All language subtitles for The.Castle.of.Purity._El.castillo.de.la.pureza.AKA_1973.DVDRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

قلعه ی پاکی

.کارم تموم شد کمک میخوای؟

.ساکت. کارمونو قطع نکن

.تو حین کار هیچ صحبتی نباید باشه

.یک ساعت ، ولونتاد

.بئاتریز، یه نفر رفته سر وسایل من

.کسی وارد اتاق تو نمی شه ، گابریل

.فقط خودت کلید رو داری

،پورونیر تو توی اتاق من بودی؟

.نه، من نبودم - .پس اوتوبیا بوده -

.نه، پدر. من حتی طبقه ی بالا هم نرفتم

.شکل مجسمه ی شادی رو بگیر

.شکل مجسمه ی مرگ رو بگیر - !نه! این یکی نه -

!نه! همین یکی - .شکل مجسمه ی جنگ رو بگیر، مامان -

!نه !همونی که من گفتم

.مجسمه ی مرگ بشو

.هی، خودتو به زحمت ننداز

یه پیرمرده تنهایی اونجا زندگی میکنه .و الانم بیرونه

.اوه، ببخشید

.بگیرش، برو آویزونش کن

همه خوبن؟ - .بله، پدر -

میشه بیام تو؟

.برایت یه هدیه آوردم

.بیا. بشین پیشم

بوش کن. دوستش داری؟ - .آره -

.این کِرِم برای دست عالیه

.یه کم بمال

بذار یه کم لوسیون .روی صورتت بمالم

.میرم طبقه یپایین - .گابریل -

.خیلی ازت ممنونم

.دستت درد نکنه، بئاتریز

.یه کم نون بهم بده

.دستاتو خشک نکردی

سر سفره خوب نیست .صحبت کنی

.یک .دو

.سه .چهار

.پنج .شش

.هفت .هشت

.هشت .هفت

.شش .پنج

.چهار .سه

.دو .یک

.یک .دو

.سه .چهار

.پنج .شش

.هفت .هشت

.هشت .هفت

.شش .پنج

.چهار .سه

.دو .یک

.آب میخوام - .صبر کن -

.خوبه، بعدی

.من دوست دارم اقیانوس رو ببینم

این حرفو نزن .وگرنه بابا دیوونه میشه

.به مامان میگم ما رو ببره اونجا

چرا به اون میگی؟

میدونی که ما هیچوقت از خونه .بیرون نرفتیم، هیچوقت هم نخواهیم رفت

به هر حال، من میخوام .اقیانوس رو ببینم

یادته مامان درباره ی اقیانوس بهمون چی گفت؟

.گفت واقعا زیباست - .ولی بیرون رفتن از خونه، بده -

.محیط بیرون از خونه، وحشتناکه

،و الهه ی خورشید ...آزرده و ناراحت

...در داخل غاری فنا گرفت... .پناه گرفت -

که در دامنه ی کوهی عقیم ...قرار داشت

.عظیم - .عظیم -

وقتی داخل غار شد، آرزو کرد ... که کاش دنیا و ناسپاسی شوهرش را

...را فراموش کند...

او ورودی غار را... .با یک سنگ بسیار سنگین بست

...در ادامه نیروی نامرئی

...با صاعقه‌هایی سریع از طرف پادشاه...

.به کمکش اومد - .که از طرف پادشاه اومد -

پادشاه کیه؟ - .خورشید -

.بیا دیگه نخونیم .یه چیزی برامون بگو

چی میخواید که بهتون بگم؟

.هر چیزی

...وقتی که همسن و سال ولنتاد بودم

.هر روز بعد از ظهر، تو رودخونه، بازی میکردم...

.قایق های کاغذی درست کردم .از همون ها که پورونیر درست میکنه

!برای منم یکی درست کن - .باشه بعدا -

،یکهو ...چند تا گاو نر ظاهر شدند

،و یه دفعه... ...یکیشون رم کرد

گاوهای نر چه شکلی هستن؟

.تو کتابهای مصورت، عکسشون رو دیدی

.اونها حیوونایی هستن که شاخ دارن

اونا زیبان .ولی خیلی مهاجم هستن

خوردنی هستن؟

.آدم هایی که گوشت خوار هستن، گوشت اونا رو میخورن

.ما گوشت خوار نیستیم - گاوه چیکار کرد؟ -

.افتاد دنبال من

،من جیغ زدم و دویدم .خیلی ترسیده بودم

ولی بهت نرسید؟

.نه. اونها کشتنش

.بیاین بشینید

قواعد رو مطالعه کردید؟ - .بله -

گوته چی گفته؟

...یک مرد با اراده ی قوی"

جهان را... ."به سلیقه ی خود شکل میدهد. گوته

.خیلی خوبه .حالا، الیس

.برای یافتن مردانگی، باید به بشریت پشت کرد". الیس"

