Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
،اگه سوالی یا اطلاعاتی داری
با من در میون بذاری به جای اینکه به تنهایی اقدام کنی، قبوله؟
هرگز آدمی نبودم دست رو دست بذارم .و به یه نتیجه خوب امیدوار باشم
به همین دلیله که .به برخی از عادات قدیمی برگشتم
.یه خونه ارزش محافظت رو داره
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... .:: Saeed_Pardis ::.
.این یکی رو عاشقش میشی
...خب
.کریسمس مبارک
.ممنون
بفرمایید .روبان قرمز، با پاپیون سبز
.همونطور که دکتر تجویز کرده
.به معنای واقعی دکترمه
.یه جورایی بهش قول تخفیف دادم
.آه، مشکلی نیست
...امم
.بفرمایید
صدای موسیقی رو میشنوی؟
اوه، الان وقتشه؟
.آره، باید گروه اسنوبلها باشه
اونا هر سال یه شب آوازخونی راه میندازن
بعنوان پیشواز کنسرت .چراغونی درختشون تو پارک
صبر کن، کجا میری؟
واقعا فکر میکنی همچین فرصتی رو که گروه سرود کریسمس جلوی مغازم
برنامه اجرا میکنن از دست بدم؟ انگار منو نمیشناسی؟
.چه نکتهی خوبی
هی، بابا، چه خبر؟
هی، خواستم خبر بدم .یه خورده دیر میام دنبالت
.به وقت اضافه کشیده شده
خوب، حداقل برنده شدین؟
.بستگی به تعریفت از "برد" داره
به نظرم، تعریفش اینه که هر تیمی .آخر کار گل بیشتری زده باشه، برندهست
.اوه، پس ما برنده نشدیم
خب، دفعه بعد برنده میشین، درسته؟
،بخاطر من هیچ عجله نکن
امیلی رفته بیرون .منم چند دقیقهای مراقب مغازهام
اوه، جدی؟ چیکار میکنه؟
.میتونی یه حدس بزنی
.شب آرام" رو با شمارش سه شروع کنیم"
.دیبی سولو اجرا میکنه
...اوه، راستش فکر میکردم شاید .الان نه، بروک
.شروع میکنیم
،وقتی کوچیک بودم، آرزو داشتم
.روزی به یه گروه کُر بپیوندم
بعدش، بزرگ شدم و .مسیر زندگیم کمی تغییر کرد
.غم و ناراحتی بیشتر، آوازها کمتر
بیا با خودمون رو راست باشیم ...یه گروه کُر، دیگه
.اون عنصر خطر، هیجان و دلهره رو نداره
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
.اوه، نه
.منو بیار بیرون
جاییت درد میکنه؟ چیزی گیر کرده؟
حالت خوبه؟ میتونی حرکت کنی؟
.فکر میکنم
.حرفمو پس میگیرم
گروه کر خیلی خطرناکتر از .چیزیه که فکرش رو میکردم
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
.آره، این هیچوقت قدیمی نمیشه
چرا نمیتونم خواب ،عصای آبنباتی و آلو خشک ببینم
مثل یه صاحب مغازه کریسمسی؟
عذاب وجدانه؟
پارانویاست؟
یا فقط قهوه زیادی میخورم
و با موج کافئین مستقیم میرم تو سرزمین رویا؟
.امیدوارم آخری نباشه
.خاطرات خوش، بعدا
الان یه اسباببازی جدید دارم ،که نیاز به یه تست داره
،رابط بازار سیاهم، ری معروف
موفق شده یه دستگاه رمزگذاری کامپیوتری درجه یک
برام پیدا کنه .که منو نامرئی نگه میداره
...بیا پیش مامان
...خیلیخب
.همه سیستمها آمادهان
.مرسی، ری معروف
الان دیگه میتونم، بدون ترس از .اینکه مچمو بگیرن، تو اینترنت بچرخم
که عالیه ...چون کسی که دنبالشم
...کسی که کل دنیامو خراب کرد
...کسی که زندگیم رو زیر و رو کرد
.به این راحتی پیدا نمیشه
این برنامهای که ساختم هر وبسایت و پایگاه دادهای رو
،از وب سطحی تا وب عمیق
برای اشاره به هر اسمی که
هنوزم موهای تنمو .سیخ میکنه، بررسی میکنه
.کایمرا
ممکنه روزها، حتی هفتهها .طول بکشه تا نتیجه بگیرم
.اما صبر تنها چیزیه که به وفور دارم
...گرچه
من یه مغازه دارم که باید بازش کنم .و کارها رو باید با حوصله و صبر پیش ببرم
.امیلی .اوه
باورت میشه دیروز چه اتفاقی افتاد؟
.اون سورتمه همینطوری افتاد
.باورش سخته که دیبی مجروح نشده باشه
من...خیلی خوشحالم ،کسی آسیب ندیده
.من... راستش هنوز باز نکردم، بروک
اشکالی نداره یه تراکت بزنم روی شیشه مغازه؟
برای کنسرت بلها تو مراسم چراغونی .درخت کریسمس آخر هفتهست
