Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(تلاش روان شیائو فنگ برای عشق سلطنتی)
علیاحضرت
چطور تونستین ترکمون کنین؟
...علیاحضرت چقدر عالی
چقدر غمانگیز
حالا نوبت توئه
از یه لال میخوای گریه کنه؟
چه مرگته؟
منظورم این بود
نوبت اونه کارت بندازه
نوبت توئه
(قسمت 1)
عالیجناب، اوضاع خیطه
علیاحضرت تلاش کردن خودشون رو بکشن
از برج بی شائو افتادن
(برج بی شائو)
وقتی خدمتکار پیداشون کرد
دیگه نفس نمیکشیدن
(لی روی، ارباب لینگ)
وا چته؟
آبجی
علیاحضرت
نمیخواستیم بهتون بی احترامی کنیم
بازی مادیائو ایده گوانگ بود
تقصیر گوانگه، ربطی به من نداشت
گوانگ بودی، درسته؟
اون یه روحه
بچه ها آروم باشین
آبجی، تو اینجا از همه آرومتری
ببینین، من یه آدمم، روح نیستم
پس نترسین
...روح نیستم، آدمم. من
(روان شیائو فنگ)
(پاورپوینتت مزخرفه)
(همونجور که میگم اصلاحش کن)
(قبل از فردا صبح میخوامش)
(یک ساعت پیش)
(سه تا آرزو کن)
سه تا آرزو؟
آرزوی اول
معلومه که میخوام پولدار شم
تا دیگه لازم نباشه کار کنم
آرزوی دوم
پول تنهایی کافی نیست
قدرت هم میخوام
اینجوری
هیچکس جرات نداره برام هارت و پورت کنه
(جیه یو VR) ...آرزوی سوم
لطفا از جونم بگذرین، علیاحضرت
...من
وحشت کرده بودم
واسه همین بیهوشتون کردم
چی صدام زدی؟
علیاحضرت
علیاحضرت؟
یادتون نیست؟
امپراتور فقید این عنوان رو بهتون دادن
اون زمان، ژنرال بزرگ
برادر بزرگتون
از کشور در برابر حملات شورشیها دفاع کردن
و عنوان صلح جنوب رو بهشون دادن
و به شما عنوان
شاهدخت ژائو نینگ رو دادن
داری میگی
که از اعضای خانواده سلطنتی نیستم
ولی
یه بانوی نجیب زاده ـم؟
بله
مثل اینکه آرزوی دومم
توی این رویا هم اومده
صبر کن
آرزوی سومم چیشد پس؟
(عمارت ارباب لینگ)
(این رویا به طرز عجیبی واقعیه)
(میتونم برف و دمای هوا رو حس کنم)
♪ توی یادداشت های روزهای گذشته ♪
♪ عشق مثل یه جریان بیپایان ادامه داره ♪
♪ من دورتر رو نگاه میکنم، به رودخونه ی خاطرات ♪
(این آرزوی سوممه؟)
♪ احساسات گذشته هنوز عمیقا توی قلبم هستن ♪
♪ اشکها حس عجیبی دارن و خنده ها توی فضا میپیچن ♪
(به به اینم از این)
(قهرمانی که دوستم داره)
(داره میاد سراغ من)
(آخ، دردم گرفت)
(قاعدتا)
(باید کمکم کنه بلند شم)
(واااا؟)
تو از برج بی شیائو افتادی
ولی یه خط روت نیفتاده
واقعا عجیبی
چی؟
(برج بی شیائو)
آها، درسته. الان یادم اومد
فکر کنم
از یه جای واقعا بلند افتادم
مهارت بازیگریت واقعا پیشرفت کرده
کل عمارت باهات همکاری میکنن
توی تابوت بودی
ولی بازم برگشتی به زندگی
برگشتم به زندگی؟
این یعنی
خواب
نمیبینم؟
توی زمان سفر کردم؟
تو کی هستی؟
بعد از سقوط
دیگه حتی شوهرتم یادت نمیاد؟
شوهر؟
...ما
ما ازدواج کردیم؟
روان شیائو فنگ، داری تظاهر میکنی که همه چی رو یادت رفته؟