.من نمیفهمم

...اگه قرار باشه که از دیگران، برتر باشی

نباید به اون چیزی که مردم میگن... ...یا انجام میدن، توجه کنی

ولی طوری زندگی کن که میدونی... ...چجوری باید زندگی کنی

تا بعدها بتونی... .از خودن به عنوان یه الگو نام ببری

.بله - !خمیازه نکش. دارم صحبت میکنم -

فهمیدی؟ - .بله، پدر -

.چسترتون

.همه ی انسانها مردمی عادی هستند"

ولی انسانهای فوق العاده، کسایی هستند که به خودشون اطمینان دارند''

.برو تو اتاقت - .باشه، پدر -

.سرتو تکون نده، پسرم .موهاتو اشتباه کوتاه میکنما -

.تو سرمو نگه دار - .موهای خیلی قشنگی داری -

.واقعا موهات پرپشت شده

.ببین. این اولین موهای کوتاه شده ته

.دست بهش بزن .حس کن چقدر نرم و لطیفه

!به همش نریز

.این مال اوتوپیاست - !بذار ببینم -

.مال پورنویر قشنگتره - من چی؟ -

.این مال تویه .ولی بهش دست نزن

.تکون نخور - !تکون نخور -

چیزی گفتی؟ - .من چیزی نگفتم -

!عشقم! عشقم

!عشقم! عشقم

،بچه ها طبقه پایینن .صدامونو میشنون

.همیشه همینطوری هستی

.تو فقط به فکر خودتی .حق نداری

.گابریل، لطفا .بیا اینجا

.تو همیشه دور و برت پر از مرد بود

...همیشه به اونا فکر میکنی

حتی اگه وانمود کنی... !که بهشون فکر نمیکنی

.برو تو آشپزخونه - .شام حاضره -

.ابزارها رو رو تمیز کن

.گرسنه مه .غذا رو بیار تو اتاقم

.بله، پدر

.دوباره سیماش قاطی کرده

!وقت استراحتتون تموم شد .برگردید تو کارگاه

میدونی چند تا جنازه میتونه اینجا، جا بشه؟

.تو که هیچی نخوردی - .اشتها ندارم -

.تو هر سوراخ سمبه ای موش صحراییه .اونا مُردنی نیستن

.باید سم های قویتری بسازیم

اونها، غذاهایی که .من براشون میذارمو، نمیخورن

اونا به یه نحوی همدیگه رو .از وجود خطر باخبر میکنن

.یه چیزی رو بهم بگو ...موشهای صحرایی و موش های شهری، از همدیگه متنفرن

میتونی تصور کنی که... یه چیزی بهشون بدی که دیوونه شون کنی؟

که مجبورشون کنی همدیگه رو بکُشند؟

.هر روز میلیون ها ازشون به دنیا میاد

،ماده های به دنیا اومده ...قبل از اینکه لونه شونو ترک کنن

.از قبل حامله ان...

اگه اونا با هم میجنگیدند ...یا بچه های همدیگه رو میخوردند

.وقتی نداشتن که تکثیر بشن...

این غریضه شونه.جونورها .فقط دنبال لذت بردنن

با تکثیر شدنشون .وحشت و کثافت رو توی دنیا پخش میکنن

این چرخه ی بی پایانیه که .فقط با تموم شدن دنیا به پایان میرسه

.در مود آدمها هم، همینطوره

.با مطالعه روی موش ها، آدم ها رو میشناسی

!هر دوشون شبیه هم هستند

برای همین من نمیخوام شما .با دنیا در ارتباط باشید

...بهتره داخل خونه، همراه موش ها بمونید

.تا اینکه، بهترین آدم ها رو بیرون از خونه ببینید...