...اوه .همینجا عالیه
...راستش کنجکاو بودم
اسم گروهتون سینگین اسنوبلهاست، مگه نه؟ .آها
دیشب چند تا پسران برفی رو .اون بالا دیدم
،اوه! آره، خب
،ما اولش همه زن بودیم
اما حدود پنج سال پیش .به همه اجازه دادیم بیان
ورا اولش خیلی خوشحال نبود ،اما بعد از حدود یه سال
.باهاش کنار اومد
ورا کیه؟
.اوه، مدیر گروه کُر ماست
،میتونه سختگیر باشه
یه دلربای واقعی، منظورمو میفهمی؟
.فکر کنم بفهمم .هوم
...میدونی، من
.صدای آوازت رو وقتی اومدم تو شنیدم
.اوه .صدای خوبی داری
با کمی آموزش رسمی .حتی میتونه قابل قبول باشه
،تو خیلی لطف داری
و گروه کر قطعا .به یه آلتوی جدید نیاز داره
با توجه به اینکه .چند عضو رو دیروز از دست دادیم
خب، به نظر میاد یه اتفاق کاملا تصادفی بوده، مگه نه؟
...درسته ولی
.این اواخر از این مشکلات زیاد داشتیم
،دیبی، کسی که نزدیک بود له بشه
چند ماه پیش نزدیک بود .بر اثر مسمومیت غذایی بمیره
...و کلارا
بیچاره کلارای شیرین .بهترین صدایی که تا حالا داشتیم
تو یه تصادف الکی .که راننده فرار کرد کشته شد
خدایا، خیلی وحشتناکه .خیلی متاسفم
به همین دلیله که
.به مقداری خون تازه نیاز داریم
.ما به تو نیاز داریم
.آره، من اینطور فکر نمیکنم
دوست دارم آوازم رو .واسه حموم نگه دارم
.آه، خب، در موردش فکر کن
،باشه، ما تو مرکز اجتماعی تمرین میکنیم
.من همه اطلاعات رو برات پیامک میکنم
.تو الان عضوی از جامعه ما هستی، امیلی
خیلی دوست دارم ببینم .که درگیر این موضوع شدی
.باشه
باشه؟ .باشه
.بهت پیام میدم .باشه
،با اینکه نباید دخالت کنم
.یه چیزی داره اذیتم میکنه
بین این همه تجربه نزدیک به مرگ
و در نهایت کشته شدن یکی از اعضا
به نظرم این دیگه .فراتر از یه بدشانسی سادهست
هی، سم، چقدر طول میکشه تا بتونم اینو از اینجا ببرم؟
.کارهای دیگهای دارم که باید انجام بدم
.میدونم ... فقط
.هرچقدر لازمه بذار طول بکشه
.صبحبخیر، سم
.امیلی
.ویولت گفت تصادف رو از نزدیک دیدی
.آره، اون زن خوش شانسه که زندهست
.دیبی هانیگان
.باهاش تو یه دبیرستان بودم
.فکر کنم احتمالا فقط مشکل نصب بوده
نمیدونم. شرکتی که .اینا رو میسازه میشناسم
میشه نگاهی بندازم؟ .حتما
آره، نه، پای سورتمه ،از میله تکیهگاه جدا شده
.این اتفاق نباید بیفته
طوری ساخته شدن که .در برابر آب و هوای شدید مقاومت کنن
مشکل از سازندهست؟
...یا
شاید عمدی بوده؟
واقعا فکر میکنی کسی سعی کرده بلها رو له کنه؟
منظورم اینه، ممکنه دیگه، مگه نه؟
.ممنون از اطلاعاتت
شاید بعنوان مشاور .برای کریسمس ازت کمک بگیرم
آره، باشه .میدونی که کجا پیدام کنی
.میدونم
،حالا که نگاه دقیقتری به سورتمه انداختم
.مطمئنم که این اتفاق تصادفی نبوده
ولی نمیتونم ،این سوءظن رو با سم در میون بذارم
گذروندن وقت با اون .فقط دردسر درست میکنه
.هی، بقیهی روزت خوش بگذره
.باشه، باشه
چه خبره، اِم؟
ازت بعیده برای بستن .اینقدر عجله داشته باشی
.باید یه جایی باشم
کجاست؟
.ترجیح میدم نگم
قرار گذاشتی؟ مرد خوش شانس کیه؟
.قرار نیست
.چیز بیشتری ازم نمیشنوی
باشه، رازت رو واسه خودت نگهدار .ببین اصلا اهمیت میدم
.باشه
قبل از اینکه برم چیز دیگهای میخوای؟
...راستش
.یه چیزی برات دارم
چی؟
کلید مغازه رو بهم میدی؟
.آره، حقش رو داری
.درضمن حقوقت هم افزایش میدم
در عوض چی میخوای؟
اوه، چیزی نمیخوام ...من فقط
واقعا تحت تاثیر ،ابتکار عملت قرار گرفتم
.و به نظرم برای مسئولیت بیشتر آمادهای
.هستم .واقعا هستم
خب، پس زحمتشو میکشی؟
.فکر کنم متوجه شدی
فقط میخوام مطمئن بشم .استرس دارم
.اوه
نداشته باش .عالی کار کردی
بابات میاد دنبالت؟
.نه، قراره رستوران ببینمش
ازت میخواستم به ما ملحق بشی .ولی تو برنامههای مرموز خودتو داری
