All language subtitles for Mistletoe_Murders_S01E04_720p_1080p_WEB-DL_SP

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کلید مغازه رو بهم می‌دی؟

.آره، حقش رو داری

کلید کجاست؟

این برنامه هر چیزی رو که .مربوط به کایمرا باشه پیدا می‌کنه

دیبی؟ .اوه

.با 911 تماس بگیر

.کلارا رو کشتن

.ما معتقدیم راننده، آدام جیمسونه

.اون زخمی شده، ممکنه گیج شده باشه

،می‌خوام پروتکل جستجوی کامل اجرا بشه

از شعاع پنج مایلی شروع بشه .و به سمت بیرون گسترش پیدا کنه

.خب، بیا بریم

.هی، باید بری خونه

.ماشینمو ببر .صبح برش می‌دارم

.خوشحال می‌شم که بمونم

.تحت کنترله

.باشه .ممنون

سم برای پیدا کردن آدام ،نیازی به کمک من نداره

و من واقعا هیچ بهونه‌ای ندارم .که تو این پرونده دخالت کنم

پس چرا اینقدر سخته که از این قضیه فاصله بگیرم؟

... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... ‫.:: Saeed_Pardis ::.

:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub

اون دیگه چیه؟

.هی

.وایسا

.هی

.این خیلی عذاب‌آوره

از اینکه این موضوع رو .به پلیس گزارش دادم پشیمونم

.ترجیح می‌دادم خودم بهش رسیدگی کنم

.هی

صدای تماس رو تو بی‌سیم شنیدم حالت خوبه؟ چیزی دیدی؟

آره خوبم .اوم، دزد رو دیدم

ژاکت مشکی؛ ماسک اسکی؛

قد حدود یک متر و هشتاد .لاغر و سریع

نشونه‌ای از شکستن شیشه نبود قفل بود؟

.اوه، بله، البته دوربین‌های امنیتی چی؟

.فکر نمی‌کردم بهشون نیاز داشته باشم

چیز باارزشی دزدیده شده؟

.نه، که بتونم ببینم

فکر کنم سعی کرده بود .به صندوق پول دستبرد بزنه

وقتی نتونست .عصبانیت‌شو سر ویترین خالی کرد

ببین، باید به جستجوی آدام برگردی .این اولویت اوله

می‌خوای امشب یه افسر بیرون اینجا نگهبانی بده؟

.نه، خوبه، جدی میگم ...ببین، امم

.ممنون بابت ماشین .ممنون

.شب‌بخیر .باشه

،تنها چیزی که از سم پنهون کردم

اینه که مطمئن نیستم ،این یه دزدی معمولی بوده

،یا اینکه فقط طوری وانمود شده

.که هدف اصلی رو پنهون کنه

آره، اینجور فکرا وقتی گذشته‌ت پر از

.اشتباهاته، معمولا به سراغت میاد

،مطمئنم که در رو قفل کردم

پس هر کسی که وارد شده باید .قفل‌شکن حرفه‌ای باشه

ولی چرا باید این همه به صندوق پول آسیب بزنه؟

الو؟

.سلام، منم جون

داروهای تجویزی دویل رو آوردم وقتش شده؟

اوه، آره، آره .بیا بالا

.شب‌ها سخت‌تره

.دوباره دارم تنها غذا می‌پزم

.و خوب نمی‌تونم بخوابم

دائم می‌چرخم و می‌بینم ...که یه طرف تخت خالیه

.نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داره

.به هر حال، دیگه راجع به من حرف نزنیم

.به نظر می‌رسه ناراحتی

فقط بخاطر دزدیه؟

.یه جورایی

فقط دارم سعی می‌کنم .از یه مشکل قدیمی دوری کنم

.مشکلات خانوادگی

می‌خوای در موردش حرف بزنی؟ ...اوه

.نمی‌تونم

متاسفم ...من، اوه

.تو این کار خیلی خوب نیستم

.در مورد خودم حرف زدن

خوب، امیدوارم بدونی ،که می‌تونی هر وقت خواستی

.با من حرف بزنی

.ممنون

خدایا، خیلی دوست داشتم .بتونم این پیشنهاد رو قبول کنم

خوب، به نظر می‌رسه دویل .داروهاش رو خیلی خوب می‌خوره

.خیلی عالیه

.پس احتمالا بهتره برم

،ساعت 6 صبح وقت دارم

با یه مارمولک اژدهای ریشو .به اسم مرلین

آه، کاش زندگی من ،نصف زندگی تو هیجان‌انگیز بود

.من صبح‌هام رو با بل‌ها می‌گذرونم

راستش، نمی‌فهمم چرا داری .این کارو با خودت می‌کنی

می‌دونی، وقتی از این همه غرور و

،و تموم خنجر زدن‌ها رد بشی

...راستش یه لذت واقعی وجود داره برای

.بلند بلند آواز خوندن

.خوبه، بسه، بسه،بسه

.بیاین بچه‌ها

روشن کردن درخت کریسمس ،تقریبا نزدیکه

.و شما دیروز این کارو کردین

...فکر کنم هممون

.کمی حواس‌مون پرت شده

خبر تصادف آدام؟

.مطمئنم خوب می‌شه

فقط امیدوارم .هیچ اتفاق بدی براش نیوفته

.تمرکز کنین، همگی

.واقعا خوب می‌خونیم

.واقعا خوبه

.بذارین این انرژی رو از دست ندیم

حالت خوبه، ورا؟

چی، این؟

زیادی نت موسیقی و کم خوابی

.باعث یه زخم کوچیک دردناک می‌شه

