All language subtitles for Mistletoe_Murders_S01E02_720p_1080p_WEB-DL_SP

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دیشب تو مزرعه .چالمرز تری" یه حادثه‌ رخ داده"

بهم میگی که کوکی من مارکوس رو کشته؟

،جون هابل، تو بازداشتی

به اتهام قتل مارکوس دوناوان

،یه تماس اضطراری الان اومده

به نظر میاد گوردون چالمرز .مسموم شده

کی زنگ زده؟ .یه نفر به اسم امیلی

... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... ‫.:: Saeed_Pardis ::.

:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub

حالش خوبه؟

.آره

شادو و گوردون .رابطه نزدیکی با هم دارن

.اون می‌دونه مشکلی پیش اومده

.من نباید اینجا باشم

درگیر کردن خودم تو تحقیقات یه قتل

یه اشتباه بزرگه لازم به ذکره که بدترین راه ممکنه

.برای اینکه کسی متوجه من نشه

با این حال، من اینجام .مثل پروانه‌ای که جذب شعله می‌شه

،کافه تریا بسته بود

.برای همین یه قهوه از دستگاه گرفتم

.ممنون

،متخصص قلب خبر جدیدی بهم داد

هر چی تو اون فلاسک بوده .باعث حمله قلبی شده

خب، مطمئنم که اون .بدون مبارزه تسلیم نمی‌شه

.آره .ممنون که اومدی

لازم نبود بیای .خیلی همدیگه رو نمی‌شناسیم

،می‌دونم اگه بابام بود

.نمی‌خواستم تنهایی از پسش بربیام

گوردون گفت که فلاسکش .برای چند روز گم شده بود

.آره، خیلی از این بابت ناراحت بود

اون دوست داره بعد از اینکه ،سوارکاری عصرونش تموم شد

.مشروب بخوره

.من یه عمو مثل اون دارم

...اگه شبیه بابات باشه

.معمولا اولیش آخرینش نیست

بعد از اینکه مامانم چند سال پیش .فوت کرد، مشروب خوردنش خیلی بدتر شد

.خیلی متاسفم

بابات تا به حال به بازنشستگی فکر کرده؟

مطمئنم اگه تصمیم بگیره ،مزرعه رو بفروشه

.می‌تونه سود خوبی کسب کنه

.این جزء گزینه‌ها نیست

وقتی آماده باشه که اونو تحویل بده .به من می‌رسه

این تنها چیزیه که .تمام عمرم براش تلاش کردم

.مطمئنم به بهترین نحو ازش مراقبت می‌شه

سم؟

چرا تو مزرعه درخت بودی؟

قبل از اینکه برم .اظهاراتم رو به یه افسر دادم

.خوندمش

.راضی نبودم، باید باهم حرف بزنیم

.روز طولانی‌ای بود

.چیزی نمی‌پرسم

.عالیه

.تنها کارم این بود که از دردسر دوری کنم

خودویرانگری .اسمت امیلی‌ه

اصلا اونجوری که تصور می‌کردم

اولین بازجویی‌ام پیش بره، نیست

فقط حرف می‌زنیم واقعا؟

چون احساس ‌کردم .انتخابی ندارم

می‌دونی وقتی بهم گفتی .چاره ای ندارم

چی می‌خوای ازم بپرسی؟

چرا امروز تو مزرعه درخت بودی؟

.و دیروز، اتفاقا درختی سفارش ندادی

منو چک کردی؟ .اوهوم

...ببین

.من چیزی ندارم مخفی کنم

تو مزرعه درخت بودم

چون سعی می‌کردم مدرکی پیدا کنم .که به تبرئه جون کمک کنه

می‌دونم چطور به نظر می‌رسه ...آره، من

پادکست‌های جنایی زیادی گوش دادم .اعتراف می‌کنم

.سعی داشتی به دوستت کمک کنی

.بهش احترام می‌ذارم .ممنون

چیزی که دوست ندارم .روشی‌ه که پیش گرفتی

به یه کارآگاه آماتور .نیاز ندارم که سر راهم قرار بگیره

.تشکرم رو پس می‌گیرم

باید یادآوری کنم که یه مرد مُرده و یه نفر دیگه داره برای زندگیش می‌جنگه؟

اوه، فکر کردم .قاتل رو قبلا دستگیر کردی

مگه اینکه جون بی‌گناه باشه

.همانطور که تمام این مدت گفتم

تنها احتمال دیگه

.اینه که اون با یه همدست کار می‌کنه

.خیلی دور از ذهن به نظر نمی‌رسه

تو درست قبل از اینکه آنا گوردون رو پیدا کنه، باهاش تنها بودی، درسته؟

.باشه، درسته اون کوکی که مارکوس رو کشت از کجا اومد؟

.بله، ممنون، ممنون .منظورت رو رسوندی

.متاسفم که دخالت کردم

تنها چیزی که می‌خوام اینه که اگه سوالی

.یا اطلاعاتی داری بیاریش پیش من

.به جای اینکه به تنهایی اقدام کنی موافقی؟

.باشه

و در عوض، فرض می‌کنم که منو در جریان اتفاقات پرونده قرار می‌دی؟

.به هیچ وجه

.ارزش امتحان رو داشت

.می‌دونستم

بروک؟

.به دخترا گفتم این اتفاق می‌افته

فقط مسئله زمان بود .شما دوتا برای هم عالی هستین

اوه، ام، نه، اینطور نیست ...من... چی

.آره .فهمیدم، هنوز جدیده

خب، فقط خواستم بگم .به نظرم قشنگه

...نه، بروک، اوه، ما

.می‌خوام بذارم به کارت برسی

...می‌دونستم

.خب، این اتفاق افتاد