بله، دارم .و داره دیرم میشه
.پس فردا میبینمت
.شببخیر .شببخیر
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
.کافیه .بریم سراغ بعدی
.سلام
.یوگای گرم اون ته راهروئه
اوه، نه، ورا .این امیلیه
.آلتویی که در موردش بهت گفتم
.امیلی بیا تو
.آره، حتما .اگه اشکالی نداره
.سلام
چرا که نه؟
.هر جا راحتی وایسا
.حتما
اوه، ورا؟
نباید تست بده؟
چرا که نه؟
فکر کنم بد نباشه .ببینیم چی تو چنته داری
.بیا، اینو بخون
اوه، همین الان؟ اینجا جلوی همه؟
.ایده کلی یه گروه کر همینه، بله
.باشه
.خیلی خوبه. ممنون
.بهت گفتم عالیه
من دیبی هستم .به گروه کر خوش اومدی
از وقتی کلارا مُرده .بدجوری به صدای قوی نیاز داریم
.آره، خیلی متاسفم
همون کسی بود که تو تصادف کشته شد؟
.کلارا، استعداد بینظیری داشت
.جایگزینی براش وجود نداره
...اوه، من نه
.سعی ندارم جای کسی رو بگیرم
،اگه میخوای بمون
.یا برو
.برام مهم نیست
قطعا انرژی عجیبی .تو این گروه وجود داره
و یه احتمال واقعی وجود داره .که یکیشون قاتل باشه
،خب، اگه الان برم
اگه کسی آسیب ببینه .عذاب وجدان میگیرم
...به علاوه تو جوونیم عاشقش بودم
.بالاخره دارم به آرزوم میرسم
،بعد از دو ساعت سرود خوندن
.گلوم درد میکنه و صدام گرفته
هرگز متوجه نشدم .که آواز خوندن چقدر میتونه دردناک باشه
.امیدوارم فداکاریام به هدر نره
.کلارا جیمسون
توسط یه وسیله نقلیه ناشناس تو یه منطقه صنعتی
از وایت راک، 40 دقیقه رانندگی .تا فلچرز گروو
،هیچ دوربین مداربستهای تو منطقه نبوده
.بدون شاهد، بدون دستگیری
از او همسرش .آدام جیمسون، به جا مونده
...صبر کن
،مرد بیچاره
.تعجبی نداره که غمگین به نظر میاد
از دیدنت خوشحالم سم
چه کاری میتونم برات انجام بدم؟
.به کمکت نیاز دارم
،سازنده اون سورتمهی بابانوئل که افتاد
.انگار ورشکست شده
.نمیتونم پیداشون کنم
،آره، با یه شرکت دیگه ادغام شدن
.و حالا یا یه اسم دیگه فعالیت میکنن
گمونم یه جایی این دور و برا .کاتالوگ رو داشته باشم
.صدای خوبی داری
.شاید باید به پیوستن به گروه بلها فکر کنی
.قبلا این کارو کردم
.شوخی میکنی
مگه میشه به یه افسر پلیس دروغ بگم؟
.چندین بار دروغهاتو گرفتم
.نکتهی خوبیه .هر چی کمتر در موردش حرف بزنیم بهتره
...من، اوم .اینجا پیداش نمیکنم
اما اطلاعات تماسشون رو پیدا میکنم .و برات میفرستم
.عالیه .آره
.ممنون
هی، سم؟
همین دیشب سر تمرین .بحث مرگ کلارا جیمسون پیش اومد
.اوه، آره، خیلی غمانگیز بود
شوهرش آدام .هنوز بخاطر از دست دادنش داغونه
.شنیدم سرنخ زیادی وجود نداره
خب، میدونستن ،که یه سدان برنزی بوده
.اما تا همین حد پیش رفتن
اون تو وایت راک مُرد .پس پروندهی من نبود
.حیف که دوربین نگرفتش
اصلا اونجا چیکار میکرده؟
.بازم میگم، پروندهی من نبود
میدونی، تصور کردن تو بعنوان ،یه خوانندهی گروه اسنوبلها برام سخته
منم تصور تو بعنوان .بازیکن هاکی برام سخته
اوه، آره، مطمئن باش وایولت .همه چی رو در موردت بهم گفته
.میگه تو هم خیلی خوبی
.آه، یه چیزایی بلدم
جدی؟
،احتمالا میتونستم خیلی بهتر باشم
.اما یه بورسیه کامل رو رد کردم
و به جاش به نیروی پلیس پیوستم .که باعث شوک و ناامیدی پدرم شد
.ناامید کردن والدین جزئی از رشد کردنه
آره، بذار حدس بزنم، خونوادهت .خیلی طرفدار هالووین بودن
تو این راه رو رفتی .فقط برای اینکه حرصشون رو دربیاری
.آره، یه چیزی تو همین مایهها
...اوم، من باید راستش
بله، البته .هر وقت تونستی برام بفرستش
.آره .آره
هی، همه چی رو پیدا کردی؟
.خدایا، من عاشق اینم
.خیلیخب
...ببینم
سبدهای تو .خیلی قشنگتر از مال منه
رازش چیه؟
.تمرین
.نگران بودم اینو بگی
.دیبی
.هی، به میسلتو خوش اومدی