چرا این رو میگی؟ .اینجوری حرف نزن

.تو نمیتونی آدم ها رو با موش ها مقایسه کنی

به علاوه، تو همیشه .بچه هات رو دوست داشتی

.آره، ولی اونا متفاوتن

وقتی هیچوقت پاشونو بیرون از خونه نذاشتن چجوری میتونن، متفاوت باشن؟

خبر نداری؟

.ما ۱۸ ساله که از خونه بیرون نرفتیم

.هجده ساله که رنگ خیابون رو ندیدیم

جرات میکنی که اعتراض کنی؟

اتفاقاً برعکس، من همیشه .از تو خوشحال و راضی بودم

هیچ چیزی بهتر از .زندگی با مردی مثل تو نیست

.من به چیز دیگه ای احتیاج ندارم

.این ۱۸ سال فوق العاده بود

.من احتیاجی به بیرون رفتن ندارم

یادت میاد وقتی نقل مکان کردیم؟ .اوتوپیا تازه به دنیا اومده بود

ولنتاد هیچوقت تا حالا .دنیای بیرون رو ندیده

.چاره ای نیست

،اگه این کارو نکرده بودم الان عاقبتمون چی شده بود؟

.تو دنیا رو می شناختی .تو میدونی دنیا چجوریه

.وقتی میرم بیرون دنیا رو میینم .به تصمیمی که گرفتم افتخار میکنم

نشون به اون نشون که بچه ها .سالم، پاک و شاد هستند

اگه پاشون به دنیا باز شده بود .گمراه و آلوده شده بودن

میتونی اوتوپیا رو تصور کنی؟ .طفلکی

!چه سورپرایزی

خیلی خوشحالم که میبینمت .آقای گابریل

.مثل همیشه اومدم اینجا حالت رو خراب کنم

،حال شما بهتر شده خانم لوئیسا؟

.همونه .به آدمای پیر امیدی نیست

،این حرفو نزن .خانم ماریا لوئیزا

.تو حلوای همه ی ما رو میخوری

چند تا کیسه باید بذارم؟

چند تا؟ .یک دوجین و نیم ، لطفا

.فقط یک دوجین

.هنوز یه مقدار از قبل داریم

.بذار ببینم

.تا یه ثانیه دیگه میتونی ببینیش

.دوازده

.بفرمایید

.خیلی ممنونم .روز خوبی داشته باشی

چند تا میخوای؟

.نه ، شرمنده م ، آقای لیما

.دیگه مال شما رو نمیخوام

ببین، آقای لیما .این سودآورتره

بخاطر تبلیغات تجاری .خیلی براش درخواست شده

!ولی این آشغاله نمیتونی ببینی؟

محصول من بهتره !چون صنعتی نیست

.یه محصول دست سازه !این حتی نمیتونه یه مگس رو بُکُشه

توجه نکردین؟ .این داخل کیسه های پلی اتیلن هست

میدونی این یه ماده ی خراب نشدنیه؟

!تا آخر دنیا توی طبیعت باقی میمونه

.واقعا متاسفم، آقای لیما

!بیاین بریم بازی کنیم - کارتو تموم کردی؟ -

.آره - .خوبه، پس بزنید بریم -

!خوبه !یک، دو، سه

!میگیرمت، ولنتاد !نه! نه

،دارم میام دنبالت !اوتوپیا

!اوتوپیا، وایسا !اوتوپیا

!نه ، پورونیر !نه

!کافیه، اتوپیا !بیا کمک من کن

...پدرت نمیخواد

.چیزهایی رو که اون صلاح نمیدونه، بخونید

،اگه اینو پیدا کنه .دیوونه میشه

،کارتو کن .همین الان برمیگردم

.میرم تو اتاقم

،یک لحظه لطفا .آقای گابریل

.دلمون براتون تنگ شده بود آقای گابریل مگه نه؟

دوجین بذارم؟ - .البته، آقای گابریل -

.منو ببخشید، آقای گابریل - .خواهش میکنم -

.باید تنها ببینمت .برات نفع داره

.میخوام باهات بخوابم .بابتش بهت پول میدم

زده به سرت؟

اگه مادرم بفهمه .تو بد دردسری میفتی

.بفرمایید .بشمریدش

.باید یه چیزی بهتون بگم عصبانی نمیشید؟

چی شده؟

.مراقب دخترتون باشید .اون خیلی دله ست

ببخشید؟ - .اون خیلی اغواگری میکنه -

چی؟ - .اومد طرف من -

واقعا؟

اگه حقیقت نداشت، بهتون .نمیگفتم. من هیچوقت دروغ نمیگم

.مراقبش باش، خانم .خوب هواشو داشته باش

.میتونه از دستتون بره - .ممنون، جناب گابریل - -

!تو همراه من میای

تو رو به جایی میبرم !که فقط خودم میشناسمش

.خسته نباشی - .میخوام استراحت کنم -

!بابا اومد !بابا اومد

.بیا اینا رو جمعشون کن - .باشه، پدر -

.آخرش از گرسنگی میمیریم - چی؟ -

.هیچکس نمیخواد مرگ موش های ما رو بخره

میگن آشعال هایی که تو .کارخونه ها ساخته شده، سودآورتره

.نگران نباش .مال ما بهتره

اگه مال ما خریداری نداشته باشه .نمیتونه بهتر باشه

...گابریل - !ما گرسنگی میکشیم. دارم بهت میگم -

،از فردا .وعده های غذایی رو کم کن