.بله

می‌دونم که طبق توافق

مسئولیت تحقیق رو به سم واگذار کردم

اما از چیزی که نمی‌دونه .نباید به ضررم تموم بشه

فقط باید با روشی .زیرکانه‌تر بهش نزدیک بشم

خب، ببینیم ...اینجا کی رو داریم

‏دسترسی به عکس‌ها و سلفی‌های همه کسایی که

شب مرگ مارکوس اونجا بودن یه جورایی

به طرز شگفت‌آوری یه جدول زمانی دقیق

.از وقایع اون شب رو ترسیم می‌کنه

متاسفانه، تنها کسی که مشتاق بودم ثابت کنم

اون شب تو کالسکه هوشیار بوده .هیچ جا پیدا نمی‌شه

.دوست پسر لیزی، ترنت

چرا با اسم مستعار رزرو کرده

اگه درگیر نبوده؟

.باشه

...خب لیزی تو مزرعه... تنها بوده

.حداقل در این مورد راست می‌گفت

.خیلی ممنون .تعطیلات خوبی داشته باشی

هی، وی، مدرسه چطور بود؟

.خجالت آوره

شنیدم گلدیس ،یکی از خانم‌های کافه تریا

داشت در مورد اینکه بابام با یه زن جدید .تو شهر قرار می‌ذاره حرف می‌زد

.شوخی می‌کنی .نه

بعد که منو دید، کاملا ساکت شد .خیلی تحقیرآمیز بود

این همون گلدیسی نیست که با بروک کارمایکل تو باشگاه کتابخونیه، نه؟

.نمی‌دونم

.من بروک رو می‌کشم

.اینو اعتراف من در نظر بگیر

خب، شاید کادوپیچی درست نباشه، نه؟

.قطعا درست نیست

انگار بابام پنج دقیقه از کارش .دست می‌کشه، تا بره یکی رو ببینه

.اصلا زندگی اجتماعی نداره

بجز وقتی که دوتایی با هم وقت می‌گذرونیم

که الان بیشتر شامل

.انجام فعالیت‌های معمول کریسمس می‌شه

.خب، به نظر سرگرم کننده میاد

بعضی‌هاشون خوبن .اما بعضی‌هاشون شکنجه‌ان

مانند شب کارائوکه کریسمس .تو رستوران سو

مامان و بابام هر سال یه اجرای دو نفره با هم دارن

و حتی جدایی‌شون هم .نتونست از شدت این رنج کم کنه

"از اجرای سال پیش "جینگل بل راک .هنوز اثرات روانیش باهامه

.اوه خدای من

.‏به رنجی که کشیدم نخند .متاسفم

‏تصویرش همین الان .به شدت تو ذهنم نقش بست

حداقل حالا که مامانم دو ساعت دورتر زندگی می‌کنه

.دیگه کارائوکه سرمون آوار نمی‌شه

من برای پیروزی‌هام .جایی میرم که بدست‌شون بیارم

شماره خصوصی هرچه زودتر بیا فروشگاه !سفارشت آماده‌ست

خب، ری چه اطلاعاتی واسم داری؟

‏آه، مستقیم رفتی سر اصل مطلب .‏همینه که منو شیفته تو کرده

.با خبر بد شروع می‌کنم

اوه، در مورد جویی وون .هیچ نتیجه‌ای نگرفتم

.درسته .اون یکی رو فهمیدم

‏ظاهرا دهه 40 بازیکن حرفه‌ای بیسبال .پست شورت استاپ تیم داجرز بوده

‏باشه، پس، دیگه .هیچ سوالی مطرح نشه

.خب، بریم سراغ قسمت خوبش

این کار ظرافت خاصی داره .‏انجام این کار مهارت می‌خواد

.مم .باشه، خوبه

خب، تونستم دربیارم که گوردون حدود سی هزار دلار

یا بیشتر بدهی قمار بالا آورده .بعلاوه سودش

پس کلی دست پوکر بد داشته

،این قسمتش تعجب‌آور نیست

.اون به طور کامل پرداختش کرده

.حساب صفر شده

.با عقل جور در نمیاد

‏گوردون این همه پول رو از کجا جور کرده؟

اونم تو این فرصت کم؟ ،خب، شاید نظر بانک تغییر کرده

.و بالاخره تصمیم گرفته بهش وام بده

.شاید ری خیلی هم پرت نگفته باشه

گوردون، مارکوس و لیزی .همگی یه ارتباط مشترک دارن

.و همه راهها به بانک ختم می‌شه

،یا به طور دقیق‌تر

.به مدیر ارشد جدید بانک

...اون کاپشن

.سلام، ترنت .امیلی

خوشحالم که دوباره می‌بینمت .آره، آره، منم همینطور

.از کاپشنت خوشم میاد .خیلی گرم و نرمه

ممنون .آره، خیلی گرمه

.قسم می‌خورم قبلا دیدمش

اخیرا تو مزرعه درختی چالمرز نبودی، نه؟

.نه، چندین ساله که نرفتم اونجا

مطمئنی... این تو نیستی؟

اون کت باید گرمتر از اون چیزی باشه که به نظر میاد

چون واضحه که .ترنت شروع کرده به عرق کردن

می‌دونی، آدمای دیگه هم هستن .که عین همین کاپشن رو دارن

.آره، به نکته‌ی خوبی اشاره کردی

فکر کنم اینم ممکنه که آدمای دیگه هم باشن که

اسم قهرمانای بیسبال‌شون رو وقتی .می‌خوان ناشناس بمونن استفاده کنن

...چطور ،‏ممکنه تاریخ‌ها رو جابجا گفته باشم

ولی کاملا مطمئنم که اون عکس، شبی که مارکوس مُرده، گرفته شده. چطور ممکنه؟

من دیگه، اوم... در واقع .برای یه جلسه خیلی دیرم شده

اوه، اوه، خدایا .‏مزاحم کارتون نمی‌شم، آره

بهتره اینو ببرم .تحویل پلیس بدم، اینجوری بهتره

یعنی دیگه لازم نیست .مزاحمتون بشم