...از طرف دیگه

دیبی نمی‌تونه بعنوان ،سولیست بهمون ملحق بشه

برای مراسم روشن کردن درخت ...که یعنی

.قبول می‌کنم

.یعنی من باید جای اون بخونم

،من بیشترین تجربه رو دارم

...و آخرین باری که بهت فرصت دادم، بروک

.خب

.یالا دیگه، داریم وقت رو تلف می‌کنیم

می‌خوای امتحان کنی؟

.بفرمایید .کریسمس مبارک

،مطمئنا تا الان پرکارترین روز بود

فکر کنم حق با تو باشه .هنوزم تموم نشده

.سلام بابا .ازت نخواستم بیای دنبالم

.باید با امیلی حرف بزنم

.تنها

خب خیابون رو .برای دوربین‌های امنیتی چک کردم

می‌خواستم ببینم از دوربینا می‌تونم ببینم .چه شکلیه، ولی هیچی دستگیرم نشد

اشکالی نداره، چیزی که نبردن .یه کوچولو بهم ریخته بود، همین

دزدی شده؟

اینجا؟

خب تقصیر من چیه که شماها درست بغل گوش من حرف خصوصی می‌زنین؟

کی دزدکی اومده تو؟ .اوم، چیزی نیست

بهت نگفتم چون .نمی‌خواستم بترسونمت

باشه؟ .یه اتفاق کوچولو بوده

.حالش بهتر می‌شه .باهاش حرف میزنم

آدام چی؟ خبری ازش نیست؟

.تو هیچ کدوم از بیمارستان‌ها نرفته

.تو محله هم خبری نیست

.فکر نمی‌کنیم رفته باشه خونه

منتظر حکم دادگاهم .تا بهمون اجازه دسترسی بده

.انگار آب شده رفته تو زمین

تو چطور؟ تمرین خوب بود؟

سرگرم کننده بود .ولی خیلی پیشرفت نکردیم

اوه، لنس میتفورد یه رفتارهای ،عجیبی از خودش نشون میده

خالکوبی‌های زندانش نشون میده .یه چیزایی بیشتر از یه صدای بم صاف توشه

تو کتابای رازآلودت کلی خالکوبی زندانیا هست، نه؟

.تو که هیچی نمی‌دونی

.ارزش یه سرچ رو داره. مرسی

،اوه، و اوم، برای اولین بار

بروک رو دیدم که از شدت خجالت .صورتش سرخ شده بود

.ترسناک بود

.شرط می‌بندم

فکر کنم یه ربطی .به این سولیست بودنش داشت

راستش منم یه جورایی کنجکاو شدم .باید بهش زنگی بزنم

...باشه، سپردمش به خودت، فقط

مراقب باش، باشه؟

.موضوع آدام نگرانم کرده

اوه... نگران منی؟

ازت کمک خواستم پس .مسئولیتت بامنه

.آره .باید برم

.اما بعدا باهات تماس می‌گیرم

.باشه

نمی‌تونم بذارم سم حس کنه .مسئولیت من با اونه

.تحت هیچ شرایطی

وقتی این قضیه تموم شد .دوباره مثل قبل می‌شیم

.اینطوری برای هر دوتامون بهتره

،چقدر خوش می‌گذره

.اوه، بالاخره وقتش شد دوتایی تنها باشیم

درسته؟

.خیلی دیر شده بود .اهوم، درسته، آره

.خوشحالم که تو رو با گروه بل‌ها آشنا کردم

.می‌دونستم تو اینجا جا می‌افتی

آره، یه دلیل دیگه هم برای آوردنم داشتی، نه؟

.هوم، برنامه‌ت برای به دست گرفتن سولیست

.منو آوردی که به نفعت یه رای اضافی بدم

چطور تونستی اینو بگی؟

مگه اشتباه میگم؟

.نه، اما نیازی به گفتنش نبود

و یادت نره که چقدر زود .با دیبی صمیمی شدی

.آره، چون واقعا داشت بهم کمک می‌کرد

ندیدم خودتو بندازی وسط .که منو راه بندازی

.حرفت درسته

.من تو رو انداختم بین چندتا گرگ

.آره اما می‌دونی چیه؟

.الان می‌تونی جبرانش کنی

.می‌خواستم ازت اطلاعات بگیرم

،آواز خوندن با بقیه خیلی شخصیه

.و من می‌خوام با همه ارتباط برقرار کنم

.تقریبا هیچکس رو تو گروه نمی‌شناسم

.اوه

.فهمیدم

.تو دنبال یه چیزی هستی

خب .آدم مناسبی رو پیدا کردی

.سو، دو تا شراب قرمز بیار

با چوب پنبه یا پیچی؟

چه فرقی می‌کنه .چوب پنبه بیار

چرا خودمو تو این موقعیت قرار دادم؟

.و مایری، شوهرش دیابت نوع 2 گرفته

برای همین حالا همه‌ی چیزای .شیرین رو قایم می‌کنه

...امم .و البته دیبی

کسی که طوری رفتار می‌کنه ،که انگار رئیس گروه کُره

.با اینکه بدترین صدا رو داره

.اصلا نمی‌فهمم چرا اون سولیست شده

حالا، می‌دونم که کلارا نیستم .اما مطمئنا بهتر از دیبی می‌خونم

.قسم می‌خورم که می‌کشمش

...تعجب می‌کنم که چیزی نگفتی راجع به

.عشق‌بازی‌های مخفیانه تو گروه کر

اوه، خب، چون چیزایی مثل این

.راز باقی نمی‌مونه

واقعا؟

چون شنیدم که راجع به .کلارا و یکی دیگه حرف می‌زنن

کلارا؟

.نه

امکان نداره .او آدام رو دوست داشت

آره، هروقت وارد اتاق می‌شد .مثل یه درخت کریسمس خوشگل بود