انرژیه کمتری مصرف میکنیم .و همه ی چیزای قری و فری رو میذاریم کنار

.با لوازم آرایش خودت خداحافظی کن

.من از اونا برای جذب کردن تو استفاده میکنم - !ما از گرسنگی میمیریم -

.این قیافه رو به خودت نگیر .نگران نباش

.من مطمئنم همه چی درست میشه

!خسته شد م .دیگه نمیخوام کار کنم

!باید عجله کنیم .باید ۱۰۰ تا بسته درست کنیم

مردایی که قبل من تو زندگیت بودن، چجوری بودن؟

.دقیقا بهم نگفتی چند تا بودن

،خواهش میکنم، گابریل .باز شروع نکن

.این گفتگو هیچوقت پایان خوبی نداره

،بهت هشدار میدم !ندونستنش بدتره

!گابریل، تو همه چی رو درباره ی من میدونی

.من هیچی نمیدونم

!میخوام بکُشمت !میخوام بکُشمت

مادرت داشت سعی میکرد .با این خودشو زخمی کنه

!مجبور شدم با یه حرکت وحشیانه ازش بگیرمش

.به برادرت چیزی گو

!متاسفم !متأسفم ، بئاتریز

.تو باید بهم کمک کنی .من خیلی میترسم

.نترس .دوستت دارم، گابریل

...بیرون رفتن برام مهم نیست

فکر میکنی من این خونه نشستن رو... با یکی دیگه تحمل میکردم؟

در سال 2000 چند نفر وجود خواهد داشت؟

.هفت میلیارد - .خیلی خوبه -

سالانه چند کودک از گرسنگی می میرند؟

.سه میلیون و نیم

...هر چقدر جمعیت انسانها بیشتر باشه

جنایت... .و اعتیاد، بیشتر وجود خواهد داشت

.این طبیعیه

.آدمها نمیدونند چجوری در کنار هم زندگی کنند

.همه چی اشتباهه .و بدتر هم میشه

میتونم لامپو روشن کنم؟ - .آره -

.تولد سلتیک بزرگ

،در زیر سایه های وحشتناک ...پادشاهی متولد می شود

.و همگان از او خواهند ترسید...

خون باستانی او ...دوباره در او متولد میشود

.و عصر برنزیه او به عصر طلا تبدیل می شود...

این به این معنیه که این پادشاه .با صبر و مهربانی حکومت میکنه

.اون به نژاد خودش، چهره ی متفاوتی میده

به لطف آموزه های او ...عصر برنز

...که عصر خشونت و جنگ بود...

به عصر رفاه تبدیل خواهد شد... .یک عصر طلایی

.او به زور درهای برنزی را باز می کند

.پادشاه قلعه ی جنگی را، از تخت پایین میکشد

.آنها دیگر از ارگ و دژ استفاده نخواهند کرد

.جهان با راهنمایی های او به آرامش می رسد

تا اینجا رو فهمیدین؟

.شهر بزرگ مانند یک بیابان خواهد بود

.کسانی که در آن زندگی می کردند مطمئناً مرده اند

...خیابان هایی که از غارت و تجاوز خالی شده اند

.و آن معبدی که به دلیل اهانت به آن، ویران میشود...

نوستراداموس به وضوح دید که .چه اتفاقی در حال رخ دادنه

.حالا می تونید برید بخوابید .ما میمونیم و یه کم کار میکنیم

.شب بخیر، پدر

.شب بخیر، مادر

.خوب بخوابید

.وزیر محترم

.یک ماه بیهوده منتظر جواب شما بودم

...من فکر میکنم شما به این دلیل جواب من رو ندادید

چون دشمنان من به شما گفتند... ...بین عقاید من

.و زندگیه شخصی و کاریه من، تضاد وجود دارد...

چون میگن با این همه درگیری فکری که دارم

یعنی میتونم با تولید آفت کش ها، امرار معاش کنم؟

میتونم زندگیمو بگذرونم؟ - .تولید سموم دفع آفات -

:و من به شما پاسخ می دهم .هیچ تناقضی وجود ندارد

.موش ها دشمن انسان هستند

،محصولات کشاورزیه انسان رو نابود می کنند ...انبارهاشون رو غارت میکنند

...ناقل بیماری هستند...

.و اونها حتی بچه های کوچک را هم، بلعیدند...

بنابراین آنها باید به طور کامل .توسط قوی ترین سم ها نابود بشند

،تنها قدرت واقعی اونها ...مثل همه ی ضعفا

.توانایی تولید مثل بسیار زیاد اونهاست...

.نباید بهشون هیچ رحمی کرد

.این مسئله ی مرگ و زندگی هست

!بدو دنبالم

!نیفتی

...و فقط با انرژی بی پایان می‌توانیم

.این بلای مصیت بار رو ریشه کن کنیم

،با احترام ، ارادتمند شما .گابریل لیما

.درسته

.خیلی خسته م

.اون نامه ای که دیکته کردی عالی بود

.فکر کنم این دفعه دیگه جوابمو بده

.طرز فکرهای تو فوق العاده ن

.چیزی که میگی درسته

...امیدوارم همه چی به حقیقت بدل بشه

.تا مردم بدونن که تو کی هستی...