.صبر کن .بشین

.اوه

این ربطی به مرگ مارکوس نداره، باشه؟

.اون برام مثل یه برادر بود

‏برام جالبه بدونم مارکوس چه حسی داشت وقتی فهمید برادرش

بلافاصله بعد از جدایی‌شون .دوست دختر سابقشو باردار کرده

.در هر حال، تبریک میگم

.لیزی مامان خیلی فوق‌العاده‌ای می‌شه

.سعی می‌کردیم مخفی نگهش داریم

.آه، می‌دونی شهرهای کوچیک چطوریه

خب، بذار یه بار برای همیشه ،تکلیف یه چیزو روشن کنم

این ‏مارکوس بود که .ما رو اول بار بهم معرفی کرد

.به خاطر ما خوشحال بود

آره، خب، واسه همینه که .تو و لیزی با هم تو مزرعه بودین دیگه

برای کالسکه سواری؟

،لیزی منو دعوت نکرد

.به نظرم عجیب اومد

خب چند روز قبلش رفتم مزرعه

و اسم مارکوس رو .تو فهرست رزرو پیدا کردم

.حتما بدترین فکر رو کردی

.خب منم همین فکر رو می‌کردم آره، منم... اشتباه فکر کردم

بنابراین... با نام جعلی ثبت‌نام کردم .تا رد پام رو بپوشونم

و اون شب حاضر شدم .تا با هم گیرشون بندازم

در عوض، مارکوس رو اونجا .با جون پیدا کردم

.همه رو اشتباه فهمیده بودم

.لیزی اصلا نمی‌دونست که من اونجام

پس کسی متوجه نشد که تو بودی؟

تو راه برگشت، برای زدن بنزین .تو پمپ بنزینِ بالای تپه توقف کردم

.آنا چالمرز اونجا بود

دختر گوردون چالمرز؟

صحبت کردین؟ نه، داشتم می‌رفتم

.همونطور که اون داشت می‌اومد

.اما همدیگه رو دیدیم

خب، من ازت خیلی ممنونم .که همه اینا رو باهام در میون گذاشتی

...در واقع، اوم

،قبل از اینکه برم

می‌خواستم ببینم می‌تونی .یه لطف کوچیک بهم بکنی

اون چیه؟

...خیلی دوست دارم فقط یه

یه نگاه کوچیک به آخرین .صورتحساب بانکی مارکوس بندازم

.این کاملا خلاف مقرراته

.ممکنه تو دردسر بیفتم

آه، آره، اما فکر نمی‌کنم مارکوس ناراحت بشه، نه؟

به‌علاوه، یه راز کوچیک دیگه بین دوست‌ها چه اشکالی داره؟

.یکی باهات تماس می‌گیره

.آنا

حالت خوبه؟ ...آره، من فقط

سعی می‌کردم در مورد .پرونده‌ی پدرم اطلاعاتی بگیرم

.مطمئنم همه چی درست می‌شه

.می‌دونم کارآگاه ویلنر پیگیرشه

.آره

.هی، امم، امروز ترنت هدلی رو دیدم

.از تو حرف زد

ترنت؟

اوه، منظورت ترنتِ بانکِ؟

آره، گفت که شما اون شب تو پمپ بنزین کنار مزرعه

.همدیگه رو دیدین

.شبی که مارکوس مُرد

.اشتباه می‌کنه

.تا اوایل صبح روز بعد برنگشتم

هوم

.امم، باید برگردم بیمارستان

.دکتر گفت بابام هر لحظه ممکنه به هوش بیاد

.آره، حتما .مراقب خودت باش

سلام .اوه، اومدم جون هابل رو ببینم

حس می‌کنم مثل یکی از اون .سگ‌های بیچاره پناهگاهم

که تو گوشه‌ی قفس‌شون ،مچاله شدن

.و نمی‌دونن چرا اونجان

تو سزاوار این نیستی .که اینجا باشی، جون

.من واقعا بهش اعتقاد دارم

.واقعا لازم داشتم اینو بشنوم

می‌خوام به هر طریقی که ،می‌تونم کمکت کنم

اما برای این کار باید در مورد مارکوس یه چیزی ازت بپرسم

.اشکالی نداره .چیزی برای پنهون کردن ندارم

،روز قبل از کشته شدنش

مبلغ زیادی پول نقد از حساب پس‌اندازش برداشت کرده

.مبلغ 40000 دلار

.نه .این منطقی نیست

.مارکوس در مورد پول خیلی دقیق بود

.خیلی حساب‌شده عمل می‌کرد

.اما با پول نقد، هیچ مدرکی وجود نداره

دقیقا. این برخلاف همه چیزاییه .که مارکوس بهش پایبند بود

.نمی‌تونم دلیلی برای این کارش پیدا کنم

و پلیس چیزی در این مورد نگفته؟

.نه، این اولین باره که می‌شنوم

ممکنه این به نحوی به مرگش ربط داشته باشه؟

.این، دقیقا، همون سوال 40000 دلاریه

من یه نظریه دارم، در مورد اینکه چه .اتفاقی برای پول مارکوس افتاده

اما این نظریه فقط در صورتی قابل قبوله

که مطمئن باشم سم و تیمش .اونو پیدا نکرده باشن

و بخش دشوارش اینه که .نمی‌تونم در موردش از سم بپرسم

بدون اینکه به اون بفهمونم که .هنوز تو تحقیقاتش دارم دخالت می‌کنم

امیلی؟

.سم

.چه سورپرایز خوبی

.خب، من اینجا کار می‌کنم

این... کاملا درسته داری میری بیرون؟

.من فقط منتظر ویولت‌ام

امشب مراسم... شروع فصل .کریسمس سالانه‌مون رو داریم

.به نظر سرگرم کننده میاد مراسم چیه؟

فروشگاه شکلات هر سال یه خط تولید جدید

از شکلات داغ‌ تعطیلات میده بیرون

بنابراین دوست داریم .شب افتتاحیه بریم

