یه چیزی مصرف کرده بودم

‫یا یه چیز دیگه هان؟

‫اون لعنتی واقعی بود ‫ واقعی

‫و تنها راهش بود

‫تو نتونستی برش گردونی

‫لعنتی

‫چند دقیقه وقت داری؟

‫اره چی شده

‫اینا چین؟

‫کالبد شکافی دختر ترنر ‫که سال گذشته از تنگه بیرون کشیده شد.

‫آره شناختمش

‫این گزارش های مدرسه چیه؟

‫از مدرسه راهنمایی بلانچارد.

‫که توی بوستونه

مربوط به ماه پیشه زایمان

آماده ای؟

‫نه

‫چطوری اینا هنوز پاک نشدن؟

‫مامانم یه جورایی روشون کاور کشیده

‫به خاطر سنش به این چیزا علاقه داشت

‫امروز قراره خودشو نشون بده

‫یادت باشه این یه مبادله است

‫نه یه هدیه

‫توی اون دایره بمون

‫هرچیزی رو هم که فراموش ‫ کردی این رو فراموش نکن

‫داخل دایره بمون

‫همه چی خوب پیش میره

‫همونطوری که تا الان پیش رفت

‫ما به میل خودمان می آییم.

‫ما به میل خودمان می آییم.

‫دعوتنامه تمدید شد

‫دعوتنامه تمدید شد

‫اندوه تحمل شد

‫اندوه تحمل شد

‫ما اکنون نمادهای ورود شما را می نویسیم.

‫ما اکنون نمادهای ورود شما را می نویسیم.

بیا.

‫همین الان بیا پیشمون

بیا.

‫همین الان بیا پیشمون

‫از تاریکی

‫ابل

‫تو

این...

‫آیا نمی خواهی دوباره به اون نگاه کنی؟

‫تا یک بار دیگر عطر معصومانه اش را بچشی؟

‫پسرت نوئا

‫آره

‫ لطفا

‫ببخشید

‫من هر کاری بگی انجام می دم

‫می دونی انجام می دی بچه جون می دونم

‫کاری رو که شروع کردی تموم کن

‫چطوری؟

‫من تنهام

‫هرچیزی که بخوای داری

‫بهت که گفتم ‫خون بز بوده

بیا جونز

‫چیزی نیست بیا

‫چیزی نیست بیا

بیا

‫من هرکاری که گفتی رو انجام دادم

بیا

‫کی می بینمش؟

‫بیا بچه جون

‫بیا توی دایره

‫اینجا جاییه که

می گم کورا

روز پرداخت

‫نوئا؟ ‫نوئا کجاست؟

‫خیلی زود می بینیش

‫من واقعا معذرت می خوام ابل

‫بشقابت رو بده

‫این چیه

‫این یه بزه

‫نه من می خوام نوئا رو ببینم

‫بشقابت رو بده

لعنتی_ نه

‫ اول نوبت گوشته

‫بعدش خون

‫سومی استخوان

‫بخورش

‫چی؟ ‫-بخورش

‫تا گوشت و خون و استخوان نوئا کامل بشه

آه...

‫من هزینه هدیه زندگی ام را دادم

‫من راز رو در ازای دخترم حمل کردم.

‫اون دخترمو به زندگی برگردوند

‫فکر می کردم دیگه هیج وقت نبینمش

‫بهایی که دادم عادلانه و منصفانه بود

‫من نمی تونم ‫- این اخرین مرحلست کورا

‫بنوش تا مراسم کامل بشه

‫کی می بینمش؟

‫- نمی دونم

‫می دونم که اگر بنوشی، ‫ نوئا در جسمش زنده می شه

‫این یه توافقه

‫بنوشش

نه!

وای نه.

‫زنی که این هدیه رو به من ‫ داد تاوانش رو داد!

‫منم دادم

‫و بینهایت روح دیگه

‫تو فهمیدی که این ارزش این بهارو داره ‫،پس بهای مال خودت رو بده

‫باید انجامش بدی

هیس

‫باید این رو به روح بعدی ‫ که بهش نیاز داره برسونی

‫این راهشه

‫این تنها راهشه

‫خدای من

‫تو من رو اسیر کردی؟

‫لعنت بهت ‫پس توی گروه داشتی

‫ دنبال یکی می گشتی که

این کار رو باهاش بکنی

‫آره؟

‫تو همه چی رو خراب کردی

‫بهت پیشنهاد تولد دوباره دادم

‫این یک هدیه الهی است.

‫در عوض تو همه چی رو از من گرفتی

‫تو باعث شدی دیگه نتونم ‫ دخترم رو ببینم

‫چون نمی تونی از یه سری ‫دستورالعمل ساده پیروی کنی

‫حالا هم حقته

‫بنوشش

‫بنوشش

لعنت بهت

نه!