.منو ببر تو تختخوابم

،گابریل چکار میکنی؟

.هیچی .یه آزمایش بود

.چند دقیقه ست یکی داره در میزنه

.میرم ببینم کیه

،آقای گابریل .فکر کردم خونه نیستی

،متأسفم ، بازرس .نشنیدم که در میزنید

.سر و صدا زیاد بود .بفرمایید داخل لطفا

.این خونه به گچ کاری احتیاج داره

چرا یه گچکار نمیاری؟

.نه! خودم انجامش میدم

.مواظب باش چون خطر داره

.بارون میتونه اینجور خونه های قدیمی رو بریزه پایین

!یه مرد

سلام، چطوری؟ - چه خبر؟ -

.صبح بخیر - .اینها مدارکه -

.اجازه بده ببینم

.اوضاع خیلی خرابه

نمیدونم که آیا میتونم محصول تو رو مجاز اعلام کنم یا نه؟

منظورتون چیه؟

.من تا حالا یه بار هم با قانون توی مشکل نیفتادم

.مدارک من مرتبه

.آره، ولی خودت میدونی که .اوضاع فعلا چجوریه

چجوریه؟

داشتن این همه موش خطرناک نیست؟

.همشون واکسینه شدند - .بالاخره بازم -

تو ازشون نمیترسی؟ - .دیگه بهشون عادت کردم -

تو نظرت چیه؟ موافقت کنم یا نه؟

.بله، باهاش موافقت کنید

.خیلی خب پس .چون تو اینطور میگی، باشه

.تو 47.50 درصد حق امتیاز داری

.جواز فروشت رو نشونم بده

،اوه، در حال پردازشه درسته؟

.بله - .ممنونم، قربان -

میتونی چند تا نمونه برای آزمایشگاه بهم بدی؟

.حتما، هر چقدر دوست دارید ببرید

.مچکرم

،خداحافظ خانم .از ملاقاتت خوشحال شدم

!جنده ی لعنتی - !نه! نه -

!ولم کن! نه

!گابریل !ولش کن

!بس کن !دیوونه شدی؟

!نمیبینی چیکار کردی؟

!خودتو قاطی نکن !من میدونم دارم چیکار میکنم

!به نفع خودشه - !این چیزیه که تو فکر میکنی -

!ببین داری با بچه هات چیکار میکنی

!بچه های من اینطوری نیستند

!تو با من مخالفی !من همه چی به شما دادم

!ببین چیکار کردی

!همتونو میکُشم

.دختر بیچاره ی عزیزم .بهم بگو چی شد

.نمیدونم، مامان .نمیدونم

.گریه نکن، عزیز دلم .آروم باش

!نمیخوام منو کتک زنه

.گریه نکن .الان خوشگل تر شدی

.توی آینه نگاه کن میبینی؟

منم وقتی با پدرت آشنا شدم .موهام همین شکلی بود

کی فکرشو میکرد یه روزی، قراره همچین چیزایی اتفاق بیفته؟

.اون برای دیدن من میومد خونه ی ما .ساعت ها با همدیگه صحبت میکردیم

...بهم گفت وقتی که ازدواج کردیم

بچه های زیادی به دنیا میاریم... .و خانواده ی بی مثل ومثالی میشیم

.اون واقعا با من مهربونه

من همونطور که اون میگه عمل میکنم .این به نفع خودمونه

.ولی هیچوقت نباید دستش رو روی تو بلند میکرد

.تو خیلی جوونی

.گابریل عوض شده .و الان خیلی عجیب غریب شده

.بعضی وقتها، حتی منم ازش میترسم

.دو تا ساندویچ گوشت خوک ، لطفاً

با سس یا بدون سس؟ - .با سس، لطفا -

.ممنونم

.یه ساعت بود داشتن در میزدن

ندیدیشون کی بودن؟ - .نه -

.حتما پسر آب فروش بوده

من بهش گفتم که .هیچوقت بعد ساعت ۹ صبح به اینجا نیاد

.بچه ها رو صدا کن .یه سورپرایز دارم

!این خرت و پرتا رو برای شما خریدم .نگاشون کنید

،فعلا بهتون نمیدمشون ...ولی چند روز دیگه

!اینجوری واقعا ازشون لذت میبرید

.اونا واقعن قشنگن، پدر - .مچکرم

برای من یه بیلچه آوردی؟

نه، اما برای تو کتاب های مصور .حیوان ها رو، بیشتر تهیه کردم

.دستت درد نکنه، پدر

.باید یه چیزی بهتون بگم

از فردا دیگه تو این خونه .دعوا و مرافعه ای در کار نیست

.میخوام که هممون با همدیگه کنار بیایم

گابریل؟ - بله؟ -

کامیون زباله بری .اومده

!منم باهات میام

.تکون بخور، دختر

!برگرد داخل

.ممنونم

!تو اتاق نشیمن منتظر باشید

!احمق !چرا گذاشتی بیان بیرون؟

!گندش بزنن - .لطفا، گابریل -

.تو درست مثل مادرت هستی - چرا؟ -

!چرا؟

!سرمو برگردوندم، دیدم پاشو گذاشته تو خیابونها

!نمیتونم توی این خونه زندگی کنم !همش تقصیر تویه