در واقع یه جورایی .به یه سنت تبدیل شده

.چه دوست داشتنی

.سلام، بابا

.اوه، سلام، اِم

امم، منو ببخشید .دارم میرم

.خوش بگذره بهتون

...در واقع

بابا، اشکالی نداره اگه یه شب دیگه بریم شکلات داغ بخوریم؟

دوستم تارا .چند نفرمون رو دعوت کرده خونشون

یه شب مدرسه؟ برای چی؟

.مست کنیم و بطری بچرخونیم دیگه چی؟

فردا امتحان داریم .بیشتر قراره درس بخونیم

اما از قبل پیش پرداخت دادم .تا لیوان‌های کلکسیونی رو بگیریم

.اوه

می‌دونی چیه؟ .تو باید امیلی رو ببری

.اون اینجا تازه وارده

چه کسی بهتر از تو می‌تونه سنت‌های محلی ما رو بهش معرفی کنه، درسته؟

.قول میدم خوشت میاد

...آه

منظورم اینه که، اگه مطمئنا .برای تو مشکلی نداره

آره، چرا که نه؟ .آره

.خیلی بهتون خوش می‌گذره

حسودیم شد .باشه

.خداحافظ، اِم

...چه ناجور

از طرفی هم، دنبال راهی .برای صحبت با سم بودم

...خب این هات چاکلت چقدر خوبه؟

یادم رفت، طعمش چی بود؟

شکلات سفید داغ نعنایی با مارشمالوی نرم لیمویی

.کمای قندی، دارم میام

.اممم

...من انگار

.خیلی خوبه

می‌دونم، درسته؟

هی، ببخشید که ویولت یهویی .اینجوری انداختت تو این موقعیت

.اوه، اشکالی نداره

اون اشاره کرد که قراره برای .کریسمس، به دیدن مادرش بره

.باید برات سخت باشه

.هست، آره

اما، می‌دونی .داره بزرگتر می‌شه

.داره از این جا دل می‌کنه

.اون در مورد رفتن به دانشگاه حرف میزنه

چی؟

کی دلش میاد جایی رو با این خوراکی‌های خوشمزه ول کنه بره؟

چی شده؟

اه... داشتم به چیزی فکر می‌کردم

.که گوردون بهم گفت

.بی‌خیال

.فراموش کن چی گفتم

.خب، حالا کنجکاو شدم

خب، فقط اینکه اونم .در مورد رفتن حرف میزد

.یا حداقل فروش مزرعه

گفت که مارکوس .به خریدش علاقه‌مند بوده

.اونا یه قرارداد... نوشته بودن

مارکوس حتی قبول کرده بود .که یه پیش‌پرداخت نقدی بزرگ بده

خودش اینو بهت گفت؟ .آره

نمی‌دونستم .شما دوتا بهم نزدیک بودین

.اوه، نه، نیستیم

فکر کنم یه لحظه .پرحرفی‌اش گرفته بود

به هر حال چیزی که مشخص نبود این بود که آیا

مارکوس واقعا پول رو .بهش داده یا نه

...یه جورایی باعث می‌شه فکر کنی

در مورد چی؟

...اوه، یعنی اگه

،اگه مارکوس اون پول رو برداشت کرده

...و در نهایت اونو به گوردون نداده، پس

پول کجاست؟

چرا این حس رو دارم

که این دفعه من دارم بازجویی می‌شم؟

...من .من فقط دارم صحبت می‌کنم

.می‌تونیم موضوع رو عوض کنیم

،من 15 ساله که پلیسم

.می‌دونم دنبال اطلاعات گشتن چه شکلیه

،بنابراین، برای پاسخ به سوال تو

.شاید مارکوس پول رو به خیریه داده

یا شاید یه قایق خریده .تا دور دنیا بچرخه

به این معنی نیست .که به قتلش ربطی داره

پرونده‌های جنایی واقعی .شبیه داستان‌های آگاتا کریستی نیستن

باشه

.ممنون از همراهیت

داری میری؟ .شکلات داغتو هنوز تموم نکردی

امشب یه کم کار دارم که باید ...انجامش بدم، پس

اگه کار دیگه‌ای داشتی .می‌دونی کجا پیدام کنی

.دیشب سم رو دست کم گرفتم

.تقصیر خودم بود

.این یکی رو دوست دارم

حالا که مطمئن شدم 40 هزار دلاری که ،مارکوس گم کرده بود هنوز پیدا نشده

مطمئنم که گوردون از اون پول استفاده کرده

.تا بدهی‌های قمارش رو پرداخت کنه

سوال اینه که اون مارکوس رو مسموم کرده تا پول رو به دست بیاره؟

و اگه اینطوره، چه کسی در عوض گوردون رو مسموم کرده؟

.روز خوبی داشته باشی

هی، وی شبت چطور بود؟

.تقریبا ارزش سکوت بابا رو داشت

داره منو به خاطر از دست دادن .شب شکلات داغ تنبیه می‌کنه

.راستی، حرکت خیلی زیرکانه ای زدی

متاسفم

فقط می‌خوام بتونم بدون .برنامه‌ریزی قبلی با دوستام باشم

...اما بابا و برنامه‌هاش

بهش گفتی چه احساسی داری؟

.نمی‌خوام احساساتش رو جریحه‌دار کنم

می‌دونم فقط داره سعی می‌کنه .نبود مامان رو جبران کنه

،می‌دونی واقعا خیلی خاصه

که می‌تونن اختلافاتشون رو کنار بذارن

.و برای تعطیلات دور هم جمع بشن

.قبلا هرگز بهش فکر نکرده بودم

اما حدس میزنم شاید تنها کسی نیستم که .وقتی مامان رفت یه چیزی رو از دست داده

برام خیلی سخته که ،سم رو با احساسات پیچیده تصور کنم

.اون همیشه خیلی مسلط به نظر می‌رسه

من بهش میگم "چهره پلیسی در حال استراحت"