.عین زوج‌های اینستاگرامی نمونه بودن

.وقت شامه

چی برات بیارم؟

.اوه، واو

متاسفم، اوه .زمان از دستمون در رفت

.اوه، خیلی خوش گذشت

.حتما باید دوباره این کارو بکنیم

.حتما

.خداحافظ

.از این بابت متاسفم، سو

وقتی بروک شروع کنه حرف زدن .دیگه نمی‌شه ساکتش کرد

.نه اینکه حرفاش راست باشه

می‌دونی، تابستون گذشته .نوبت اون که سولو اجرا کنه

از کی طرفدار گروه بل‌ها شدی؟

بذار اینجوری بگم که مدام ،اجرای سولوی بروک رو نگاه می‌کردم

همین باعث عضو شدنم .تو شبکه‌های اجتماعی شد

... :: تـرجـ‌مه از : سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

خیلی بد بود، نه؟

.صبر کن، تاریخش چهاردهم جولای‌ه

.همون شبی که کلارا کشته شد

.اما بروک سولو رو می‌خونه نه دیبی

.در واقع، اصلا دیبی اینجا نیست

،و اگه با گروه بل‌ها نمی‌خونده

پس موقع مرگ کلارا کجا بوده؟

:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub

.ممنون که اومدی اینجا پیش من

.راستش داشتم تو خونه دق می‌کردم

دکترم گفت چند روز دیگه .استراحت صوتی نیاز دارم

.ولی دلم نمی‌خواد گروه بل‌ها رو ناامید کنم

،می‌دونم چقدر به گروه علاقه داری

شرط می‌بندم حتی یه کنسرت رو هم از دست ندادی، نه؟

.شرط رو باختی

تابستون گذشته .یه کنسرت خارج از شهر داشتیم

.و من مسمومیت غذایی شدم

.درست قبل از اینکه بریم رو صحنه

.اوه، چه وحشتناک بوده

.آره، همینطوره

.ولی ورا خیلی مهربون بود

.اصرار داشت که باهام تا بیمارستان بیاد

اون تو رو برد؟ .اوه، نه

برای اضطرابش هر روز .قرص آرامش‌بخش مصرف می‌کنه

.حق رانندگی نداره

.خودم رانندگی کردم

...پس تو

کل کنسرت رو از دست دادی؟

.من و ورا ساعت‌ها تو بیمارستان بودیم

.وقتی برگشتیم هوا تاریک شده بود

.مستقیم بردمش خونه

همون شبی بود که کلارا کشته شد؟

.آره

یه شب وحشتناک که به نوعی .برای هممون بدتر شد

تو پرونده اصلی چیزی در این مورد نوشته نشده؟

نه، فقط گفتن که بعد از تحقیقات کوتاه

.فهمیدن که مظنون معتبری نیست

.ورا هم همینطور

موقع مرگ کلارا بقیه اعضای ...گروه کر هم در حال ضبط صدا بودن، پس

...از گفتنش متنفرم اما

.شاید واقعا تصادفی بوده

تونستی چیزی درمورد لنس پیدا کنی؟

پرونده‌هاش محرمانه شدن دارم خیلی تلاش می‌کنم که

قاضی رو قانع کنم .که پرونده‌ها رو باز کنه

فهمیدم که با یه خانواده خلافکار .از شهر وایت راک رابطه داره

.خب این جالبه

اوه، و همچنین، جی پی اس ماشین آدام

آدرس خونه لنس رو نشون می‌داد .پس حداقل یه بار رفته اونجا

هردو به یه چیز فکر می‌کنیم؟

.بستگی داره به چی فکر می‌کنی

خب، آدام فکر می‌کرده .زنش با لنس رابطه داره

.و رفته تا باهاش حرف بزنه

.به نظر یه نظریه منطقی میاد

.می‌دونم داری چیکار می‌کنی

کی، من؟ .اوه، آره، تو

بدون اینکه مستقیم ازم بخوای .داری سعی می‌کنی با لنس حرف بزنم

.ترفنداتو می‌شناسم

.نه همه رو

.هنوز نه

،احتمالا می‌تونم با لنس حرف بزنم

.ولی اون خیلی باهام گرم نگرفته

.باید یه راهی پیدا کنم

و خوشبختانه می‌دونم دقیقا .چه کسی می‌تونه بهم کمک کنه

چیزی میل داری؟

،آب گازدار

یه نوشابه لیموی عالی، شاید؟

یه دونه دیگه مونده، ها؟

.نه ممنون، رِی

با این قیمت‌ها، احتمالا مجبور می‌شم

.برای مغازه‌م یه وام دیگه بگیرم

.آخ، دلمو شکستی، امیلی

.خب، وارداتی‌ان، گرونه

.هوم می‌خوای چیکار کنی؟

چیزی رو که گفتم پیدا کردی؟

.آه، البته، بریم سر اصل مطلب

خب لنس، که کارش رو تو گروه کر .شروع کرده، آدم پاکی نبوده

وقتی 17 سالش بوده .به جرم ضرب و جرح شدید محکوم شده

.براش یه جور امتحان ورودی بوده

به مافیا؟ .درست حدس زدی

عجیب نیست که ،یه تازه‌کار دستگیر بشه

ولی خیلی عجیبه که .خودشو تسلیم کنه

.این رفتار یه خلافکار حرفه‌ای نیست

در ازای همکاریش .قاضی پرونده‌اش رو محرمانه کرده

بعد از آزادی، زندگی سالم .و درست و حسابی داشته

تا اونجایی که من می‌دونم .هیچ ارتباطی با مافیا نداره

.این دیگه خیلی عجیب‌تره

.جالبه، آره

وقتی مافیا به کسی بچسبه .دیگه ولش نمی‌کنه