.چه مغازهی خیلی قشنگی
فکر کردم شاید .برای گروه کر خوراکی بگیرم
بدون عسل .به گرده زنبور عسل حساسیت دارم
آره، حتما .میتونیم چیزایی برات پیدا کنیم
.کلارا وقتی سولو میخوند، خوراکی میآورد
.بخاطر این کارش همه عاشقش بودن
.البته استعداد فوقالعادهاش هم بیتاثیر نبود
شما دوتا صمیمی بودین؟
.به ندرت خارج از گروه کر میدیدمش
.مربی آواز کودکان بود
.خیلی طرفدار داشت
.وقت زیادی برای معاشرت نداشت
خب، خوبه که .برای گروه کر وقت میذاشت
.ما با برنامه اون هماهنگ میشدیم
،نه که فرقی بکنه
.در هر صورت ما رو ترک میکرد
گروه بلها رو ترک میکرد؟
.اینو نشنیده بودم
.درست قبل از مرگش اتفاق افتاد
من باید برم .نمیخوام برای تمرین دیر کنم
چرا با هم نریم؟
.منم دوست دارم
اوه، ویولت، هی ،تا چند دقیقه دیگه باید برم
.باید مغازه رو قفل کنی
مشکلی نداری؟
.کاملا
.ناامیدت نمیکنم
.باشه
.خب، همگی
مراسم چراغونی درخت .خیلی زود از راه میرسه
اگه میخوایم موفق بشیم باید بهترین عملکردمون رو ارائه بدیم
...حالا میدونم، میدونم
.نبود کلارا، کار رو خیلی سخت کرده
ولی میخوام بدونین که .همه تلاشمو میکنم
.درضمن، شیرینی آوردم
.بدون مواد حساسیتزا
.یعنی شیرینی رشوه آوردی .منظورت اینه
پس حدس میزنم نمیخوای، درسته؟
.اوه، من اینو نگفتم
دیبی، ممنون .بابت حرفهای پرشورت
اما فکر میکنم هممون میدونیم ،که بدون کلارا
.در نهایت محکوم به شکستیم
...آه، خب
تنها راه موفقیتمون اینه که .دیبی سولوی گروه باشه
مایلم اسمم .برای این کار در نظر گرفته بشه
.من سولو میخونم
.قبلا تصمیم گرفته شده
.شاید باید اونو به رای بذاریم
.برگردیم سر کارمون
.خوبه .خوبه
این چی بود؟
اگه میدونستم پشت پردهی ،گروه کر اینقدر سرگرم کنندهست
.خیلی وقت پیش عضو میشدم
در قفل شده .دزدگیر روشنه، چراغها خاموش
..."تابلو نوشته "بسته
ببخشید، وی. پیت دیوونه شده، چون مامان .مجبورش کرده منو بیاره که بیام دنبالت
.بریم، زودباش
اومدم، در قفل شده .سلام پیت
.سوار شو
جلوی دوستام .دست از عوضی بازی بردار
.سلام، نیکی
.تمرین امشب عالی بود
.آره
لنس هستی، درسته؟ .آره
من نمیتونم با این پرحرف .حتی یه کلمه هم حرف بزنم
خب، بعد از چراغونی درخت شنیدم که گروه بلها سفرشون رو شروع میکنن، درسته؟
مسابقهای در کاره؟
.اهمیتی هم نداره
.بدون کلارا از رتبه پنج میایم رتبه آخر
.کاش میتونستم ببینمش
.آره، این گروه کر لیاقتش رو نداشت
چی... چی باعث میشه اینو بگی؟
،خب همه بهش حسودی میکردن
.مخصوصا دیبی
حالا که رفته، همه میگن .چقدر شگفتانگیز بوده
.ولی فراریش دادن
به نظر نمیرسه اینجا .خیلی از کسی خوشت بیاد
پس برا چی موندی؟
.دوست دارم آواز بخونم
.باشه پس .پرسیدی و جوابتو گرفتی
.اوه، امیلی
ممنون که برای کمی تمرین بیشتر .تا دیروقت موندی
.آره، مشکلی نیست
در مورد اضافه کردن چند تمرین .صبحگاهی به برنامه بحث میکردیم
درسته، ورا؟
.هر کاری دوست داری بکن
ساعت 6:30 برات خوبه، امیلی؟
.عالیه
کم کم دارم متوجه میشم که ورا
رسما رهبر گروه کُره، ولی در واقع
این بل با ضعیفترین صداست .که انگار داره دستور میده
گرچه، با توجه به کودتای ،بروک در اوایل امشب
میتونم بگم که پویایی قدرت .به هیچ وجه حل نشده
و این به نظرم خیلی مشکوکه
که هر دو تا زنی که توسط "تصادفات" مرموز هدف قرار گرفتن
.موقعیت مطلوب سولوی اصلی گروه رو داشتن
.سلام، ممنون که اومدی
داشتم میرفتم خونه همه چیز رو به راهه؟
آره، فقط کنجکاو بودم که تحقیقات در مورد
.حادثه دیبی چطور پیش میره
.اوه، این... اینطور نیست
از اونجایی که کسی آسیب ندیده .چیزی وجود نداره که نشون بده عمدی بوده
.اون ممکن بود بمیره .بله، اما نمُرده
.این دفعه
احساس بدی دارم ،که این پایان ماجرا نیست