...اما در واقع .خیلی احساساتیه

و هر مشکل کوچیکی .که نتونه حل کنه، از درون می‌خورتش

...از درون می‌خورتش

.البته

... :: تـرجـ‌مه از : سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

.هی، روون

کارت برای امروز تموم شده؟

.بیشتر از امروز .هممون رو اخراج کردن

.اوه، نه

شاید موقتی باشه؟

.دقیقا آنا همینو گفت

اما تو این مدت باید چیکار کنیم؟

.ببخشید، تعطیلیم

.امیلی

می‌خواستم باهات .در مورد یه چیزی حرف بزنم

در مورد چی؟

نمی‌تونم به اتفاقی که .برای بابات افتاده فکر نکنم

و اینکه چطور بعضی از انتخاب‌های .اخیرش ممکنه منجر به این شده باشه

منظورت مشروب خوردنشه؟

،آره، اون بخشی ازشه، اما اشتباهاتی کرده

.که فکر می‌کنم دارن از درون می‌خورنش

...مثل

.تلاش برای فروش مزرعه به مارکوس

.وقتی می‌دونه چقدر برات مهمه

.بهت گفتم که اینکارو نمی‌کنه

فکر می‌کنم حس می‌کرده .انتخاب دیگه‌ای نداره

.ببین

...من

یه دوستی دارم که سر بعضی .از همین میزها پوکر بازی می‌کنه

گفت بدهی‌های بابات .داره زیاد می‌شه

بعضی وقتا ...بیشتر از حدش خرج می‌کنه، اما این

.نه، اینایی که بهشون بدهکاره، خطرناکن

.اگه پولشونو نداده بود می‌کشتنش

فروختن مزرعه به مارکوس .راه فرار بود

پس چرا مارکوس مُرده؟

و چرا بابام تو بیمارستانه

و داره برای زندگیش می‌جنگه؟

فکر می‌کنم مارکوس بهش یه پیش‌پرداخت داده

،تا کمکش کنه بدهی‌هاشو صاف کنه

،و بعد از پرداخت پول

شاید گوردون در مورد فروش نظرش عوض شده

،مدارک هیچوقت رسما امضا نشدن

،اگه برای مارکوس اتفاقی میفتاد

.در این صورت قرارداد باطل می‌شد

داری بابام رو به کشتن مارکوس متهم می‌کنی؟

خودش هم مسموم شد، یادته؟

آره، می‌دونم، اما سم .تو فلاسک خودش پیدا شد

شاید نتونسته با کاری که .کرده زندگی کنه و یه راه فرار دیده

چرا اینو به من میگی؟ ...چون من

،ببین

می‌فهمم که می‌خوای ،از بابات محافظت کنی

احتمالا منم جای تو بودم .همین کارو می‌کردم

...اما به من گوش کن آنا

اگه گوردون بمیره و تو ،چیزی که می‌دونی رو نگی

اونوقت کل زندگی دوستم جون .ممکنه بخاطر این نابود بشه

.باید بری

.الان

...آنا .الان

.باشه

ملاقات یه بیمار تو بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان

.یه سری پیچیدگی داره

‏اول از همه ،باید خانواده درجه یک باشی

.دوم اینکه، باید سر ساعت ملاقات بیای

.ببخشید

البته همیشه راهی برای ،دور زدن قوانین وجود داره

.اگه بخوای خارج از چارچوب فکر کنی

.نمی‌دونم چرا اینجام

،اگر در مورد گوردون درست فکر کنم .اون شایسته‌ی ترحم من نیست

‏با این حال خوب بلدم گلیم خودمو از آب بکشم

.و با غریزه بقا آشنام

ما واقعا در نهایت اینقدر متفاوتیم؟

،ببخشید چطور اومدی اینجا؟

اینجا بخش خصوصیه .باید بری بیرون

.اوه ... اشکالی نداره

.اوه، اون با منه

‏باید یه سری اطلاعات .از جراح گوردون می‌گرفتم

.گفتم بیام ببینم بهوش اومده یا نه

‏فکر کنم می‌خوای بدونی .اینجا چیکار می‌کنم

‏از جواب خوشم میاد؟

...امم

می‌خواستم باهات تماس بگیرم ...من، اوه

می‌خواستم بابت دیشب .که یهو رفتم عذرخواهی کنم

.تا حدودی مستحقش بودم

با این حال، لیوان کلکسیونی‌ات رو .واست نگه داشتم

.اوه...ازت ممنونم

احتمالا قبل از اینکه .پرستار رچد پیداش بشه باید برم

.شب‌بخیر، سم .شب‌بخیر، امیلی

بغل کردن گربه‌ها .یه لیوان شراب، حموم کف

.با همین ترتیب

کمکی چیزی ازم برمیاد؟

.اشکالی نداره

...اوه، آه

تو صاحب اینجایی، درسته؟

،آره امیلی؟

...ما توی .تو مهدکودک همدیگه رو دیدیم

اوم... لیزی؟

در حال رانندگی بودم که یهو هوس شدیدی

مثل هوس بارداری .به خوردن چیزی شیرین پیدا کردم

.امیدوارم تعطیل نکرده باشین

...آه

.فکر کنم بتونیم یه چیزی پیدا کنیم

...تو بخش خیارشور و بستنی کم میاریم

‏ولی عوضش، 40 نوع .طعم آبنبات عصایی داریم

وضعیت کوکی‌ها چطوره؟