سعی کردم اونها رو از شر دنیا .در امون نگه دارم. ولی نشد

!خون تو توی رگ هاشونه - .گابریل، هیچ اتفاقی نیفتاده -

.بشین اینجا

!من از سر دلسوزی با تو ازدواج کردم !همیشه دلم برات میسوخت

من هیچوقت هیچ حس دیگه ای !نسبت به تو نداشتم! همش تقصیر تویه

!هیچوقت با این وضع کنار نمیاید

.برید حموم کنید

!ولنتاد !ولنتاد

!اینجا نیست چی شده؟

بهش بگو برام !حوله بیاره

.مال خودمو بهت قرض میدم

!صبر کن !پرتش کن

!حروم زاده ها

!تخم حروما !چندش آوره

!تخم حروما

!جنده

!نه، بابا - !حروم زاده -

!نه، پدر - !چندش آوره -

!تخم حروم - !بابا -

!لعنتیه حروم زاده !گاییدمت حرومی

!نه - !مادر جنده -

!ولد زنا !با این دیگه کنار نمیام

!از من نفرت داری !تخم حرومی

!بس کن - !برو کنار -

!حق نداری بزنیش - !حق ندارم؟ -

آروم بگیر، من میدونم که اونا .هیچ کار اشتباهی نکردن

!هیچ کار اشتباهی؟ !اونا از موش ها کثیف ترن

!گابریل - !برو کنار -

!حق نداری - !حق دارم -

!حالا نشونت میدم !به سزای عمل زشتت میرسی

.اینم از بچه تربیت کردنت !تحویل بگیر

!آروم باش، گابریل !خواهش میکنم

.تقصیر تویه !همش تقصیر تویه

!ببین چیکار کردی

.همه چی رو به فنا دادی .تقصیر تویه

.همه چی تموم شد .من باختم

.هیچ کس تا حالا منو درک نکرده. هیچکس

.حتی تو

،نه، گابریل .همه چی برمیگرده سر جای اولش

.بایدم این اتفاق میفتاد

.تو هیچوقت درباره ی این چیزها، باهاشون حرف نزدی

.ولی اونا بچه ن

.همونجور که منو دوست دارن، تو رو هم دوست دارن

،من همیشه دوستت داشتم .گابریل

یادته وقتی جوون بودیم و رفتیم به روستا؟

.همه چی خیلی قشنگ بود

.تو همیشه خوشحال بودی

نبودی؟

.یادش بخیر

...تو بهم گفتی ما باید

.بدون مزاحمت دیگران، زندگی کنیم...

...همه چی خوب بود

.اما من میدونستم که یه اتفاقی توی آینده میفته...

تو هیچوقت به آینده ی .همچین تصمیمی، فکر نکرده بودی

.همه چی عوض شده

.من همونجور که تو میخواستی، خواسته تو به بچه ها غالب کردم

...بخاطر اونها و بخاطر آرامش این خونه

،آرامشی که تو نمیبینیش... .درکش نمیکنی یا ازش قدردانی نمیکنی

ولی میدونی ...من خیلی دوستت دارم

.و تو از این، به عنوان اهرم فشارم استفاده میکنی...

.یه کم ازش بهش بده .این جدیده

.دو دستی

.تموم شد، پدر - .خوبه. ولش کن -

موش ها گوشت میخورن؟

.آره. فقط اینجور جونورها گوشت میخورن

مزه ی گوشت چجوریه؟ - .مزه ی خون میده. حال بهم زنه -

.حالا

.مُرده، پدر

.ولنتاد، یه روزی ما این تله ها رو میسازیم

اونها نامیده میشن .'' ال کاستیلو ''

...چند سال پیش ایده ی اونا رو توی یه مجله ی آلمانی خوندم

...ولی خودم کاملشون کردم

.شکل یه حلزونه

.موش از این در می گذره و نمیتونه بیرون بیاد

.به مرکز، جایی که پنیر هست، میرسه

،وقتی سرگرم خوردن پنیره .بستر فرو میره

.موش میفته تو سطل آب و می میره

.ده تا موش میتونن توی یه شب غرق بشن

.واقعا جالبه

.بگیر .برو درشون بیار

.آویزونش کن

.من اینو نمیخورم .خیلی سیر توشه

!از این به بعد از برادرت دور میمونی

!با چراغ روشن میخوابی

،وقتی من بیرونم !تو توی اتاقت خواهی موند

.همه چی تقصیر زنهاست

!بخاطر تویه !بخاطر تویه که بی جربزه بودم

!تو باعث شدی اونا ازم حساب نبرن

!تو از قبل، همه چی رو برنامه ریزی کرده بودی !تقصیر تویه

!میکشمتون

.بگیرش، ببر بذارش تو اتاقم

اون چی گفت؟ - .هیچی -

.حتی با من حرفم نزد

.واقعا ازش میترسم .هیچوقت اینجوری ندیده بودمش

،کاری که کردی اشتباه بود .سعی کن اونو درک کنی

.نترس

میدونی که من هیچ کس رو مثل تو .دوست ندارم. هیچ کس رو

.دروغ میگی .تو پدرمو بیشتر دوست داری

...تو خیلی منو یاد پدرت میندازی

.ولی خیلی با اون فرق داری...