.و فکر میکنم ربطی به مرگ کلارا داره
بهت بگم، اعضای اون گروه .کر برای سولو آدم میکشن
ببین، من نمیتونم منابع اداره رو
صرف جنایاتی بکنم .که ممکنه وجود نداشته باشن
فقط ازت میخوام .یکم با فکر باز برخورد کنی
.لطفا
.باشه، دوباره بررسی میکنم
.همینو ازت میخوام
.ممنون
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
.سلام، جون، منم امیلی
وقت داری؟
آوازخون اسنوبلها؟ تو؟
چرا همه از این موضوع تعجب میکنن؟
شنیدم که رهبر گروه کر .واقعاً سخت گیره
ورا؟
.اوه، خب، من تجربه متضادی داشتم
.انگار اصلا براش مهم نیست
.خب، شاید کمی آرومتر شده باشه
.اون گروه کُر دردسره، امیلی
.نذار گیرت بندازن
توصیه من اینه، فرار کن، بدو، نه اینکه .راه بری، از اون 'پشت خنجر زنا' دور شو
.ازش دلخور نشو
اون قبلا تو گروه کر بلها بوده .و فکر کنم چیزی درونش رو شکسته
دو روز که باهاشون بودم .دستم اومد قضیه چیه
اون گروه ترکیبی عجیبیه ،یه جورایی هم گروه شاد
هم پر از حسادت و رقابت .و هم ترسناک و پر از اتفاقای بد
به گمونم یه دورهای پشت سر هم برنده میشدن
تو رقابتها هم .رتبه بالایی کسب میکردن
.بروک، یکسره دربارهاش حرف میزد
اما فکر میکنم .از اون زمان کمی افت کردن
.آره، سولوشون رو تابستون از دست دادن
فکر نکنم هنوز .به حالت اولشون برگشته باشن
.میدونم چه حسی داره
.هی
چطور کنار اومدی؟
...اوه
.بهتر شدم
دوباره برگشتم سر کار .که خیلی کمک کرده
.خیلی خوبه
...همه میگن با گذشت زمان بهتر میشه، ولی
.برام سخته که این حقیقت رو باور کنم
.یعنی هست و نیست
...فکر کنم
،غم و اندوه هرگز از بین نمیره
فقط تبدیل به دردی میشه .که باهاش زندگی کنی
.مرسی که دوباره پرش کردی، سو
...اوه
میشه یه لحظه منو ببخشی؟ .الان برمیگردم
.البته
...هی، اوم، ببخشید
ببخشید مزاحمت شدم اوم، تو آدام هستی؟
چیزای دور ریختنی رو میبری؟
.اوه، آره، درسته
.خب، من امیلی هستم
.صاحب مغازه کریسمس پایین خیابون
چیزایی هست که .میخوام از شرشون خلاص بشم
.اوه، اوه، آره .برنامه این هفته خیلی فشردهست
،کارهای برقی هم انجام میدم
.چراغونیهای خونههای مسکونی
اوه، پس، اوم اوایل ژانویه بهم زنگ میزنی؟
اوه، عالیه .حتما، ممنون
ببخشید، امیدوارم ...ناراحت نشی ازت میپرسم، اما
همسرت کلارا بود؟
میشناختیش؟
.نه، نه، اما حس میکنم میشناسمش
من به گروه اسنوبلها پیوستم و همهشون از اینکه
.چقدر باورنکردنی بوده، حرف میزنن
.اونا کلارای منو کشتن
...خب من ،فکر کردم تصادف بوده
تصادف؟ .نه
.نه، اون یه تصادف و فرار معمولی نبود
.من مطمئنم که کلارا به قتل رسیده
مدام حرفهای آدام رو .تو ذهنم مرور میکنم
"منم مطمئنم کلارا به قتل رسیده"
،نمیدونم مدرکی برای اثبات ادعاش داره
یا فقط غم و اندوه اونه .که نمیذاره آرامش پیدا کنه
.انگار یه سرنخی از اسم "کایمرا" پیدا کردم
.انجمن دارکنت برای هکرها
،انگار ماههاست غیرفعال بوده
پس حتی اگه کایمرا اینجا بوده .اخیرا اینجا نبود
.هنوز هیچ ردی ازش نیست
...ولی
.من اصلا دلسرد نیستم
بالاخره دما همینه
بالاخره، انتقام .تو همین دما بهتر سرو میشه
.کریسمس مبارک
امیلی، حالت خوبه؟
انگار از کریسمس .ذوق زده نیستی و خیلی بیحوصلهای
همه جوره خوبم فقط، میدونی .یه سری مسائل شخصیه
.باشه فقط خواستم مطمئن بشم
.دیشب تو بستن مغازه خرابکاری نکردم
چی؟ .نه عالی بود
.میدونستم میتونم روت حساب کنم
شاید مجبور شم هر شب .ازت بخوام مغازه رو ببندی
برای این کار آمادهام .اما امشب باید سر وقت برم
.میخوام برم بازی هاکی بابام
.تو هم بیا
دوستم نیکی ،تو غرفه خوراکیهای پیست کار میکنه
.پس میتونم برات هات داگ مجانی بگیرم
وسوسهانگیزه .اما امشب تمرین گروه کر دارم
،و هر شب
.و بعضی صبحها