.‏اوه، شیرینی زنجبیلی، شیرینی کره‌ای

همه کوکی‌هایی که اسمشون .به شکل گیج‌کننده‌ای به 'شیرینی' ختم می‌شه

‏یه جور کوکی بود که .نمی‌تونم از فکرش بیرون بیام

‏یه جور کوکی شکری بود که .به گمونم، توش مربای بنفش داشت

.‏مارکوس گفت از فروشگاه شما خریده

.اوه، کوکی آلو شکری

.آره، فکر کنم همین بود

گفتی مارکوس بهت گفته بود؟

یادته کی بود؟

تو مزرعه درختی بود شبی که اون مُرد؟

.اوه، فکر کنم باید برم

لیزی، لطفا، خواهش می‌کنم ...گوش کن

اگه چیزی در مورد اتفاقی که ...برای مارکوس افتاد می‌دونی

من هیچوقت نمی‌خواستم .بهش آسیبی برسه

.تقصیر منه

هیچوقت نباید .برای کمک سراغ مارکوس می‌رفتم

کمک تو چه کاری؟

.ازم اخاذی شده بود

در مورد بچه‌ست، درسته؟

مارکوس پدرشه؟

چطور فهمیدی...؟

.به جای ترنت رفتی سراغ مارکوس

پس هرچی که ،بخاطرش ازت اخاذی می‌شه

احتمالا یه رازیه که می‌خوای ازش مخفی کنی؟

،دارم یه چیزی رو الکی میگم

ولی مارکوس پدر واقعیه بچه توئه، درسته؟

.آره

نمی‌دونم چرا اینقدر برام مهم بود .که رازش رو نگه دارم

.کاش به ترنت گفته بودم

‏اما زمانی متوجه شدم باردارم ...که عاشقش شده بودم و

.اون خیلی خوشحال بود

‏واکنش مارکوس به خبر چی بود؟

...من، اوه

.نمی‌دونم چی بگم

.متاسفم

.نه .نه، نه

.اشکالی نداره

.هنوز آماده نیستم که به ترنت بگم

.من عاشقشم .نمی‌تونم ریسک کنم و از دستش بدم

هر کاری که می‌خوای انجام بدی .من درکنارتم

سه هفته بعدش، یه پیام از یه .شماره ناشناس دریافت کردم

نوشته بود .باید 40000 دلار نقدی پرداخت کنم

.یا ترنت حقیقت رو می‌فهمه

.‏آمادگی گفتن این حرف رو نداشتم

پس دوباره رفتی سراغ مارکوس؟

.می‌خواست حین باج‌گیری ازش فیلم بگیره

.گفت پول مهم نیست

.بهش برمی‌گرده

و می‌دونست کجا پیداشون کنه؟

.بهم گفتن پول رو توی یه کیف بذارم

کنار یه درخت ،که یه روبان دورش بسته شده

.پشت اصطبل

.درضمن بهم گفتن تنهایی برم

آخرین باری که مارکوس رو دیدی کی بود؟

.وقتی می‌خواستم پول رو بذارم

.ترسیدم

تقریبا پشیمون شدم .ولی مارکوس اومد پیشم

.هی، هی .به من نگاه کن، به من نگاه کن

همه چی درست می‌شه، باشه؟

.اینو بگیر

.با یه چیزی توی معدت حالت بهتر می‌شه

بعد از اون، کیف پول رو .کنار درخت گذاشتم

.و رفتم خونه

.تو می‌تونی

وایسا، مارکوس .اون کوکی رو باهات تقسیم کرد

در این مورد مطمئنی؟ .آره

پس اون کوکی نمی‌تونه .منبع سم باشه

...خب، لیزی، من

ازت می‌خوام یه کار شجاعانه دیگه .امشب برام انجام بدی

.خواهش می‌کنم

خیلی دوست دارم بدونم چطور .لیزی رو راضی کردی که بیاد جلو

.هه

فکر کنم خیلی ناامید بود .که به یکی بگه

.اتفاقی در وقت و جای مناسب حاضر شدم

به نظر می‌رسه یه موضوع .تکراری توی زندگیت باشه

و فقط بدون، این به این معنی نیست .که جون تبرئه شده

.اون هنوزم یه مظنونه

نمی‌ذاری برنده بشم، نه؟

.فقط دارم انتظارات رو مدیریت می‌کنم

،خب، حداقل فعلا

.بالاخره از دست من خلاص شدی

.چه آرامشی

...سلام

.سلام

.اوف

فکرشو بکن آزادی‌ام رو مدیون .دوست دختر سابق مارکوس‌ام

.و تو البته

.من کار خاصی نکردم

.یه جورایی باورش برام سخته

.متشکرم

.برای اینکه شهر ما رو خونه خودت کردی

.تو فقط... بهترش می‌کنی

.شاید حالمو بهتر کنه

...امم

از بچه خبر داشتی؟

.مارکوس قول داد هیچ رازی نداشته باشه

.منظورش همین بود

البته بجز رازی که ،باعث کشته شدنش شد

اون داشت .مزرعه رو از گوردون می‌خرید

.این سورپرایز بزرگش بود

واقعا؟ .آره

این همیشه .رویای من برای هردومون بود

زندگی تو حومه شهر .داشتن یه پناهگاه حیوانات

،همیشه در موردش حرف می‌زدم

.وقتی ازدواج کرده بودیم

من، اوه... با گوردون .قبل از بستری شدنش حرف زدم

.اون گفت که اخیرا رفتی مزرعه

.رفتم شادو رو ببینم

.تو تابستون عفونت بدی داشت

من اغلب چک می‌کنم ،تا مطمئن بشم که اگه عود کرد