ولی انگار لنس .تونسته از دستشون فرار کنه

.عجب

.تحت تاثیر قرار گرفتم

.بذارش به حسابم

اوه، سلام وی .عالی شد که اومدی

،یه سفارش خیلی بزرگ داریم

.اوه، برای احتیاط، قفل‌ها رو عوض کردم

.بیا، اینم مال تو

.نه. نمی‌شه به من اعتماد کرد

چی داری میگی؟ .من کاملا بهت اعتماد دارم

.کلیدمو گم کردم، امیلی

.یه روز بعد از اینکه بهم دادیش

.همه جا رو گشتم، ولی پیداش نکردم

بعد از مغازه دزدی شد .و همش فکر می‌کنم تقصیر منه

اگه دزد کلید رو پیدا کرده باشه چی؟

چطوری می‌فهمه که کلید مال این مغازه‌ست؟

به یه جاکلیدی بابانوئل وصل بود .شاید ارتباطشو پیدا کرده

می‌دونم، اخراج می‌شم .و حقمه

وی، بس کن .همه ممکنه چیزی رو گم کنن

.پیش میاد

.ولی باید فورا بهم می‌گفتی

.مطمئن بودم که دوباره پیدا می‌شه

.دفعه بعد حتما میگم، قول میدم

اما قول می‌دم .دفعه بعدی وجود نداشته باشه

.باشه، زیاد قول نده

.حق داری اشتباه کنی

باشه؟ .بگیر

.ممنونم

.ممنون، ممنون، ممنون

.دیگه هیچ چیزی رو ازت مخفی نمی‌کنم

فقط اگه مربوط به مغازه بود، آره؟

لطفا؟ باشه

برو چند تا برچسب مغازه بیار .باید کادوها رو بپیچیم

،من اشتباه می‌کردم

.دزد قفل رو نشکسته بود؛ کلید داشته

.این یعنی احتمالا ویولت رو می‌شناسه

،انگار فقط پرنده آوازخون نیستیم

.سحرخیز هم هستیم

.شایعه‌ای راجع به تو شنیدم

...شنیدم که تو و کلارا

.می‌دونی... با هم بودین

.به سلیقه‌ی من نمی‌خوره

بلوندها؟

.زن‌ها

هر وقت اسمش به میون میاد .خیلی دفاعی می‌شی

.تو... تو بهش اهمیت می‌دادی

.داشت نت‌خونی یادم می‌داد

خجالت می‌کشیدم، برای همین .ازش خواستم که به کسی نگه

.و یه روز شوهرش اومد خونه من

.داد می‌زد و می‌خواست باهام دعوا کنه

.از کنترل خارج شده بود

چی شد؟ .وضعیتم رو توضیح دادم

.اونم رفت

حالا هر وقت منو می‌بینه .می‌خواد که ببخشمش

.انگار... وظیفه منه که حالش رو بهتر کنم

.برو ازش بپرس

چی بپرسم؟

.به خالکوبی‌ام چشم دوخته بودی

.وقتی جوونتر بودم، یه مدت تو زندان بودم

پس قدرت مشاهده من ،خیلی هم قوی نیست

انگار از اون چیزی که .فکر می‌کردم زنگ زده‌ترم

.من با شیطان معامله کردم

.مسئولیت کاری رو که نکردم قبول کردم

تا از زندگی‌ای که نمی‌خواستم فرار کنم

.و اصلا پشیمون نیستم

تو واقعا آدم خوبی هستی، نه؟

خیلی‌خب، شما دوتا .اگه قراره زودتر بیاین

.باید کار کنین

باشه

.سلام به همه شما عزیزان

.من برگشتم

اما دیبی، عزیزم ...دکترت

.بیش از حد محتاطه

.حالم خوبه

.بل‌ها بهم نیاز دارن

... :: تـرجـ‌مه از : سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

.بهتره موضوع مهمی باشه

.دارم یه دعوای بزرگ رو از دست می‌دم

آدام همه اینا رو روی دیوار خونه‌اش نوشته؟

.آره

.ولی هنوز پیداش نکردن

به چی فکر می‌کنی؟

...دارم فکر می‌کنم

.الکی از تئوری‌های توطئه نمی‌گفت

از همون اول .خودش داشته تحقیق می‌کرده

.فکر کنم من و آدام یه چیز مشترک داریم

تمرکز کنین .بیاین همه سولو تمرین کنیم

...باشه

.نه! نه

.اینجوری

.باشه. باشه

.فقط به گرم کردن بیشتری نیاز دارم

.نه

حتی تو بهترین حالتت هم .خیلی معمولی می‌خونی

چطور جرئت می‌کنی؟

،فقط چون اصلی‌ترین حامی مالی این گروهی

به این معنی نیست که .باید اجازه بدم ما رو شرمنده کنی

.تو چراغونی درخت

...باشه، خب، شاید بهتره

.تو دخالت نکن، امیلی

به خاطر اینه که بهت گفتم باید کمک مالی رو کم کنم؟

.من منبع بی‌انتهای پول نیستم، ورا

.تو هم دیگه سولیست گروه نیستی

.دیگه نه

...باشه، پس

.با آرزوی موفقیت برای همتون

.واو

پس روح کریسمس کجا رفت؟

.از اول

... :: تـرجـ‌مه از : سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub

ویلنر

.هی، منم

،غیر از دعواهای همیشگی

.هیچکس مشکوک به نظر نمی‌رسه

اطلاعات جدیدی داری که بتونه منو به سمت یکی از اعضای گروه بل‌ها هدایت کنه؟

.اوه، نه .هنوز نه

ولی فهمیدم آدام داشت .چی رو روی نقشه دنبال می‌کرد

،لیستی از همه مراکز بازیافت و آهن قراضه‌ها