.و منو بکش
.خودت کردی
بیصبرانه منتظرم .آواز خوندنت موقع چراغونی درخت رو ببینم
.فیلم میگیرم
گندت بزنن .بهش فکر نکرده بودم
فقط همینو کم داشتم .که کلی فیلم ازم پخش بشه
...دلیل بیشتری برای
الو؟ حواست کجاست امیلی؟
کجاها بودی؟
...ببخشید فقط
.تو فکر بودم
اوم، میدونی چیه؟
تو برو، باباتو تشویق کن .یه هات داگ هم بجای من بخور
...و من
.امشب مغازه رو میبندم
.ممنون
میخوای چیکار کنم؟
چی میخوای؟
میدونم کار تو نبوده ،میدونم
.اما باید یه چیزی بهم بدی ،گوش کن، قبلا بهت گفتم، اشتباه کردی
نکردم، ببین، نمیخوام وانمود کنم که هرگز این اتفاق نیفتاده
.اگه به نفعته، بهتره بکشی عقب
همه چی خوبه؟
.اوه، اوه... آره آره آره
.فقط یه اختلاف نظر بود
اوه، راستی، فردا دارم برق مراسم ،چراغونی درخت رو نصب میکنم
.نزدیک مغازهات باید باشه
خرت و پرتهاتو آماده کن .یه سری میزنم و میبرمش
اوه، عالیه، ممنون .ازت متشکرم
متوجه شدم که تو و آدام .داشتین با هم بحث میکردین
همدیگه رو خوب میشناسین؟
.به اندازه کافی
به طرز مشکوکی شبیه .خالکوبی زندان به نظر میرسه
میدونم، نه اینکه بخوام ،این داستان رو با لنس در میون بذارم
.یا هر کس دیگهای
خیلیخب .همه، صف بکشید
دیبی کجاست؟
.همین الان دیدمش
خب، امیدوارم رفته باشه .چند تا درس آوازخونی یاد بگیره
.دیگه فکر کنم کافی باشه
.کیفمو پیدا نمیکنم
.گذاشتمش زمین و حالا نیستش
.اوم، فکر کنم اونجا باشه
.اوه، ممنون، لنس
...اوه
.عجیبه
یادم نمیاد .اونجا گذاشته باشمش
،خب، حالا که این معما رو حل کردیم
.بیاید اینو تمومش کنیم
.لازم نیست بیادب باشی، ورا
خب، حالا همه اینجاییم .و آمادهایم شروع کنیم
.امیلی راست میگه
.به اندازه کافی وقت تلف کردیم
،آدام و لنس با هم دعوا دارن
حالا دبی و ورا؟
.خبرای خیلی خوشحال کنندهای نیست
کلید کجاست؟
.امیلی دیگه هیچوقت بهم اعتماد نمیکنه
.سلام، بابا
.سلام
داریم دور دوم رو شروع میکنیم دو تا جلوییم، کجایی؟
.فکر نمیکنم دیگه به بازی برسم
همه چی خوبه؟ .به نظر استرس داری
.نه
همه چی خوبه ...من فقط
.وسط یه کاریام
...باشه کمکی ازم برمیاد؟
.راستش نه
.خودم حلش میکنم
.تو بازیت موفق باشی
اوه، باشه، باشه .خونه میبینمت
.ممنون بابا
.هه
.این دفعه بد نبود
میدونی چیه؟ .ورا اهمیت میده
...ورا
الان سولوی منو اجرا کنیم؟
چرا که نه؟
دیبی، حالت خوبه؟
.به نظر میاد داری مریض میشی
اوه، نه .من خوبم
.فقط باید یه چیزی بخورم
.خیلی بهتره
خوشحالم که اینو میشنوم .و شروع میکنیم
دیبی؟ دیبی؟ .خدایا
دیبی .نمیتونه نفس بکشه
.داره واکنش آلرژیک نشون میده
.یه آمپول اپیپن تو کیفش داره
کیف، کیف، کیف، کیف .باشه
زود باش .زود باش، زود باش
اینجا نیست .با 911 تماس بگیرین
.آره
چیزی نیست .دیبی، دیبی، دیبی
کمک تو راهه، باشه؟ .ما پیشتیم
فقط صبر کن، باشه؟ .فقط صبر کن
.با ما بمون .با ما بمون
.ما پیشتیم، با ما بمون
.با ما بمون
حالش چطوره؟ .امدادگرها سریع بهش رسیدن
.بیدار و هوشیاره
.از شنیدنش خوشحالم
هی، دیبی میشه بگی چی شد؟
.نمیدونم
.به گمونم یه بدشانسی
،گلوم یهو شروع کرد به ورم کردن
.وقتی سعی کردم آواز بخونم
.خب ممکنه یه واکنش آلرژیک باشه
.ولی چیزی نخوردم یا ننوشیدم
.اسپری گلوت
.مدام ازش استفاده میکنم
.هیچ وقت اینطوری نشده بود
.اوم... یه لحظه
.اون قبلش دنبال کیفش میگشت
.شاید کسی فرصت کرده بهش دست بزنه
فکر میکنی دستکاریش کردن؟
چی میتونه باشه؟ .آمپول اپیپنش هم گم شده بود
فکر کنم شاید حق با تو بود .وقتی گفتی اینا تصادفی نیستن
.دیر فهمیدن بهتر از هرگز نفهمیدنه
عضو گروه کُر آکاپلا شدی که ثابت کنی من اشتباه میکنم؟
چی؟ .نه
.خب شاید کمی
خب، حالا احتمالا .وقت خوبیه که بیخیالش بشی