.من دنیای بیرون رو دوست داشتم - دنیای بیرون؟ -

.آره

این قنده؟ - .آره -

.یه کم بخور - .باشه -

.دوستت دارم ، پورونیر - .منم دوستت دارم، مامان -

.کمک .بهتره کمکمون کنید

.بله، همینه

.پدرم ما رو زندونی کرده

.همه ی ما رو حبس خونگی کرده

.حالا هم میخواد بکشتمون

.ما توی گونزا ۹۹ زندگی میکنیم .زودتر بیاین

.اوتوپیا

گابریل؟

.من فقط با یه دختر بودم .اون خیلی جوون بود

،اون باکره بود !نه مثل تو

جای تعجب نداره که توی این خونه .هیچوقت پاکی وجود نداشته

،همش دروغه چرا این رو میگی؟

!حق نداری

من هیچی نبودم !ولی وفادار و صبور بودم

،هرچی خواستی انجام دادم !رو حرفت نه نیوردم

!مجبور شدم با چیزی که تو ساختی، زندگی کنم

.صبر و تحملم حدی داره !طاقتم تموم شده

تو چت شده؟ - !چم شده؟ -

!چطور جرات می کنی ؟ !بزار تو حال خودم باشم

!الانم از اتاقم گمشو بیرون

!عزیزم .اینجوری رفتار نکن

.اینجوری رفتار نکن

،بئاتریز، عزیزم چی شده؟

چی شده؟ مشکلت چیه؟

.بئاتریز ، دوستت دارم

.دوستت دارم، بئاتریز

.عزیز دلم، عصبانی نباش

.بهم بگو چی میخوای که خوشحالت کنه

.نه بابا، من عصبانی نیستم - .نه هستی. میدونم -

ولی تو خوبی و .به همین زودیا خوشحال میشی

.اوتوپیا، ظرف رو برام بیار

!بهت گفتم که نمیخوام اونو لمس کنی

!بابا .بابا، نه

!گابریل، بس کن

.زندونیت میکنم

!اینبار حتی حق آب خوردنم نداری

!تو دیدی چیکار کرد !منو زد

دیدی؟ !اون منو زد

.تقصیر شماها هم هست

.این بار دیگه نمیتونید قسر در برید

!همتونو میفرستم به جهنم

!اوتوپیا

.بذار بیاد بیرون

.یه موش میتونه غرق بشه - .نه. اونا میتونن شنا کنن -

واقعا؟ - .البته -

.همه ی حیوونا میتونن شنا کنن

.بیاید

.اوتوپیا

!اوتوپیا

.بله، دارم میام

.من هم مثل شما می ترسم

.واقعا موندم چه کنم

.نمیدونم چیکار کنم

.ولی باید طاقت بیاریم .میگذره

.ما همیشه خیلی خوشحال بودیم

.سر در نمیارم .اون هیچوقت اینجوری نبوده

.اون دیوونه شده

.اون دیوونه شده .اون بدجنسه

.نه اون بدجنس نیست .اون خیلی خوبه

.اون تو رو خیلی دوست داره

.من دیگه اونو دوست ندارم

.آدم ها رو بشناسید .به این گوش بدید

باغ وحش دیترویت ، میشیگان ...مجبور شد 4 نگهبان دیگر

برای محافظت از حیوانات... .در برابر حملات بازدیدکنندگان استخدام کند

...بی کفایتی و بی فکریه دستیاران باغ وحش

.اغلب باعث مرگ این حیوانات میشود...