.تو این منطقه

می‌خوام برم چندتایی .از جاهایی که علامت زده رو ببینم

فکر می‌کنی دنبال ماشین قاتلی می‌گشته که زنش رو کشته؟

.آره، و نه هر ماشینی

.ماشین قدیمی دیبی

.برای شب مرگ کلارا مدرک داشته

.آره، و مدرکش هم صحت داره

.بیمارستان تایید کرده که تحت درمان بوده

.بیش از سه ساعت اونجا بوده

.دو دقیقه یعنی دو دقیقه بچه‌ها

.بریم .من باید برم

.ملکه بل‌ها احضارم کرده

.باشه، بعدا ادامه می‌دیم

هی، امیلی؟

.خیلی خوب داری کار می‌کنی

.فقط خواستم بدونی

.ممنون

.منم ‌خواستم همینو به تو بگم

حتی با در نظر گرفتن غم و اندوهش

نمی‌فهمم چرا آدام اینقدر اصرار داره که

ماشینی که زنش رو کشته

.همون ماشینیه که دیبی قبلا داشته

.سلام، امیلی

.سلام، وی

کیه که باهاته؟

دوستم، نیکیه .نیکی، رئیس من، امیلی

.سلام

.خوشبختم

.من عاشق مغازه‌تم

رزومه می‌گیری؟

اوه، ممکنه به یه کمکی نیاز داشته باشم

.تو فصل شلوغی تابستون

.تو رو یادم می‌مونه

.کلاهت قشنگه

ممنون. یکی از اون کلاه‌های عجیب و غریبه، می‌دونی؟

.در واقع مال برادرمه

.اگه بفهمه پوشیدمش، منو می‌کشه

.بین خودمون می‌مونه

اوه، وی، بعد از کار بریم بیرون با هم درس بخونیم؟

.عالیه، باشه، خوبه .وقتی تموم شد پیام بده

.خداحافظ .خداحافظ

دختر خوبی به نظر میاد .آره، خیلی خوبه

.و خیلی هم محبوبه

.یه جورایی برعکس منه

.هی، خودتو دست کم نگیر

وقتی بابات پلیس باشه ...زندگی همینطوره، ولی

.خوبه دوستی داشته باشی که درک کنه .وقتی پیشمه، آدم می‌تونه خودش باشه

گفت که یه برادر داره باهاش آشنا شدی؟

پیت؟

اون 18 سالشه .و راستش یه جورایی بدجنسه

فقط وقتی با ما حرف می‌زنه، که پدر و .مادرش مجبورش ‌کنن که مارو ببره و بیاره

.احتمالا باید این موضوع رو به سم بگم

ولی آخرین کاری که می‌خوام بکنم

.اینه که پلیس رو بفرستم سراغ برادر نیکی

شاید وقتشه که .یه کم ماهیچه‌هام رو نرمش بدم

...امم

مشکلی نداری اگه برم چندتا کار کوچیک انجام بدم؟

.حتما، اگه بهت نیاز داشتم پیام می‌دم

فکر کنم من و پیت

.باید یه کوچولو با هم گپ بزنیم

.سلام، پیت

...چی

می‌دونم که تو ،وارد مغازه کریسمس شدی

.و مدرک هم دارم

من چیزی ندزدیدم .ولی خواستی بدزدی

ببخشید .فقط برای سرگرمی بود

اوه، می‌دونی چی دیگه سرگرمیه؟

.رفتن به زندان بخاطر دزدی

فکر می‌کنی سرگرمی قشنگیه؟

نه! نه، نه، نه .خیلی متاسفم

.از من معذرت خواهی نکن

از کسی که .بهش ظلم کردی معذرت بخواه

و اگه دوباره بشنوم ،که همچین کاری کردی

،و حتما هم می‌شنوم

.دوباره برای یه گپ کوچولو برمی‌گردم

اوه، اوه، اوه .درستش می‌کنم، قسم می‌خورم

.الان میام پیشت، امیلی

عجله نکن .فقط اومدم یه نوشیدنی دیگه بگیرم

یه قسمتی از وجودم ناراحته ،که اینقدر پیت رو ترسوندم

.ولی فکر نکنم به خواهرش بگه که چی شده

به علاوه، دیدم که با بچه‌هایی مثل اون

.وقتی طعم تاریکی رو بچشن چی می‌شه

.بعدا ازم تشکر می‌کنه

.امیدوارم

.اوه. ممنونم

...خب

هنوز از شر اون غول-برفی‌ها خلاص نشدی؟

.نه، اما دیبی این کارو کرد

.دارن دنبال یه سولوی جدید می‌گردن

.اگه دوست داری دوباره برگرد

.نه، ممنون

به هر حال هیچکس .نمی‌تونه جای کلارا رو بگیره

چقدر می‌شناختیش؟

وقتی تو گروه بودم .زیاد باهاش حرف نمی‌زدم

ولی خواهرزاده‌ام تو استودیوی .کوچولوش، پیشش کلاس می‌رفت

.با بچه‌ها خوب رفتار می‌کرد

کدوم استودیو؟

.خب، در واقع یه تریلر بود، تو حیاط خونه‌ش

.ولی داخلش خیلی قشنگه

.اوه

... :: تـرجـ‌مه از : سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

.با کارآگاه سم ویلنر تماس گرفتید

... لطفا پیام

.خب، نمی‌تونه بگه که تلاش نکردم

.سو درست می‌گفت

.قشنگه

،ولی هیچ چیزی نشون نمی‌ده

.که آدام اینجا مخفی شده باشه

.واقعا فکر می‌کردم به چیزی رسیدم

،و از اونجایی که در تریلر باز بود

.مطمئنم پلیس هم همین فکر رو کرده

تعجب می‌کنم که والدین، بچه‌هاشون رو برای .کلاس موسیقی با این همه آشغال می‌فرستن اینجا