.بتونم زودتر متوجه بشم

من باید به گوردون ،یه پیام هشدار می دادم

ولی اگه گوشی هم داشت .باز نمی‌دونست چجوری باهاش کار کنه

،شاید سم اشتباه می کنه

شاید بعضی تحقیقات مثل .داستان‌های آگاتا کریستی باشن

،چون آخرین قطعه این پازل

.به تازگی سر جای خودش قرار گرفت

.هی

...تو

به یه چیز چندش مثل عکس صحنه جرم نگاه می‌کنی؟

.نه میشه یه دقیقه حرف بزنیم؟

.اوه، آره، البته

همه چی خوبه؟

.آره

...من فقط

...می‌خواستم بهت بگم

،که من

.با نبودن مامان مشکلی ندارم

،من عاشق زمانی بودم که اون بود

و عاشق این بودم که ،شما دوتا با هم متحد بودین

تا مطمئن بشین که من .یه کریسمس عالی دارم

.اما من دیگه بچه نیستم

.خودم از پسش برمیام

من خرابش کردم، نه؟

.نه بابا

.‏با تو وقت گذروندن، بهترینه

...ولی

این دلیل نمی‌شه که همون کارایی رو .که با مامان می‌کردیم، ادامه بدیم

شاید وقتشه که .دنبال علاقه و هدف خودمون بریم

.به نظر خیلی عالی میاد

...من، اوه

.‏دوسِت دارم، بچه جون

.منم دوسِت دارم

...گرچه

یه سنت وجود داره که فکر کنم .هنوزم می‌تونم ازش حمایت کنم

جدی؟ کدوم یکی؟

شب کارائوکه کریسمس .تو رستوران

.عمرا

پایه‌ای؟

.کاملا

بسته

... :: تـرجـ‌مه از : سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

.پیدات کردم

کی اینجاست؟

امیلی؟

اینجا چیکار می‌کنی؟

.دنبال این می‌گشتم

گرچه به اندازه 40000 دلار سبک‌تر از .زمانیه که برای اولین بار پیداش کردی

می‌دونی که اخاذی یه جُرمه، درسته؟

.ورود غیرقانونی هم همینطور

.حق با توئه

خب، فکر می‌کنی چی می‌دونی؟

تو از لیزی اخاذی می‌کردی ،تا پول رو به دست بیاری

.تا بدهی‌ قمار بابات رو پرداخت کنی

.شاید بابام این کارو کرده

بابات تلفن همراه نداره، چه برسه به .اینکه بلد باشه ازش استفاده کنه

بعد چطوری می‌خواد یه پیامک ناشناس بفرسته که توش اخاذی کنه؟

،تو دانشگاه اومدن سراغم

،دو تا مرد

.فکر کردم می‌خوان منو بکشن

گفتن یه هفته فرصت دارم .تا پول رو بدم و الا بابام می‌میره

بعدش فکر کردی اخاذی تنها راه حل توئه؟

.ما ورشکسته شدیم

.‏بانک‌ها دست رد به سینه‌مون زدن

‏با همه ایراداش، هنوز بابامه

.و واسه محافظت ازش هر کاری می‌کنم

تو خبر داشتی که مارکوس پدر واقعی و مخفی بچه لیزی بوده

.فقط یه خوش‌شانسی بود

اون شب که اون خبر رو داد ،تو رستوران بودم

از مدرسه که رانندگی کردم ،تا خونه گشنم شد

.و داشتم استراحت می‌کردم تا غذام بیاد

به نظرم فکر می‌کردن .پچ پچ هاشونو نمی‌تونم بشنوم

.هنوز آمادگی‌ش رو ندارم که به ترنت بگم

.من عاشقشم

.نمی‌تونم ریسک کنم و از دستش بدم

،دزدیدن پول مارکوس یه چیز بود

.ولی اون نباید می‌مُرد

در مورد چی حرف می‌زنی؟

.اون شب حتی مارکوس رو ندیدم

فقط کیف رو برداشتم .و رفتم سمت ماشینم تو پمپ بنزین

همیشه قصد داشتم به محض اینکه .بتونم پول رو به لیزی برگردونم

فکر می‌کنی این کارو درست می‌کنه؟ .البته که نه

.ولی پشیمون هم نیستم

.پس برو و گزارشم رو بده

.برام مهم نیست

.این گند‌کاری خودته، آنا

.خودت هم تمیزش کن

مطمئن نیستم .چه چیزی بیشتر منو آزار میده

این واقعیت که آنا ...از اعتراف به قتل مارکوس امتناع کرد

یا این واقعیت که .تا حدی حرفش رو باور کردم

.با دکتر ویلنر تماس گرفتید

لطفا پیام بذارید .و بلافاصله باهاتون تماس می‌گیرم

...اگه مورد اورژانسیه

سلام؟

کسی اینجاست؟

.این جدیده

فکر کردم گوردون گفت .که رفتن به اونجا امن نیست

کولی روون؟

.‏دیدم که باهاش بود

اینجا چیکار می‌کنه؟

.پنتوباربیتال

.تو نباید اینجا می اومدی

.منم می‌تونم همینو به تو بگم

...آه

...آه

...آه

.خوبه

.هر دوتون بیدارین

.اگه راحتی می‌تونی داد بزنی

.رئیس همه رو فرستاد خونه

...پس، اوه

چند وقته که مخفیانه تو اتاق زیر شیروونی زندگی می‌کنی؟

از وقتی که چند ماه پیش ،خونه‌ام رو تو آتیش‌سوزی از دست دادم