‫من مدیونم

‫هدیه رو پس می گیرم

‫نه ‫- حالا اون پسر کوچولو عذاب می کشه

‫او به جز درد و اندوه و

‫ناامیدی چیزی رو

تجربه نخواهد کرد

‫نه لطفا

‫تو نمی تونی

‫اما من می تونم

‫باید یه راهی باشه

‫باید رگ داشته باشم

‫بهاش هم مشخصه

‫راهش همینه

‫می تونم واست خون بیارم

‫می تونم

‫باهام بازی نکن دختر جون

‫هیچ بازی در کار نیست

‫من می تونم

‫هی

‫آره می دونم

‫واقعا نیاز دارم که امشب ببینمت

نه نه. امشب

‫می تونی بیایی؟

‫آره آره

‫هی

عجله کن

نخود شیرین؟

پای مامانی؟

لعنتی؟

‫اوه ایناهاش

‫پیدات کردم

‫هی

‫چیزایی که می خواستی رو آوردم

‫لباساتم هست

‫البته اینا رو مفتی انجام ندادم کورا

‫این همونی بود که می گفتی دختر جون ؟

‫من بهت دادمش

‫خون این آدم آلودست

‫تمیز نیست

‫بفرمایید 911 کار اورژانسیتون چیه؟

اوم...

‫بذار اون رو تمیزش کنیم

‫می خواییم ببریمت حموم

‫بعدش چی می شه؟

‫ تا وقتی که بتونیم بفهمیم این چیزایی که گفتی یعنی چی

‫و بعد من به هولدینگ می برمت

‫چه هولدینگی؟

‫اونجا آرومه و هیچ کسی ‫ قرار نیست اذیتت کنه

‫نه نه من نمی تونم تنها باشم

‫تو نمی تونی من رو تنها بذاری

‫بعد از اینکه کمی استراحت کردی،

‫ باید همه اینها رو دوباره مرور کنیم.

نه. هی.

‫نه نه دستتو از من بکش

‫چته؟

‫هی هی اینطوری نمی تونی بهمون کمک کنی ‫آروم باش

‫می تونی آروم باشی؟

‫من تمام تلاشم رو می کنم

‫ تا همه اینها رو بفهمم، باشه؟

‫تو بهم مدیونی الیسون

‫تو من رو می شناسی_ ‫نه اون رو

‫خیلی خب اون اینجا می مونه ‫فقط من و توییم

باشه؟

‫زود باش

‫ممنون

هی

‫جواب آزمایشش ادرارش هنوز نیومده؟

‫جوابش اومده اون هیچی ‫مصرف نکرده بوده

‫و وایت چطور؟

‫همین الان باهاش تماس گرفتیم

‫گفت که او هفته‌هاست که MIA است. ‫ضمانت نامه فعال وجود دارد

‫به نظرت داره راست می گه؟

‫هیچ شاهدی نیست ‫هیچ قتلی صورت نگرفته

‫تا جواب آزمایش نیاد ‫ هیچ چی معلوم نمی شه

‫تو نمی تونی اون رو پیداش کنی ‫ اون رفته

‫اون رفته ‫- اوکی اوکی

‫باید باورم کنی

باشه. باشه.

باید منو باور کنی

‫فقط بهم یه ذره وقت بده

‫ تا بفهمم قضیه چی بوده باشه

‫ما کنار هم هستیم

‫لطفا نرو ‫- در روباز کنید

‫زودی می ام

‫الیسون نمی تونی من رو اینجا تنها بذاری

‫توروخدا الیسون

‫اینجا جات امنه اوکی؟

‫اینجا همونجاییه که باید باشی

‫اصن یه کلمه از حرفایی که زدم شنیدی؟

‫نمی تونی من رو اینجا تنها ول کنی

‫انگار رهاش کردم

ولش کردم

‫الیسون من همه چی رو خراب کردم ‫و اون رو رهاش کردم

‫من اجازه نمی دم هیچ اتفاق بدی واست بیافته ‫بت قول می دم

‫فقط سعی کن یه ذره بخوابی

‫زودی برمیگردم

زود

‫الیسون لطفا نرو

‫اون ازم می خواد که انجامش بدم

‫الیسون لطفا

آلیسون!

‫واقعا متاسفم

‫من تلاشم رو کردم

‫لطفا نیا

‫من تلاشم رو کردم لطفا نیا

سلام

‫کسی اونجا نیست؟

‫لعنتی... کسی هست کمکم کنه؟

سلام. اوم... سلام.

‫من ....

‫تو نمی دونی الیسون کی برمی گرده؟

‫به نظرت می تونم روی کمکت حساب کنم؟

‫اسیب دیدی؟

‫نه ‫-به دست شویی نیاز داری؟

‫من فکر می کنم یکی اینجا پیش منه

‫و من به کمکت نیاز دارم لطفا

لطفا.

‫نه لطفا نرو

‫من به کمکت نیاز دارم

‫لطفا تنهام نذارید

‫من به کمکتون نیاز دارم

‫برو بچه چون

‫بشین

‫بذار بررسی کنیم

لطفا! نه

‫خون رو بیار تا من از گوشت ساخته بشم.

‫تو اندوه رو تحمل کردی

‫اندوه شیرین

‫بیا درد رو فراموش کنیم

‫اجازه نده که حسرت کل وجودت رو بگیره

‫به نظرت یه پسر بچه به مادرش نیاز نداره؟

‫به آخرش رسیدیم بچه جون

‫هیچ پناهگاهی وجود ندارد.

‫پرداخت بها تنها چیزیه که مونده

‫من رو وارد خودت کن

‫من رو وارد یک روح شکست خورده بکن

پسرت

‫داره صدات می زنه

‫پیدات کردم اقای موگو

بو!

اينستاگرام و کانال تلگرام فیلم لاست telegram.me/Filmlost instagram.com/Filmlost.in

‫مترجم:آیدا تهرانی.

فیلم های ترسناک دیگر در ..::Filmlost.in::..

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.