...مگه اینکه

آدام بعد از مرگ کلارا .ماشین‌ها رو اینجا آورده

.همشون شبیه ماشین دیبی هستن

و سم گفت که آدام دنبال ماشینی .می‌گشته که کلارا رو کشته

سوال اینه که، پیداش کرده؟

...اوه

.وایتکس

.اوف

.وای، عاشق این دستکش‌هام

.سلام، سم

.دیدم زنگ زدی

،عصبانی نشو، ولی یه حدسی زدم

.و الان تو خونه آدامم

چی؟

.اونم اینجاست

.باشه، خب، الان راه می‌افتم

.تا من نرسیدم باهاش حرف نزن

.آره... فکر نکنم مشکلی پیش بیاد

.ممنون، کریسمس مبارک .ممنون

...اوه .هی، اِم

رفتی چندتا کار کوچیک انجام بدی؟ .سه ساعته نبودی

متاسفم .حواسم نبود که چقدر وقت گذشته

...آه

.اوف

اوه، خون اومده. چی شده؟

...آه

نمی‌دونم ...اوم

.متوجه نشدم

.کیت کمک‌های اولیه رو میارم

فکر نکنم لازم باشه ویولت بدونه که .چطور پیت رو ترسوندم و نیمه جونش کردم

و بعد جسد آدام رو .تو صندوق عقب ماشین پیدا کردم

.به نظر می‌رسه واقعا اطلاعات زیادی باشه

.سلام، پیت

...امم

،اینو تو صندلی عقب ماشینم پیدا کردم

.حتما اون‌شب که سوارت کردم انداختیش

معذرت می‌خوام .باید زودتر پسش می‌دادم

.باشه، ممنون

این چی بود؟

.نمی‌دونم

،یا شاید اولین قدم موفقی بود

.تو مسیر یه زندگی خوب

.امیدوارم موفق بشی، پیت

.هنوز هیچ اطلاعاتی از کایمرا پیدا نکردم

.خیلی خوب از اینترنت ردپاشون رو پاک کردن

.ولی ته دلم میگه هنوز اون بیرونن

.و قصد دارم پیداشون کنم

"انفجـار در بخـش انبـار" .کاش می‌تونستم از این موضوع بگذرم

.و از زندگی جدیدی که ساختم لذت ببرم

اما این امکان نداره .نه بعد از اون همه رنجی که باعثش شدن

.اون باعثش شد

چرا نتونست بره و دیگه برنگرده؟

الو؟

.هی، منم سم. ببخشید می‌دونم دیروقته، می‌تونم بیام بالا؟

...آه .حتما، آره

.سلام. بیا تو

.ممنون

.واو، خیلی... خونه قشنگیه

.سلام

موزلی؟

دویل میگی دیگه؟

.ازشون حرف می‌زنی

.خیلی زیاد

.هنوزم تحت تاثیرم که یادت اومد

همیشه گربه داشتی؟

.اوه... یه جورایی

...امم

.واو

شوخی نمی‌کردی .واقعا عاشق داستان‌های معمایی هستی

.آره، یه جوری معتادشم

خوبه که می‌بینم غیر از کریسمس .به چیزای دیگه هم علاقه داری

چی می‌خواستی؟

.معذرت می‌خوام

.پزشکی قانونی، ماشین رو بررسی کردن

روی کاپوت جلو .مقدار کمی خون و مو پیدا کردن

.قطعا همون ماشینیه که کلارا رو کشته

.و قطعا همون ماشین قدیمی دیبی‌ه

.پس آدام واقعا پیداش کرده

.آره، و احتمالا همین باعث مرگش شده

نکته عجیبش اینه که

.به تازگی داخل ماشین رو خیلی تمیز کردن

...پس به خاطر همین .بوی وایتکس می‌داد

آدام چی؟

چطوری مُرده؟

مطمئنی می‌خوای بشنوی؟

.نمی‌تونم فراموشش کنم

.پس بهتره که همه رو بشنوم

پزشک قانونی مقدار زیادی قرص خواب‌آور

تو بدنش پیدا کرده، ولی .در نهایت بخاطر ضربه شدید مُرده

زیر بدنش یه آچار چرخ .با خون روش پیدا کردیم

،پس... کسی بهش قرص خواب آور داده

.که باعث شده از جاده منحرف بشه

وقتی این کار باعث مرگش نشده .با یه ضربه به سرش کارشو تموم کرده

...واو

چی شده؟

...امم، من

یه تیکه فلز زنگ زده ،تو صندوق عقب ماشین دیبی بود