به نظرت گول زدنم خنده داره؟
نه، آروم باش
منظورم این نبود
بیا خوب صحبت کنیم
حیله های خودکشی ناچیزت رو اون زمان
نادیده گرفتم
ولی دیگه چرا
به برج بی شیائو توهین میکنی؟
باشه، اگه انقدر دلت میخواد بمیری
آرزوت رو براورده میکنم
عالیجناب
عالیجناب - عالیجناب -
عالیجناب - عالیجناب -
ترسوندنش کافیه
ارباب صلح جنوب داره توی جنوب غربی با شورشیها میجنگه
اگه بلایی سر علیاحضرت بیاد
ممکنه برای کشور عواقب جدی ای داشته باشه
(عمارت ارباب لینگ)
میتونین بهم بگین
ارباب لینگ
چطور آدمیه؟
عالیجناب تنها برادر کوچیک امپراتوره
پسر صیغه سلطنتی وانِ امپراتور فقیده
سه سال پیش که ژنرال با پیروزی برگشتن
خودتون شخصا از امپراتور این ازدواج رو درخواست کردین
اینجوری بانو لینگ شدین
شخصا درخواست کردم؟
خودمو انداختم بهش؟
ولی اون چرا
ازم متنفره؟
عالیجناب ازتون متنفر نیستن
بیشتر اینجوریه که اهمیتی نمیدن
روز عروسیتون صیغه وان از برج پریدن و مردن
پس شاید به خاطر همین باشه
که شما و عالیجناب
هیچوقت ازدواجتون رو کامل نکردین (منظورش شب حجله ـست)
بعلاوه عالیجناب به همه اهالی عمارت دستور دادن که شما رو بانو لینگ صدا نزنن
متوجه شدم
ارباب لینگ میخوان ببیننت، زود باش
یه موردی پیش اومده
یه چیزی باید ازت بپرسم
یا گو
...همین تازه، دیدم که شما و ارباب لینگ
نترس
چیشده؟
بذار ببینم
کی این کار رو باهات کرده؟
ارباب لینگ بود؟
چه عوضی ای
اذیت کردن من به کنار
ولی چطور میتونه به تو آسیب بزنه؟
نترس
برات طلب عدالت میکنم
(مردسالاری خونین)
(بهتون نشون میدم که نمیتونین زنها رو اینجا تحت فشار قرار بدین)
وقتی از همچین ارتفاقی سقوط کنه
نباید بدنش زخم شه؟
عالیجناب
...نباید
نه هنوز
با توجه به شرایطش
مثل اینکه حافظه ـش رو از دست داده
(برج بی شیائو)
(ممکنه ارباب لینگ بخواد منو بکشه؟)
♪ باد برگهای افتاده رو بلند میکنه و میبره به حاشیهی رودخونه ♪
♪ گذشتهی پراکنده با هر قدم دورتر میشه ♪
♪ خیلی سطحی، خیلی کمرنگ ♪
♪ خاطرات هنوز دنبالم هستن ♪
♪ در هم تنیده، نمیخوان رها کنن ♪
♪ من این آزادی رو نمیخوام ♪
♪ تا وقتی که تو نری ♪
♪ مثل شنهایی که از دستم لیز میخورن ♪
♪ هر چی بیشتر توی دستم میگیرمشون، بیشتر مریزن ♪
♪ بهار میره، پاییز میاد، روز و شب نوبتی عوض میشن ♪
♪ از دلبستگیم محافظت میکنم ♪
♪ بذار توی خوابها مست باشم و وقتی بیدارم درد بکشم ♪
♪ هر کلمهای توی قلبم حک شده ♪
♪ توی دنیای ساکت ♪
♪ فقط صدای یه قلب واقعی شنیده میشه ♪
♪ بذار دیوونهوار عشق بورزم و بیدلیل نفرت داشته باشم ♪
♪ این عهد رو توی سرنوشتم دفن میکنم ♪
♪ و باهاش میجنگم ♪
♪ همه چیزم رو روی سقوط بعدیت میذارم ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.