اوه، نمیدونم ...یه جوریام
.کنجکاوم ببینم به کجا میرسه
چطوری فهمیدم قراره اینو بگی؟
.سم راست میگه، البته
.واقعا دلیلی نداره که یه بل باشم
...ولی شاید مثل پیشنهاد سو
.گذاشتم منو گیر بندازن
.اوه، فکر کنم این آخریشه
.خیلی ممنون که وقت گذاشتی
.مشکلی نیست
همانطور که گفتم .در هر حال تو این منطقه بودم
من... امیدوارم ناراحت نشی ...که میپرسم، ولی
کلارا تا حالا بهت گفته چرا بلها رو ترک کرده؟
.اوه، اوم... البته
.اوه، آره
بهش پیشنهاد دادن برای گروه کر شماره یک
.ایالت جولی راکرز در وایت راک، تست بده
و اوه، تازه از تستش برگشته بود .که کشته شد
.این خیلی دلخراشه
اون عمدا تستش رو شبی گذاشت
که گروه بلها .تو کنسرت بزرگ در روچستر بود
تا اونا اونجا پیداشون نشه .و سعی نکنن منصرفش کنن
بلها در موردش میدونستن؟
،اون با اطمینان به دیبی گفت
و بعد پشیمون شد وقتی فهمید که دیبی
کسی بوده که تو چند سال گذشته .بلها رو تامین مالی میکرده
فکر میکردم یه گروه کر عمومیه .که توسط شهر تامین مالی میشه
یه خیر خصوصی میخواستن ،که کمبود رو جبران کنه
.حدس میزنم دیبی وارد عمل شد
تو روت میخنده .ولی از پشت بهت خنجر میزنه
...اگه جای تو بودم
.تا دیر نشده میومدم بیرون
.مردم مدام اینو بهم میگن
.من باید برم .تو پارک منتظرم هستن
درسته، آره چراغونی درخت، درسته؟
.هر وقت تونستی برام فاکتورش کن
.نگرانش نباش
.خوبه که تونستم حرفامو بزنم
.کلارا ازت خوشش میومد
.سلام، وی
دارم به آدام فکر میکنم .که ممکنه خیلی هم بیراه نگفته باشه
،ترک کردن بلها یه چیزه
!ولی استعدادشو ببره یه گروه رقیب؟
ممکنه باعث ناراحتی .یا دلخوری بعضیها بشه
امروز همه چی خوبه؟ مشکلی نیست؟
.نه تا جایی که میدونم چرا؟
فقط خواستم حرفی زده باشم .باشه
ام، میشه چند دقیقه مراقب مغازه باشی؟
قبل از بسته شدن برمیگردی درسته؟
.البته .پس مشکلی نیست
.باشه، ممنون
،قهوه داغ و شیرینی
.از طرف رستوران سو
.بیا، هرچی دوست داری بردار
،پایهها باید درست تراز و وسط باشن
.وگرنه کل تعادل بهم میخوره
.هی، ورا
.اگه میخوای اونجا یه قهوه بخور
.برای صدا وحشتناکه
چای زنجبیل بخور .بعدا ازم تشکر میکنی
.انگار همه چی در حال پیشرفته
.همه چی درست میشه
بیا امیدوار باشیم .چراغ درختها روشن بشه
هیچی ناامیدکنندهتر از این نیست .که تو تاریکی نُت سی رو بالا اجرا کنی
اگه این روزا کسی پیدا بشه ،که بتونه اون صدای زیر رو دربیاره
.به گمونم کلارا میتونست
کلارای ما، استعدادی بینظیر بود .که دیگه تکرار نمیشه
به نظرم بدون حضور اون، کسب مقام
تو رقابتهای آینده خیلی سخته، درسته؟
.کار نشد نداره
،اگه پول ورودی رو نداده بودیم .به خودمون زحمت نمیدادیم
چی باعث میشه فکر کنی ممکنه درخت روشن نشه؟
فکر میکنی آدام از عهده این کار برنمیاد؟
اون مرد بیچاره .سختیهای زیادی رو پشت سر گذاشته
،اما حملات مداوم اون به گروه کُر
طوری باهامون رفتار میکنه .انگار یه خطایی ازمون سر زده
.نباید یه کلمه از حرفاشو باور کنی
...کلا زده به سیم آخر، ولی
هی، بهت گفتم که .همش اشتباهه
.بیا، بذار بهت نشون بدم
هی سم چه خبر؟
آزمایشگاه تایید کرد که اسپری گلوی دیبی .تستش برای گرده زنبور مثبت شده
.پس از تلاش برای قتل حرف میزنیم
.احتمالا
چه چیز دیگهای میتونه باشه؟
یه نفر اپیپن رو از تو کیفش برداشته
.نزدیک بود بمیره
.گروه کر بهت اعتماد داره
.پیش تو احساس راحتی میکنن
.ازت میخوام یه کاری برام بکنی
میخوای درمورد بلها جاسوسی کنم؟
نه، جاسوس نیست .فقط نگاه کن
.گوش کن و بهم بگو چه اتفاقی میفته
پس جاسوسی؟
.اوه، میدونستم ایده بدیه ...نه، نه، نه
آخه، معلومه که .استعداد ذاتی تو این کار داری
توی ماجرای مسمومیت .ثابت کردی که حق با توئه
.اوه، بیشتر شانس آوردم