...من فقط

.از دستکشم رد شد

...فقط یه خراش کوچیک

فقط یه خراش کوچیکه .ولی خیلی درد داره

چیه؟

کجا بودی؟

تا کنسرت چراغونی درخت کریسمس .فقط چند ساعت دیگه مونده

.باید تمرین لباس رو انجام بدیم

.فکر نکنم، ورا

.سلام، بل‌ها

ورا، می‌شه دست زخمی‌ت رو بهم نشون بدی؟

.اگر اصرار داری

چه خبره، امیلی؟

می‌شه برام باند رو باز کنی؟

ببخشید؟

.دوقلوها

.باید بیای ایستگاه پلیس گپی بزنیم

.اما کنسرت

.معلومه که سولوی جدید شدی، بروک

...اوه، خب

.اینطوری که نمی‌خواستم

مقدار کمی از خونت رو .تو صندوق عقب ماشین پیدا کردیم

.خون تو

.پس می‌دونیم که اونجا بودی

پس کمکم کن .شاید بتونم بهت کمک کنم

.ببخشید

.برای احترام دعوتت کردم بیای اینجا

.چیزی نیست که توش دخالت کنی

می‌دونم، معذرت می‌خوام .ولی فقط به غرورش ضربه بزن

.نقطه ضعفشه

.بهم اعتماد کن

،حتما خیلی ناراحت کننده بوده

وقتی شنیدی .کلارا از گروه کر می‌ره

.اونم برای گروه جالی راکرز، چه قدر بد

اگه من مسئول تربیتش بودم .خیلی از دستش شاکی می‌شدم

آموزشش دادم، جایگاه ،سولیست خیلی مهم رو بهش دادم

که تا اونجایی که می‌دونم .قبلا مال تو بود

.می‌فهمم که باید فداکاری کرد

و می‌دونستی اگه ،به اون یکی گروه بره، اوف

.خیلی زود به موفقیت می‌رسیدن

.اوم، خوب بود

کی فهمیدی؟

.وقتی تو بیمارستان بودیم

تو اتاق انتظار ،درست قبل از اینکه دکتر صداش کنه

.دیبی همینطوری یهو از دهنش پرید

.انگار نه انگار که قراره داغونم کنه

پس می‌دونستی که یه مدتی طول می‌کشه؟

،ماشینشو قرض گرفتی

.رفتی وایت راک

.حدود 40 دقیقه راهه

،نباید دیگه رانندگی کنم

.ولی این خیلی مهم بود

.دیدی که کلارا تنهاست

داشت پیاده می‌رفت .چون با اتوبوس از فلچرگروو اومده بود

پس... فقط باید صبر می‌کردی .تا به یه جای خلوت برسه

...بدون هیچ شاهدی

چاره‌ای نداشتم. می‌فهمی؟

نه اگه بخوایم سال دیگه شانسی .برای بردن جایزه اول داشته باشیم

.فکر کنم واقعا به این حرفش اعتقاد داره

...ماشین دیبی

چطوری فهمیدی که آدام پیداش کرده؟

.خودش بهم گفت

آدام، حالت چطوره؟

.عجب سوالی

.به دیبی بگو که ماشینو پیدا کردم

.بالاخره عدالت برای کلارا اجرا می‌شه

.پس بهش قرص خواب‌آور دادی

امیدوار بودی که پشت فرمون .خوابش ببره و تصادف کنه

.نه، نمی‌خواستم بهش صدمه بزنم

نقشه‌ام این بود که تا وقتی خوابه .اثر انگشتم رو از روی فرمون و در پاک کنم

.حتی از تصادف هم خبر نداشتم

بعد یهو سرو کله‌اش پیدا شد .از ناکجاآباد، غرق خون

.وحشت کردم

...نزدیکترین چیز رو برداشتم

.آچار چرخ

.کاش اینطوری غافلگیرم نمی‌کرد

.فقط واکنش نشون دادم

ارزشش معامله رو داشت .بالاخره گرفتیمش

.آها، برای مرگ آدام

.ولی نه تلاش برای کشتن دیبی

چون اون نبود، مگه نه؟

.آدام بود

.فکر می‌کردم اینو فهمیدی

.مطمئن بود که دیبی کلارا رو کشته

.پس می‌خواست انتقام بگیره

یعنی، تعجب‌آور نیست که بعد از .پیدا کردن ماشین به این نتیجه رسیده

ولی این چیه... این چیه؟

...اوه، اون

فکر کردیم فقط روی ،یه کار برقی شخصی کار می‌کرده

.ولی اشتباه کرده. ولتاژ خیلی بالاست