.یک توله کانگورو با ضرب و شتم کشته شد

.یک اردک با تیر و کمان کشته شد

،اسب آبی ...که منتظر بچه اش بود

.با پرتاپ یک توپ پلاستیکی در دهانش، خفه شد

.آنها در قفس عقاب گوشت مسموم انداختند

...کارکنان باغ وحش - پدر؟ -

.صحبتمو قطع نکن - میشه برم دستشویی؟ -

.وقتشو قبلا داشتی - .آخه فوریه -

.برو ...کارکنان باغ وحش

.نمی دانند که چگونه این کار را متوقف کنند

.مراقب باش، مراقب باش .اونا رو نکش

.اونا نمیمیرند .میتونن شنا کنن

.بذار من خیسشون کنم - .نه خودم میکنم -

!بذار من کنم - .نه ولونتاد -

.با این موهات مثل یه خانوم شدی

.واقعا خوشگل به نظر میای

.چشمام درد میکنه - .حتما گرد و خاک رفته توش -

.خوب نخوابیدم - چطور؟ -

.من واقعا میترسم - چرا؟ چی شده؟ -

.نمیتونم بهت بگم

.تو همیشه همه چی رو به من گفتی

.درباره ی پدر گفتم - چی؟ -

.درباره ش به پلیس ها گفتم

چی داری میگی؟

یه نامه به پلیس فرستادم .و درباره ش صحبت کردم

پلیس؟

.به پلیس ها گفتم اون قصد داره ما رو بکشه

عزیزم، چرا اینکارو کردی؟

،چون می ترسم !مامان

.نترس .همه چی درست میشه

.ببین چقدر خوشحالیم .شما منو دارید

.من ازتون محافظت میکنم .تو نباید بترسی

.پلیس تو چی کار کردی؟

اوتوپیا؟ چی شده؟

چی شده؟ - .حالش خوب نیست -

تو هم همینطور؟ چی شده، بیتریز؟

.لطفا بهم بگو چه مشکلی پیش اومده؟

.نمیدونم

حالتون چطوره خانم؟ .خوشحالم که میبینمت

.مادرم اینجا نیست

.اشکال نداره .مواد رو میذارم و میرم

.بعدا باهام حساب میکنه

تو گابریل لیما هستی؟ - .بله -

.مجوز فروش این محصول رو به من نشون بده

.همراه خودم نمیارمش .ولی ازم نمیخوانش

ولی مجوز داری؟ - !صد در صد -

.تو خونه م نگهش میدارم

اگه میخواید باهام بیاین، بهتون .نشونش بدم

.همچنین گزارش شده که این ماده خطرناکه

.ممنوع شده - .من مجوز ویژه دارم -

.متصدی یکی از دوستای نزدیکمه

!هی کیسه ها رو کجا میبری؟

.زود برمی گردم

.همینجا منتظر باشید - .ما هم باید همراهت بیایم -

!دارم بهتون میگم منتظر بمونید - .سر من داد نزن، آقا -

،بهم نگو چیکار کنم !مخصوصا تو خونه ی خودم

.خوب تنت میخاره

احمق ها! شما نمیدونید .دارید چه کار میکنید

.همینجا وایسا .من میرم

!پلیس

!نامه دروغ بود !لطفا اینجا رو ترک کنید

!من نمیخواستم اونا رو محبوس کنم

!من امنیت بچه هام رو تضمین کردم

!لطفا برید - درباره ی چی صحبت میکنی؟ -

!اون ما رو حبس کرده و کلیدشم داره

!من هیچ کاری نکردم - !از خونه ی من برید بیرون -

،اگه دستتون بهم بخوره !میکشمش

!ولش کن - !بیا اینجا -

!لطفا! در رو باز کنید

!بذارید بیام بیرون! لطفا

.برید تو

!گورتونو گم کنید وگرنه تموم خانواده مو میکشم

!گم شید - .با پشتیبانی تماس بگیر -

!گم شید !این خونه ی منه

!کمک! بذارید بیام بیرون - !گم شید -

.بجنب. صندلی ها رو بذار روی همدیگه

!زود باش

.چراغ رو بیار !زود بیارش

.بذارش اینجا

!بیاین پایین، حالا

.همینجا وایسید .هیچ کاری نکنید

.اون دیوونه ست

،اگه گورتونو گم نکنید !زن و بچه هامو میکشم

!تو دیوونه ای !احمق نباش

!ولشون کن - !هیچکس بیرون نمیره -

!برید گمشید !اینجا خونه ی منه

!من اینجام !بذارید بیام بیرون

!خواهش میکنم

!منو اینجا ول نکنید

!همینجا بمون !همینجا بمون

.کپسول آتش نشانی رو بیار

!منو از اینجا بیارین بیرون !خواهش میکنم

!من اینجام

!منو از اینجا بیارید بیرون

!تکون نخورید وگرنه همشون می میرند

!من این بالام !لطفا، کمکم کنید

!گم شید !برین بیرون، لطفا

!گم شید !گم شید

!نه

مگه نمیبینی؟

!بدش به من

!برید بیرون!از خونه ی من گمشید

!برید بیرون !بیرین بیرون، حروم زاده ها

پیغامم به دستتون رسید؟ - پیغام؟ -

!از خونه ی من گمشید !گم شید

!بزنید به چاک

!برید بیرون - !نه -

!گورتونو گم کنید - !نه -

!نه، نه! بابا

!بهش دست نزنید - !نه -

!گابریل

!گابریل !ولش کنید

!مامان چه اتفاقی داره میفته؟

!دوستت دارم، گابریل

پایان

این فیلم به رافائل کاستاندو، تقدیم میشود

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.