بل خاصی مد نظرته که روش زوم کنم؟
...درحقیقت
لطفا بگو که کارِ بروک بوده .خیلی چیزا رو توضیح میده
.نه بروک، نه
پرونده کلارا رو .از پلیس وایت راک گرفتم
معلوم شد یه مظنون تو .تصادف و فرار داشتن
فقط هرگز مدرک کافی .برای دستگیریش نداشتن
.و حالا دیبی رو هدف قرار دادن
.اینجاست که قضیه پیچیده میشه
...نه
دیبی؟
به نظرت کاراش برای اینه که دنبال جلب توجهه؟
...صبر کن
یعنی میگی فیلم بازی کرده که انگار قصد جونشو داشتن؟
.امکانش هست
بهتر از این راهی هست که پلیس دیگه دنبالت نیاد؟
.شب خوبی داشته باشی، وی
.ممنون، اِم .اهوم
.تو بهترینی .خداحافظ
.اوه، آه .ممنون
.سلام
.سلام
.اینا مالِ توئه .واسه اینکه نجاتم دادی
،لازم نیست .ولی اینا خیلی قشنگن
.متشکرم
گلوت چطوره؟ ...اوه
دکترم اصرار داره .که چند روزی استراحت کنم
میتونی تصور کنی؟ اینقدر نزدیک به مراسم درخت؟
.خب، تو که نمیخوای بدتر بشه
.بخصوص با نزدیک شدن کریسمس
خب، برنامهای داری؟
...یا مثل منی و فقط
یه سره تا تعطیلات کار میکنی؟
...آه، من، اوه
،چند سال پیش ارث بهم رسید
.و زودتر بازنشسته شدم
.الان یه جورایی پشیمونم
.پول دیگه مثل سابق ارزش نداره
.و گروه کر تنها چیزیه که الان دارم
،باشه پس
انگار فرصت مناسبیه، برای آزمایش
نظریه سم که قربانی ما .ممکنه در واقع خود مظنون باش
...پس، امم، تو
تونستی یه جای پارک جلوی در پیدا کنی؟
.اوه، نه .همه جا پیاده میرم
،ماشینها این روزها خیلی گرون شدن
و هزینههای تعمیر و نگهداری .دیوونهکنندهست
آخرین ماشینم به معنای واقعی با چسب .نواری و دعا سرپا نگه داشته شده بود
چند ماه پیش ،اونو برای قطعاتش فروختم
.و خلاص
میدونی، یکی از دوستام واقعا دنبالش ،بود تا از شر ماشینشون خلاص بشن
اسم شرکتی که استفاده کردی رو یادته؟
من اصلا مطمئن نیستم
من اون رو ته راهرو گذاشتم :با یه تابلو که روش نوشته بود
"بیا و برش دار"
باید با آدام جیمسون تماس میگرفتی
.مطمئنم که از بردنش خوشحال میشد
.شک دارم
.فکر نمیکنم خیلی ازم خوشش بیاد
چرا اینو میگی؟
هفته قبل از مرگ کلارا ،آدام اومد دم در خونهام
مست و عصبانی و ازم خواست که بهش بگم
.کلارا با کی تو گروه کر رابطه داره
اون مطمئن بود ...که میدونم چون
.کلارا اغلب باهام درد دل میکرد
.اما در این مورد بدجوری اشتباه میکرد
.هیچ رازی تو گروه کر وجود نداره
اگه کلارا با کسی رابطه داشت ،و به آدام خیانت میکرد
.طرفش بل و جذاب نبود
.خیلیخب، خداحافظ
سم .اینو باید بشنوی
آدام اینجا زندگی میکنه؟
مثل عکسهای مجله "خونه و باغ" نیست، ها؟
هی، ممنون که اجازه دادی .باهات بیام
بذار من حرف بزنم، باشه؟
اگه کوچکترین حقیقتی در شک آدام به رابطه نامشروع وجود داشته باشه
اونو بعنوان مظنون معرفی میکنه، اینطور نیست؟
آدام؟
.منم سام ویلنر
آدام، اونجایی؟
کامیونش اینجا نیست .شاید رفته دنبال جمعآوری ضایعات
.بابت این سفر بیفایده متاسفم
.فردا دوباره یه سر میام
مراقب باش .یه چیزی روی جادهست
.آره، میبینمش
یه جعبهست ،آره، میدونم، فکر کنم
.فکر کنم از مغازه من باشه
خب، چطور سر از اینجا درآورده؟
کلی چیز از مغازهام .به آدام دادم تا از شرشون خلاص بشه
...یکی دیگه هم هست و
.اونجا
.هی
.انگار از جاده منحرف شده
.کیسه هوا باز نشده
.و خون روی فرمون
.ممکنه زخمی شده
.موبایلش رو جا گذاشته
،شاید خودشو به جاده رسونده
.و کسی رسوندش بیمارستان
،اما اگه اینطور نباشه
.ممکنه هنوز جایی همین اطراف باشه
خب، پس بهتره .قبل از تاریکی هوا پیداش کنیم
.تو این سرما شب زنده نمیمونه
ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس آيدی تلگرام جهت ارتباط @Saeed8362
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.