و اون مثلث؟

.منم نمی‌دونم چیه

کجایی؟؟؟ !!!کنسرت داره شروع می‌شه

...آه

.اصلا حواسم نبود، کنسرت

.قضیه تموم شد

.لازم نیست این کارو بکنی

.هنوز می‌تونم برای حمایت معنوی اونجا باشم

.نمایش باید ادامه پیدا کنه

باید خوشحال باشم .که قتل کلارا رو حل کردیم

ولی متاسفانه بعد از همه تلاش‌هاش .آدام زنده نبود تا ببینه عدالت اجرا شد

حداقل تو تلاشش .برای کشتن دیبی موفق نشد

.اوه، نه

چطوری متوجه نشدم؟

.امیلی، سلام

حالت خوبه؟

.می‌دونم اون مثلث چیه

.درخت کریسمس شهره

فکر کنم آدام داشته ...میکروفون رو آماده می‌کرده

تا موقعی که دیبی .داره سولو می‌خونه برقش بگیرتش

...ولی

.دیبی نیست

.بروکـه

...هی من دور نیستم. فقط

امیلی؟

هی امیلی؟

.لعنت بهت

.ببخشید .برید کنار، برید کنار

.برید کنار

کی برای سورپرایز بزرگ آماده‌ست؟

.خیلی‌خب

چی شد؟

.عالی بودی

وی... اون رئیست نیست؟

.چرا خودشه

.ممنونم که باهام اومدی خونه

.کمترین کاریه که می‌تونستم بکنم

.شب خیلی خوبی داشتی

واقعا منو تحت تاثیر قرارم میدی، می‌دونی؟

.خب، یه احساس متقابله، کارآگاه

.خب، مشتاقم دوباره با هم کار کنیم

می‌دونی، اگه بازم ،به یه مشاور کریسمس نیاز داشتم

.فکر نکنم همچین چیزی وجود داشته باشه

چرا کریسمس؟

...می‌دونم که عالیه، ولی ،می‌دونی

چرا همه زندگیتو وقفش کردی؟

.اوه، فقط دوسِش دارم

.باشه. می‌فهمم

می‌فهمی؟

.آدم درون‌گرایی هستی

...فقط

دوست دارم باهات وقت بگذرونم ... و فکر کردم

معلومه که .تو هم همین احساس رو نداری

.خیلی متاسفم .نه، نه، متاسف نباش

...این

.خوبه که بدونم جایگاهم کجاست

.شب‌بخیر

وقتی هفت سالم بود ،پدر و مادرم تو یه تصادف ماشین مُردن

.تو شب سال نو

...و زندگیم بعد از اون

خیلی، خیلی سخت بود ،ولی آخرین خاطره خوبم

،از اون کریسمسی بود

که قبل از اینکه اونا رو .از دست بدم با هم بودیم

...و من از اون موقع

از اون موقع تا الان .همش دنبال اون حس می‌گردم

و چند بار پیش اومده که ...خیلی نزدیک شدم

.ولی همیشه از دستم فرار کرده

...پس من فقط، من

.مدام دنبالش می‌گردم و می‌گردم

،و الان من فقط... فکر کنم

.نمی‌دونم، فکر کنم شاید پیداش کردم

،اینجا، تو این شهر

...با دوستای جدیدم و با ویولت و

.با تو

...من فقط

باشه ...آره

.شب‌بخیر، سم

.شب بخیر، امیلی

.باشه

.باشه

.تقصیر من نیست

.فقط تحت تاثیر اون لحظه قرار گرفتم

...نه، ولش کن. فایده‌ای نداره. فقط

بخواب و صبح سرحال‌تر .با فکر باز بهش فکر کن

...باشه

احتمالا بن‌بست دیگه‌ست، ولی بهتره که

.صبر کن، این کد رو می‌شناسم

کد رمزنگاری سایبریه که کایمرا .برای ارتباط خصوصی ازش استفاده می‌کنه

.این لینک منو مستقیم به لونه شیر برد

.این باور نکردنیه

اگه بتونم یه راهی برای دور زدن یا ...فرار پنهانی پیدا کنم، طوری که کسی نفهمه

چی... لعنتی، این دیگه...؟

.می‌دونـم اونجـایی

.و پیـدات می‌کنـم

.اوه، خدا

‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس ‫ @Saeed8362

:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.