.معلوم شد بیمه‌ام تموم شده

حالا چون دارم قسط خونه میدم

.باید روی یه مشت کاه بخوابم

.اونم داری از دست میدی

تو از نقشه گوردون .برای فروش مزرعه خبر داشتی

اونا همینجا که .وایسادم معامله رو انجام دادن

وقتی کسی ندونه که اونجایی .چیزای زیادی می‌تونی یاد بگیری

...پس چی، تو

فکر کردی که مارکوس رو می‌کشی

و یعد همه مشکلاتت به طور جادویی از بین میره؟

فکر می‌کنی من قصد کشتن مارکوس رو داشتم؟

.تقصیر خودش بود

.اون پیرمرد اون شب باید می‌مُرد

.مارکوس

.حالا نه، گوردون .من هر کاری که تونستم برات کردم

و تو باید صبور باشی، باشه؟

.باشه

.هفته‌ها برنامه‌ریزی به فنا رفت

.روون

برام جو دوسر بیار، می‌شه؟

.همین امروز

،اگه مارکوس اون فلاسک رو برداشته

چرا همراه جسدش پیدا نشد؟

،جون گوردون رو متقاعد کرد

وقتی برنگشت، براش .گروه جستجو تشکیل بده

.من بودم که پیداش کردم

.اون قبلا مرده بود

.کاری از دستم بر نمی‌اومد

.نباید فلاسک رو می‌برد

مارکوس اونجا بود .تا با یه اخاذی روبرو بشه

تصور می‌کنم اونو برداشته، چون .به شجاعت بیشتری نیاز داشته

و می‌دونی چیه؟ .ببین کی این حرفو می‌زنه

تو اون شیشه پنتوباربیتال رو

از جون دزدیدی، نه؟

آره؟

تو یکی از ویزیت‌های پزشکی‌ش با شادو؟

.‏نباید کیفشو بدون مراقبت ول می‌کرد

با این حال، وقتی مارکوس مُرده .معامله تموم شده

چرا دوباره سعی کردی گوردون رو بکشی؟

.به من قول داده بود

اون رو در رو بهم گفت .که مثل پسرشم

.که همیشه اینجا خونه داشته باشم

‏ولی اون زد زیر همه چی .فقط واسه اینکه خودشو نجات بده

‏چی جلوشو می‌گرفت که دفعه‌ی بعد که دوباره گیر افتاد، این کارو نکنه؟

بنابراین فلاسک رو جایی گذاشتم .که می‌دونستم پیداش می‌کنه

.اون بقیه کارها رو انجام داد

می‌خوای ما رو هم مسموم کنی؟

باور کردنی نیست که فکر می‌کنی .بتونی این کارو بکنی و عواقبش رو نبینی

شنیدم قبلا تهدید می‌کردی .که آنا رو بعنوان باجگیر لو میدی

همه چی به نوعی .سر جای خودش قرار می‌گیره

،بعد از اینکه به اون پشت کردی

،تو رو غافلگیر می‌کنه

،سم رو به جریان خونت تزریق می‌کنه

و بعد بخاطر کاری که کرده ،احساس گناه بهش غلبه می‌کنه

.و به خودش هم تزریق می‌کنه

همه‌ش کنار هم گذاشته شده، ها؟

،فقط یه مشکل وجود داره

.کل این مکالمه رو با گوشیم ضبط کردم

داری بلوف میزنی .من چک کردم، گوشی‌ت پیشت نیست

دلیلش اینه که .وقتی اومدم اینجا قایمش کردم

برو جلو نگاه کن .پیداش نمی‌کنی

.اما پلیس پیداش می‌کنه

.اوه، من پیداش می‌کنم

.ششش

.باشه، چیزی نیست

آروم باش، شادو .شادو، آروم باش

.هی ...آه

.آه

.ششش، شادو

.چیزی نیست، شادو، چیزی نیست

.آه

متاسفم

.گرفتمت، گرفتمت .ما خوبیم

.ما خوبیم، بیا

.شادو، جیزی نیست

...ششش

...اون افتاد

.اون افتاد

.شنیدم که ضربه بدی خوردی

آره اشکالی نداره

.سرم سفته

.باور می‌کنم

...خب، اوه .بهت یه توضیح بدهکارم

.بدهکاری

.اما امروز نه

...من فقط

.خوشحالم که حالت خوبه

...در حال حاضر

.این تنها چیزیه که مهمه

،‏بعد از هر فاجعه‌ای

.یه دوره بازسازی و رشد دوباره میاد

‏امید اینه که همه

،از یه شرایط قوی‌تر بیرون بیان

انگار که از یه طوفان سخت .جون سالم به در بردن

،‏راستش رو بخواین

حقیقت اینه که .هیچوقت احساس آرامش نکردم

بخشی از من همیشه آماده بوده

.که یهویی جمع کنه و فرار کنه

بیا اسرار همدیگه رو نگه داریم اِم

‏ولی انگار این نزدیک‌ترین حس .خونه‌ای بوده که تا حالا تجربه کردم

.و یه خونه ارزش محافظت رو داره

البته، یه ذره در رو باز کردن

که یه گوشه از زندگی قبلیم خودشو نشون بده

.یه جورایی خطرناکه

و ‏یه دختر هر چقدر هم .که مراقب باشه، باز هم کمه

‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس ‫آيدی تلگرام جهت ارتباط @Saeed8362

:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.